کد خبر 1807686
تاریخ انتشار: ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۵

به گزارش مشرق، غلامرضا بنی اسدی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

ایران را اگر بخواهیم در یک قابِ مفهومی خلاصه کنیم، شاید بهترین تعبیر، «شاهنامه زمینی» باشد؛ که هر صفحه اش- بخوانید هر قطعه اش- برگی تازه از حماسه است. اما حماسه‌ای که در گذر زمان، دچار سوءتفاهمِ معنایی شده است. ما سال‌ها حماسه را در انحصارِ میدانِ جنگ دیده‌ایم؛ در قامتِ قهرمانانی با شمشیر و سپر. این تصویر، اگرچه بخشی از واقعیت است، اما تمام آن نیست. در جهانِ امروز، حماسه دیگر فقط در «رزم» تعریف نمی‌شود، بلکه در «تاب‌آوریِ اجتماعی» و «ظرفیتِ بازسازی» نیز معنا پیدا می‌کند.

جامعه‌ای که بتواند پس از هر ضربه، خود را بازسازی کند، در حال تولید حماسه است؛ حماسه که فقط در جنگ شکل نمی گیرد. در میدان متولد می شود و میدان هم به اندازه همه عرصه های زندگی، ساحت و محضر دارد. با همین نگاه است که می گوییم در تعریف و تجسم حماسه باید میدان را بازتعریف کرد. میدان، فقط جغرافیای نبرد نیست؛ شبکه‌ای است از معرکه ها و کنشگران که هر کدام در موقعیت خود، نقشی در تولید قدرت ایفا می‌کنند. از رزمنده در خط مقدم تا مهندس در کارگاه، از سیاستمدار در میز مذاکره تا کارگر در دلِ پروژه همه در یک «اکوسیستم قدرت» قرار دارند.

در این چارچوب، آنچه کمتر دیده شده، «حماسه مهندسی» است. مهندسان، کارشناسان و کارگرانی که در شرایط بحران، وارد صحنه می‌شوند و آنچه ویران شده را در زمانی کوتاه احیا می‌کنند، در واقع در حال بازتولیدِ اعتماد عمومی‌اند. این جا دیگر فقط مسئله‌ ساختِ پل یا جاده نیست؛ مسئله، «بازسازیِ معنا»است. دشمن، وقتی زیرساخت را هدف می‌گیرد، در واقع قصد دارد جریان زندگی را مختل کند و تصویر ناتوانی بسازد. اما بازسازی سریع، این روایت را برهم می‌زند و یک «ضدروایت» قدرتمند خلق می‌کند.

در ادبیات رسانه‌ای، این همان نقطه‌ای است که «خبر» به «نماد» تبدیل می‌شود. خبرِ راه‌اندازی دوباره‌ یک پروژه‌ بمباران‌شده، صرفاً یک گزارش فنی نیست؛ یک پیام است. پیامی که در داخل، حسِ توانستن را تقویت می‌کند و در خارج، معادلات ادراکی را تغییر می‌دهد. همان‌طور که اصابت یک موشک، حاملِ پیام بازدارندگی است، احیای یک پل یا خطِ ریل هم حاملِ پیامِ تاب‌آوری است. این دو، در دو حوزه متفاوت، اما با یک کارکرد مشترک عمل می‌کنند: تولید قدرت در سطح ادراک.

از این منظر، اگر امروز از «میدان» و «دیپلماسی» سخن گفته می‌شود، باید پذیرفت که این دو، بدون پشتوانه‌ حوزه‌های دیگر، نمی‌توانند به تنهایی تولید اقتدار کنند.

آنچه این دو را معنا می‌بخشد، شبکه‌ای از کنش‌های پنهان و کمتر دیده‌شده است؛ از جمله همین تلاش‌های مهندسی و اجرایی که در شرایط دشوار، رکوردهایی در حد معجزه ثبت می‌کنند. در جامعه‌شناسی قدرت، مفهومی وجود دارد به نام «قدرتِ توزیع‌شده»؛ قدرتی که در نقاط مختلف جامعه پراکنده است و در لحظات بحرانی، به‌صورت هم‌افزا عمل می‌کند. ایران، در تجربه‌های اخیر خود، نمونه‌ای از این الگو را نشان داده است. جایی که تخریب، با بازسازی پاسخ داده می‌شود و تهدید، به فرصتی برای نمایش توان تبدیل می‌شود.در نهایت، آنچه از این روایت برمی‌آید، یک بازتعریف از حماسه است: حماسه، فقط در لحظه‌ درگیری نیست؛ در لحظه‌ «برخاستن» است. در لحظه‌ای که جامعه تصمیم می‌گیرد زمین نخورد، یا اگر افتاد، سریع‌تر از تصور برخیزد.

این همان جایی است که ایران، بار دیگر، جهان را شگفت‌زده می‌کند...نه فقط با قدرت نظامی، بلکه با قدرتِ بازسازی، با خلق معنا و با تواناییِ تبدیل بحران به فرصت.و شاید راز ماندگاری این سرزمین نیز همین باشد: ایران، فقط مقاومت نمی‌کند؛ «بازمی‌سازد» و این، نوعی از حماسه است که در جهان امروز، کمتر دیده می‌شود اما بیشتر اثر می‌گذارد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس