به گزارش مشرق، کانال تلگرامی مشکات اندیشه تحلیلی از دنی سیترینوویچ متخصص مسائل امور امنیتی و پژوهشگر اندیشکده شورای آتلانتیک را منتشر کرد و نوشت:
جنگ اخیر نه توانست حکومت ایران را سرنگون کند و نه چالش هستهای این کشور را حلوفصل نماید؛ موضوعی که ابهامات ادامهدار درباره فعالیتها در «کوه کلنگ» آن را به شکلی دردناک نمایان میسازد.
این جنگ حتی نتوانست ظرفیت ایران برای بازسازی زرادخانه موشکهای بالستیکش را از بین ببرد یا به روابط تهران با انصارالله، گدوههای نظامی شیعه در عراق و حزبالله پایان دهد.
ظاهراً قرار است آن را جشن بگیریم: عبور حدود ۳۰ درصد از ترانزیت نفت از تنگه هرمز؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ اساساً باز و کاملاً امن بود. این وضعیت نه تنها یک موفقیت راهبردی نیست، بلکه یک شکست استراتژیک تمامعیار محسوب میشود که در آن، دستاوردهای تاکتیکی و عملیاتی، هر روز بیشتر زیر سایه اهداف محققنشدهی جنگ رنگ میبازند.
واشنگتن و تلآویو اکنون باید از خود بپرسند آیا واقعاً برای این چالشهای کلان استراتژیک، راهحلی نظامی وجود دارد؟
اگر جمهوری اسلامی با پرونده هستهای باز، ظرفیت دستنخوردهی تولید موشک، شبکههای منطقهای فعال و تنگه هرمزی ناامنتر از قبل به بقای خود ادامه دهد، در آن صورت موقعیت راهبردی ما پس از جنگ حتی از زمان آغاز آن نیز وخیمتر خواهد بود.
تمامی این ناکامیها، فارغ از در نظر گرفتن مهمترین و سرنوشتسازترین پیامد این جنگ است: دگرگونی در دکترین نظامی و سیاسی درون خود ایران.
ایرانی که از این جنگ بیرون میآید، تمایل بیشتری به ریسکپذیری و اقدام مستقیم دارد، کمتر دچار تردید میشود و رفتارهایش بهطور بالقوه غیرقابلپیشبینیتر شده است.
معیار نهایی سنجش جنگها، واقعیتِ راهبردی بهجامانده از آنهاست. به گفته او، با در نظر گرفتن این معیار، موفقیتآمیز خواندن این کارزار نظامی روز به روز دشوارتر میشود.
در بررسی احتمال فروپاشی حاکمیت ایران زیر بار فشارهای اقتصادی، باید گفت که اگرچه این امر ممکن است، اما هیچکس با قطعیت از آن خبر ندارد. به عقیده او، نکته کلیدی دقیقاً همینجاست که نمیتوان یک استراتژی را بر پایه نتیجهای غیرقابلپیشبینی استوار کرد؛ چرا که این حاکمیت ممکن است ماه آینده، پنج سال دیگر یا دههها بعد سقوط کند.
در نهایت، نتیجهگیری صریح این است که فشارهای اقتصادی شاید صرفاً به تضعیف تهران منجر شود و در عین حال آن را ترغیب کند تا برای تحمیل هزینه به دشمنانش، تنشها را در خارج از مرزها تشدید نماید. بنابراین، فروپاشی حاکمیت تنها یک «احتمال» است و نه یک «استراتژی»؛ و یک سیاست جدی در قبال ایران باید بر مبنای مسائلی شکل بگیرد که واشنگتن واقعاً توانایی اثرگذاری و برنامهریزی بر روی آنها را دارد، نه بر اساس امید به نتیجهای سیاسی که زمانبندی، سازوکار و پیامدهای آن اساساً غیرقابلپیشبینی است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.



