بی

در شرایطی که فضای اجتماعی بیش از هر زمان دیگری نیاز به تزریق امید، ایجاد همگرایی و نمایش قدرت نرم و انسجام داخلی دارد، پیام پنهان در پشت این "کم‌هزینه‌سازی" و "سکوت خبری" چیست؟

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر مشرق، بر اساس اعلام خبرگزاری ایرنا، چهل‌وچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر در فاصله کمتر از یک ماه تا برگزاری دچار تغییرات اساسی نسبت به دوره‌های قبل شده است. در این دوره از جشنواره که برخلاف ادوار قبل، در سکوت خبری برگزار می‌شود، بخش‌هایی حذف و دچار تغییر شده است. خبری که به جای انعکاس هیاهوی معمول یک رویداد ملی، بیشتر شبیه به گزارش یک جراحی اضطراری در سکوت شبانه است. گویی به جای آماده‌سازی بستر یک جشن، در حال مدیریت یک بیمار در حالت کمای فرهنگی هستیم.

این تغییرات، از حذف هیأت انتخاب و سپردن گزینش آثار به دبیر و هیأت معتمدش گرفته تا حذف کارت‌های فیزیکی رسانه و جایگزینی با کیوآرکد، قطع وعده غذایی، و احتمال حذف بولتن روزانه، همگی زیر عنوان "چابک‌سازی" و "کاهش هزینه" توجیه می‌شوند. دبیر جشنواره، منوچهر شاهسواری، با شجاعت، یا ریسک بزرگی، دست به "جراحی" این رویداد ۴۴ ساله زده است. اما این پرسش جدی و انتقادی مطرح است: آیا این جراحی، نجات‌بخش است یا یک قطع عضو گسترده و نمادین؟ آیا ما در حال "بازبینی ضروری" هستیم یا تسلیم "فقرِ اراده" برای برگزاری باشکوه یک رویداد ملی شده‌ایم؟

در شرایطی که فضای اجتماعی بیش از هر زمان دیگری نیاز به تزریق امید، ایجاد همگرایی و نمایش قدرت نرم و انسجام داخلی دارد، پیام پنهان در پشت این "کم‌هزینه‌سازی" و "سکوت خبری" چیست؟ آیا پیام این نیست که "ما آنقدر در مضیقه‌ایم که حتی نمی‌توانیم جشنواره ملی سینمای خود را با همان شکل و شمایل سابق، با همه کاستی‌هایش، برگزار کنیم"؟ این تصویر، دقیقاً همان تصویری است که دشمنان این مرز و بوم در جنگ روانی خود تلاش می‌کنند القا کنند: تصویر کشوری فرسوده، بی‌حوصله و فاقد نشاط اجتماعی.

بله، حذف صف‌های طویل غذا و حواشی آن منطقی است. بله، شاید در هیچ جشنواره معتبر جهانی وعده غذای رایگان برای همه حاضرین نباشد. اما سوال اینجاست: آیا ما فقط داریم هزینه‌های مالی را کم می‌کنیم، یا ناخواسته در حال حذف "حس و حال" و "ضرباهنگ" یک رویداد جمعی نیز هستیم؟ همان فضایی که در آن گفت‌وگو شکل می‌گیرد، ایده‌ها مبادله می‌شود و جامعه سینمایی(و مخاطب آن) خود را به عنوان یک پیکره زنده حس می‌کند. تبدیل جشنواره به یک رویداد "دیجیتال‌محور" و کم‌تعامل، شاید صورتحساب را سبک‌تر کند، اما آیا روح جشنواره را تهی نمی‌سازد؟

نکته نمادین و خطرناک‌تر، "سکوت خبری" است. در زمانی که رسانه‌های معاند هر حرکت داخلی را با بزرگ‌نمایی تحریف می‌کنند، خلأ خبری و ارتباطی حول یک رویداد بزرگ ملی، میدان را برای حدس‌وگمان‌های مخرب و روایت‌سازی‌های دیگران باز می‌گذارد. یک جشنواره پررنگ و پرسروصدا(البته از جنس هنر و فرهنگ)خود یک اقدام دفاعی در مقابل این یورش‌های روانی است. در واقع برگزاری پرضربان و پرنمود آن فریاد می‌زند که حیات فرهنگی ما جاری است. سکوت اختیاری، اما، حتی اگر به قصد تمرکز بر کار اصلی باشد، می‌تواند به اشتباه، نشانه رخوت و انفعال تفسیر شود.

این «جراحی» یک ریسک بزرگ است. ممکن است در نهایت به جشنواره‌ای "چابک"، "متمرکز" و "بی‌حاشیه" منجر شود، که به خودی خود ارزشمند است. اما خطر آن‌جاست که در این فرآیند، "جشن" از جشنواره حذف شود. مهم‌تر آنکه، در شرایط حساس کنونی، هر اقدام عظیم ملی(چه بسا مهم‌ترین رویداد فرهنگی سالانه کشور) بار نمادین دارد. این رویداد می‌توانست نماد مقاومت فرهنگی، نشاط اجتماعی و توانایی مدیریت ما در برگزاری باشکوه مناسبات حتی در سخت‌ترین شرایط باشد.

متاسفانه، روایت اولیه حاکی از آن است که ما داریم به جای "بازآفرینی پرجلوه"، به "کاهش پرخطر" روی می‌آوریم. امیدواریم این برداشت نادرست باشد. امیدواریم نتیجه نهایی، نه یک بیمار لاغر و ضعیف شده، که موجودی چابک، پرانرژی و درخشان باشد. اما برای آن، نیاز به چیزی بیش از حذف هزینه‌ها داریم: نیاز به "خلاقیت" برای خلق شکوهی جدید، متناسب با زمانه، اما قدرتمند در بیان نمادین خود.

حال باید دید آیا این جراحی، جان تازه‌ای به کالبد جشنواره می‌دمد یا تنها اثری کم‌حرارت و کم‌رنگ از آن بر جای می‌گذارد. پاسخ را باید در روزهای برگزاری آن جست؛ در نگاه مخاطبان، در انرژی سالن‌ها، و در صدایی که از این رویداد(یا سکوت آن) به گوش ملت و جهان می‌رسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس