کد خبر 1841042
تاریخ انتشار: ۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۷
جایگاه رفیع وحدت در اندیشه راهبردی نظام

بسیاری از رفتارهای تفرقه‌انگیز، نتیجه مستقیم طراحی‌های دشمن در فضای جنگ شناختی است. معالجه رفتارهای تفرقه‌انگیز، راهی میانبر و آسان ندارد و نیازمند عزمی جمعی، ریشه‌دار و هوشمندانه است.

به گزارش مشرق، در نظام فکری انقلاب اسلامی، وحدت و انسجام ملی نه یک انتخاب تاکتیکی که یک اصل راهبردی و یک خط قرمز همیشگی ترسیم شده است. رهبران انقلاب، از بنیان‌گذار کبیر تا رهبری معظم انقلاب، همواره بر این نکته حیاتی پای فشرده‌اند که رمز بقا و پیروزی در برابر دشمنان متعدد و حیله‌گر، در یکپارچگی، همدلی و همراهی آحاد ملت با یکدیگر و با نظام نهفته است.

امروز که کشور در پیچ تاریخی بسیار حساسی قرار دارد و دشمنان از هر سو با استفاده از جنگ ترکیبی، تحریم‌های همه‌جانبه و عملیات روانی گسترده، درصدد تضعیف بنیه‌های اعتقادی، اقتصادی و سیاسی نظام برآمده‌اند، این اصل از هر زمان دیگری ضروری‌تر و کارآمدتر می‌نماید. بررسی عمیق بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دهه اخیر نشان می‌دهد ایشان وحدت را نه صرفاً یک شعار تبلیغاتی که به‌مثابه ستون اصلی خیمه انقلاب، تضمین‌کننده بقای آن در برابر تهاجمات همه‌جانبه دشمن و بزرگ‌ترین پشتوانه برای عبور از گردنه‌های صعب‌العبور تاریخی می‌دانند.

بااین‌حال، در فضای پیچیده سیاسی و رسانه‌ای کشور، گاه شاهد رفتارها و مواضعی هستیم که در نقطه مقابل این تأکیدات عمیق و مکرر راهبردی قرار می‌گیرند. برخی چهره‌ها و جریانات سیاسی، به بهانه‌های مختلفی از جمله نقد عملکرد اجرایی، ابراز نگرانی نسبت به مسائل معیشتی یا ادعای دفاع از آرمان‌های انقلاب، اقدام به دامن زدن به اختلافات قبیله‌ای، ایجاد بدبینی گسترده نسبت به مسئولان منتخب و حتی تخریب چهره‌های کلیدی و کارآمد نظام می‌کنند.

آنچه این پدیده را به‌مراتب خطرناک‌تر و نگران‌کننده‌تر می‌سازد، فاصله عمیق و آشکار آن با منویات صریح رهبری و مصالح عالیه و درازمدت کشور است. این گروه، علی‌رغم ادعای دلسوزی و تأکیدات مکرر بر ضرورت پرهیز از تفرقه، با رفتار عملی خود، هرچند گاه ناآگاهانه، دقیقاً مسیر معکوس را طی کرده و آب در آسیاب دشمن می‌ریزند و به اهداف پلید معاندان در ایجاد شکاف در جامعه اسلامی، القای ناامیدی و تضعیف اعتماد ملی کمک شایانی می‌کنند. درک عمیق این تناقض رفتاری و شناخت ریشه‌ها و انگیزه‌های آن، نیازمند واکاوی دقیق و همه‌جانبه مصادیق و لایه‌های پنهان آن است.

مصادیق عینی رفتارهای تفرقه‌انگیز و وارونه با منویات رهبری

مشاهدات عینی و میدانی در عرصه سیاسی، فرهنگی و حتی فضای مجازی کشور، گویای نمونه‌های روشن و متعددی ازاین‌دست رفتارهای تفرقه‌آفرین است. یکی از بارزترین و شاخص‌ترین این مصادیق، برچسب‌زدن‌های ناروا، غیراخلاقی و غیرقانونی به مسئولان ارشد نظام، به‌ویژه تیم مذاکره‌کننده و دیپلمات‌های کاربلد و خدوم کشور است. متهم کردن این افراد به خیانت به میهن، وطن‌فروشی، بی‌توجهی به منافع ملی و عدم تعهد به آرمان‌های بلند انقلاب، نه‌تنها از منظر اخلاقی، شرعی و قانونی به‌شدت محکوم است و مصداق بارز تهمت و افترا محسوب می‌شود، بلکه باصراحت و قاطعیت توسط نزدیک‌ترین مشاوران و افراد مطلع از دیدگاه‌های رهبری نیز رد و تکذیب شده است.

تأکید بر اینکه این‌گونه اتهامات و برچسب‌ها هرگز منطبق با نظر و سلیقه رهبری نبوده و ایشان خود بارها بر حمایت از تلاش‌گران عرصه دیپلماسی تأکید کرده‌اند، نشان‌دهنده عمق فاصله این مواضع افراطی با خط‌مشی کلی و عقلانی نظام است. سخنرانی‌های تند، شعاری و گاهی غیرمنطقی برخی تئوریسین‌ها و فعالان سیاسی که خطاب به سران قوای مجریه و مقننه، با ادبیاتی تهدیدآمیز، تخریبی و غیراخلاقی همراه است، نمونه بارز دیگر این رویه آسیب‌زننده است که به‌صراحت و بدون پرده‌پوشی خواستار کنارگذاری، حذف یا حتی محاکمه آن‌ها از عرصه سیاسی و مدیریتی کشور می‌شوند.

علاوه بر تخریب چهره‌های شاخص و کارآمد، ایجاد دوگانه‌های توهم‌آمیز، ساختگی و دوقطبی‌سازی افراطی در جامعه از دیگر تاکتیک‌های حساب شده و درعین‌حال خطرناک تفرقه‌انگیز است. طرح این موضوع که بین مردم مؤمن و انقلابی میدان و مسئولان تصمیم‌گیرنده و اجرایی تقابل و تعارضی ذاتی وجود دارد یا اینکه برخی جریانات سیاسی خاص، به‌راحتی متهم به کوتاه‌آمدن، سازش‌کاری و عقب‌نشینی در برابر دشمنان خارجی می‌شوند، نه‌تنها کوچک‌ترین واقعیت عینی ندارد که به‌شدت به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام ملی نظام آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌آورد.

این نوع نگاه افراطی و سیاه‌نمایی که متأسفانه بعضاً از تریبون‌های رسمی عمومی و حتی برخی مراسم‌های مذهبی و هیئت‌ها شنیده می‌شود، کاملاً مغایر با توصیه‌های مکرر و حکیمانه رهبری مبنی بر پرهیز اکید از ایجاد گسل‌های اجتماعی، دوری از اختلافات سیاسی بی‌منطق و خودداری از هرگونه اتهام و افترایی است که به تضعیف روحیه جهادی و اعتمادبه‌نفس ملی منتهی می‌شود. این اقدامات و مواضع نسنجیده، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان قسم‌خورده نظام برای ازبین‌بردن سرمایه اجتماعی، القای یأس و ناامیدی و در نهایت تجزیه اراده ملی دنبال می‌کنند.

تحلیل پیامدهای شوم و مصداق دقیق آب در آسیاب دشمن ریختن

رفتارهای تفرقه‌انگیز و اختلاف‌افکن، پیش از هر چیز و به طور مستقیم، به منافع حیاتی ملی، امنیت روانی جامعه و آرامش عمومی لطمه‌های شدید و گاه غیرقابل‌جبرانی وارد می‌سازد. در شرایط خطیر و حساس کنونی که کشور با انبوهی از بحران‌های اقتصادی، تحریم‌های ظالمانه و پیچیده بین‌المللی و تهدیدهای امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، ایجاد و دامن زدن به فضای یأس، بدبینی و ناامیدی، بزرگ‌ترین و کشنده‌ترین مانع بر سر راه پیشرفت، حل مشکلات مزمن و عبور از گردنه‌های سخت تاریخی است.

تکرار مکرر این سخنان تخریبی که خزانه کشور کاملاً خالی است، نظام توانایی حداقلی برای اداره امور کشور را ندارد یا راهکارهای مدیریتی موجود کاملاً ناکارآمد است، نه‌تنها با واقعیت‌های اقتصادی، آماری و دستاوردهای چشمگیر موجود در بسیاری از حوزه‌ها در تضاد آشکار است، بلکه انگیزه‌های ملی، اعتمادبه‌نفس عمومی و روحیه مشارکت اجتماعی را به‌شدت تضعیف و تحلیل می‌برد.

تضعیف روزافزون اعتماد عمومی نسبت به دیپلماسی فعال و هوشمند کشور نیز پیامد سنگین و فوری دیگر این اقدامات نسنجیده است. وقتی تیم مذاکره‌کننده مجرب و کاربلد کشور که با دلسوزی، تخصص و تعهدی مثال‌زدنی در حال پیگیری منافع ملی و حراست از حقوق ملت است، به‌دروغ و بر اساس هواهای نفسانی متهم به خیانت و وطن‌فروشی می‌شود، عملاً پشت این تلاش‌های خستگی‌ناپذیر خالی شده و به دشمنان این پیام روشن و خطرناک داده می‌شود که در داخل کشور، وحدت نظر حداقلی بر سر اصول کلان و خطوط قرمز دیپلماسی وجود ندارد.

از منظری کلان‌تر و راهبردی‌تر، این رفتارهای نسنجیده و غیرمسئولانه، عینیت‌بخشیدن عملی به خواست دیرینه و نقشه‌های پلید دشمن در ایجاد نفاق، اختلاف و شکاف در صفوف به هم فشرده ملت و نظام است. دشمنان خارجی و معاندان داخلی به‌خوبی می‌دانند و بارها بر آن تأکید کرده‌اند که تنها سلاح بازدارنده و مؤثر ایران اسلامی در برابر تهدیدهای همه‌جانبه نظامی، اقتصادی و سیاسی آن‌ها، انسجام شگفت‌انگیز داخلی و حمایت همه‌جانبه و پایدار مردمی از اصل نظام و کارگزاران آن است. به همین دلیل، آن‌ها با صرف هزینه‌های هنگفت مالی، تبلیغاتی و رسانه‌ای، به دنبال بزرگ‌نمایی کاذب هرگونه اختلاف‌نظر طبیعی، سلیقه‌ای و مدیریتی و تبدیل آن به گسلی عمیق، التیام‌ناپذیر و خطرناک در جامعه و بین نخبگان هستند.

کسانی که با مواضع غیرمسئولانه، احساسی و بعضاً آگاهانه خود، زمینه‌ای مناسب برای این هدف شوم فراهم می‌کنند، چه با انگیزه‌های شخصی و چه بدون انگیزه‌های روشن، عملاً در زمین و جبهه دشمن بازی کرده و اجرای نقشه‌های شوم و از پیش طراحی شده آن را تسهیل و سرعت می‌بخشند. این دقیقاً همان مفهوم عینی و مصداق بارز آب در آسیاب دشمن ریختن است که رهبری حکیم و دیگر مسئولان ارشد و دلسوز نظام بارهاوبارها بر آن تأکید و هشدار داده‌اند. در چنین شرایط خطیر و حساسی، هرگونه اظهارنظر، مصاحبه، سخنرانی یا عملی که به هر بهانه و توجیهی وحدت و انسجام ملی را خدشه‌دار سازد، فارغ از درستی یا نادرستی ادعایی محتوای آن، به‌مثابه حرکتی کاملاً در جهت منافع پلید دشمن و علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور تلقی می‌شود و باید مورد نقد قاطعانه و هوشمندانه همه دلسوزان نظام قرار گیرد.

وظیفه تاریخی خواص و مسئولیت خطیر همگان در دفاع از انسجام

در شرایط فوق‌العاده حساس و سرنوشت‌ساز کنونی که کشور در وضعیت نه جنگ تمام‌عیار و نه صلح پایدار به سر می‌برد و دشمن با استفاده از زرادخانه کاملی از ابزارهای نرم، سخت و نیمه‌سخت در پی نفوذ، اغواگری و ناامن‌سازی همه‌جانبه است، نقش و مسئولیت تاریخی خواص، نخبگان سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای، بیش از هر زمان دیگری حیاتی، تعیین‌کننده و پرهیزکارانه است. این قشر ممتاز و اثرگذار که همواره از سوی رهبری به‌عنوان پیشروان بصیرت، عقلانیت و آگاهی‌بخشی معرفی شده‌اند، وظیفه ذاتی و اخلاقی دارند مراقب باشند تا نقدهای سازنده و خیرخواهانه خود، هرچند با اخلاص و دغدغه‌های شخصی، هرگز به ظلم بر بی‌گناهی، تخریب چهره‌های کارآمد یا شکستن حرمت وحدت ملی منجر نشود.

حفظ وحدت و انسجام به‌هیچ‌عنوان به معنای سکوت مطلق در برابر ناکارآمدی‌ها، بی‌توجهی به کاستی‌ها یا ترک نقد منصفانه نیست، بلکه به معنای ارائه نقدهای متعهدانه، مستدل، منصفانه، اخلاق‌محور و در چهارچوب دقیق اصول عقلانی، قانونی و مصالح عالیه نظام است تا این نقدها به رونق، شکوفایی و تعالی امور منجر شود، نه اینکه دستاویزی برای تشنج، اختلاف و دامن‌زدن به شکاف‌های اجتماعی باشد.

ازسوی‌دیگر، همه آحاد جامعه، از صاحبان تریبون‌های رسمی و مذهبی گرفته تا کنشگران فضای مجازی و رسانه‌های جمعی، موظف به رعایت دقیق اخلاق، قانون، انصاف و مصلحت‌سنجی در بیان مواضع و نظرات خود هستند. استفاده از ادبیات تند، تخریبی، تهدیدآمیز و اتهام‌زنی علیه هرکدام از ارکان و مسئولان نظام، اقدامی به‌شدت ناپسند، غیراخلاقی و مغایر با بدیهی‌ترین مصالح و منافع ملی کشور محسوب می‌شود. مردم فهیم، هوشیار و انقلابی ایران نیز با درایت و بصیرت بالای خود، کسانی را بیش‌ازپیش دوست دارند و پشتیبانی می‌کنند که در شرایط حساس و خطیر، مواضعی عاقلانه، متین، وحدت‌بخش و امیدآفرین اتخاذ می‌کنند و از هرگونه سخن و اقدامی که بتواند وحدت، انسجام و همبستگی جامعه را خدشه‌دار کند، به‌شدت پرهیز می‌نمایند.

بنابراین، دفاع مقدس از انسجام ملی، یک وظیفه همگانی، یک تکلیف شرعی، انقلابی و اخلاقی است که در شرایط ویژه کنونی، بیش از هر زمان دیگری بر عهده تک‌تک آحاد ملت، نخبگان و مسئولان قرار دارد تا با هوشیاری و بصیرتی مثال‌زدنی، اجازه ندهند دشمن حیله‌گر از کوچک‌ترین اختلافات سلیقه‌ای و مدیریتی برای نیل به اهداف شوم و راهبردی خود بهره‌برداری کند و در این مسیر، هرگونه حرکت تفرقه‌آمیز را با تذکر، روشنگری و قاطعیت اخلاقی پاسخ دهند. در ادامه، راهکارهای عملی و تخصصی برای برون‌رفت از این وضعیت و حرکت به سمت گفتمان وحدت‌آفرین ارائه می‌شود:

۱- بازتعریف گفتمان نقد از تخریب به اصلاح

اولین و بنیادی‌ترین گام برای درمان این نقیصه، تفکیک قاطع میان «نقد سازنده» و «تخریب افراطی» است. بسیاری از کنشگران سیاسی، به‌ویژه خواص، نقد را با تندترین ادبیات ممکن معادل دانسته‌اند و گمان می‌کنند هرچه لحن تندتر و اتهام‌آمیزتر باشد، نشان از صراحت لهجه و انقلابی‌گری دارد. این یک خطای راهبردی فاحش است. راه‌حل این است که یک منشور اخلاقی برای نقد تدوین شود و مورد پذیرش همگان قرار گیرد. در این منشور، نقد باید مبتنی بر مستندات، منطق، انصاف و دوری از شخصی‌سازی باشد. به‌جای متهم‌کردن یک تیم مذاکره‌کننده به خیانت، باید نقاط قابل‌بهبود در عملکرد آنان با ذکر دلیل و ارائه راهکار جایگزین مطرح شود. رسانه‌های ملی و جریان‌های سیاسی موظفند این فرهنگ را ترویج کنند که نقد، ابزاری برای اصلاح است، نه وسیله‌ای برای حذف و انهدام.

۲- فعال‌سازی نهادهای نظارتی و اخلاقی برای برخورد با تفرقه‌افکنان

در کنار کار فرهنگی، نیاز به اقدام ساختاری و نهادی نیز احساس می‌شود. در حال حاضر، متأسفانه برخی چهره‌ها با تکیه بر جایگاه یا تریبون خود، بدون هیچ عواقبی به تخریب مسئولان و ایجاد یأس عمومی می‌پردازند. این وضعیت قابل‌قبول نیست. نهادهایی همچون شورای عالی امنیت ملی، کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و حتی نهادهای انقلابی مانند سپاه و بسیج می‌توانند با ایجاد یک کارگروه تخصصی، رفتارهای تفرقه‌انگیز را رصد و در مرحله اول تذکر و تهدید جدی بدهند و در صورت تکرار، با ابزارهای قانونی و البته شفاف، از ادامه فعالیت رسانه‌ای و تریبونی این افراد جلوگیری به عمل آورند. این برخورد نباید به معنای محدودکردن آزادی بیان باشد، بلکه هدف، صیانت از انسجام ملی در برابر رفتارهای غیرمسئولانه است و باید با رعایت دقیق موازین حقوقی و قضایی انجام شود.

۳- راه‌اندازی پویش‌های فراگیر مردمی برای بازسازی اعتماد

یکی از ریشه‌های اصلی رفتارهای تفرقه‌انگیز، فاصله‌گرفتن مردم از مسئولان و القای این حس است که بین آن‌ها شکاف عمیقی وجود دارد. برای درمان این نقیصه باید حلقه‌های میانی و پویش‌های مردمی را تقویت کرد که بتوانند بدون واسطه‌گری جریان‌های سیاسی تندرو، اعتماد را بازسازی کنند. پیشنهاد مشخص این است که ستادهای استانی و محلی با حضور مسئولان اجرایی، نخبگان دانشگاهی و نمایندگان اقشار مختلف مردم تشکیل شود تا دستاوردهای واقعی نظام در حوزه‌های عمرانی، علمی و خدمات‌رسانی به‌صورت شفاف و روایت‌گرانه به مردم گزارش داده شود. این پویش‌ها می‌توانند با برگزاری نشست‌های چهره‌به‌چهره، پاسخگویی مستقیم به مطالبات مردمی و نمایش همدلی میان مسئولان و مردم، زمینه را برای خنثی‌سازی فضای بدبینی فراهم کنند.

۴- بازآموزی و تربیت کادرهای رسانه‌ای متعهد به وحدت

بسیاری از مواضع تفرقه‌انگیز، ابتدا در فضای مجازی و رسانه‌های مکتوب تولید و سپس به تریبون‌های رسمی راه می‌یابند. بنابراین، معالجه این نقیصه مستلزم بازنگری در فرایند تربیت و گزینش فعالان رسانه‌ای و تحلیلگران سیاسی است. پیشنهاد می‌شود که یک دوره آموزشی با عنوان «سواد وحدت و امنیت ملی» برای کلیه خبرنگاران، ستون‌نویسان، مجریان و تحلیلگران شاغل در رسانه‌های دارای مجوز طراحی و اجرا شود. این دوره نه صرفاً به مباحث تئوریک که به مصادیق عینی، پیامدهای روان‌شناختی تفرقه و روش‌های جایگزین برای انتقال انتقاد بپردازد. در پایان دوره افرادی که توانایی رعایت این اصول را نداشته باشند از ادامه فعالیت در پلتفرم‌های پرمخاطب منع شوند تا به‌تدریج گفتمان رسانه‌ای کشور از التهاب و تخریب به سمت عقلانیت و امید سوق پیدا کند.

۵- تقویت شفافیت اقتصادی و پاسخگویی سیاسی

نکته ظریف و مهم این است که بخش قابل‌توجهی از رفتارهای تفرقه‌انگیز، ریشه در نارضایتی‌های واقعی معیشتی و اقتصادی دارد. مردم وقتی فشار تحریم‌ها و گرانی‌ها را احساس می‌کنند، به طور طبیعی به دنبال مقصر می‌گردند و برخی جریان‌ها از این فضا سوءاستفاده کرده و با تخریب چهره‌ها، التیام‌بخشی کاذب به مردم ارائه می‌دهند. برای معالجه ریشه‌ای، دولت و نهادهای نظارتی باید گام‌های جدی در جهت شفافیت اقتصادی و مبارزه با فساد بردارند. هرچه عملکرد مسئولان شفاف‌تر باشد، فضای کمتری برای شایعه‌پراکنی و اتهام‌زنی وجود خواهد داشت. همچنین، نهادهای رسمی باید پاسخگویی به‌موقع و صادقانه در برابر نقدها را در دستور کار قرار دهند تا مردم به‌جای گوش‌دادن به افراطیون، پاسخ قانع‌کننده خود را از زبان خود مسئولان بشنوند.

۶- نقش‌آفرینی فعال مراجع تقلید و نهادهای دینی در خنثی‌سازی تفرقه

باتوجه‌به اینکه بخشی از سخنرانی‌های تفرقه‌انگیز در بستر هیئت‌های مذهبی و مراسم‌های دینی انجام می‌شود، نقش روحانیت و مراجع عظام در درمان این نقیصه نقشی کلیدی و بی‌بدیل است. مراجع و ائمه جمعه می‌توانند با صدور بیانیه‌های وحدت‌آفرین، تذکر به مبلغان و سخنرانان که از هرگونه ادبیات تخریبی علیه مسئولان خودداری کنند و تشویق مردم به صبر و بصیرت، زمینه‌ای برای ایجاد یک گفتمان دینی مبتنی بر انسجام و دوری از اختلاف فراهم آورند. همچنین برگزاری جلسات هم‌اندیشی میان نمایندگان جریان‌های مختلف سیاسی در محضر علما، می‌تواند اختلافات را به چهارچوبی منطقی و اخلاقی هدایت کرده و از تبدیل آن‌ها به جنگ تمام‌عیار رسانه‌ای جلوگیری کند.

۷- مدیریت هوشمندانه فضای مجازی و مقابله با جنگ شناختی

در نهایت، نباید از یاد برد که بسیاری از رفتارهای تفرقه‌انگیز، نتیجه مستقیم طراحی‌های دشمن در فضای جنگ شناختی است. برای درمان این نقیصه، نیاز به یک «طرح جامع سواد رسانه‌ای» برای تمام اقشار جامعه داریم تا مردم یاد بگیرند چگونه اخبار و تحلیل‌های تفرقه‌آمیز را شناسایی کرده و در برابر آن واکسینه شوند. سازمان‌های متولی همچون مرکز ملی فضای مجازی باید با تولید محتوای جذاب، علمی و امیدبخش، روایت اول را از آن خود کنند و با سرعت، عملیات روانی دشمن را خنثی نمایند. این اقدام نه با فیلترکردن یا محدودسازی، بلکه با توانمندسازی خود مردم انجام‌شدنی است تا آن‌ها خود به‌عنوان نیروهای بصیر، در برابر هرگونه تلاش برای شکاف در جامعه، هوشیارانه ایستادگی کنند و رأی مثبت خود را به گفتارهای وحدت‌بخش بدهند.

جمع‌بندی نهایی

معالجه رفتارهای تفرقه‌انگیز، راهی میانبر و آسان ندارد و نیازمند عزمی جمعی، ریشه‌دار و هوشمندانه است. این مسیر از بازتعریف نقد آغاز می‌شود، با نظارت نهادی و قانونی ادامه می‌یابد، با توانمندسازی رسانه‌ای و اقتصادی تقویت می‌شود و در نهایت با مشارکت آگاهانه مردم و نقش‌آفرینی مراجع دینی به ثمر می‌نشیند. آنچه مسلم است اگر این نقیصه درمان نشود، نه‌تنها انسجام ملی که اصل بقای نظام در شرایط حساس کنونی با خطر مواجه خواهد شد. بنابراین، همه خواص و عموم مردم هرکدام به سهم خود، مسئولیت سنگینی در قبال التیام این زخم تاریخی بر عهده دارند و باید هوشیارانه و فعالانه در این مسیر گام بردارند.

منبع: روزنامه فرهیختگان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس