من حریفتم، منتقمم و اعجاز میکنم
فخر جهان شدم و پرچمت احتزاز میکنم
من ارشم امده ام و تکلیف میکنم
جغرافیای مرز رامن اکنون تعیین میکنم
من ذولفقاار حیدرم به میدان رقص شمشیر میکنم
از بر و بحروسما لشکر خصم زمینگیر میکنم
من کودک مینابی ام خون تقدیم میکنم
با خون خود شجره تیبه رت اذین میکنم
من. مبعوث شده ام دمادم تکبیر میکنم
در کوچه و خیابان پیروزی را تضمین میکنم
من قاسمم به رزم چوو سلمان تدبیر میکنم
اخر این جنگ را من اکنون ترسبم میکنم
من فتاحم که صورتی به تن میکنم
بهر این اب و خاک پیراهن کفن میکنم
منن شاهدم و خنجر به چشم دیو میکنم
فرعونیان زمانه را تک تک غرق نیل میکنم
من سان حرمم از خراسان طلوع میکنم
غیر امام هشتمین،کی به غیری خشوع کنم