سید محمود رضوی تهیه کننده سینما

سید محمود رضوی، تهیه‌کننده سینما، در ویژه‌برنامه «پدر امت» روایت‌های صمیمی از دیدارهای متعدد خود با رهبر انقلاب بیان کرد و از حضور ذهن دقیق معظم‌له پس از دهه‌ها روایت‌های جذابی را مطرح کرد.

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - برنامه «پدر امت» که این روزها از شبکه دوم سیما پخش می‌شود، با چهره‌های فرهنگی و سینمایی درباره تأثیرگذاری رهبری در حوزه فرهنگ گفت‌وگو می‌کند.

در میان تمامی گفت‌وگوهای منتشرشده، یکی از مهمترین مهمانان در سه ویژه‌برنامه، صحبت‌های مهمی را درباره رابطه مستقیم با رهبر انقلاب مطرح کرد.

سید محمود رضوی، تهیه‌کننده سینما، تئاتر و تلویزیون است. با توجه به اهمیت این برنامه، فرازهای بسیار مهم آن قابل بررسی دقیق‌تری است. متن زیر خلاصه‌ای از مهمترین بخش‌های این سه ویژه‌برنامه است. لینک سه قسمت این برنامه در تلوبیون (قسمت اول - اینجا )، (قسمت دوم - اینجا)، (قسمت سوم، اینجا)

رضوی در مقدمه این برنامه گفت: «اتفاقاتی بین ما و بعضی از برادران و خواهرانمان فاصله انداخته بود. اکنون خیلی به هم چسبیده‌ایم. اکنون خیلی شانه به شانه یکدیگر ایستاده‌ایم. به قول شما خیلی قربان یکدیگر می‌رویم، الحمدلله. ولی خب، الحمدلله این انسجام یک تاوان بزرگ داشت و آن خون پدر امت بود. آمدن اینجا و صحبت کردن درباره ایشان در نبودشان و رهبری خودش سخت است. جمع کردن خودمان در حرف زدن بسیار سخت است. »

تهیه‌کننده فیلم «ماجرای نیمروز» درباره نخستین دیدار خود با رهبر انقلاب گفت: «پس از نمایش فیلم سیانور در جشنواره، جناب آقای مصباح لطف کرده بودند و تماس گرفتند. بعد از فیلم سیانور بود، ما را دعوت کردند. من و کارگردان بهروز شعیبی، برای دیدار همراه با خانواده شهدا در هفتم تیرماه برویم محضر ایشان. دیدار عمومی بود. انتهای دیدار قبل از افطار. ماه رمضان هم بود، صدا زدند شما بیایید پایین. بعد از افطار صدا زدند که بیایید توی راهرویی که راهروی ورود و خروج بود که آقا را ببینید. آنجا غیر از ما چند گروه دیگر هم بودند، دو سه تا گروه دیگر هم بودند. یادم هست آقای حاج‌حبیب والی‌نژاد از تهیه‌کننده‌های خوب سینما و آقای مهدویان، آقای هادی حجازی‌فر که تازه کار «ایستاده در غبار» را ساخته بودند هم تشریف داشتند.»

مرحوم آقای صمدی، یدالله صمدی و آقای سعید کریمی دستیارشان که داماد ایشان هستند حضور داشتند. من و آقای شعیبی، اگر اشتباه نکنم آقای شهیدی‌فر هم یه تصویری یادم هست که آنجا بودند. همه هم به واسطه آقای دکتر مصباح باقری تشریف آورده بودند. این دومین دیدار شد.

ساخت ماجرای نیمروز چگونه در بیت رهبری کلید خورد؟

این تهیه کننده در ادامه اشاره می‌کند: چرا می‌گویم کلید ماجرای نیمروز آنجا خورد؟ آقا در این دیدار در مورد شهید بهشتی حرف زدند و گفتند که حیف است که در مورد ایشان فیلمی ساخته نمی‌شود. من و آقای مهدویان همدیگر را ندیده بودیم ولی در حد یک سلام علیک. همانجا در مسیر برگشت گفتم یک بار همدیگر را ببینیم، موضوع را نگفتم. بعد که همدیگر را دیدیم گفتم بیا در مورد شهید بهشتی که آقا فرمودند یه کاری بسازیم که شد ماجرای نیمروز. یعنی فیلم شهید بهشتی کلید خورد ولی فیلم شد ماجرای نیمروز. می‌خواهم بگویم واسطه آن جلسه بود که ماجرای نیمروز ساخته شد و در اختتامیه جشنواره فیلم دو سه تا جایزه فیلم گرفت. غیر از عوامل آن دو سه تا توسط من گرفته شد. تو یکی از این بالا رفتن‌ها دختر دوم من همراه من آمد و رفتیم بالای سن.»

سید محمود رضوی در برنامه «پدر امت» روایت‌های صمیمی از دیدارهای خود با رهبر معظم انقلاب اسلامی بیان کرد. وی با اشاره به دیدار اخیر، از دقت و حضور ذهن مثال‌زدنی معظم‌له حتی پس از دهه‌ها سخن گفت و افزود که با وجود مشغله‌های فراوان، رهبر انقلاب برای هر فرد در ذهن‌شان یک فایل جداگانه دارند.

رضوی در ادامه گفتدرباره دیدار عوامل ماجرای نیمروز با رهبر انقلاب گفت: «تصور کنید رهبر انقلاب با وجود این همه مشغله سیاسی، در حالی که از جلسه نظامی‌ها آمدند، نماینده ایشان در عراق آنجا بود و مطالبی را ایشان فرمودند. این بزرگوار از هرکسی در ذهن‌شان یک فایل داشتند. چون آقای هادی حجازی‌فر فیلم دوم‌شان بود. در ملاقات با عوامل فیلم «ماجرای نیمروز» خطاب به آقای هادی حجازی‌فر فرمودند در «ایستاده در غبار» با هلیکوپتر وارد صحنه شدی و در «ماجرای نیمروز» هم همین‌طور.»

وی با اشاره به احوالپرسی از خانواده‌اش افزود: «رسیدیم به آقای پاکدل، گفتم آقای پاکدل گفتند اینجا نقش منفی بازی کردید، ولی در فیلم محمد رسول‌الله نقش مثبت بازی کردید و در این فیلم در نقش منفی بسیار خوب بودید، در مورد گریم، صحنه، لباس ...»

ایشان گفتند ما مصیبت داریم با این مدیرهای فرهنگی، اینا نه فرهنگ متوجه می‌شوند نه هنر را و توی بعضی جاها هم استخوان تو گلوی ما می‌شوند. من می‌فهمم و می‌دانستم که آقا گله‌هایی در بحث فرهنگی دارند. آقای صمدی کاری در مورد شهید بابایی ساخته بودند ولی جز جبهه انقلاب، مثل ما ریش‌دارها حساب نمی‌شدند.

رضوی افزود: «می‌خواهم برگردم به دیدار قبلی که بعد از هفت تیر ۱۳۹۵ اتفاق افتاد. در این دیدار یه چیزی بود که نمی‌دانم الان بعد از این همه وقت اجازه هست گفته شود، اما من می‌گویم آقای یدالله صمدی در آن دیدار آمده بود و کمی گله داشت که آقا من مثلاً چند سال را می‌خواهم یک کاری انجام بدم، از سه الی چهار تا کار اسم آوردند، اینو رفتم نشده اونو رفتم نشده و فلان کار. اسم کاری را آورد من گوشم تیز شد. جلو آقا داری مثلاً یک کار اینجوری اسمی بری. گفت می‌خواهم کوراوغلو را بسازم، کوراوغلو یکی از داستان‌های صمد بهرنگی است. من گوشم چیز شد که مثلاً جلو آقا هستم مثلاً داره می‌گه لشکر خوبان اما می‌خواهم کوراوغلو را بسازم. گفتم آقا ولی می‌خواستم آقا اینو بسازم. من گفتم مثلاً آقا می‌گن که برو لشکر خوبان تو بساز برو اونو بساز. آقا فرمودند چی شده؟ گفتند، رفتم اینور اونور پیش فلان مسئول، بهمان مسئول اسم آوردند، اینها نکردن. آقا گفتند که می‌خواهم کد ندهم. ایشان گفتند ما مصیبت داریم با این مدیرهای فرهنگی، اینا نه فرهنگ متوجه می‌شوند نه هنر را و توی بعضی جاها هم استخوان تو گلوی ما می‌شوند. من می‌فهمم و می‌دانستم که آقا گله‌هایی در بحث فرهنگی دارند. آقای صمدی کاری در مورد شهید بابایی ساخته بودند ولی جز جبهه انقلاب، مثل ما ریش‌دارها حساب نمی‌شدند. بعد آمده در مورد یک کتاب صمد بهرنگی دارد با آقا حرف می‌زند. آقا نگفت برو لشکر خوبان را بساز. گفتند این‌ها کتاب نمی‌خوانند، قهرمان نمی‌شناسند.»

سید محمود رضوی درباره آخرین دیدار خود با رهبر انقلاب گفت: «قاعدتاً گفتن از آخرین دیدار سخت است، ولی در آخرین دیدار ایشان لطف کردند و بعد از اکران فیلم سینمایی موسی کلیم‌الله که یک نسخه پایلوت از سریال بود، ما را به حضور پذیرفتند. حقیر و آقای حاتمی‌کیا و دو سه نفر از بچه‌ها رفتیم. چون یک ساعتی گفتند، خیلی فاصله کم بود. تعدادی از بچه‌ها رفتیم محضر ایشان.

از زمان آقای سلحشور، آقا پیگیر ساخت این سریال بودند. اگر کسی در سخنرانی‌های آقا جستجو کند، بیشترین رفرنسی که آقا از قرآن می‌دهند و شخصیت قرآنی به جناب پیامبر معظم موسی کلیم‌الله است. موسی کلیم‌الله یک پرونده بیست و هفت هشت ساله دارد که توفیق نشده بود کار به نتیجه تصویری برسد. خیلی آدم‌هایی هم زحمت می‌کشیدند. مرحوم آقای سلحشور عمر خود را گذاشت بابت این سریال. جناب آقای شورجه سلامتی خود را سر این کار گذاشت. جناب آقای میرعلایی سال‌ها زحمت کشید بابت این کار. در زمان آقای میرعلایی، قرعه به نام استاد عزیز جناب آقای حاتمی‌کیا افتاد. قرعه بعد از ایشان به نام من افتاد که یک جابجایی در سال ۱۴۰۱ شکل گرفت و من به پروژه اضافه شدم و آقای میرعلایی از پروژه خارج شدند و ادامه راه آنها را ما رفتیم. این تدبیر جناب آقای دکتر جبلی و تیمشان بود. از زمان آقای سلحشور، آقا پیگیر ساخت این سریال بودند. اگر کسی در سخنرانی‌های آقا جستجو کند، بیشترین رفرنسی که آقا از قرآن می‌دهند و شخصیت قرآنی به جناب پیامبر معظم موسی کلیم‌الله است.

آقا دوست داشتند که این داستان به تصویر کشیده شود. اصلاً این به عنوان سنت خداوند متعال در خود قرآن انقدر که از موسی و بنی‌اسرائیل و این‌ها می‌گوید و هشدار می‌دهد و تعدادی آیات و... و رسول معظم اسلام هم فرمودند آن اتفاقاتی که برای موسی کلیم‌الله افتاده برای من و قوم من خواهد افتاد و آقا به این دلیل خیلی علاقه داشتند این کار ساخته شود.»

تهیه کننده سیانور درباره مسیر تولید سریال موسی کلیم‌الله و آخرین دیدار با رهبر انقلاب گفت: «در مورد مسیر تولید سریال موسی کلیم‌الله، گرفتاری‌های فنی و تکنولوژی‌های جدید شکل گرفت تا سال قبل به نتیجه رسیدیم. تکنولوژی و نحوه زبان فیلم را با مردم به اشتراک گذاشتیم. در دنیا هم متداول است. نسخه پایلوت در مورد سریال‌های دیگر دنیا هم ساخته می‌شود و این نسخه پایلوت را ما گفتیم در قالب یک فیلم سینمایی کار شود. امروز می‌گویم خدا را شکر که ساخته شد و آقا انقدر دوست داشتند که این کار به نتیجه برسد. حداقل ما یک نسخه نشانشان دادیم. کار ساخته شد. آقایان صداوسیما کار را دیدند. نسخه جشنواره که آماده شد، یک پیغامی آمد که ما بدهید تا آقا هم ببینند. ما طبق روال همیشه که همه فیلمسازهایی که فیلم می‌بینند، یک هاردی را همزمان که با جشنواره آماده شد، برای دفتر آقا فرستادیم. از لحاظ فنی کدی باید داده شود که این هارد باز شود. آن کد هم به مدت ده دوازده روز داده شد. خیلی اتفاقی در چند تا رفت و برگشت من متوجه شدم این چیزهایی که آقایان می‌پرسند، این‌ها امشب یازدهم بهمن است. فکر می‌کنم آقا می‌خواهند ببینند، یعنی می‌گفتند ما داریم تست می‌کنیم.

گفتم اجازه بدهید نسخه را عوض کنیم. گفتم صبر کنید به شما خبر می‌دهیم. جایی که گفتیم خبر می‌دهیم، می‌خواستیم نسخه را عوض کنیم. دیگر جواب تلفن را ندادند. فهمیدم که اوه اوه، این قرار نبوده تست شود. آقا امشب رفتند فیلم را دیدند.

روش دفتر بر اساس چیزهایی که قبلاً اتفاق افتاده بود، بعد از تماشا توسط آقا پیام می‌آمد. زمان‌بندی رفت و برگشت‌ها هم اذان مغرب نشان می‌داد که آقا فیلم را بعد از نماز دیده‌اند. شد نه شب، خبر نیامد. شد ده شب، خبر نیامد. یازده شب خبر نیامد. خب ما هم بچه‌ایم، یه جورایی دیگر دل تو دلمان نیست. بابامان دارد کار را می‌بیند. آقامان دارد می‌بیند. رهبرمان دارد می‌بیند. نکنه کار را دوست نداشتند. نکنه خطایی شده است. این اضطراب افتاد به جان من. فردا جشنواره دارد شروع می‌شود. تقریباً برداشتم این است که یقیناً آقا دیدند، خبر نیست. ولی از شواهد... شد یازده شب. دوازده شب نه می‌توانم بخوابم، نه می‌توانم بنشینم. مثل مرغ سر کنده می‌پرم. این‌ور می‌پرم، آن‌ور، تا نماز صبح. نماز صبح خواندم، گفتم هر چه شده شده دیگر. واویلا. تا طلوع خودم را کشاندم. طلوع دیگر خسته شدم، خوابیدم. ظهر ساعت دو، یک مراسمی از این مراسمات معمول جشنواره وجود داشت، باید خودم را می‌رساندم. ساعت هفت خوابیده بودم. ده بیدار شدم. با همان حال بد. شب قبل که واویلا، چی شده؟

لطف خدا آقای دکتر مصباح تماس گرفتند. تماس گرفتند. زنگ. فکر می‌کنم آن وقت بوق اول دوم نخورده، تلفن را جواب دادند. سلام علیکم حاج آقا. چی شده؟ گفت چیه؟ چرا گفتی حاج آقا؟ من نخوابیدم. پدرم در آمده. چی شده؟ آقا دوست داشتند، نگفت. گفتند آقا آروم باش، کاغذ و قلم آماده کن.

آقای مصباح گفتند کاغذ و قلم بیاور بنویس. حول و حوش یک صفحه چیزی گفتند و نوشتم. چون منتشر نشده امانت بماند، اما می‌خواهم جزئیات بگویم. در مورد اینکه چه آیه‌ای در حد یک جمله در فیلم موسی کلیم‌الله آمده شده، ایشان نظر دادند. گفتند چقدر خوب که در فلان جا فلان آیه. در مورد اینکه این بازیگر، فلان بازیگر، فلان بازیگر، فلان بازیگر چه جوری بازی کردند، این چه جوریه؟ آن چه جوریه؟ گفته شد. در مورد زحماتی که در مورد تحقیقات و متن کشیده شده، گفته شد. در مورد کارگردانی گفته شد. در مورد تکنولوژی گفته شد. سوال ایجاد شده که آیا اینجا و آنجا و آنجا هم همه واقعی بودیا در استودیو بود، شرح داده شد.

گفتم آقای مصباح چرا این را دیشب نگفتید؟ (خنده) من مرده بودم تا صبح. این که خیلی خوب است. من تا صبح فکر می‌کردم چی شد، اصلاً فیلم را امروز بگوییم نمایش ندهند، گذشت. منتظر بودیم بعد از جشنواره خب ببینند، یک سری گرفتاری‌ها و این‌ها بود. افتاد اکران. بعد از عید یک دیداری و آنجا خب ملاحظه شد. آقا هم از لحاظ فنی، هم از لحاظ کیفی، هم از لحاظ اینکه چقدر خوب که الان ساخته شد و خوشحالم که تو این اتفاقات بود و از همه جالب‌تر برای ما زمان‌بندی انتشار این کار بود. خب دیدار قبل از جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد. یعنی آخرین دیدار ما قبل از جنگ دوازده روزه بود، اما پخش آن دقیقاً در روز سینما بود. یعنی می‌خواهم بگویم زمان‌شناسی، موقعیت‌شناسی. نکته‌ای هم که داشت. آقا مثلاً نسبت به قدیمی‌های سینما، بچه‌های انقلابی سینما و این‌ها خیلی فضای خوبی داشت. مثلاً ایشان، ما دو تا یا سه تا دیدار با آقای حاتمی‌کیا رفتیم محضر آقا. این عکسی که در مورد حاج قاسم وجود دارد یا اینکه در یکی از دیدارها با یک پدر شهیدی اگر اشتباه نمی‌گویم. بغلت را باز کن. من می‌خواهم بغلت را دارم. آغوش باز می‌کردند برای این‌ها. برای بچه‌های سینما آغوش باز می‌کردند و همین‌جوری این‌ها را، این بچه‌های سینما را هدایت، مرشدی، بزرگی، همه این‌ها. شما ببینید مثلاً آقا خودشان کنار آقای مجیدی ایستادند.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • ناشناس IR ۰۶:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۴
    0 0
    افسوس که بی فکریهای همین اشخاص باعث نگفتن آنچه باید بدانیم شده و می شود.بقول رهبر شهید ما اگر قرار است کاری انجام دهیم در زمان خودش و بموقع انجام دهیم که دیر شدنش فایده ای نخواهد داشت.معلوم نیست چه کسی یا کسانی از دانستن این حقایق جلوگیری کرده و می کنند.نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه فایده ای دارد جز ایجاد حس خسران .

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس