خط مقدم جهاد، امروز، به ميدان علم گسترش يافته است.چون اهل حق در حال فتحِ اين ميدان هستند، اهل باطل تحمل ندارند.هرگاه دشمن به کشتن ما رو آورده، حتما به استيصالي رسيده که مجبور شده، آخرين حربه خود را به کار بندد.

تشکّل مضاعف در جهاد علمي با شهادت طلبي

جبهه ي باطل، اصلاً تحمل ندارد. کمترين تحرک و ظهور حق را برنمي تابد. از انفعال مقابل جبهه ي حق نفرت دارد. اگر خود را در موضع ضعف ببيند، شديدترين واکنش ها را نشان خواهد داد. اين در ذات اهل باطل است. و اين سبعيت و بي تابي و دريدگي را هنر مرداني مقابل است که استادند در جانبازي و ايثار.

نقش حق بر صحيفه ي سپهر از رده هاي خون صُلحا شکل يافته است(1) . کهکشاني از ستارگان درخشان که راهِ آسمان را بر زمينيان مي نمايانند (2). هرآنگه زمين را ظلمات فرا گرفت، اين خون راهيان حق بوده است که آن را شکافته و غريو داده اند که اي آدميان! هنوز آسمان در آن بالا نور دارد .(3)


از جهاد تا جهاد
دينِ حق را 1400 سال پيش رسول خاتم آمد. حجت تمام شد. همه ي حق عرضه شد. ديگر اين، آخرالزمان است. پس همه ي باطل نيز خود را عرضه مي کند. اما وقتي تقابل هست، گريزي از جهاد نيست. و وقتي هم جهاد به ميان آيد، گريزي از شهادت نيست. البته جهاد، همه جانبه است. جهاد سياسي، جهاد فرهنگي، جهاد معيشتي، جهاد دفاعي و انواع جهادهاي ديگر که هر چه زمان به پيش مي رود و جامعه پيچيده تر مي شود ابعاد آن نيز دقيق تر و عميق تر مي شود. يازده امام، بدون استثناء همه شهيد شدند، اما فقط امام حسين(ع) در صحنه ي پيکار نظامي شهيد شد. بقيه در شهر و در دلِ اجتماع و در زندگي عادي و روزمره ي مردم شهيد شدند. ناگهان به مردم خواب زده خبر مي رسيد که فلان امام هم شهيد شد. جهاد و شهادت فقط در عرصه ي نظامي مطرح نيست. اين جهاد علمي امام باقر و امام صادق عليهما السلام بود که به شهادت ايشان منجر شد. همان طور که جهاد فرهنگي و جهاد اجتماعي امام رضا و امام جواد عليهما السلام شهادت را نصيبشان کرد.


جهادِ امروز، جهادِ علمي
اگر دوازده، سيزده قرن پيش شيعه کم آورد و در ميدان هاي جهادي که امام زمانش تعريف مي کرد، آن طور که بايد مجاهدانه ظاهر نشد و امام معصوم، خود، غريبانه در جهاد خويش تا جايي پيش رفت که به شهادت رسيد، امروز ديگر قرار نيست همان تاريخِ سرافکنانه تکرار شود و امام زمانِ اين عصر، هم چونان يازده قرن پيش که از عدم همراهي شيعه، مجبور به غيبت شد، در ميدان جهادِ اکنون نيز غريب مانده و خود دست به کار خون فشاني شود. اينجا، نائب بر حقش جهاد علمي را از شيعه خواسته و شيعه ي خميني که ميراثِ خود را در هشت سال دفاع مقدسي مي بيند که در جهاد نظامي عرصه را بر کل کفر تنگ نمود و در جهاد سياسي انقلاب اسلامي را رقم زد، اين بار هم عرصه را بر کل کفر، در جهاد علمي تنگ خواهد نمود. آن قدر تنگ که شيطان رجيم و انصارش براي رهايي از آن، چاره اي جز سبُعيّت و درندگي نداشته باشند. و اين سبعيت و درندگي را شيعه مشتاقانه استقبال مي کند. شيعه ي اين عصر، همان شيعه ي حسين(ع) است که از ديدن چهره هاي در هم گره خورده و عبوس دشمن و دست هاي بر سلاح آنان خوفي بر دل راه نداده و با ثبات قلب، غريو بر مي آورد که «اي شمشيرها! مرا دريابيد».


شهادت؛ انگيزه ي تشکّل مضاعف در جهاد علمي
خط مقدم جهاد، امروز، به ميدان علم گسترش يافته است. چون اهل حق در حال فتحِ اين ميدان هستند، اهل باطل هيچ تحمل ندارند. ادعاي ايشان که علم، براي علم است گوش جهان را کر کرده است. اگر سياست کاران بدسيرت آمريکايي، ذيل پروژه ي مَنهتن، سايه ي منحوسِ چتر اتمي را دهه ها بر سر بشر مسلط کردند، اين انيشتين بود که به رييس جمهور آمريکا نامه نوشت که پيش از آلمان نازي بايد به بمب هسته اي دست پيدا کند و خود در پروژه ي منهتن به کار نشست و در رخ داد آن جنايت در حق بشريت شراکت کرد. اما علي رغم اين شواهد آشکار نه تنها او محاکمه نشد، بلکه حتي هنوز هم پرستيده مي شود و اگر کسي او را در اين زمينه گناهکار بخواند از ديد بسياري، تهمتي ناروا زده و توهيني آشکار کرده است!
اما مظلوم، دانشمندانِ پرتلاش و مخلص شيعه که در راه دست يابي به تکنولوژي صلح آميز هسته اي نه تنها صيانتِ جان ندارند، که حتي بدون محاکمه به دست تروريست هاي کافر، اعدام خياباني در انظار عمومي و دانشگاهي هم مي شوند تا تحذير دهند ديگر دانشمندان را و سست کنند اراده هايشان را و به رُکود و رخوت کشند جهاد علمي ايشان را. اما غافل از آن که شهادت، خود انگيزه اي است براي شيعه ي تشنه ي لقاءالله که اگر باب آن را در جهاد علمي باز بيند نه تنها جا نمي زند، که حتي با انگيزه اي قوي تر و ايماني استوارتر به جَهد خويش عمق و گسترش بيشتري مي دهد. اتفاقا شهادت، اينجا، مولفه اي تشکّل زاست. عشق به شهادت و لقاءالله نيروهاي پراکنده را متمرکز و همسو مي کند. اگر ميدان جهاد علمي شهيد بطلبد، شيعه مشتاقانه خود را در آن ميدان بيش از اين بازتعريف کرده و تشکّل خويش را قوي تر مي کند.


مهلت اندک به جبهه ي کفر
کافر همه را به کيش خود پندارد! او که مرگ را پايان راه مي داند، پس تحميل مرگ را بهترين ابزار در دست خود مي بيند تا بلکه سدّي بشود پيشِ راهِ جبهه ي حق. اما غافل از آن که شهادت در نزد مومن اتفاقا عين حيات است که «وَ لَا تحَْسَبنَ‏َّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون»‏ (4). شيعه، شهادت را تازه اول زندگي و حيات مي داند. اين است که با تحميل مرگ بر او جا نزده که استقبال هم مي کند. و چه خوش گفت امام راحل که هنوز کلامش زنده و به روز است «بکُشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مى شود»(5) . اين است کيد خداوند، که آنها فکر مي کنند، طرح مي ريزند، نقشه مي کشند، هزينه مي کنند و اقدام، اما همين اقدام و ترورشان انگيزه اي مي شود مضاعف در تشکّل يافتگي بيشتر جهت سرعت گيري فتوحات جبهه ي حق (6).
هر وقت دشمن به کشتن شيعه رو آورده، حتما به استيصالي رسيده که مجبور شده، آخرين حربه ي خود را به کار گيرد. و اين درست پايان کار اوست. آن گاه که راه بر حسين(ع) بستند، کار بني اميه تمام شد. فقط کمي مهلت بايد داد (7). در اين تمهيل، شيعه بايد تنها صبورانه استقامت خود را حفظ کند که باطل، خود، رفتني است. کسي که عاشق مرگ است، او را چه باک از اين ترورها، که اتفاقا خود، انگيزه اي هستند براي پيراني که زماني مي گفتند يا جواناني که شنيده اند «مرا اسب سپيدي بود روزي، شهادت را اميدي بود روزي» اما حالا مي توانند بگويند «در باغ شهادت، باز، باز است».

 

 

 1- وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ، وَ مَا أَدْرَئکَ مَا الطَّارِقُ، سوره ي الطارق، آيات 1 و 2.
2- النَّجْمُ الثَّاقِب‏، سوره ي الطارق، آيه¬ي 3.
3- وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ، وَ الْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْع‏، سوره ي الطارق، آيات 11 و 12.
4- سوره ي آل عمران، آيه ي 169.
5- صحيفه امام خميني، جلد ‏7، صفحه 183.
6- إِنهَُّمْ يَکِيدُونَ کَيْدًا، وَ أَکِيدُ کَيْدًا، سوره ي الطارق، آيات 15 و 16.
7- فَمَهِّلِ الْکَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدَا، سوره ي الطارق، آيه ي 17.

 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس