کد خبر 1801749
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۲

به گزارش مشرق، ایلیا داوودی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

برکناری ژنرال رندی جُرج، رئیس ستاد نیروی زمینی آمریکا، همراه با ژنرال دیوید هادن و سرلشکر ویلیام گرین در روزهای اخیر در میانه جنگ با ایران، رخدادی فوق‌العاده مهم است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت. رویترز و آسوشیتدپرس گزارش داده‌اند این تغییرات بدون اعلام دلیل روشن انجام شد و از نظر رسانه‌های آمریکایی، کنار گذاشتن فرمانده عالی یک نیروی اصلی در زمان جنگ، اقدامی کم‌سابقه است. اهمیت ماجرا زمانی بیش‌تر می‌شود که رویترز می‌نویسد بخشی از فرماندهی ارشد ارتش هم‌زمان با افکار عمومی از این تصمیم مطلع شد. چنین صحنه‌ای از اختلال در زنجیره اعتماد و هماهنگی در بالاترین سطوح ارتش آمریکا - که بسیار هم سعی دارد خود را مقتدر نشان دهد - خبر می‌دهد. در هر ارتشی، ثبات فرماندهی در شرایط جنگ یک اصل است؛ و حالا نخستین برداشتی که به میدان و به جهان از این تغییرات منتقل می‌شود، وجود اختلاف در لشکر دشمن است. این رخداد را باید در متن بزرگ‌تری هم دید؛ یعنی فاصله میان محاسبه حرفه‌ای نظامیان و تصمیم‌های شتاب‌زده سیاسی در واشنگتن. از آغاز جنگ، دولت ترامپ چندین بار هدف، توجیه و زمان‌بندی عملیات را تغییر داده. به اذعان رسانه‌های غرب، روایت رسمی کاخ سفید از جنگ، از مهار توان نظامی ایران تا فشار برای تغییر سیاسی و سپس ادعای نزدیک‌ بودن پیروزی، مدام جابه‌جا شده است. این آشفتگی رسانه‌ای، خود بزرگ‌ترین نشانه فقدان یک نقشه روشن برای جنگ و پس از جنگ است. در این وضعیت، طبیعی است میان فرماندهان درگیر در میدان و تصمیم‌گیران سیاسی در کاخ سفید، تفاوت محاسبه شکل گیرد. ارتش با منطق هزینه، تلفات، زمان و قابلیت اجرا فکر می‌کند؛ کاخ سفید با منطق نمایش قدرت، مصرف داخلی و رقابت سیاسی. برکناری‌های اخیر را باید یکی از علایم همین شکاف دانست.

جنگی که با وعده آغاز و با بن‌بست روبه‌رو شد

کار جنگ برای آمریکا برخلاف انتظار اولیه پیش رفته است. پیت هگزت پیش از این اعلام کرده بود عملیات علیه ایران به جنگی بی‌پایان تبدیل نخواهد شد، اما در همان مقطع ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم ایالات متحده تصریح کرد رسیدن به اهداف زمان می‌برد و باید انتظار تلفات بیش‌تر را داشت. همین ۲موضع در کنار هم، از همان ابتدا یک دوگانگی آشکار را نشان می‌داد؛ مقام سیاسی وعده پایان کنترل‌شده می‌داد ... اما مقام نظامی از دشواری و طولانی‌ بودن مسیر سخن می‌گفت. اکنون با طولانی‌ شدن درگیری، سناریوهای مرتبط با گسترش عملیات و بررسی گزینه‌های حساس‌تر نیز روی میز مانده، یعنی محاسبه اولیه برای ورود دوباره آمریکا به جنگ با ایران، درباره زمان، هزینه و دامنه درگیری، محاسبه‌ای دقیق و واقع‌بینانه نبوده است.

