کد خبر 1810305
تاریخ انتشار: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۴

به گزارش مشرق، مسعود پیرهادی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ بخش مهمی از آن، بعد از خاموش شدن صدای انفجارها آغاز می‌شود؛ جایی که اقتصاد، معیشت مردم، امنیت روانی جامعه و تاب‌آوری اجتماعی در معرض آزمون قرار می‌گیرد. آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در زنجیره تولید و توزیع، افزایش هزینه‌های عمومی و فشار مضاعف بر اقشار ضعیف، آثاری نیست که با چند تصمیم کوتاه‌مدت از میان برود. این وضعیت، ضرورت یک «تغییر ریل» جدی در سیاستگذاری اقتصادی را یادآوری می‌کند.

در شرایط عادی هم، اقتصاد بدون توجه به عدالت اجتماعی و معیشت طبقات ضعیف، دیر یا زود دچار فرسایش می‌شود؛ اما در شرایط جنگی و پساجنگ، این مسئله به یک ضرورت حیاتی تبدیل می‌شود. جامعه‌ای که مردمش احساس کنند بار اصلی بحران بر دوش آنان افتاده، تاب‌آوری‌اش کاهش می‌یابد و سرمایه اجتماعی آسیب می‌بیند. از همین رو، مراقبت از سفره مردم، صرفا یک اقدام اقتصادی نیست؛ یک ضرورت امنیتی، اجتماعی و حتی راهبردی است.

امروز بیش از هر زمان دیگری، باید میان سیاست‌های اقتصادیِ متناسب با شرایط عادی و سیاست‌های اقتصادیِ متناسب با شرایط جنگ و بازسازی تفاوت قائل شد. در چنین وضعیتی، اولویت نخست باید حفظ قدرت خرید مردم، کنترل تورم، جلوگیری از شوک‌های ناگهانی و حمایت واقعی از اقشار آسیب‌پذیر باشد. طبیعی است که برخی پروژه‌ها، برخی هزینه‌های غیرضرور و حتی برخی رویکردهای مرسوم اقتصادی نیازمند بازنگری باشند.

اقشار ضعیف، کارگران، حقوق‌بگیران ثابت، بازنشستگان و بخش‌هایی از طبقه متوسط، معمولا نخستین قربانیان تلاطم‌های اقتصادی‌اند؛ در حالی که کمترین نقش را در ایجاد بحران‌ها داشته‌اند. اگر سیاستگذاری‌ها به‌گونه‌ای باشد که فشار اصلی بر همین اقشار وارد شود، نه‌تنها عدالت محقق نمی‌شود، بلکه احساس تبعیض و بی‌پناهی نیز گسترش می‌یابد. حمایت از این بخش‌ها نباید صرفا در حد شعار، بسته‌های مقطعی یا اقدامات نمایشی باقی بماند؛ بلکه نیازمند برنامه‌ای دقیق، مستمر و قابل لمس است.

تجربه بسیاری از کشورها در دوران جنگ و بحران نشان داده که دولت‌ها در چنین شرایطی ناگزیر از مداخله فعال‌تر در اقتصاد، مدیریت هوشمند بازار، اولویت‌بندی منابع و حتی بازتعریف برخی سیاست‌های مالی و حمایتی می‌شوند. جامعه نیز زمانی همراهی بیشتری نشان می‌دهد که احساس کند مسئولان، دشواری‌ها را می‌فهمند و در تقسیم هزینه‌های بحران، عدالت رعایت می‌شود.

امروز زمان تصمیم‌های شجاعانه و واقع‌بینانه است. ادامه برخی مسیرهای سابق، با مختصات جدید کشور همخوانی ندارد. شرایط جدید، سیاستگذاری جدید می‌طلبد؛ سیاستگذاری‌ای که محور آن، حفظ کرامت مردم، تقویت تاب‌آوری اجتماعی و مراقبت ویژه از اقشار آسیب‌پذیر باشد.

در چنین شرایطی، موفقیت فقط به بازسازی زیرساخت‌ها محدود نمی‌شود؛ مهم‌تر از آن، حفظ اعتماد و آرامش مردمی است که ستون اصلی ایستادگی هر کشورند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 5
  • در انتظار بررسی: 0
  • ناشناس IR ۰۳:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
    0 3
    ساختاررر اقتصادی وجود ندارد ** بانک مرکزی هر کشور ساختار اقتصادی اون کشور رو‌ میسازه تو ایران اصلا ساختاررر اقتصادی وجود نداره صفر صفر. اصلاحات نظامی و فرهنگی اصلاحات. ساختاری اصلاحات اقتصادی. 4 مدل. اصلاحات وجود داره ؟؟ ** اصلاحات فرهنگی مثل هنر و موسیقی حجاب که برای بخش مدنی و زنان اصلاحات. نظامی اصلاحات ساختاری. ؟؟ که نحوه کنترل و مدیریت کل سیستم شاید 1000 بخش باشه اصلاحات اقتصادی ؟؟ که ساختاری وجود نداره 5 تا بازار سنتی که 50 ساله بدونه اصلاحات کار کرده در واقع اصلاحات یا تغییرات خاصی توش ایجاد نشده
  • IR ۰۴:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
    0 2
    پساجنگ فرصت ریل چینی نیست چون نیازهای جامعه خودبخود اقتضای ایجاد رانت میکنه. ریل گذاری را باید توی زمان جنگ انجام داد چون انگلهای اقتصادی رسواتر هستن و جایی برای قایم شدن ندارن و راحت میشه شکارشون کرد و مسیرهای غلطشون را پاک کرد
  • IR ۰۵:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
    0 0
    عالی ... افرین !!
  • IR ۰۶:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
    0 0
    با سلام " ضرورت تغییر ریل اقتصادی پسا جنگ ". این عنوان مقاله ای است که نگارنده در باره ضرورت تغییر ریل اقتصادی انتخاب کرده است‌. این عنوان حامل یک فکر و نظریه ای است که در متن خود بسیار نگران کننده است و برخلاف صورت مثبتی که در عنوان مشاهده می شود سیرت مطلوبی در ذات آن نهفته نیست. چرا؟ اولا این یک جمله شرطیه است. ضرورت تعییر به دوره پس از جنگ واگذار شده است. آیا این جنگ از نظر پایان بندی آن می توان یک دوره تحت عنوان پساجنگ را مشاهده و صورت بندی کرد؟ این پایان بندی در چه شرایط و تقویم زمانی رخ می دهد؟ ثانیا؛ ضرورت تغییر ریل اقتصادی چند دهه است که به تاخیر افتاده است و این امکان مقدم بر جنگ است و بنظر می رسد از موجبات جنگ است. با این محتوی بنظر می رسد عنوان مقاله انتخاب یک مسیر متفاوت از اراده ولایت و جمهور است و محل حرف و حدیث است. اجازه دهید برای تبیین ابعاد این موضوع اصل موصوع را بیان کنیم. انقلاب اسلامی یک تجربه موفق و بی نظیر سیاسی و تاریخی بود و پس از استقرار فاقد یک پشتوانه تجربی حکمرانی اقتصادی بود. همین امر بتدریج باعث تقویت تکنوکرات ها و نفوذ فکر و اندیشه اقتصادی غربی بنام علم و علوم اقتصادی و مالی گردید.و حکمرانی را دچار التقاط کرد. اقتصاد غربی اولا سرمایه داری است و حاکمیت را عملا به سرمایه به عنوان یک نهاد واگذار می کند و جامعه دینی. ا از این منظر پارادوکسیکال می کند. ثانیا؛ اقتصاد غربی ربوی است و با تعالیم دین مبین اسلام در تعارض مطلق قرار دارد و پیروی از آن خونین و همراه با جنگ پیش بینی شده است. ثالثا؛ اقتصاد غربی و لوازم آن از قبیل توسعه و نهادهای حکمران آن یعنی بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و حاکمیت دلار و نظام پیام رسان سویفت کاملا استعماری و در جهت نفوذ حاکمیت استعمار است که متاسفانه این تفکر در پهنه ستاد دولت و حکمرانی اقتصادی کشور جای خوش کرده و با این جای گیری به تعارض با اسلام و ج اا پرداخته شد. نفوذ اقتصاد غربی چالش بزرگی برای انقلاب اسلامی است که موجودیت آن را تهدید کرده و می کند و تغییر آن یک خواسته دینی و پیشینی و مقدم بر جنگ و صورت های آن است و امروز نیز برای شروع این تغییر دیر است. گرچه بنظر می رسد این امر ماهیتا در شمار رسالت های جدی اسلام و انقلاب اسلامی است و با استغاثه های مردم به امام زمان ص راه خود برای بسط حاکمیت پیدا می کند .
  • IR ۱۴:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۱
    0 1
    الان این یعنی چی ؟ برای نجات و اصلاح اقتصاد غرق در فساد و رانت فعلی باید به درگاه امام زمان استغاثه کنیم ؟! یعنی جواب میده؟

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس