.

سرنگونی اف‑۱۵ و عملیات ناموفق در اصفهان، نقطهٔ عطفی قاطع بود که شخصیت روانی و محاسبات راهبردی دونالد ترامپ را دستخوش تغییر اساسی کرد.

به گزارش سرویس جهان مشرق، روز جمعه، ۱۴ فروردین ۱۴۰۵، یک فروند هواپیمای اف-۱۵ئی استرایک ایگل آمریکایی بر فراز آسمان کشورمان مورد اصابت موشک پدافندی نیروهای مسلح کشورمان قرار گرفت و سرنگون شد. اگرچه آمریکایی‌ها، طبق معمول، ابتدا وقوع هر حادثه‌ای برای جنگنده خود را تکذیب کردند، اما به مرور مشخص شد که نه تنها ماجرا حقیقت دارد، بلکه دو سرنشین آن یعنی خلبان و تکنسین تسلیحات نیز پس از اجکت، به کمک چتر نجات در عمق خاک ایران فرود آمده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور عمیقاً کذاب آمریکا، برای چاره‌اندیشی در برابر این ضربه‌ی سهمگین - آن هم کمتر از ۴۸ ساعت بعد از آخرین ادعای گزاف او مبنی بر نابودی کامل پدافند ایران - با همراهی همه‌ی رسانه‌های طیف چپ و راست آمریکا (که در نهایت سر در آخور امپراتوری رسانه‌ای صهیونیست دارند) روی به یک روایت‌سازی هالیوودی آورد و مدعی «نجات» هر دو خلبان شد. با این‌حال، خیلی زود معلوم شد که عملیاتِ کذایی نجات، صرفاً پوششی برای یک عملیات ویژه‌ی بسیار سنگین، به منظور عملیات به اصطلاح «ربایش اورانیوم» از یکی از تأسیسات هسته‌ای کشور در اصفهان بود.

در هر صورت، هم آن عملیات ویژه، با امداد الهی و هوشیاری نیروهای مسلح و مردمی کشورمان، شکست مفتضحانه‌ای خورد، و هم عملیات کذایی «نجات» خلبانان به نقطه‌ی مبهمی تبدیل شد که حقایق آن بعداً روشن خواهد شد.

نکته‌ی مهم مرتبط با این مطلب، این موضوع است که در شامگاه ۱۶ فروردین، بعد از پست احمقانه و جنون‌آمیز رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر «محو تمدن ایران»، به‌ناگاه پاکستانی‌ها از طرح آتش‌بس خبر دادند.

بعدتر، هم رسانه‌های پاکستانی و هم آمریکایی گزارش دادند (همان‌طور که البته عیان بود) ترامپ با واسطه قرار دادن چندین کشور و به‌طور خاص با فشار بر اسلام‌آباد، خواهان «آتش‌بس» با ایران شد.

حال، در این مطلب قصد داریم این گمانه را محک بزنیم که سرنگونی جنگندهٔ اف‑۱۵ و فرود اضطراری دو سرنشین آن در خاک ایران، چه اندازه در اقدام ترامپ برای التماس آتش‌بس و واسطه‌گیری کشورها برای تحقق آن مؤثر بوده است.

به بیان دیگر، آن شاهکار پدافندی نیروهای مسلح کشورمان، دقیقاً چه نقشی در برگشتن ورق جنگ ایفا کرد.

در واقع، سرنگونی اف‑۱۵ و عملیات ناموفق در اصفهان، نقطهٔ عطفی قاطع بود که شخصیت روانی و محاسبات راهبردی دونالد ترامپ را دستخوش تغییر اساسی کرد.

ترامپ که در هفته‌های اول جنگ، تصویر یک رئیس‌جمهور «آشوب‌طلب اما مصمم» را از خود ارائه می‌داد، پس از آن‌ها به رهبری تبدیل شد که از چشم‌انداز یک «فاجعهٔ ویتنامی» هراس داشت و با اولویت دادن به پایان فوری جنگ، ریسک نظامی را نمی‌پذیرفت.

