سرویس فرهنگ و هنر مشرق - در روزهایی که حفظ پوشش رسمی در فضای عمومی و حرفهای همچنان موضوع بحث و تأکید مسئولان فرهنگی و قضایی است، نام تینا پاکروان، کارگردان سریالهای «خاتون» و «تاسیان»، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است. این کارگردان سینما که در آثارش به روایتهای تاریخی و عاشقانه پرداخته، حالا با حواشی تازهای روبهروست: از یک سو ادعاها و گزارشهایی درباره ادامه فعالیت و مجوزهای مرتبط با پروژههای جدید او (از جمله سریال «ماهدخت») در حالی مطرح میشود که تصاویر و رفتارهای عمومیاش نشاندهنده کشف حجاب کامل است، و از سوی دیگر فضای مجازی با استوریها و پیامهای مرتبط با کارزار «نه به اعدام» پر شده که به نام او نیز گره میخورد.
این تضاد آشکار میان رفتار فردی و بهرهمندی از امکانات رسمی، پرسشی اساسی را پیش روی اکوسیستم فرهنگی کشور میگذارد: چگونه کسی میتواند از شرایط متناقض فرهنگی این چنین بهرهمند باشد، در حالیکه او پوشش عرفی با هدف هنجار شکنی در مجامع عمومی نادیده میگیرد و همچنان از مسیرهای مجوزدهی میتواند عبور کند؟
شرایطی که یادآور فضای حول سریال تاسیان است که منجر به برخی جابجاییها و عزل افراد دخیل در آن شد.
پاکروان در متن رخدادهای اجتماعی همچنان حاشیه ساز است و در آثار سریالی اش که در بستر تاریخی پیش از انقلاب روایت میشود، با انتقادات جدی از سوی رسانه ها مواجه میشود. پوشش بازیگران زن، نمایش سبک زندگی طبقه مرفه پیش از انقلاب، صحنههایی که به شرب خمر و مهمانیهای شبانه اشاره داشت، و روایتهایی که برخی آن را سفیدشویی ساواک یا تحریف تاریخ میدانستند، زمینه بسیاری از اعتراضات زمان پخش سریال تاسیان برانگیخت.
ساترا در بهمن ۱۴۰۳ نامه رسمی صادر کرد و پخش را به دلیل «نامشخص بودن وضعیت صیانت» کارگردان متوقف کرد. این «صیانت» که جزئیات دقیق آن اعلام نشد، در فضای رسانهای به بررسی رفتارها و مواضع عمومی مرتبط با حجاب و قوانین جاری کشور تعبیر شد.
قوه قضائیه نیز به نداشتن مجوز تولید و پخش اشاره کرد. پاکروان در واکنش، این توقیف را نتیجه «حملات سازمانیافته» خواند و در دفاع از پوشش بازیگران گفت که نمیتواند ادعا کند پنجاه سال پیش همه زنان حجاب کامل داشتهاند. این اظهارات، به جای پذیرش واقعیتهای مذهبی، تاریخی و فرهنگی جامعه ایران، بیشتر به توجیه بیتوجهی به ارزشها شباهت داشت. این در حالیکه است که سایر فعالان زن که در پوشش ظاهری همچنان هنجارشکنانه رفتار کنند، موفق به اخذ مجوز نخواهند شد .
پس از فراز و نشیبهای «تاسیان» که بخشهایی از آن با اصلاحات یا بدون مجوز کامل پخش شد، حالا پروژه «ماهدخت» به عنوان سومین بخش سهگانه «روزی روزگاری ایران» مطرح است. برخی اخبار از پیوستن بازیگرانی مانند پانتهآ پناهیها و پیشتولید خبر دادهاند، اما خبرگزاری دانشجو و منابع نزدیک به ساترا به صراحت اعلام کردهاند که ادعای دریافت مجوز ساخت برای «ماهدخت» کذب است و تاکنون هیچ اقدام قانونی برای ثبت این پروژه صورت نگرفته و سرنوشت آن در هالهای از ابهام قرار دارد. با این حال، صرف مطرح شدن نام او در فضای تولید و احتمال ادامه فعالیت، در حالی که تصاویر عمومیاش کشف حجاب کامل را نشان میدهد، سؤالبرانگیز است.
تمام قوانین رسمی کشور و آییننامههای مرتبط، ترویج کشف حجاب و بدپوششی را جرم میدانند و نهادهایی مانند ساترا و وزارت ارشاد موظف به رعایت شاخصهای محتوایی و رفتاری هستند. صدور یا حتی مطرح شدن مجوز برای کسانی که علناً این اصول را نقض میکنند، نه تنها بیعدالتی نسبت به هنرمندان متعهد است، بلکه پیام نادرستی به جامعه میدهد: قوانین برای برخی سختگیرانه و برای برخی دیگر انعطافپذیرند.
این حواشی تنها به حجاب محدود نمیشود. در فضای مجازی، استوریها و پستهای مرتبط با کارزار « نه به اعدام» گاه به نام چهرههای فرهنگی گره میخورد. این کارزار توسط چهرههای هنری نیز تبلیغ و پشتیبانی میشود که نام تینا پاکروان نیز در بین این گروه از هنرمندان به چشم میخورد. ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم برخی چهرههای هنری با چنین فضاهایی، یا حداقل سکوت در برابر ترویج روایتهای یکجانبه، پرسشهایی درباره موضعگیریهای سیاسی ایجاد میکند. مشرق بارها هشدار داده که برخی هنرمندان با استفاده از تریبون هنری، به روایتهایی دامن میزنند که با اهداف دشمنان و واحد عملیات روانی ۸۲۰۰ رژیم صهیونیستی همسو است.

رویکرد نهادهای رسمی علی الخصوص کارگروه چهرهها همچنان در این باره روشن نیست. هنر و فرهنگ باید در خدمت ارزشهای عمومی جامعه باشد، نه ابزاری برای عادیسازی ناهنجاریها. عدم تبعیت رسمی از مصداقها و هنجارهای فرهنگی کشور توسط چهرهای که از امکانات رسمی (پلتفرمهای دارای مجوز، سرمایه و مخاطب گسترده) بهره میبرد، مصداق بارز دوگانگی است.
اگر قانون برای همه یکسان است، چرا کسانی که علناً آن را نقض میکنند، همچنان در چرخه تولید باقی میمانند؟ تجربههای گذشته نشان داده که مماشات با چنین رفتارهایی، به گسترش هنجارشکنی در فضای عمومی و حرفهای دامن میزند. نهادهای نظارتی باید شفافتر عمل کنند، یا معیارهای صیانت و مجوزدهی را به طور یکسان اعمال کنند، یا توضیح دهند که چرا برخی از این فیلترها عبور میکنند.
در نهایت، حواشی تینا پاکروان آینهای از چالش بزرگتر فرهنگی است. شرایط کنونی جامعه نمیتواند شاهد باشد که عفت عمومی در آثار نمایشی و رفتار عمومی هنرمندان به حاشیه رانده شود، در حالی که مجوزها و تریبونها در اختیار همانها قرار گیرد. مسئولان فرهنگی باید با قاطعیت بیشتری وارد شوند: نظارت محتوایی دقیقتر، اعمال قانون بدون استثنا، و جلوگیری از تبدیل هنر به ابزاری برای تضعیف مبانی. اگر این روند ادامه یابد، نه تنها اعتبار نهادهای نظارتی زیر سؤال میرود، بلکه پیامدهای اجتماعی آن برای نسل جوان و هویت ملی خطرناک خواهد بود. هنر بدون پایبندی به اصول، هنر نیست؛ بلکه ابزاری در دست جریانهایی است که میخواهند ایران اسلامی را از درون تهی کنند. زمان آن رسیده که مرزها روشنتر شود.



