به گزارش مشرق، «قسم به آن کسی که جانم در دست اوست، دوست داشتم در راه خدا جهاد کنم، پس کشته شوم، سپس دوباره زنده شوم و باز هم کشته شوم»؛ این آرزوی مردی بود که جهان او را با صدایش میشناخت؛ مردی که قهرمان نسل z بود؛ مردی که صدای رسا و چهره مستورش، با فلسطین پیوند خورده بود، با غزه، مقاومت، چفیه، جهاد، مبارزه؛ مردی که بیست سال بدون نام و نشان، پیامبر و پیامرسان جبهه حقِ فلسطین علیه جبهه دروغ و باطل شیطان صهیونی، و نماد آشنای جنگ رسانهای و راوی مقاومت بود؛ کسی که دیدهها از دیدن چهرهاش محروم بود، اما گوشها با طنین صدای پرصلابت و دردآلودش آشنا؛ چهرهای رازآلود با چفیهای سرخرنگ که تصویر و حضور مقتدرانهاش بیش از دو دهه برای اشغالگران رعبآور بود و برای فلسطینیان امیدبخش؛ کسی که خودِ فلسطین بود؛ فرمانده رسانهای قسام و صدای رسای امت؛ ابوعبیده.
«ابوعبیده» لقبش بود؛ هویتی که نزدیک به دو دهه در پردهای از ابهام بود؛ اما پیشتر «حُذیفه» صدایش میکردند؛ «حُذیفه سمیر عبدالله الکحلوت».
حذیفه ۳۷ سال پس از واقعه «نکبت» به دنیا آمد؛ در سرزمینی غریب؛ در عربستان سعودی.
خانوادهاش یکی از صدها هزار خانواده فلسطینی بودند که در سال ۱۳۲۷ ش (۱۹۴۸م)؛ سالِ «تاسیس کشور اسرائیل در خاک فلسطین»، از سرزمین اجدادی خود ـ روستای نعلیا در عسقلان اشغالی ـ اخراج و آواره شدند و سر از عربستان درآوردند.
نعلیا؛ روستایی فلسطینی در ۱۹ کیلومتری شمال غزه با ۱۳۱۰ نفر جمعیت، در دشتی ساحلی بود که مزارع و باغهای زیتون آن را در بر گرفته بودند.
زندگی در نعلیا مثل تمام روستاهای آباد فلسطینی جاری بود تا چندماه پس از روز «نکبت»، (۱۳ آبان ۱۳۲۷/ ۴نوامبر ۱۹۴۸ ) که پای نظامیان اشغالگر به این روستا هم رسید. روستاییان مجبور به ترک نعلیا و آواره شدند. روستا هم بعدها به شهر اشغالی عسقلان ( اشکلون) پیوست.
نعلیا علاوه بر حاصلخیزی، نخبهپرور هم بود و در کنار حذیفه (ابوعبیده)، اصل و ریشه بزرگانی چون نزار عبدالقادر ریان؛ رهبر جنبش مقاومت اسلامی حماس، دکتر ایاد صالح الکحلوت؛ پزشک و جراح ساکن آلمان و شهید احمد ابوحسین؛ روزنامهنگار نیز به آن برمیگشت.
خانواده پدری و مادری حُذیفه یکی از دهها خانواده آواره «نعلیا» بودند که تصمیم به سفر به عربستان گرفتند. هرچند در سرزمین سعودیها دوام نیاوردند و چند سال بعد و پس از تولد حُذیفه در ۲۲ بهمن ۱۳۶۳ به غزه برگشتند و ساکن اردوگاه آوارگان جبالیا در شمال باریکه غزه شدند.
حُذیفه تحصیلات دبستانش را در جبالیا شروع کرد و وارد یکی از مدارس آنروا (آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی) شد و در رشته علوم از دبیرستان آن فارغالتحصیل شد؛ همان سازمانی که ساختمانش در کرانه باختری یک هفته پیش توسط شیاطین اشغالگر، تصرف شد؛ همان سازمانی که بسیاری از فرماندهان غزه از جمله شهید یحیی سنوار زیر چتر حمایت آن درس خواند و بزرگ شد.
مرد نقابدار غزه که هوش سرشارش از کودکی زبانزد بود، در دانشگاه ابتدا رشته مهندسی را برگزید و بعد، دانشکده اصول دین دانشگاه اسلامی و درنهایت در سال (۱۳۹۲ش/ ۲۰۱۳م) پایاننامهاش با عنوان « سرزمین مقدس در یهودیت، مسیحیت و اسلام» را ارائه داد و تحصیلات عالی را با مدرک کارشناسی ارشد از رشته عقیده به پایان رساند. ناگفته نماند که حذیفه وارد مقطع دکتری هم شد، اما فعالیتهای سنگین جهادی مانع از اتمام رساله دکترایش شد.

روستای نعلیا در فلسطین که پس از واقعه «نکبت» در سال ۱۹۴۸ به اشغال صهیونیستها درآمد
وقتی حُذیفه، «ابوعبیده» شد
حذیفه در طول دوران تحصیل با گروه حماس آشنا شد. در سال ۲۰۰۰ یعنی ۱۵ سالگی در جریان انتفاضه دوم به حماس و شاخه نظامی آن پیوست و در دوران دانشجویی یکی از اعضای فعال تشکیلات دانشجویی وابسته به حماس در دانشگاه بود. البته در این مقطع از زندگی، و به خاطر شرایط تحصیلی، بیشترین فعالیتش در بخش رسانهای حماس بود تا میدان.
نخستین حضور رسانهای حذیفه به عنوان «ابوعبیده» و سخنگوی حماس، در مهر ۱۳۸۳ (اکتبر۲۰۰۴) رقم خورد، وقتی عملیات «روزهای خشم»ِ اشغالگران علیه شهرهای شمالی باریکه غزه با صد تانک تحت حمایت هلیکوپتر و جنگنده در جریان بود و درنهایت صدها شهید و زخمی برجای گذاشت. آنزمان حذیفه در حالیکه کلاهی مشکی روی سر و صورتش کشیده و فقط چشمانش پیدا بود، در یک نشست خبری در مسجد نور در شمال باریکه ظاهر شد.
از همان روز «ابوعبیده» متولد شد. اشغالگران چند ماه بعد در سال ۲۰۰۵ و پس از مقاومت نیروهای مقاوم حماس از غزه خارج شدند و از آن سال به بعد «ابوعبیده» با چهرهای پوشیده با چفیه، چهره رسانهای و سخنگوی رسمی قسام (شاخه نظامی حماس) شد و مسئولیت اعلام بیانیههای نظامی و اطلاعرسانی درباره عملیات میدانی مقاومت و ... را به عهده گرفت.
کار ابوعبیده به سخنگویی و اطلاعرسانی خلاصه نمیشد و مسئولیت کامل بخش رسانه قسام به او واگذار شد و بر حوزههای مستندسازی، تصویربرداری، عملیات روانی و مدیریت رسانههای گردانهای قسام نظارت داشت.
اولین سخنرانی ابوعبیده در سال ۱۳۸۳ در مسجد نور
«ابوعبیده» معروف و معروفتر شد تا «طوفانالاقصی»
عملیات «الوهم المتبدد/ توهم فروریخته» در ۴ تیر ۱۳۸۵ یا ۲۵ ژوئن ۲۰۰۶ ابوعبیده را معروفتر کرد. درواقع از آن تاریخ نام ابوعبیده سر زبانها افتاد؛ عملیاتی که حماس در پاسخ به شکستنِ آتشبسِ انتفاضهی دوم توسط رژیم اشغالگر و ترور جمال ابوسمهدانه؛ بنیانگذار کمیتههای مقاومت مردمی و شهید و زخمی کردن دهها نفر از اهالی غزه، انجام داد و به کشته شدن ۲ سرباز اسرائیلی و زخمی شدن ۴ نظامی صهیونی و اسارت «گیلعاد شلیط» منجر شد.
در جنگ سالهای بین ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ که در میان اسرائیلیها به «عملیات سرب گداخته» و در میان اعراب به «کشتار غزه» نام گرفته بود، و علاوه بر شهادت حدود ۱۵۰۰ فلسطینی، خسارات زیادی به غزه وارد شد نیز ابوعبیده در نقش سخنگوی نظامی مقاومت، بیانیههای قسام را اعلام و اطلاعرسانی میکرد.
یکی از مهمترین سخنرانیهای ابوعبیده مربوط به جنگ ۲۰۱۴ بود؛ جنگی که در اسرائیل به «تیغه حفاظتی» و در بین فلسطینیها به «بنیانالمرصوص» معروف بود و رژیم غاصب آغازگر آن بود. در این سخنرانی ابوعبیده اعلامیهای را خواند که به اسارت «شائول آرون»؛ نظامی اسرائیلی، در منطقه شجاعیه غزه اشاره داشت.
در طول این سالها تا زمان «طوفانالاقصی» ابوعبیده به شهرت بالایی در فلسطین و جهان عرب رسیده بود و سخنانش علاوه بر رسانههای عربی، در رسانههای رژیم اشغالگر صهیون هم با دقت رصد میشد.

صدای امت و نماد رسانهای مقاومت فلسطین شد
تقویمِ تاریخ که به ۲۰۱امین روز از سال ۱۴۰۲ یعنی ۱۵ مهرماه ( ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ) رسید، حضور ابوعبیده پشت دوربین رسانهی حماس هم جدیتر و مستمرتر شد؛ ۲ سال پیاپی؛ که او را به یکی از اصلیترین چهرههای رسانهای جنگ و مقاومت فلسطین و غزه تبدیل کرد و مشهور و محبوب در جهان.
در این دو سال اگرچه مردم غزه و نیروهای حماس مقاومت جانانهای از خود نشان دادند، اما علمدار این مقاومت و یکی از ستونهای اصلی آن ابوعبیده بود؛ مردی که جهان فقط با صدای پرصلابت و چهره پوشیده او در ارتباط بود؛ کسی که زبان گویای نیروهای رزمنده و مردم دردمند و جنگزده و آواره غزه بود؛ سخنگوی نقابداری که کلامش شرح حال غزه بود و سلحشوریهای مردمش، و تمنا و درخواستش اتحاد امت اسلامی علیه اسرائیل غاصب و حمایت از فلسطین اشغالی و غزهی در محاصره.
این چهره مستورِ پرصلابت دو سال پس از نبرد طوفانالاقصی تمام مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشته و علاوه بر اینکه روی نمایشگر بسیاری از رسانههای دنیا نشسته بود، قهرمان محبوبِ آزادیخواهانِ جهان بهویژه جوانان و نوجوانانِ (نسل Z) جویای حق و عدالت هم شده بود.

رجزخوانیهای پرشور فرمانده ابوعبیده
قدوقواره ابوعبیده بسیار بزرگتر از یک سخنگو و سخنران بود. او با برخورداری از سواد رسانهای و ادبیات حماسی، اخلاق قرآنی، روحیه جهادگرانه با دشمنان اسلام و مسلمین، یک رجزخوان در مقاطع سرنوشتساز میدان غزه بود که لرزه بر اندام نحسِ اشغالگران بزدل صهیون میانداخت و امید مضاعف در دل دردمند هموطنانش مینشاند. کافی است دفتر سخنرانیهای او در طول نبرد طوفانالاقصی را ورق بزنیم. در ۲۰۰ امینروز از این نبرد، ابوعبیده اینچنین برای دشمن رجزخوانی کرده است: «۲۰۰ روز گذشت و ارتش اشغالگر صهیونیستی همچنان در شنهای غزه سرگردان است.
دشمن هیچ هدف و چشماندازی در غزه ندارد و حتی نتوانسته اسرای خود را آزاد کند و فقط میخواهد وجهه خود را بهبود بخشد، اما جز خفت و خواری دستاوردی نخواهد داشت. پس از گذشت ۲۰۰ روز، مقاومت همچون کوه استوار مانده و دشمن جز نسلکشی، ویرانگری و کشتار دستاوردی نداشته؛ دشمن جنایتکاری که روز هفتم اکتبر در ۶۰ دقیقه غرور و هیبت آن را درهم شکستیم، طی ۲۰۰ روز نتوانسته هیچ دستاوردی کسب کند...»

ایران محاسبات دشمن را بر هم زد
ابوعبیده اگرچه سخنگوی جنبش حماس در غزه بود، اما دغدغهاش آزادی تمام فلسطین اشغالی بود و با تایید مقاومت هموطنانش در کرانه باختری در تلاش برای روحیهبخشی به آنها هم بود؛ کمااینکه در یکی از سخنرانیهایش گفت: «اولین جبهه مقاومت، جبهه کرانه باختری است و ما به هر وجب از خاک سرافراز کرانه باختری درود میفرستیم.»
پاسخ ایران به تجاوزات رژیم اشغالگر نیز از نظر مدیر رسانههای نظامی و سخنگوی رسمی گردانهای عزالدین قسام دور نماند و ابوعبیده درخصوص عملیات وعده صادق ایران گفت: «پاسخ قاطع و گسترده ایران قواعد جدیدی را وضع کرد و محاسبات دشمن را برهم زد.»
به میدان آمدن یمن در حمایت از مردم غزه نیز مورد ستایش حماس و سخنگویش قرار گرفته بود و ابوعبیده در تمجید یمنیها، انصارالله یمن را «إخوانالصدق»، به معنای «برادران راستین» نامید.
فرمانده رسانهای قسام دلش میخواست تمام امت اسلامی در حمایت از مقاومت به پا خیزد و این خواسته یکی از بندهای پرتکرار سخنرانیهایش بود.
آخرین سخنرانیِ سخنگو/ جهان اسلام مسئول است
آخرین حضور ابوعبیده در قاب دوربین رسانه حماس، ۲۷ تیر ۱۴۰۴ ( ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۵ ) بود که در آن از آمادگی گروههای مقاومت فلسطین برای ورود به یک «نبرد فرسایشی طولانی» و ادامه رویارویی مستقیم با نیروهای اشغالگر سخن گفت.
مهمترین بخش این سخنرانی ـ که شاید از دل شکسته ابوعبیده برآمد ـ آنجا بود که از سکوت و بیعملیِ جهان عرب و اسلام در برابر تحولات غزه انتقاد کرد و مسئولیت ادامه وضعیت بغرنجِ غزه را متوجه دولتها، علما و نخبگان جهان اسلام دانست.
انتقاد ابوعبیده از جهان اسلام در آخرین سخنرانیاش(۱۴۰۴)
پرواز فرمانده با خانوادهاش به آسمان
۴۲ روز پس از آخرین سخنرانی و حضور رسانهای ابوعبیده؛ در ۸ شهریور ۱۴۰۴ (۳۰ آگوست ۲۰۲۵)، جنگندههای وحشیِ رژیمِ درندهی اشغالگر روی محله زندگی ابوعبیده زوم کرده و بمبهای سنگینشان را روی خانهاش رها کردند، تا از شر فرماندهای که بیش از ۱۵ سال در کمین و درصدد ترورش بودند، راحت شوند؛ رزمندهای که هر بار حضورش پشت قاب دوربین، رعب و وحشت به دل بربرهای اشغالگر میانداخت، و سکوت و غیبتش، شک و تردید از چیستی طرحهای پشت پرده حماس!
آن روز که خانه سخنگوی قسام در محله الرمال در غرب شهر غزه در حملات هواییِ غاصبانِ بزدل بمباران و ویران شد، ابوعبیده همراه همسر و دو دختر و پسرش (لیان، منهالله، یمان) به شهادت رسید.
همه فلسطینیان، ابوعبیده هستند
حماس تا چندماه خبری رسمی از شهادت ابوعبیده اعلام نکرد، اما همه میدانستند که ابوعبیده جای پنهانی نداشت و همیشه در کنار مردم و خانواده بود. همه میدانستند بربرهای صهیون آنشب بیدلیل خانه ابوعبیده را بمباران نکرده و حتما چون سگان رد او را بو کشیدهاند...
چند روز پس از آن بمباران، یک نویسنده و استاد دانشگاه فلسطینی نوشت: "شخصیت ابوعبیده از مرزهای فلسطین و عرصه نظامیِ مقاومت فراتر رفته و به چهرهای رسانهای و جهانی تبدیل شده که بر روند سیاستها تأثیر میگذارد.
ابوعبیده به وحشتی روانی برای "اسرائیل" تبدیل شده و جنگ روانی قدرتمندی علیه آن بهراه انداخته است. دشمن اسرائیلی اگرچه موفق به ترور شخص ابوعبیده شده، اما باید گفت که تمام جامعه فلسطینی، ابوعبیده است؛ هزاران جوان هستند که چفیه بر چهره دارند، به زبان عربی فصیح سخن میگویند، از صداقت مقاومت برخوردارند و توان ادامه مسیر را دارند."
قرصِ ماه ابوعبیده از پشت ابرِ مستوری هویدا شد
خبر ترور ابوعبیده و خانوادهاش ۴ ماه بعد، یعنی دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ (۲۹دسامبر۲۰۲۵) توسط شاخه نظامی حماس (قسام) بهطور رسمی اعلام شد. این خبر با اعلام نام واقعی ابوعبیده یعنی «حذیفه سمیر عبدالله الکحلوت» و تصویری از چهرهی بدون چفیه او همراه بود.
دوشنبهشب خانواده ابوعبیده معروف به خانواده نقابدار (برگرفته از لقب سخنگوی نقابدار) ضمن تایید خبر شهادت فرزندشان، در بیانیهای باعزت، شهادت «ابوعبیده» را مرگِ مردان و فرجامِ قهرمانان عنوان کرده و اعلام کردند که فرزندشان در مسیری آکنده از خطر گام برداشت و بارها مورد سوءقصد قرار گرفت؛ مسیری که هدفش دفاع از آرمان مقدس ملت فلسطین بود و در این مسیر طنین صدای مقاومت مردم بزرگ خود شد، تا لحظهای که خداوند با شهادت او را گرامی داشت.
خانواده شهید ابوعبیده در بخش دیگری از بیانیه زیبای خود اینگونه نوشتند: «از درگاه الهی میخواهیم درجات او را به اندازه تمام سختیها، ترسها و خطراتی که به جان خرید، و به اندازه تمام کلمات نافذی که با آن شعله امید را در دل تودهها برافروخت و آرمان فلسطین را در ذهن و جان مردم روی این کره خاکی زنده کرد، متعالی گرداند.»
ابوعبیده هم شبیه مردمش بود؛ گرسنه و آواره
اگرچه جهان «ابوعبیده» را به چهرهای رسانهاینظامی شناخته بود، اما حُذیفه مثل تمام شهدا شخصیتی ویژه با صفات اخلاقیرفتاریاجتماعیِ ممتاز بود و بسیاری از ابعاد زندگی شهیدگونهاش تا پس از شهادت پنهان مانده بود، مثل زندگی مردمی و لبریز از درد و رنجش آنچنان که به همراه خانوادهاش در کنار مردم غزه طعم آوارگی و گرسنگی را چشیده بود. این را جهان وقتی فهمید که ویدئویی یکسال پس از شهادت او منتشر شد که ابوعبیده را هنگام یورش وحشیانه اشغالگران، در کنار سایر آوارگان غزه، در حال جابهجایی با گاری نشان میدهد.
جابهجایی ابوعبیده و خانوادهاش با گاری در غزه
فرزندانش را حافظ قرآن تربیت کرد
حُذیفه که خودش به صفات قرآنی چون مهربانی، نیکوکاری، اخلاص و پرهیز از زیادهگویی و شهرتطلبی آراسته بود، فرزندانش را هم با الگوی قرآنی و حافظ قرآن تربیت کرد.
به گفته خانواده و اطرافیان، حُذیفه باوجود فصاحتِ کلام، کمسخن بود، همچنین پنهانزیست و مخلص، و روی این صفات تاکید ویژه داشت و معتقد بود : «هر مؤمن باید رازی پنهان و عبادتی خالصانه با خدای خود داشته باشد که کسی از آن باخبر نشود.»
دردِ مردم فلسطین و مسلمانان دلش را مچاله و اشکهایش را جاری میکرد، چنانکه توطئه دشمنان برآشفتهاش میساخت، و این را میشد از لابهلای اشعار و نوشتههای پنهانیاش فهمید.
شهادت ابوعبیده به همراه خانواده مثل اغلب فرماندهان مقاومت، صداقت گفتار او را نشان داد و اینکه رهبران مقاومت همگی در صفوف مقدم نبرد، و در غم و شادی در کنار مردمشان هستند.
آسوده بخواب که روح تو در کالبد مقاومت جاری است
«ابوعبیده» در بیانیهای که حماس برای اعلام خبر شهادت او منتشر کرد، «صدای غرندهای» توصیف شد که خواب از چشمان اشغالگران ربوده و الهامبخش میلیونها آزاده در مسیر آزادی قدس و مسجدالاقصی بود و هیچگاه به میدان جهاد پشت نکرد. سخنگوی دلاوری که در طوفانالاقصی؛ شریفترینِ نبردِ تاریخِ مبارزاتیِ ملت فلسطین، و در سرزمین پایداری و جهاد، جان خود را فدای آرمان فلسطین کرد.
حماس خطاب به روح پاک ابوعبیده هم نوشت: «هرگاه بزرگی از میان ما برود، جانشینی همتای او برمیخیزد تا راه او را ادامه دهد و جای خالیاش را پر کند. پس ای ابوعبیده! آسوده بخواب؛ چراکه روح پاک تو در کالبد مقاومت جاری خواهد ماند و تصویر درخشانت در قلبهای آزادگان جهان حک شده است. صدای رعدآسای تو که ندای آزادی و استقلال سر میداد، در کرانههای گیتی طنینانداز خواهد ماند تا مژدهبخش زوال اشغالگری و آزادی کامل سرزمین مقدسمان باشد.»

میراثی ماندگار در حافظه جمعی فلسطینیان
علی برکه از رهبران جنبش حماس نیز ابوعبیده را یکی از مهمترین صداهایی عنوان کرد که در سالهای گذشته آگاهی نسبت به مقاومت را افزایش داد و صدایش زمانی بلند بود که جهان در سکوت فرو رفته و چهره او زمان نمایان شد که تصمیم گرفت با زبان عمل سخن بگوید: «چهره پوشیده ابوعبیده برای پنهان کردن ویژگیهایش نبود، بلکه برای تاکید بر این مسئله بود که تفکر فراتر از جسم انسانهاست.
صدای او قدرت یقینآفرینی در لحظات شک و تردید را داشت، زیرا ضمیرِ آگاه میدان بود و سخنانش باعث افزایش اعتمادبهنفس مقاومت میشد. پس شهادت ابوعبیده به معنای ساکت شدن صدای وی نیست و میراثی برای دیگران است که در حافظه جمعی فلسطینیان باقی خواهد ماند.»

ابوعبیده جدید؛ راه «ابوعبیده» ادامه دارد
راه «ابوعبیده» تداوم دارد؛ کمااینکه پس از شهادت او بلافاصله ابوعبیدهای دیگر؛ سخندان و پرصلابت، فرمانده رسانهای مقاومتِ فلسطین شد؛ ابوعبیدهای مستور که پشت تریبون رسانه حماس قرار گرفت و پس از سلام به غزه؛ سرزمین جهاد و شهادت و کرامت، از تداوم راه نخستین ابوعبیده و حفظ میراث رسانهای و جهادی او تا پیروزی نهایی گفت و او را اینگونه توصیف کرد: «مبارز نقابداری که همواره با صدای رسا و کلمات صادقانهاش مژدهبخش پیروزی بود.
مبارزی که تأثیری شگرف در جانهای امت بر جای گذاشت و میلیونها نفر با اشتیاق منتظر حضورش بودند و چفیه قرمز او را نمادی برای تمام آزادیخواهان جهان میدیدند. مردِ سخنی که نبض تپنده فلسطین، قدس و مقاومت بود. شهسواری که حتی در سختترین شرایط از مردمش جدا نشد و از قلب میدان نبرد، با وجود خطرات و هدفگیریهای پیدرپی دشمن، با آنها سخن میگفت تا بذر صبر و پایداری در دلها بکارد... مبارزی که پس از دو دهه مجاهدت به دیدار پروردگار شتافت و لقب «ابوعبیده» را برای من به ارث گذاشت...
پیکر حذیفه اگرچه از میان ما رفته، اما میراث او همچنان پابرجاست و فرزندان غزه هرگز این پرچم را بر زمین نخواهند گذاشت تا زمانی که به پیروزی نهائی دست یابند، یا در راه دفاع از عادلانهترین آرمان تاریخ معاصر، به فیض شهادت نائل شوند و یقین داریم که خداوند هرگز اعمال ما و خونهای پاک مردم غزه را ضایع نخواهد کرد.»

ابوعبیده؛ یک مکتب کامل رسانهای/ اسرائیل محو میشود
حالا یک سال پس از شهادت ابوعبیده و خانوادهاش، نام او در سراسر محور مقاومت و در جهانِ آزادیخواه دوباره با کرامت و بزرگی یاد میشود.
حماس در بیانیهای، صدای رسای او را تصویری درخشان از مقاومت ملت فلسطین و ماندگار در حافظه یک نسل کامل عنوان کرد که با افتخارات و حماسههای مقاومت و مرحلهای سرنوشتساز از تاریخ ملت فلسطین پیوند خورده، آنچنان که با وجود گذشت یک سال از شهادتش حضور او همچنان در همه جا احساس میشود و همگان او را به یاد میآورند؛ خاطرهای که حتی فراموشی نمیتواند آن را محو کند.

ابوعبیده؛ سخنگوی جدید حماس نیز که پا جای پای حذیفه گذاشته، یکسال پس از شهادتش از او به عنوان یک مکتب کامل رسانهای و فردی برخوردار از حکمت و بصیرت یاد کرد.
سخنگوی انصارالله یمن نیز در سالگرد شهادت ابوعبیده پیام داد که: «آرمان فلسطین تا نابودی دشمن "'اسرائیل'" باقی خواهد ماند. به صاحب هشتگ «إخوانالصدق» میگوییم که آرمان فلسطین، همان آرمانی که شما و رفقای شما، شهدای فرمانده، برای دفاع از آن فداکاری کردید و صدای خود را به نام آن بلند کردید، همچنان صدای ما و آرمان ما در تمام میادین و صحنههای محور جهاد و مقاومت باقی خواهد ماند. صدای شما همچنان دشمن جنایتکار "'اسرائیل'" را آزار خواهد داد تا به اذن خدا از تمام سرزمین فلسطین محو شود.»

شرح عکس فوق:
ابراهیم؛ پسر شهید ابوعبیده، اواخر فروردین امسال عکسی از پدرش در صفحه مجازی منتشر کرد و با دلنوشتهای که حاکی از اوج دلتنگی او برای خانواده شهیدش بود، اینگونه نوشت: «زندان او را فرسوده نکرد، بلکه جنگ و گرسنگی او را لاغر کرد؛ گرسنگیای که او انتخاب کرد تا همراهِ مردمش آن را تجربه کند، نه اینکه مافوق آنها باشد. بیش از ۳۰ کیلوگرم از وزن بدنش را از دست داد، اما ذرهای از کرامت و پایداری خود را از دست نداد. از آنچه مردمش میخوردند، میخورد و همچون آنها صبر میکرد، در حالی که بوقهای نفاق و کانالهای رسوایی با دروغ و تهمت آبروی او را میدریدند. جسمش ضعیف شد، اما ارادهاش قویتر و یقینش به خدا بیشتر شد. دوستت دارم پدرم... و به زودی ما را؛ تو، مادرم و خواهران و برادرم را در بهشتهایی که به پهنای آسمانها و زمین است، گرد هم آورد...»
انتشار فیلم جدیدی از ابوعبیده به مناسبت سالگرد شهادتش
شهید ابوعبیده در حال تدریس
شهید ابوعبیده در حال بازی با فرزندانش
ابوعبیده در جوانی، در حال خواندن سرود «ما اینجا میمانیم»

سخنان ابوعبیده پس از شهادت ضیف
دههها جهاد، فداکاری، فرماندهی و خلاقیت نظامی به شهادت ختم شد؛
تا خون او با خون برادران فرماندهاش و فرزندان امت و ملت ما درآمیزد؛
همان کسانی که گرانبهاترین داشتههای خود را برای مسجدالاقصی و فلسطین تقدیم کردند.
ضیف، یاد و خاطره نسل صحابه و مجاهدان نخستین را در این امت زنده کرد
و الگویی برای نسلهایی شد که هرگز او را ندیده بودند،
اما به حماسهآفرینیهای گردانهای پیروزش افتخار میکردند.



