سرویس فرهنگ و هنر مشرق - روز گذشته و در محل برگزاری جشنواره فیلم فجر، فیلم جدید «غوطهور» به نمایش درآمد. در این اثر، بازی جمعی بازیگران بسیار قابل توجه بود و جلبنظر میکرد، با این حال، نقشآفرینی مهران غفوریان در این فیلم نسبت به سایر بازیگران متفاوت جلوه کرد و توجه ویژهای به خود معطوف کرد.
غفوریان بازیگر طنزهای آیتمی و سریالهای هرشبی، ناگهان در مسیر حرفهای خود تغییر رویه داد و به غیر از حضور در سریال اشتباه «نیسان آبی»، مسیر موفقی که بعد از سریال قورباغه انتخاب کرده بود را به قهقهرا هدایت کرد. پس از حضور در سریال نازل و سطحی «نیسان آبی» او اشتباه خود را اصلاح و دوباره به مسیر حضور در آثار غیرکمدی و درام بازگشت. اما در آثار نظیر «گردنزنی» به دلیل عدم کنترل صدایش، نقشهای جدی را تبدیل به کمدی ناخواسته میکرد.

مهران غفوریان با بازی تحسینبرانگیز در «غوطهور»
در جشنواره فیلم فجر، فیلم «غوطهور» با حضور مهران غفوریان توجه رسانهها و مخاطبان را جلب کرد. غفوریان در این اثر در نقش یک پلیس، اجرای کنترل شده، تکنیکی و غیراغراقآمیز ارائه میدهد که ریتم و هارمونی بازی او در طول فیلم لحظهای از دست نمیرود.
«غوطهور» را میتوان نقطه طلایی تغییر مسیر بازیگری او قلمداد کرد؛ جایی که یک بازیگر شناختهشده کمدی، تواناییهای خود را در یک نقش جدی و دراماتیک به نمایش میگذارد، مشابه نمونههای موفق بینالمللی که بازیگران طنز در آثار جدی درخشیدهاند.
این فیلم نه تنها تواناییهای بازیگری غفوریان را به رخ میکشد، بلکه نشان میدهد چگونه تجربه در کمدی میتواند به خلق نقشهای باورپذیر و پرانرژی در درام کمک کند، و مخاطب را با تصویری متفاوت از بازیگری آشنا میسازد که پیشتر بیشتر با طنز و خنده شناخته میشد.

کمدین محبوب، بازیگر جدی؛ مسیر تحول
کمدی همواره ژانری محبوب در میان مخاطبان بوده، اما در عین حال اغلب کماعتبار تلقی شده است؛ ژانری که حتی بازیگران برجستهاش، صرفنظر از میزان شهرت، کمتر جدی گرفته میشوند. با این حال، برخی از این بازیگران در مقاطعی از کارنامه خود مسیر حرفهایشان را تغییر دادهاند، از نقشهای صرفاً خندهآور فاصله گرفته و تواناییهای پنهانشده خود را در قالب نقشهای جدی، تلخ و پیچیده به نمایش گذاشتهاند. نتیجه این تغییر مسیر، نه تنها موفقیت هنری، بلکه بازتعریف کامل تصویر آنها در ذهن مخاطبان و منتقدان بوده است.
موفقیت اخیر مهران غفوریان در آثار جدی، به ویژه فیلم «غوطهور»، نمونهای از همین تحول است. اجرای کنترلشده و غیراغراقآمیز او در نقش یک پلیس، نشان داد که تجربه طولانی در کمدی میتواند سکوی پرتابی برای نقشهای دراماتیک باشد. با توجه به این مسیر، در ادامه به بررسی نمونههای جهانی از بازیگرانی میپردازیم که مشابه غفوریان، از کمدی به درام گذر کرده و در عرصه جهانی موفق شدهاند.

جیم کری؛ کمدینی که عمق تراژدی را کشف کرد
جیم کری سالها با نقشهای اغراقآمیز، حرکات بدنی دیوانهوار و کمدیهای پرهیاهو شناخته میشد؛ از «ماسک» و «کاراگاه حیوانات» گرفته تا «احمق و احمقتر»، اما نقطه عطف کارنامه او زمانی رقم خورد که در فیلم نمایش ترومن( ۱۹۹۸ ) چهرهای کاملاً متفاوت از خود ارائه داد. کری در این فیلم، شخصیتی درونگرا، آسیبپذیر و بهتدریج آگاهشونده را بازی کرد و تحسین گسترده منتقدان را برانگیخت. موفقیت او با «درخشش یک ذهن ابدی بیآلایش تثبیت شد؛ فیلمی که نشان داد پشت صورت کشسان و شوخیهای فیزیکی کری، بازیگری عمیق و حساس پنهان شده است.

رابین ویلیامز؛ طنزپردازی با روحی زخمی
رابین ویلیامز یکی از بارزترین نمونههای این تغییر مسیر است. او که با استندآپ کمدی و نقشهای شاد و پرانرژی در فیلمهایی چون «خانوم داب فایر» و «علاالدین» محبوب شده بود، در نقشهای جدی درخششی خیرهکننده داشت. بازی او در «انجمن شاعران مرده»، «بیداریها» و بهویژه «ویل هانتیگ نابغه» نشان داد که ویلیامز توانایی خارقالعادهای در انتقال درد، تنهایی و بحرانهای درونی دارد. اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای ویل هانتیگ نابغه، مهر تأییدی بر این تغییر هویت هنری بود.
استیو کارل؛ عبور از کمدی تلویزیونی به درام سنگین
استیو کارل سالها با سریال «آفیس» و کمدیهایی نظیر آن بهعنوان چهرهای طنزپرداز شناخته میشد. اما بازی او در فیلم کشتیگیر شوکی جدی به مخاطبان وارد کرد. کارل در نقش یک میلیاردر منزوی و روانپریش، چنان سرد و کنترلشده ظاهر شد که بسیاری از منتقدان آن را یکی از غیرمنتظرهترین بازیهای دهه دانستند. پس از آن، نقشآفرینیهای او در آثاری چون «پسر زیبا» جایگاهش را بهعنوان بازیگری چندوجهی تثبیت کرد.
آدام سندلر؛ فراتر از کمدیهای عامهپسند
آدام سندلر سالها نماد کمدیهای سبک و تجاری هالیوود بود؛ فیلمهایی که اغلب با استقبال گیشه همراه اما از نظر منتقدان کمارزش تلقی میشدند. با این حال، بازی او در «نوشیدنی مستی عشق» ساخته پل توماس اندرسن، چهرهای تازه از این بازیگر نشان داد. اوج این تغییر مسیر در «جواهرات تراشنخورده» رقم خورد؛ جایی که سندلر با اجرای عصبی، پرتنش و نفسگیر، یکی از بهترین بازیهای کارنامهاش را ارائه داد و بسیاری معتقد بودند شایسته نامزدی اسکار است.
بیل مری؛ مینیمالیسم بهجای شوخی
بیل مری از ستارههای کمدی دهههای گذشته است که با فیلمهایی مانند «شکارچیان روح» و «روز موش خرما» شناخته میشود. اما همکاری او با سوفیا کاپولا در «گمشده در ترجمه» نشان داد که مری قادر است با حداقل دیالوگ و بازی درونی، حس تنهایی، پوچی و بحران میانسالی را منتقل کند. این نقش، تصویر تازهای از مری ساخت و او را از یک کمدین محبوب به بازیگری مؤلفپسند تبدیل کرد.
ملانی لینسکی و جونا هیل؛ نسل جدید تغییر مسیر
در نسل جدید بازیگران، جونا هیل نمونهای قابل توجه است. او که با کمدیهای نوجوانانه و شوخیهای اغراقآمیز به شهرت رسید، در فیلمهایی چون مانی بال و «گرگ وال استریت» توانست توانایی خود در نقشهای جدیتر را اثبات کند. بازی کنترلشده و متفاوت او نشان داد که تغییر مسیر صرفاً به نسلهای قدیمی محدود نیست.

چرا کمدینی مثل مهران غفوریان در آثار درام موفقشد؟
مهران غفوریان که سالها با نقشهای کمدی در تلویزیون و سینما شناخته میشد، در سالهای اخیر مسیر حرفهای خود را تغییر داده و در آثار جدی و درام نیز موفق ظاهر شده است. این موفقیت، نتیجه ترکیبی از تجربه طولانی در کمدی، انتخاب هوشمندانه نقشها و تمرکز بر توسعه مهارتهای بازیگری است.
یکی از دلایل موفقیت غفوریان، تجربه گسترده او در کمدی است. بازی در نقشهای طنز، مهارتهایی مانند کنترل ریتم، شناخت احساسات انسانی و درک زمانبندی دقیق دیالوگ و حرکت را به او آموخته است. این مهارتها به او کمک کردهاند تا در نقشهای جدی نیز طبیعی و قابل باور ظاهر شود. برخلاف بسیاری از کمدینها که پس از ورود به آثار درام، مصنوعی به نظر میرسند، غفوریان توانسته حس واقعی شخصیتها را منتقل کند.
انتخاب هوشمندانه نقشها دلیل مهم دیگر موفقیت اوست. فیلمهایی مانند «غوطهور»، «آبی روشن» با بار دراماتیک بالا، فضایی مناسب برای نمایش تواناییهای بازیگری او فراهم کردهاند. در «غوطهور»، اجرای نقش او همراه با ظرافتهایی بوده و توانسته مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، در حالی که پیش از این بیشتر با نقشهای طنزشناخته میشد.
تمرین و تمرکز بر تکنیکهای بازیگری دراماتیک نیز نقش مهمی دارد. غفوریان برای هر نقش جدی، مطالعه عمیق شخصیت و تمرین واکنشهای روانشناختی آن را در اولویت قرار میدهد. همین دقت باعث شده حتی در صحنههای پرتنش، کنترل کامل روی اجرا داشته باشد و حس طبیعی بودن را به مخاطب منتقل کند.

موفقیت او در آثار اخیر نه تنها به اجرا محدود میشود، بلکه شامل انتخاب پروژههای مناسب نیز هست. فیلمها و سریالهایی که در آنها حضور داشته، اغلب توانستهاند نظر منتقدان و مخاطبان را جلب کنند. برای مثال، سریال «قورباغه» با داستانی اجتماعی و شخصیتپردازی قوی، جایگاه غفوریان را از کمدین به بازیگر جدی تثبیت کرد و مورد تحسین قرار گرفت. همچنین فیلم «بی سرو صدا» به دلیل بازی متفاوت او، توجه رسانهها و جشنوارهها را جلب کرد و نشان داد که بازیگر طنز هم میتواند نقشهای پیچیده و جدی را باورپذیر اجرا کند.
در نهایت، موفقیتهای اخیر غفوریان نشان میدهد که شناخت مخاطب و نیازهای سینمای معاصر نیز مؤثر است. او توانسته با تطبیق سبک بازی خود با انتظارات مخاطب امروز، از یک کمدین صرف به بازیگری جدی و معتبر تبدیل شود. آثار موفق او نمونهای روشن از توانایی عبور کمدینها از ژانر طنز به درام و تأثیرگذاری واقعی در سینما و تلویزیون هستند.
به طور خلاصه، مسیر موفقیت مهران غفوریان از کمدی به درام نتیجه تجربه، انتخاب هوشمندانه نقش، تمرین مستمر و شناخت مخاطب است. آثار موفق او، مانند «غوطهور» و «بی سر وصدا»، نشان میدهند که این بازیگر نه تنها توانایی تغییر ژانر را دارد، بلکه میتواند با بازیهای پیچیده و باورپذیر، جایگاه خود را بهعنوان یک بازیگر جدی تثبیت کند.

مهران غفوریان؛ از کمدی تا جدیت، نامزد سیمرغ نقش مکمل؟
تجربه مهران غفوریان نشان میدهد که مرز میان کمدی و درام بسیار باریکتر از آن چیزی است که تصور میشود. تغییر مسیر از نقشهای خندهآور به آثار جدی، اگر آگاهانه و جسورانه باشد، نهتنها یک ریسک نیست، بلکه میتواند نقطه عطفی در کارنامه یک بازیگر و حتی تاریخ سینما باشد.
غفوریان در فیلم سینمایی «غوطهور» با نقشآفرینی دقیق و کنترلشده، به یکی از مهمترین گزینهها برای سیمرغ بلورین نقش مکمل تبدیل شده است. پیش از این، بازی ممتاز او در فیلمهای «آبی روشن» و «بیسروصدا» نیز نشاندهنده تواناییهای دراماتیک او بود، اما متأسفانه اجراهای او در این آثار یا نادیده گرفته شد و یا از جشنواره کنار گذاشته شد، به گونهای که تلاش منحصر به فرد این بازیگر کمتر دیده شد.
به نظر میرسد که در دو دوره اخیر، هیأت داوران همواره مهران غفوریان را بیشتر به عنوان یک بازیگر کمدی شناختهاند و تواناییهای جدی و پیچیده او را باور نکردهاند. با این حال، حضور در «غوطهور» میتواند نه تنها این دیدگاه را تغییر دهد، بلکه الگویی موفق برای سایر بازیگرانی باشد که نقش پلیس یا شخصیتهای جدی در سینما ایفا میکنند.
این تجربه مهران غفوریان، بار دیگر نشان میدهد که بازیگری کمدی میتواند سکوی پرتاب به نقشهای دراماتیک و جدی باشد، به شرط آنکه انتخابها آگاهانه و جسورانه صورت گیرد.




۱۰:۳۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۲