شکست این محاسبه را در افکار عمومی آمریکا هم می‌توان دید؛ آمریکایی‌ها خواهان پایان سریع حضور کشورشان در این جنگ هستند؛ حتی اگر اهداف اعلام‌شده دولت محقق نشود. ۷۵ درصد آمریکایی‌ها نیز با اعزام نیروی زمینی به ایران مخالفند. سخنرانی ترامپ در ۲ آوریل/ ۱۳ فروردین، با وجود ادعای نزدیک‌ بودن پایان مأموریت، نه جدول زمانی روشنی ارائه کرد، نه به نگرانی‌های اصلی درباره تلفات، هزینه اقتصادی و گسترش جنگ پاسخ داد. در نتیجه، جنگی که قرار بود نمایش اقتدار باشد، در داخل آمریکا به عاملی برای نگرانی از افزایش بهای انرژی، فرسایش سیاسی و هراس از گرفتاری در یک درگیری بزرگ‌تر تبدیل شده است. این وضعیت، انتظارات ترامپ را برآورده نکرده و حتی بخش مهمی از جامعه آمریکا را به سمت مطالبه خروج سریع سوق داده است.

بازتاب اختلاف‌ها در میدان و تصویر جهانی جنگ

اثر برکناری‌ها و اختلاف‌های فرماندهی، محدود به واشنگتن نمی‌ماند. سربازان آمریکایی در منطقه وقتی می‌بینند بالاترین مقام نیروی زمینی ناگهانی کنار گذاشته می‌شود، این پیام را دریافت می‌کنند که درباره مسیر جنگ، اجماع محکمی در رأس وجود ندارد. متحدان آمریکا نیز همین تصویر را می‌بینند.

جنگ با ایران، شکاف تازه‌ای در ناتو ایجاد کرده و اغلب دولت‌های اروپا از همراهی مستقیم با عملیات آمریکا در موضوع تنگه هرمز خودداری کرده‌اند. برکناری‌ها در کنار نوسان اهداف و تشدید تهدیدها، چهره‌ای از جنگ ساخته که در آن آمریکا نه با انسجام کامل داخلی عمل می‌کند و نه از پشتوانه مطمئن خارجی برخوردار است. برای ایالات متحده‌ای که همواره می‌کوشد جنگ را با تصویر مدیریت آهنین و ائتلاف‌سازی جهانی پیش ببرد، چنین وضعی یک شکست سیاسی و تبلیغاتی به‌ شمار می‌آید.

در مقایسه با این آشفتگی علنی، ایران دست‌کم در سطح سازمانی و در تصویر بیرونی، وضع منسجم‌تری نشان داده است. ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در نیمه نخست مارس - اوج جنگ - این بود که حکومت ایران در معرض فروپاشی قریب‌الوقوع نیست و همچنان کنترل خود را حفظ کرده است. هم‌زمان، از دید رسانه‌های بین‌المللی، جانشینی سریع در ساختار فرماندهی و حضور علنی مقام‌های ارشد ایرانی در تهران، نشان می‌دهد ایران توانسته استمرار حاکمیتی و فرماندهی خود را به نمایش بگذارد. این مقایسه برای آمریکا خوشایند نیست؛ در واشنگتن، برکناری ناگهانی فرماندهان ارشد دیده می‌شود؛ در تهران، با وجود فشار جنگ، تداوم ساختار تصمیم‌گیری برجسته است.

حال در این وضع احتمال سرپیچی فرماندهان نظامی از دستورات کاخ سفید نیز بالا خواهد گرفت؛ به دلایلی از قبیل هشدار فرماندهان درباره زمان‌بر بودن جنگ، باقی‌ ماندن هراس از گسترش درگیری، مخالفت افکار عمومی آمریکا با اعزام نیروی زمینی و سپس برکناری فرمانده عالی نیروی زمینی. ترس از تصاعدی، فرسایشی و زمینی‌ شدن جنگ در بدنه نظامی آمریکا جدی است. بنابراین، برکناری‌های اخیر را می‌توان اعتراف عملی واشنگتن به یک واقعیت دانست: ورود دوباره آمریکا به جنگ با ایران بر پایه محاسبه‌ای غلط انجام شد و اکنون همان خطا، خود را در شکاف فرماندهی، ناهماهنگی سیاسی و فرسایش اعتبار آمریکا نشان می‌دهد و کارنامه شکست‌های فضاحت‌بار آمریکا را سیاه‌تر می‌کند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • ناشناس IR ۰۵:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۸
    0 0
    جنگ آمریکا تجاوز به ایران بود وفرماندهان احتمالا راضی به جنگ نبوده اند ووقتی جنگ زمینی مطرح شد مخالفت شدیدتری داشتند ولی وزیر جنگ احق آنها را عزل کرد

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس