به گزارش مشرق، مصطفی غنی زاده فعال رسانه در تلگرام نوشت:
قرآن نقل میکند که وقتی تمام جزیرةالعرب دست به دست هم دادند تا به مدینه بیایند و کار اسلام و مسلمین را یکسره کنند، برخی منافقین شروع به غرزدن کردند که دیدید «خدا و رسولش ما را فریب دادند» و کجاست آن وعدههای پیروزی؟ هرکدام از اینان بهانهای میجستند تا از جنگ فرار کنند. اما «وقتی مومنین، لشکر احزاب را دیدند، گفتند این همان وعدهای بود که خدا و رسولش دادند و خدا و رسولش راست گفتند؛ و جز ایمان و تسلیم آن ها افزوده نشد». یعنی مومنین با دیدن این فشار عظیم، به یاد وعده نهایی پیروزی نیفتادند، بلکه به یاد آن وعدههای سختی و دشواری مسیر که خداوند متعال به مومنین داده بود، افتادند.
حالا ما در لحظهای هستیم که چیزی جز تسلیم کامل هم دشمن را راضی نمیکند. شیاطینی نیز یکسره در گوش ما میخوانند که فلان برنامه در سر دشمن است و... . خلاصهاش این است که این ها باید به افزایش ایمان ما بینجامد. برخی از بین ما بودند که به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره عمق دشمنی آمریکا و اسرائیل با ایران شک داشتند. در خفا میگفتند که این ها دیگر بزرگنمایی است. اما همه دیدند که این جماعت قاتل تا چه اندازه از ایران اسلامی کینه دارند. حالا هم این دشمنی به واضحترین شکل خود تبدیل شده. رودربایستی و صحنهبازی دشمن کنار گذاشته شده تا جایی که در مدرسه ابتدایی در میناب دست به جنایت می زنند. اما بهرغم همه این ناپاکی ها،درمقابل معتقدیم که ما ذیل یکی از سنن الهی هستیم و خداوند متعال حتما به سنت خود در حمایتگری از مومنین عمل خواهد کرد. آن سنت این است که اگر ولی و رهبری با حق ولایت الهی وجود داشته باشد و به خدا امیدوار باشد و مومنین ولو بسیار اندک، او را تا لحظه آخر یاری کنند، خدا حتما آن ها را به شیوه خارقالعادهای حمایت خواهد کرد.
آیات ۲۴۶ تا ۲۵۱ سوره بقره داستان طالوت است که نبی نبود اما از طرف خداوند برای فرماندهی انتخاب شد تا در مقابل دشمن بسیار قوی یعنی جالوت و سپاهش، یهودیان را راهبری کند. پس از چند امتحان دشوار، تعداد بسیار کمی از آن قوم خطاکار، پای کار طالوت ماندند. حتی در همان لحظه آخر که دو سپاه با تعداد نیروی کاملا نابرابر به هم رسیدند، برخی از همان مومنین باقی مانده، به فرمانده خود گفتند «ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست».
اما در میان آنان کسانی بودند که «یقین داشتند خدا را دیدار خواهند کرد» پس گفتند «چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند» کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ. ماجرا این طور تمام شد که داوود نبی از همان مومنین باقی مانده، سنگی به سر جالوت زد و او را کشت و همین باعث شد تا سپاهش بههم بریزد و جنگ به نفع مومنین تمام شود.
حالا و در این لحظه باید فقط از خدا ترسید. باید از تمام قدرتها به سمت او انقطاع داشت. تدبیر لازم است اما باید دانست که خدا، فقط خداست که میتواند کار را به نتیجه برساند و مومنین را نجات دهد. برای این که خدا نجاتمان بدهد هم، باید دور ولی او جمع بود و او را با تمام توان یاری رساند. ولی ا... الاعظم (عج) از دیدگان ما پنهان است اما نایب او به لطف خدا دست بر سر ما دارد. پس اگر او را که مطمئن به خداوند متعال و عامل به دستورات اوست، یاری کنیم و دور او تا لحظه آخر بمانیم، خدا حتما یاریمان میکند و دشمنان ما را شکست خواهد داد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۰:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۱