پس به نوعی، دو رویداد را می‌توان حلقه‌های زنجیره‌ای دانست که مستقیماً به تقاضا و تلاش چشمگیر دشمن آمریکایی برای تحقق آتش‌بس انجامید.

شوک روانی: وحشت از تکرار کابوس ۱۹۷۹

منابع آگاه می‌گویند ترامپ پس از اطلاع از سرنگونی، ساعت‌ها با صدای بلند بر سر مشاورانش فریاد زد و تیمش عمداً او را از اتاق جنگ بیرون نگه داشت، چرا که واکنش احساسی و عجولانهٔ او را تهدیدی برای عملیات حساس نجات می‌دانستند. این رفتار که به‌وضوح نشان‌دهندهٔ ترس از دست دادن کنترل بود، در تضاد کامل با تصویر «رئیس‌جمهور جنگ‌طلب» بود که پیش‌تر ارائه می‌داد.

به‌علاوه، ترس اصلی ترامپ، تکرار فاجعهٔ گروگان‌گیری ۱۹۷۹ بود؛ کابوسی که سیاست خارجی جیمی کارتر را نابود کرد و می‌توانست مستقیماً صندلی ریاست‌جمهوری را نیز از او بگیرد. این هراس سیاسی، یک محاسبه‌گرِ صِرف را به انسانی مضطرب تبدیل کرد که برایش بقای شخصی بر هر غرور ملی ارجحیت داشت.

محاسبات راهبردی: از «دفاع هوایی شکست‌خورده» تا «تله نظامی»

سرنگونی جنگندهٔ اف‑۱۵ ایگل، باور بنیادین آمریکا مبنی بر برتری کامل و ایمن هوایی را فرو ریخت و شواهد روشنی از وجود «قابلیت‌های دفاع هوایی» ایران ارائه داد. این شکست باعث شد معادلهٔ هزینه‑فایدهٔ جنگ به‌شدت به ضرر آمریکا تغییر کند.

از سوی دیگر، تلاش برای نفوذ به تأسیسات هسته‌ای اصفهان تبدیل به یک «کمین تمام‌عیار» شد و فرماندهان آمریکایی مجبور به عقب‌نشینی شتابزده شدند؛ شکستی که تحلیلگران آن را با عملیات طبس در سال ۱۹۸۰ مقایسه کردند. پس از این شکست، ترامپ واقعیت را به عنوان یک «عملیات نجات موفق» بازتعریف کرد؛ اقدامی که نه از روی قدرت، بلکه برای پنهان‌سازی یک عقب‌نشینی تحقیرآمیز و جلوگیری از فروپاشی روحیهٔ داخلی و خارجی بود.

یک اشتباه محاسباتی دیگر ترامپ این بود که ایران «بازیگری منفعل» نبود؛ نه‌تنها تسلیم فشار نشد، بلکه ابتکار عمل را در دست گرفت، غنی‌سازی اورانیوم را پیش برد و راه‌حل‌های سیاسی خود (طرح ده‌ماده‌ای) را تحمیل کرد. این تحول، ترامپ را در موقعیتی قرار داد که به جای تهدید، مجبور به مذاکره شود.

جمع‌بندی: آتش‌بس، خروج از باتلاق

این سه رویداد در توالی سریع، تصویری از شکست مفتضحانه و تغییر شخصیت تصمیم‌گیرندهٔ ترامپ را ساختند. به‌طور خلاصه، این نقاط عطف به شرح زیر بر تصمیم ترامپ تأثیر گذاشتند:

شکست عملیاتی و روانی: سرنگونی اف‑۱۵ پوستهٔ امنیت را شکست و وحشت از تکرار فاجعهٔ ۱۹۷۹ را زنده کرد.

شکست محاسبات استراتژیک: نفوذ ناموفق در اصفهان و سرسختی تهران، نشان داد راهبرد «فشار حداکثری» به بن‌بست رسیده و هزینهٔ جنگ غیرقابل تحمل شده است.

آتش‌بس به مثابهٔ «خروج افتخارآمیز» : آتش‌بس در واقع اذعانی به شکست بود؛ راه فراری برای خارج شدن از باتلاقی که «هیچ طرفی به وضوح در آن برنده نبود و هزینه‌ها سریع‌تر از دستاوردها بالا می‌رفت».

بنابراین، نه فقط سرنگونی یک جنگنده، بلکه زنجیره‌ای از شکست‌های نظامی، سیاسی و روانی، ترامپ را از یک رئیس‌جمهور مدعی پیروزی به رهبری مضطرب و فراری از جنگ تبدیل کرد که آتش‌بس را تنها راه نجات خود می‌دید.

دیدگاه تحلیلگران چینی (نظامی و بلاگ‌های میلیتاری) :

آن‌ها معتقدند سقوط اف‑۱۵ نشان‌دهندهٔ یک ضعف ساختاری در تاکتیک‌های آمریکاست. به گفتهٔ آن‌ها، آمریکایی‌ها برای کاهش هزینه‌ها از جنگنده‌های غیررادارگریز مثل اف‑۱۵ در ارتفاع پایین استفاده می‌کردند که همین موضوع آن‌ها را در کمین سامانه‌های کوتاه‌برد ایرانی مانند «مکیذ» (که بدون رادار کار می‌کنند) آسیب‌پذیر کرده است.

از نظر چین، ایران با سلاح‌های ارزان‌قیمتی مثل موشک‌های ۳۵۸ به دنبال جنگ فرسایشی است تا هزینه‌های آمریکا را آن‌قدر بالا ببرد که از نظر سیاسی نتواند ادامه دهد. بنابراین در طراحی نظامی بعدی، آمریکا مجبور می‌شود تا از حملات دورایستا (استفاده از موشک‌های دوربرد بدون ورود به حریم ایران) استفاده کند که این کار شدت و تداوم حملات هوایی را کاهش می‌دهد.

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم
سامانه‌ی دفاع هوایی کوتاه‌برد بومی «مجید»

دیدگاه تحلیلگران روسی:

تحلیلگران روس بر جنبهٔ سیاسی و تلفات انسانی تأکید دارند. به باور آن‌ها، عملیات نجات دو خلبان که با ریسک بالا و خسارت همراه بود، نشان داد که حتی یک حادثهٔ کوچک می‌تواند کل کارزار هوایی را با بحران مواجه کند.

رسانه‌های نزدیک به کرملین معتقدند که پنتاگون آمار واقعی تلفات را پنهان کرده و این رویداد برای ارتش روسیه هم یک زنگ خطر است (چون نشان می‌دهد جنگنده‌های خود روسیه هم ممکن است در برابر تاکتیک‌های غیرمتعارف ناکارآمد باشند).

نتیجه‌گیری تحلیل گران روسی این است که آمریکا دیگر نمی‌تواند با خیال راحت به حریم ایران نفوذ کند و هرگونه حملهٔ عمقی، ریسک سیاسی بالایی خواهد داشت.

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم

دیدگاه اندیشکده‌های غربی (مثل FDD و CSIS):

آن‌ها بین «از کار انداختن موقت سامانهٔ پدافندی» و «نابودی کامل آن» تفاوت قائل می‌شوند. به گفتهٔ این مراکز، آمریکا و اسرائیل هیچ‌گاه کنترل مطلق آسمان ایران را نداشته‌اند. پرواز در ارتفاع پایین (که اف‑۱۵ برای بمباران دقیق ناچار به آن بود) یک نقطهٔ ضعف کشنده است. همچنین افکار عمومی آمریکا تحمل حتی چند کشته را ندارد؛ بنابراین هر طرح نظامی باید این واقعیت را بپذیرد که «هزینهٔ صفر» غیرممکن است و حتی یک پیروزی تاکتیکی هم می‌تواند به باخت راهبردی تبدیل شود.

با در نظر گرفتن این سه دیدگاه، می‌توان گفت که سرنگونی اف‑۱۵ اسطورهٔ برتری هوایی مطلق و بی‌خطر را برای همیشه شکست. هرچند آمریکا و اسرائیل هنوز قدرت آتش بسیار بالاتری نسبت به ایران دارند، اما دیگر نمی‌توانند روی «ورود و خروج آسان و بدون تلفات» به آسمان ایران حساب باز کنند.

تأثیر این موضوع بر طراحی ادامه جنگ:

آمریکا ناچار می‌شود از حملات دورایستا (مثلاً موشک‌های کروز شلیک‌شده از خارج از حریم ایران) استفاده کند که این کار تعداد و دقت حملات را کاهش می‌دهد.

عملیات هوایی عمیق و مکرر در داخل ایران بسیار پرهزینه و پرریسک خواهد شد و ممکن است تنها به اهداف بسیار حیاتی محدود گردد.

جنگ از حالت «ضربات سریع و قاطع» خارج می‌شود و به سمت جنگ فرسایشی پیش می‌رود؛ همان چیزی که ایران به دنبال آن است.

از نظر سیاسی، حتی یک فروند جنگندهٔ سرنگون‌شده یا یک خلبان کشته‌شده می‌تواند پشتیبانی داخلی از جنگ را در آمریکا از بین ببرد. بنابراین فرماندهان نظامی دیگر نمی‌توانند ریسک ورود به حریم ایران را به سادگی بپذیرند.

در یک کلام: آسمان ایران از این پس «نیمه‌امن» یا «نسبتاً خطرناک» تلقی می‌شود، نه «کاملاً امن». این تغییر نگاه، از یک چشم‌انداز، بزرگ‌ترین پیروزی راهبردی ایران در همان روزهای اول جنگ است، هرچند که توان مقابله با تمام توان هوایی آمریکا را نداشته باشد.

تقویت زرادخانه‌ی پدافند «دوش‌پرتاب»؛ یک متغیر تاثیرگذار دیگر؟

تنها کمی بعد از برقراری رسمی آتش‌بس موقت میان دشمن آمریکایی-صهیونی و ایران (۲۱ فروردین)، رسانه‌های آمریکایی، از جمله سی‌ان‌ان، به نقل از «منابع اطلاعاتی» مدعی شدند که چین قصد دارد طی روزهای آینده و با بهره از فرصت آتش‌بس، سامانه‌های دفاع هوایی جدیدی را به ایران تحویل دهد.

این ادعا در حالی منتشر شد که مقامات رسمی چین قویاً آن را رد کرده و آن را فاقد هرگونه مبنا و واقعیت دانستند.

به گزارش شبکهٔ CNN، سه فرد ناشناس که مدعی آگاهی از گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا بودند، این اتهام را مطرح کردند.

در وضعیت موجود (پیش از ارسال احتمالی ادعایی)، تهدیدات موشکی «دوش‌پرتاب» علیه برتری هوایی ائتلاف آمریکایی-صهیونی، شامل موشک‌های بومی ایران مانند خانوادهٔ «میثاق» و احتمالاً نسخه‌هایی از موشک‌های چینی و روسی قدیمی‌تر بود.

اما در سناریوی جدید (با فرض ارسال محموله از چین)، نوع تهدید به شدت ارتقا می‌یابد: افزایش چشمگیر تعداد، تنوع و فناوری موشک‌ها با سامانه‌های پیشرفته‌تر چینی مانند FN-۶ و QW-۱۸ رخ می‌دهد. تأثیر این تغییر بر ادامهٔ کارزار هوایی شدید ارزیابی می‌شود، زیرا قابلیت اشباع پدافند هوایی ایران به مراتب بیشتر می‌شود.

قابلیت‌های فنی (وضعیت موجود در مقابل سناریوی جدید) :

در وضعیت موجود، ایران عمدتاً به موشک‌های نسل دوم و سوم با قابلیت‌های متوسط تا خوب دسترسی دارد. اما در سناریوی جدید، موشک‌های نسل سوم پیشرفته با قابلیت ردیابی دو یا چندباند (مانند فروسرخ/فرابنفش) و مقاومت بالاتر در برابر جنگ الکترونیک و فریبک‌های حرارتی (فلر) وارد میدان می‌شوند.

تأثیر این تغییر نیز شدید است، زیرا شانس اصابت به اهداف (مانند جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی) به‌طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

هزینه و در دسترس بودن (وضعیت موجود در مقابل سناریوی جدید) :

به اعتقاد شماری از تحلیل‌گران نظامی‌نویس چینی، در وضعیت موجود، ایران ممکن است به دلیل تحریم‌ها با محدودیت تعداد موشک‌ها مواجه است و هزینهٔ ساخت نسبتاً بالاست.

اما در سناریوی جدید، تعداد موشک‌ها بسیار زیاد و هزینهٔ آن‌ها پایین خواهد بود، زیرا یک تولیدکنندهٔ عمده (چین) وارد می‌شود. تأثیر این تغییر نیز شدید است، زیرا معادلهٔ «رقابت هزینه‌ای» به کلی به نفع ایران تغییر می‌کند.

استراتژی آمریکا (تغییرات ناشی از سناریوی جدید) :

در وضعیت موجود، استراتژی آمریکا متکی بر برتری فناوری و سرکوب سامانه‌های راداری بود. اما در سناریوی جدید، آمریکا ناگزیر از تغییر تاکتیک خواهد شد:

الف) افزایش پرواز در ارتفاع بالا برای دور ماندن از پوشش موشک‌ها،

ب) سرمایه‌گذاری بیشتر بر روی سامانه‌های پیشرفتهٔ فریب و جنگ الکترونیک، با پذیرش ریسک بیشتر.

تأثیر این تغییر نیز شدید است، زیرا دامنه و ارتفاع حملات هوایی به شدت محدود می‌شود.

با فرض صحت خبر ارسال محموله‌های دوش‌پرتاب و علیرغم رد آن توسط چین، ارسال محموله‌ای از سامانه‌های پیشرفته‌تر موشک‌های دوش‌پرتاب (MANPADS) از سوی چین، به‌طور بالقوه می‌تواند رقابت هزینه‌ای (Cost-Exchange Ratio) را در آسمان ایران به شدت به نفع ایران تغییر دهد و برنامه‌ریزی نظامی آمریکا و اسرائیل را با چالش جدی مواجه سازد.

موشک‌های پیشرفته چینی: ارتقای کیفی و کمی تهدید

شماری از تحلیل‌گران چینی و روسی مدعی هستند که موشک‌های دوش‌پرتاب موجود در زرادخانهٔ ایران عمدتاً نسخه‌های مهندسی‌شدهٔ نمونه‌های قدیمی‌تر هستند، که البته نظر دقیق و صحیحی نیست و گزارش‌های قابل‌ملاحظه‌ای وجود دارد که مهندسان صنایع دفاعی ایران تغییرات فنی چشمگیری روی فناوری‌های موجود دوش‌پرتاب ایران اعمال کرده‌اند که روی نسخه‌های تولیدشدهٔ جدیدتر به کار گرفته شده است.

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم
سامانه‌ی دوش‌پرتاب «میثاق»

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم

اما فارغ از این واقعیت، در صورت ارسال محموله از چین، ایران به سامانه‌های نسل سومی مانند FN-۶ و FN-۱۶ دست می‌یابد که از فناوری ردگیری دو یا چندباند (مانند فروسرخ/فرابنفش) بهره می‌برد و در برابر جنگ الکترونیک و فریبک‌های حرارتی (Flare) مقاوم‌تر است.

مدل‌های جدیدتری مانند QW-۱۸ نیز قابلیت رهگیری تمام‌فصل را به این زرادخانه می‌افزایند. این پیشرفت فنی، شانس اصابت به اهداف را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم

تغییر در «رقابت هزینه‌ای» : سلاح ارزان در برابر هدف گران‌قیمت

اساسی‌ترین ضربهٔ این سناریو به استراتژی آمریکا، از طریق مکانیسم «رقابت هزینه‌ای» است. نبرد هوایی مدرن صرفاً یک رویارویی فنی نیست، بلکه یک معادلهٔ اقتصادی نیز هست.

در واقع، چین با ارسال حجم بالایی از موشک‌های نسبتاً ارزان (در مقایسه با اهدافی که قرار است با آن‌ها مقابله شود)، این معادله را بر هم می‌زند.

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم

در این سناریو، ایران می‌تواند با خرج کردن هزینه‌ای ناچیز (هزینهٔ یک موشک دوش‌پرتاب چینی)، میلیاردها دلار دارایی آمریکا (یک فروند جنگندهٔ F-۱۵ یا F-۳۵) و جان خلبانانش را به خطر اندازد. به این معادله، اگر تولیدات دوش‌پرتاب بومی ایران و نسخه‌های جدیدتر آن را هم اضافه کنیم، آن‌گاه دامنهٔ تأثیرات بر طراحی رزمی دشمن که به شدت مبتنی بر قدرت هوایی است، به طرز ملموسی بیشتر می‌شود.

تحلیل‌های پیشین نیز نشان داده که چنین رویکردی، دقیقاً «طرحی برای شکست دادن رقبای برتر از نظر فناوری از طریق جنگ هزینه‌ای است.»

از سقوط اف‑۱۵ تا سقوط راهبرد «فشار حداکثری»؛ چرا ترامپ پس از سرنگونی جنگنده، بلافاصله خواهان آتش‌بس با ایران شد؟ + عکس و فیلم

پیامدهای راهبردی برای کارزار هوایی

با فرض این سناریو، ادامهٔ کارزار هوایی برای آمریکا و اسرائیل بسیار پرهزینه و پیچیده خواهد شد:

محدودیت شدید در حملات ارتفاع پایین: تاکتیک رایج استفاده از ارتفاع پایین برای مخفی شدن از رادار، در برابر انبوه موشک‌های دوش‌پرتاب که قابلیت هدف‌گیری حرارتی دارند، به خودکشی نظامی تبدیل می‌شود.

تغییر ماموریت‌ها و افزایش هزینه‌ها: نیروهای مهاجم مجبور خواهند شد برای حفظ امنیت، از ارتفاعات بسیار بالاتر یا با استفاده از مهمات دورایستا (Stand-off) عمل کنند. این موضوع هم دقت را کاهش می‌دهد و هم هزینهٔ هر نوبت حمله را سرسام‌آور افزایش می‌دهد. به‌علاوه، رهگیری صدها فروند موشک کروز و پهپادهای کلاس مختلف توسط شبکهٔ یکپارچهٔ پدافندی ایران در طول چهل روز نبرد، نشان داد که اتکای بیشتر دشمن بر حملات دورایستا، به طرز محسوسی احتمال اصابت و دقت اصابت را متأثر می‌سازد.

جنگ فرسایشی تمام‌عیار: همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره شد، سنگ بنای استراتژی ایران، تبدیل جنگ به یک فرسایش بلندمدت است. ورود حجم عظیم موشک‌های ارزان‌قیمت چینی، این استراتژی را به شدت تقویت می‌کند و توانایی آمریکا را برای حفظ برتری هوایی در درازمدت زیر سؤال می‌برد.

جمع‌بندی نهایی

حتی با فرض صحت خبر و علیرغم انکارهای دیپلماتیک چین، چنین اقدامی به‌طور بالقوه نقطهٔ عطفی در این درگیری خواهد بود. چین با این کار، «قفل» استراتژی آمریکا که مبتنی بر برتری هوایی کم‌هزینه بود را با «قفل دیگری» عوض می‌کند: قفل جنگ فرسایشی با هزینهٔ گزاف برای مهاجم.

در این سناریو، برتری هوایی آمریکا دیگر «مطلق» و «امن» نیست، بلکه به «برتری مشروط و پرهزینه» تبدیل می‌شود. این تحول، نه تنها طرح‌ریزی برای نبردهای آینده را با پیچیدگی‌های فزاینده‌ای مواجه می‌کند، بلکه رایزنش‌های سیاسی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ چرا که اکنون واشنگتن باید احتمال وقوع جنگی را محاسبه کند که در آن، هر پیروزی تاکتیکی، می‌تواند به بهای از دست دادن یک دارایی چند ده میلیون دلاری و جان خلبانانش تمام شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 10
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۱۶:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۵
    4 0
    عکس این مقاله مربوط به آزمایش یک موشک ضد ماهواره های مدار پایین است ، که یک اف ۱۵ در حداکثر ارتفاع قابل دسترسش ، شلیکش کرده . در اون ارتفاع حتی موتورهای جت بخاطر کم بودن اکسیژن به پت پت می‌افتند و نمی‌توانند بالاتر بروند .
    • IR ۰۷:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۶
      0 2
      از سرنوشت خلبانان خبری منتشر نمی شود . اگر آمریکا خلبانها را نجات داده بود تا حالا هزاران شوآف راه انداخته بود . احتمالا بدست ایران افتاده است .
  • IR ۱۷:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۵
    11 1
    «مدعی نجات هر دو خلبان شد»؟ یعنی نجات پیدا نکردند؟
    • IR ۰۱:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۶
      2 3
      کدام پیروزی ؟! آن همه هواپیما و هلیکوپتر آتش گرفته در این عملیات دلتا فورس را نمی بینی ؟؟! غربگدایی تا کجا ؟؟؟!!!
  • IR ۱۷:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۵
    10 0
    آن وقت چون توانستند خلبان را نجات دهند خیلی زود معلوم شد که این عملیات صرفاً پوششی برای ربایش اورانیوم بود؟
    • IR ۱۸:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۵
      4 4
      برنامه نجات خلبان پوششی برای حفظ ابروی شکست احتمالی عملیات دزدی اورانیوم بود چون احتمال میدادند شکست بخورند برنامه نجات خلبان را در پیش گرفتند که اگر شکست خوردند بگویند خلبان را نجات دادیم ، اصلا خبری از مصاحبه با خلبان نیست
  • IR ۱۸:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۵
    10 3
    در یک کلام اگر واقعا میخواهید روی دشمن را برای همیشه کم کنید و فک و دهان آنرا خونین و ناقص همیشگی کنید، دنبال سلاح فوق سنگین ابر مخرب باشید.چه با خرید فوری یا ساخت سریع.کمتر ازاین برای چنین دشمنان خبیثی جواب نمیدهد
  • IR ۲۱:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۵
    7 2
    ما احتیاج داریم به ساخت رادارهای فریب ارزان قیمت . یا همان ماکت راداری .
  • سید حمید IR ۰۸:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۶
    1 1
    با توجه به ورود رسمی غول بازی (آمریکا) به جنگ ، معتقدم این جنگ ، جنگ نهایی هست که انشاالله طبق بشارتهای رهبر شهیدمون با پیروزی کامل جبهه ی مقاومت به سرانجام میرسه. با توجه به این موضوع و نقض شدید آتش بس لبنان توسط صگیونیستها ، به نظرم الان با یک حرکت غافلگیرانه ،وقت استفاده از موشکهای قاره پیما و چشاندن طعم اضطراب به مردمشون و کشاندن جنگ به داخل آمریکاست.در اینصورت با فشار همه جانبه ی مردم و کنگره و سنا این خوک مال پرستِ کله زرد، مجبور به اتمام و پذیرش شکست در جنگ خواهد شد. سید مجید نقطه زن ،با رمز یا منتقم ؛ کاخ سفیدُ بزن. بسم الله.
  • IR ۱۱:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۶
    2 2
    باشه شما که راست میگین

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس