سرویس سیاست مشرق - ما در «زیرِ ذرهبین؛ فراتر از گزارشِ صِرف، میکوشیم با نگاهی دقیق و کالبدشکافانه، لایههای پنهانِ عملکردِ مسئولان و ریشههایِ بحرانهایِ مدیریتی را آشکار کنیم. از نقدِ عملکردِ مدیران گرفته تا واکاویِ بازیهایِ سیاسیِ جناحها و رفتارهایِ نخبگان؛ در این بخش، سیاستمداریِ ابزاری و تضادهایِ جناحی را زیرِ ذرهبین میگذاریم تا از پوستهیِ شعارها عبور کرده و به ریشهیابیِ بحرانهایِ سیاسی و مدیریتی بپردازیم.»
***
روزنامه هم میهن به مدیریت غلامحسین کرباسچی، مکتوبه ای به قلم احمد زید آبادی که از کانال تلگرامی نویسنده برداشت شده را منتشر کرده است. احمد زیدآبادی در یادداشت اخیر خود، با اشاره به اظهارات مهدی چمران دربارهی حفظ نظم قانونی، به نقدِ طولانیمدت ریاست وی بر شورای شهر تهران پرداخته است. وی با مطرح کردن پرسشهایی دربارهی میزان محبوبیت مردمی چمران و اشاره به بازداشتهای اخیر اعضای شوراها، مدعی است که ساختار فعلی شوراها دچار بحران تخصصگرایی و فساد شده است. زیدآبادی در نهایت، با متهم کردن چمران به «اجتناب از حمایت از اصلاح نظام انتخاباتی»، مدعی است که این رویکرد تنها برای حفظ منافعِ جناحی و سنوسالِ وی است.»

متن منتشر شده توسط احمد زیدآبادی، که در ظاهر به نقد عملکرد مدیریت شهری و ساختار شوراها میپردازد، در واقع نمونهای بارز از همان «سیاستبازیِ پشتپرده» است که ادعای نقد آن را دارد. نویسنده در این نوشتار، به جای تمرکز بر «تخصص» یا «اثربخشی»، به دنبال بازتولیدِ یک روایتِ مخدوش از عملکرد چمران و استفاده از مفاهیمِ مبهم برای پوششِ شکستهایِ سیاسیِ خود است.
تبارشناسیِ تناقض: «اصلاحِ نظام انتخاباتی» یا «تغییرِ قواعد به سودِ بازندگان»؟
نکتهی کلیدی که در متن زیدآبادی باید برجسته شود، استفادهی ابزاری از کلیدواژهی «اصلاح نظام انتخاباتی» است. تاریخِ مطالبهگریِ جریان اصلاحطلب نشان میدهد که این مفهوم، یک «اصلِ اخلاقی و ساختاری» برای آنها نیست، بلکه یک «تاکتیکِ زمانی» است.
قاعدهی نانوشتهی این جریان چنین است:
هرگاه در ساختارِ موجود، برنده انتخابات باشند و قدرت را در دست داشته باشند، «ثبات»، «استمرار» و «قانونمداری» را ستایش میکنند و نیازی به اصلاحِ ساختار نمیبینند.
اما به محض اینکه در انتخابات شکست میخورند، یا زمانی که قصد دارند با ایجاد «عملیات روانی» در افکار عمومی، فضای انتخاباتیِ آتی را برای خود مهیا کنند، ناگهان شعار «اصلاح نظام انتخاباتی» را به عنوان یک ضرورتِ حیاتی فریاد میزنند!
در واقع، مطالبهی زیدآبادی برای اصلاحِ نظام انتخاباتی، نه از سرِ دغدغهی «تخصصگرایی» یا «مشارکت عمومی»، بلکه ناشی از این است که با ساختارِ فعلی، توانِ بازگشت به قدرت را نداشته است. او میخواهد قواعدِ بازی را تغییر دهد تا «تخصص» و «حزبگرایی» (که در اینجا کنایهای به احزابِ خودشان است) جایگزینِ «اعتبار و تجربه» شود.
نویسنده با اشاره به سن و سال و مدتِ ریاست مهندس چمران، سعی دارد «تجربه» را به «مانع» تبدیل کند. اما حقیقت این است که در مدیریتِ کلانِ پایتختی، آنچه از فروپاشیِ ساختارها جلوگیری میکند، نه جوانیِ هیجانی، بلکه «تجربه و قانونمداری» است.
نقدِ مهندس چمران در متنِ زیدآبادی، نقدی بر «مدیریت» نیست، بلکه نقدی بر «برنده نشدن» است. او میخواهد با استفاده از واژگانی چون «فساد»، «تخصصیسازی» و «اصلاح نظام انتخاباتی»، یک «بحرانِ ساختاری» ایجاد کند تا شکستِ سیاسیِ جریانِ خود را به «شکستِ سیستم» نسبت دهد.
در واقع موضع گیری چمران در مقابل شایعات منحل شدن شوراها، دفاع از همان چیزی است که نویسنده از آن گریزان است: «ثباتِ قانونی در برابرِ آشوبِ سیاسی.»




۱۴:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۱