سرویس فرهنگ و هنر مشرق - در سالهای اخیر، رویهای در فضای مجازی شکل گرفته است که بر اساس آن، بخشی از جامعه هنری—بهویژه برخی چهرههای شناختهشده—خود را در جایگاه سخنگوی جامعه یا تعیینکننده جهتگیریهای سیاسی و اجتماعی میبینند.
این تصور که هنرمندان میتوانند یا باید نقش مرجع در تحلیل، هدایت و قضاوت مسائل کلان اجتماعی و سیاسی را بر عهده بگیرند، بهتدریج در بستر شبکههای اجتماعی تقویت شده و بازتاب گستردهای یافته است. گسترش دسترسی به رسانههای دیجیتال و افزایش نفوذ فردی هنرمندان، زمینهساز شکلگیری این نگرش شده و مرز میان نقش هنری و کنشگری سیاسی را تا حدی کمرنگ کرده است.
در نشست پرسش و پاسخ فیلم «خیابان جمهوری»، الناز ملک، بازیگر جوان فیلم، با اظهاراتی صریح و مسئولانه، بار دیگر بر نقش واقعی هنرمند در مواجهه با مسائل اجتماعی تأکید کرد. او در نشست خبری عوامل فیلم، با آگاهی از هزینههای احتمالی بیان دیدگاهش گفت: «صادقانه بگویم، ممکن است بعد از این صحبتها وقتی به خانه برگردم، با فحاشی و قضاوت بعضیها روبهرو شوم، اما با آگاهی از این موضوع، باز هم پشت این فیلم ایستادهام؛ چون درباره یک زن مستقل و زنان سرزمینم است.»در چنین فضای گفتمانی، به نظر میرسد بخشی از سینماگران از این واقعیت غافل ماندهاند که نوعی دلزدگی و بیاعتمادی در جامعه نسبت به موضعگیریها و سوءگیریهای نادرست آنان در حال گسترش است. تکرار اظهار نظرهای شتابزده و بعضاً غیرتخصصی در مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی، نهتنها به افزایش آگاهی عمومی منجر نشده، بلکه در مواردی فاصله میان هنرمند و مخاطب را عمیقتر کرده است. این روند باعث شده بخشی از جامعه، سخنان این گروه را نه بهعنوان کنش مسئولانه، بلکه بهمثابه استفاده از شهرت فردی برای تحمیل دیدگاههای شخصی تلقی کند.
این در حالی است که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، هنرمندان و بهویژه سینماگران، دیدگاهها، انتقادات و حتی اعتراضات خود را عمدتاً در قالب آثار هنری عرضه میکنند. فیلم، تئاتر، موسیقی و دیگر اشکال هنر، بهعنوان ابزار اصلی بیان دغدغههای اجتماعی و سیاسی به کار گرفته میشوند؛ ابزارهایی که بهجای شعار مستقیم، با زبان نماد، روایت و خلاقیت، مخاطب را به تفکر و گفتوگو دعوت میکنند. در چنین رویکردی، هنر نه جایگزین تحلیل سیاسی، بلکه بستری برای طرح پرسش و ایجاد حساسیت اجتماعی است؛ امری که میتواند هم شأن هنرمند را حفظ کند و هم ارتباط او با جامعه را عمیقتر و ماندگارتر سازد.
نمونهای قابل تأمل از بازگشت به این رسالت فراموششده، شب گذشته و همزمان با نخستین اکران عمومی فیلم خیابان جمهوری به کارگردانی منوچهر هادی رقم خورد؛ فیلمی که با استقبال اصحاب رسانه مواجه شد. در نشست پرسش و پاسخ فیلم، الناز ملک، بازیگر جوان فیلم، با اظهاراتی صریح و مسئولانه، بار دیگر بر نقش واقعی هنرمند در مواجهه با مسائل اجتماعی تأکید کرد. او در نشست خبری عوامل فیلم، با آگاهی از هزینههای احتمالی بیان دیدگاهش گفت: «صادقانه بگویم، ممکن است بعد از این صحبتها وقتی به خانه برگردم، با فحاشی و قضاوت بعضیها روبهرو شوم، اما با آگاهی از این موضوع، باز هم پشت این فیلم ایستادهام؛ چون درباره یک زن مستقل و زنان سرزمینم است.»
او همچنین از منتقدان و قضاوتکنندگان خواست پیش از هر واکنشی، اثر را ببینند و آن را در چارچوب روایت هنریاش ارزیابی کنند. این موضعگیری، نه از جنس شعارهای مستقیم سیاسی، بلکه در امتداد دفاع از یک اثر هنری و محتوای اجتماعی آن بود؛ رویکردی که نشان میدهد اثر هنری میتواند بدون قرار گرفتن در جایگاه سخنگویی جامعه، پیام خود را منتقل کند. چنین نگاهی یادآور این حقیقت است که تأثیرگذاری پایدار هنرمند، بیش از هر چیز، از مسیر خلق و حمایت آگاهانه از اثر هنری میگذرد؛ مسیری که هم شأن هنر را حفظ میکند و هم مخاطب را به تأمل و گفتوگو فرا میخواند.
با استناد به اظهارات سنجیده و دارای پشتوانه بازیگر فیلم خیابان جمهوری، میتوان به نکتهای مهم اشاره کرد: اگرچه خیابان جمهوری در معنای فیزیکی خود یکطرفه است، اما گفتمان «خیابان جمهوری» یکسویه و بسته نیست. این گفتمان میتواند محل تلاقی دیدگاهها، اعتراضها و دغدغههای اجتماعی باشد؛ بهشرط آنکه از مسیر درست خود، یعنی هنر، عبور کند. سینماگران این توانایی را دارند که با خلق و عرضه آثار هنری معنادار، مسیر گفتمانی این خیابان را توسعه دهند و زمینههای نقد و اعتراض اجتماعی را به شکلی عمیقتر، ماندگارتر و اثرگذارتر تقویت کنند.
اهمیت این اظهارنظر از آن جهت دوچندان میشود که در سالهای اخیر، برخی بازیگران زن بر این باورند که توسعه حقوق زنان صرفاً از مسیر کنشهای هنجارشکنانه و واکنشهای مستقیم رسانهای میگذرد. این در حالی است که تجربه سینمای جهان و حتی نمونههای موفق داخلی نشان میدهد یک سینماگر—حتی در قامت یک بازیگر—میتواند با انتخاب آگاهانه نقشها و حضور در فیلمهای اجتماعی و اعتراضی، جایگاه خود را بهعنوان یک منتقد سیاسیـاجتماعی تثبیت و تقویت کند. چنین رویکردی نهتنها به عمق پیام میافزاید، بلکه امکان گفتوگو با طیف گستردهتری از مخاطبان را فراهم میکند و اعتراض را از سطح هیجانهای زودگذر، به سطحی پایدار و اندیشهمحور ارتقا میدهد.
اگرچه خیابان جمهوری در معنای فیزیکی خود یکطرفه است، اما گفتمان «خیابان جمهوری» یکسویه و بسته نیست. این گفتمان میتواند محل تلاقی دیدگاهها، اعتراضها و دغدغههای اجتماعی باشد؛ بهشرط آنکه از مسیر درست خود، یعنی هنر، عبور کند. سینماگران این توانایی را دارند که با خلق و عرضه آثار هنری معنادار، مسیر گفتمانی این خیابان را توسعه دهند و زمینههای نقد و اعتراض اجتماعی را به شکلی عمیقتر، ماندگارتر و اثرگذارتر تقویت کنند.اما در ادامه این مسیر، هنرمندی که حتی در مقام بازیگر، وجه تألیفی خود را پررنگ میکند، ناگزیر باید «تأثیرگذاری» را به مرکز ثقل اثرش بدل سازد. هرچند در سینما معمولاً مفهوم مؤلف بیش از آنکه متوجه حیطه بازیگری باشد، به کارگردان یا فیلمنامهنویس نسبت داده میشود، اما در برخی آثار، بازیگر نقشی تعیینکننده در شکلگیری و جهتدهی به معنای نهایی اثر ایفا میکند. در چنین موقعیتی، بازیگر صرفاً اجراکننده یک نقش نیست، بلکه به بخشی از فرآیند تولید معنا تبدیل میشود و حضورش میتواند لایههای گفتمانی فیلم را تقویت یا تضعیف کند.
در فیلم خیابان جمهوری، الناز ملک دقیقاً در همین جایگاه قابل تحلیل است. او نهتنها—مطابق با اظهاراتش—به وجه گفتمانی و اعتراضی فیلم در حوزه مسائل زنان آگاهانه توجه داشته، بلکه در متن اثر نیز بازیگری فوقالعاده تأثیرگذار از خود ارائه میدهد. این همزمانیِ تعهد گفتمانی و توانمندی اجرایی، باعث شده نقش او از سطح یک حضور صرفاً نمایشی فراتر رود و به یکی از ستونهای اصلی فیلم بدل شود. بر همین اساس، میتوان در نخستین روزهای جشنواره، او را بهعنوان یکی از بختهای جدی دریافت سیمرغ بلورین نقش اول بازیگری قلمداد کرد؛ بازیگری که نشان میدهد کنش هنرمندانه، زمانی به اوج میرسد که اندیشه سینماگر، اجرای هنرمندانه و اعتراض در یک نقطه تلاقی پیدا میکنند.
بیان دیدگاههای الناز ملک در نشست شب گذشته جشنواره فیلم فجر، با توجه به نقشی که او در خیابان جمهوری ایفا کرده است، بهروشنی نشان میدهد که چرا او توانسته پلههای ترقی را در عرصه بازیگری با سرعت طی کند.
این اظهارات صرفاً واکنشهای احساسی یا مقطعی نبودند، بلکه در امتداد انتخاب آگاهانه نقش و درک دقیق او از جایگاه هنر در مواجهه با مسائل اجتماعی قرار داشتند؛ امری که میان گفتار و کردار هنری او نوعی همخوانی معنادار ایجاد میکند.

ملک با شناخت درست نسبت «متن» و «فرامتن»، بهخوبی تفاوت میان اعتراضِ متجلی در قالب یک اثر هنری و واکنشهای زودگذر در قالب استوریهای اینستاگرامی را تشخیص داده است. او مسیر اول را برگزیده؛ مسیری که اگرچه دشوارتر و کمهیجانتر به نظر میرسد، اما از منظر تأثیرگذاری اجتماعی و ماندگاری هنری، ارزشمندتر است. حتی در اجرای نقش «آیلار» نیز میتوان این رویکرد را مشاهده کرد؛ جایی که بازیگر آگاهانه از اتکا به ویژگیهای ظاهری خود برای پیشبرد مسیر حرفهایاش پرهیز کرده و بهجای آن، بر ظرفیتهای اجرایی، درونیسازی نقش و انتقال معنا تمرکز داشته است. این انتخاب، نشاندهنده بلوغ حرفهای و درک عمیق او از ماهیت بازیگری بهعنوان یک کنش فرهنگی و نه صرفاً یک حضور نمایشی است.
بیان دیدگاههای الناز در نشست شب گذشته جشنواره فیلم فجربا توجه به نقشی که او ایفا کرده نشان میدهد چرا پلههای ترقی را در بازیگر به سرعت طی کرده است.
او بازیگر توانایی است که علی رغم دریغ فرصتها در دامنه سینمای ایران، از نخستین حضور جدیاش در تئاتر، در نمایش «مکبث» قدرت بازیگری خود را نشان داد. پس از آن در نمایش «ایوب خان» نیز به صحنه رفت که باعث شد مهارتش در بازیگری و حتی انتخاب موسیقی برای نمایش به چشم بیاید. یکی از نقاط برجسته در کارنامه هنری الناز ملک، تجربه تئاتر تکپرسوناژ «آنا» به کارگردانی امیر دژاکام است. در این نمایش، ملک به تنهایی نقش هفت پرسوناژ مختلف را اجرا کرد؛ تجربهای چالشبرانگیز که نیازمند توانایی بالا، تمرکز و تسلط بر بازیگری بود. اجرای متفاوت و قوی او در این نمایش نه تنها توجه مخاطبان را جلب کرد، بلکه باعث شد در جشنواره بینالمللی مونودرام تونس به عنوان بهترین بازیگر شناخته شود. این دستاورد نهفقط موقعیتی افتخارآمیز برای خود او بود بلکه نشان داد بازیگری ایرانی در عرصههای جهانی نیز قابل رقابت است.
سریال «سقوط» بود برای هیچکدام از سازندگانش دستاوری نداشت اما نقشآفرینی ملک او را در معرض توجهات قرار داد. در مجموعه م«زخم کاری» نیز حضور یافت، سریالی که در چند فصل پخش شده و از تولیدات نمایش خانگی است. او در فصلهای مختلف «زخم کاری»، نقش سیما را ایفا کرده که باعث تثبیت بیشتر موقعیت حرفهای او در صنعت نمایش شد. این حضور در کنار بازیگران حرفهایتر، تجربه ارزشمندی برای او فراهم کرد و به توسعه شبکه مخاطبانش کمک کرد.

درخشش او در «خیابان جمهوری» نتیجه مجموعه تلاشهای سالهای اخیر ملک است که اظهارنظر دیشب او نشان داد، او مثل همتایان یا همناماشان که نمونه متقلبانهای از بازیگری را ارائه میکنند، بازیگری است که حضورش در هر اثری فکر شده است.
با توجه به اینکه او با همه وجود تلاشی خیره کننده از نمایش یک زن آسیب دیده را به نمایش گذاشته، به سادگی میتوان پیشبینی کرد او یکی از بختهای جدی دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن است.





۱۲:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۳