کد خبر 1801167
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۲

به گزارش مشرق، محسن ردادی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

جنگ همواره خشن‌ترین و در عین حال صادق‌ترین آموزگار و افشاگر در پهنه تاریخ بوده است. هر جا غبار نبرد به آسمان برمی‌خیزد، پرده‌های ضخیم توهم، کژروایت‌های رسانه‌ای و برساخت‌های دروغین سیاسی به‌تدریج رنگ می‌بازند و حقیقت، خود را بر ذهن و روان جامعه تحمیل می‌کند. در ماه‌های گذشته، ماشین‌های عظیم پروپاگاندا تلاش کردند تصویری دلپذیر، هدفمند و به اصطلاح «جراحی‌گونه» از یک تهاجم خارجی به افکار عمومی القا کنند؛ روایتی که در آن، ماشین جنگی بیگانه یک متجاوز وحشی که به مردم و زیرساخت‌های کشور آسیب می‌زند تصویر نمی‌شد، بلکه در قامت یک «ناجی» تصویر می‌شد که هدفش تنها تغییر ساختار سیاسی است.

راویان فارسی‌زبان بیگانه‌دوست مژده می‌دادند موشک‌های دشمن، آزادی و پیشرفت را برای ایران به ارمغان خواهد آورد! اما آتش کینه صهیونی-آمریکایی که بر این سرزمین بارید، سیلی بیدارگر حقیقت را بر صورت سرسخت‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی نواخت.حقیقت محض که امروز از میان دود و خاکستر سر برآورده این است که هدف این تهاجم، براندازی جمهوری اسلامی نیست، بلکه انهدام کامل موجودیتی به نام «ایران» است. این حقیقت دیگر یک تحلیل بدبینانه نیست، بلکه گزاره‌ای است که با خون، ویرانی و اعترافات صریح خود متجاوزان به اثبات رسیده است. پرده اول این فروپاشی توهم، زمانی رخ داد که دونالد ترامپ، با ادبیاتی که بوی تعفن نژادپرستی و کینه تمدنی از آن به مشام می‌رسید، صراحتاً و بدون هیچ لکنت دیپلماتیکی اعلام کرد مردم ایران را به «عصر حجر»، یعنی «جایی که به آن تعلق دارند» باز خواهد گرداند!

این اظهارات، تیر خلاصی بود بر پیکر روایت دروغین «دشمنی با حکومت، دوستی با مردم». بازگرداندن یک ملت تمدن‌ساز به عصر حجر، هدفی نیست که با تغییر یک دولت محقق شود؛ این هدف نیازمند نابودی زیرساخت‌های زیستی، اجتماعی، علمی و اقتصادی یک ملت است. این جمله، ترجمان دقیق اراده‌ای برای «نسل‌کشی خاموش» و محو یک جغرافیا از نقشه توسعه جهانی است. در همین راستا، ترامپ با افتخاری آمیخته به جنون، از هدف قرار دادن «پل بی ۱» خبر داد. این پل، نه یک پادگان نظامی بود و نه یک سایت امنیتی، بلکه یک شاهکار مهندسی ملی و نمادی از توانمندی و نبوغ مهندسان ایرانی و عرق جبین کارگران این آب و خاک بود. هدف قرار دادن این نماد توسعه، پیام روشنی داشت: متجاوزان با هرگونه نشانه‌ای از پیشرفت، توانایی و ایستادگی ساختاری در این سرزمین خصومت دارند.

یکی دیگر از رفتارهایی که حقیقت حمله آمریکایی-صهیونی به ایران را فاش کرد، حمله به «انستیتو پاستور» بود؛ موسسه‌ای که رسالت ذاتی‌اش تولید واکسن، پاسداری از بهداشت عمومی و حفظ جان انسان‌هاست. بمباران یک موسسه درمانی و تحقیقاتی، عبور از تمام خطوط قرمز انسانیت و کنوانسیون‌های بین‌المللی است. واکنش نوه واقف زمین این انستیتو، به عمیق‌ترین شکل ممکن پرده از راز این جنایت برداشت؛ آنجا که به‌درستی اشاره کرد هدف از این حمله، «حذف همزمان تاریخ و آینده ایران» است. انستیتو پاستور، نماد یک قرن تلاش علمی برای بقای بیولوژیک ملت بود و انهدام آن، یعنی شلیک به قلب حیات و سلامت نسل‌های آینده. فهرست این ویرانگری هدفمند به همین‌جا ختم نمی‌شود. بمباران مجتمع‌های تولید فولاد که ستون فقرات اقتصاد و صنعت کشور محسوب می‌شوند، حمله به دانشگاه‌ها که مغز متفکر و کانون تربیت نخبگان فردا هستند و انهدام شرکت‌های داروسازی که مستقیماً با جان و رنج بیماران در ارتباطند، پازل این توحش را تکمیل می‌کند. این زیرساخت‌ها، مایملک هیچ حزب و جناح و حکومتی نیستند؛ اینها سرمایه‌های انباشته یک ملت در طول دهه‌ها رنج و تلاشند و به طور مستقیم به «امروز و آینده» گره خورده‌اند.

تراکم این فجایع، به مثابه شوکی عظیم، عاملی شد برای یک بیداری دردناک اما ضروری. اینجاست که حقیقت، خود را با بی‌رحمی تحمیل می‌کند. شهروندانِ بی‌طرف، نخبگانِ خاموش و حتی تندروترین مخالفان جمهوری اسلامی نیز به این درک مشترک و هولناک رسیده‌اند که ماشین جنگی بیگانه، به دنبال برقراری دموکراسی یا آزادی نیست. آنها دریافتند برای متجاوزان، نابودی جمهوری اسلامی تنها یک بهانه است و آنچه آنها را راضی می‌کند، سوختن و خاکستر شدن کلیت «سرزمین ایران» است. حافظه تاریخی جامعه فراموش نکرده است تا همین چند ماه پیش، بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی، به زبان انگلیسی برای حمله نظامی به خاک میهن‌شان التماس می‌کردند. آنها با توهم اینکه بمب‌های هوشمند دشمن تنها ساختمان‌های حکومتی را ویران می‌کند و سپس کلید یک کشور آباد را در سینی طلا به آنها تقدیم می‌کند، برای تحریم و جنگ لابی می‌کردند اما اکنون که بوی باروت و خون فضای کشور را پر کرده و آوار زیرساخت‌های ملی بر سر مردم فروریخته، احتمالاً بخش عمده‌ای از آنها متوجه خطای استراتژیک و خیانت‌بار خود شده‌اند؛ خطایی که تاوانش را کودکان بی‌پناه و زیرساخت‌های کشور پس می‌دهند. نشانه‌های این تحمیل حقیقت و شکسته شدن طلسم کژروایت‌ها، اکنون در قلب ماشین رسانه‌ای خود این جریان‌ها نیز قابل مشاهده است.

حقیقت، همچون آبی که از ترک‌های یک سد در حال فروپاشی بیرون می‌زند، راه خود را به آنتن‌های زنده باز کرده است. نمونه بارز این گسست روایتی، مشاجره بی‌سابقه‌ای بود که اخیراً در برنامه شبکه «منوتو» رخ داد. در شبکه‌ای که تلاش می‌کند جنگ و مداخله خارجی را بزک کرده و توجیه کند، ناگهان کارشناس-مجری برنامه تاب نیاورد و بر خلاف سناریوی دیکته شده اتاق فکر، طغیان کرد. او با اشاره به واقعیت میدانی گفت اختیار این جنگ ویرانگر، در دستان فردی (ترامپ) قرار گرفته که با وقاحت و به صراحت اعلام می‌کند قصد دارد ایران را به عصر حجر برگرداند، بنابراین چگونه می‌توان به چنین فردی و چنین جنگی اعتماد کرد؟ این کارشناس در همان برنامه، با لحنی آکنده از تحقیر و انزجار، به آن دسته از ایرانی‌نماهایی که از سر بلاهت یا خیانت، برای این جنگ ویرانگر «جلوی ترامپ می‌رقصند» و از او تشکر می‌کنند، تاخت. این صحنه، چیزی جز تسلیم شدن یک رسانه در برابر عظمت و تلخی حقیقت نبود؛ حقیقتی که دیگر با هیچ ترفند نورپردازی و تدوین رسانه‌ای قابل پنهان کردن نبود. اما شاید تراژیک‌ترین و در عین حال صادقانه‌ترین نمود این بیداری دیرهنگام را بتوان در اظهارات «محمد رهبر» عضو تحریریه شبکه تروریستی «اینترنشنال» یافت. شبکه‌ای که همواره بلندگوی رادیکال‌ترین مواضع ضدایرانی بوده است، این ‌بار میزبان مرثیه‌ای سوگوارانه برای وطن شد.

محمد رهبر در حالی که سنگینی غم ویرانی کشور بر لحن و کلامش سایه انداخته بود، روی آنتن، حقیقتی عریان را به زبان آورد که خط بطلانی بر تمام خیالات خام براندازان حامی جنگ بود. او با صراحتی تلخ گفت: «اگر قرار است حکومت دیگری بیاید، در وهله اول باید چیزی به نام «ایران» باقی بماند». او با رد ادعای ساده‌لوحانه کسانی که می‌گویند «بگذارید ویران کنند، بعد از رفتن حکومت فعلی، آن را دوباره از نو می‌سازیم»، تاکید کرد اینها نه از عمق ویرانی جنگ چیزی می‌فهمند و نه از ملزومات ساختن. او به صراحت اعلام کرد این مدل از جنگ نابودگر، چیزی از زیرساخت‌ها، جامعه و موجودیت ایران باقی نمی‌گذارد و «ما چنین چیزی را نمی‌خواهیم». نکته قابل تامل این رویداد رسانه‌ای آنجا بود که حتی مداخله‌های مکرر، دستپاچه و جهت‌دار مجری برنامه که سعی داشت او را به ریل پروپاگاندای معمول شبکه بازگرداند، نتوانست مانع از بیان این حقیقت سهمگین شود. صدای محمد رهبر در آن لحظه، صدای وجدان بیدار شده‌ای بود که در مواجهه با حقیقت، به خود آمده است. امروز، صحنه کاملاً شفاف شده است.

جنگ، با تمام زشتی‌ها و دردهایش، یک خدمت ناخواسته به تاریخ این سرزمین کرد؛ حقیقت را بی‌پرده به کسانی تحمیل کرد که تاکنون با آن می‌جنگیدند و در مقابل فهم آن مقاومت می‌کردند. وقتی بمب‌افکن‌های بیگانه، در دل شب، کارخانه داروسازی، آثار باستانی، دانشگاه و پل‌های ارتباطی را پودر می‌کنند، تمامیت یک کشور هدف قرار گرفته‌ و این حقیقت را با بلندگو و لعاب هیچ رسانه‌ای نمی‌توان پنهان کرد. حقیقت محض که خود را با بی‌رحمی بر همگان تحمیل کرده این است که لاشخورهایی که در آسمان این سرزمین پرواز می‌کنند، به دنبال قتل یک حکومت نیستند؛ آنها خون یک تمدن کهن را می‌طلبند. در برابر چنین تهدید وجودی عظیمی، هر کس که قلبش برای قطعه‌ای از این خاک می‌تپد -فارغ از اینکه در کدام سوی معادلات سیاسی ایستاده باشد- چاره‌ای ندارد جز آنکه خط خود را از ویران‌طلبان جدا کند. فروریختن کژروایت‌های رسانه‌ای در روزهای اخیر، نشان داد هیچ پروپاگاندایی، هر چند پرزرق و برق و پرهزینه، نمی‌تواند برای همیشه روی خورشید حقیقت خاک بپاشد. آنهایی که دیروز با توهم «نجات‌بخشی بمب‌ها» سکوت کرده بودند یا در شیپور جنگ می‌دمیدند و از «عمو ترامپ و بی‌بی جون» تشکر می‌کردند، امروز در برابر آینه تاریخ شرمسارند و می‌دانند که در دادگاه آیندگان، نه به عنوان آزادی‌خواهان منتقد یک نظام سیاسی، بلکه به عنوان همدستان قاتلان وطن مادری و خانه پدری مورد قضاوت قرار خواهند گرفت. وقتی حقیقت، خود را تحمیل می‌کند، نقاب‌ها می‌افتند و انسان‌ها در برابر وجدان خود و تاریخ سرزمین‌شان تسلیم می‌شوند. امروز، روز همین تحمیل بزرگ است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۱۷:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵
    1 3
    کسانی که توسط اینترناش مغزشویی شدن مصداق فی قلوبهم مرض هستن به هیچ وجه قابل هدایت نیستن چون حتی گوش نمیدن ولی مسؤلان ما می‌فهمن که باید سلاح اتمی ساخت رستاخیز شعور اونها کی خواهد بود

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس