به گزارش مشرق، سید حسین خاتمی خوانساری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
این روزها، کلمات و جملاتی به گوش ما میرسند که با مفاهیم آن آشنا هستیم و کاملا مطلعیم که در کجا و برای چه کسانی استفاده میشود، اما در عین حال برخی افراد، گروهها یا حتی دولتها سعی دارند این مفاهیم را از معنای حقیقیاش تهی کرده و آنها را به مصادیق غیرواقعی نسبت دهند. از جمله این مفاهیم، واژههایی مانند «نسل کشی» و «جنایت جنگی» هستند که بهطور مداوم در رسانهها و توسط برخی مسئولان دولتی بهکار برده میشوند. این امر نیازمند آن است که در ابتدا تعریف دقیقی از این مفاهیم داشته باشیم و پس از آن، به تحلیل و بررسی مصداقهای واقعی آنها در دنیای امروز پرداخته و مشخص کنیم که کدام کشورها و مسئولان سیاسی، در واقع، با اقدامات خود جنایتهای جنگی مرتکب شدهاند.
«نسلکشی» بهمعنای نابودی عمدی یک گروه قومی، نژادی، مذهبی یا ملی است. این اصطلاح نخستین بار در سال۱۹۴۴ توسط رافائل لِمکین، حقوقدان یهودی-پولندی، به کار رفت و به سرعت در دنیای حقوق بشر و حقوق بینالملل جایگاهی ویژه پیدا کرد. نسلکشی، طبق تعریف سازمان ملل متحد، شامل اقداماتی، چون کشتار، آسیب رساندن به سلامت جسمی یا روانی اعضای یک گروه، ایجاد شرایطی که منجر به نابودی کامل یا جزئی آن گروه شود و همچنین جلوگیری از تولد نسلهای جدید در آن گروه است. بر اساس این تعریف، نسلکشی نه تنها به قتلعامها، بلکه به هرگونه تلاش سیستماتیک برای نابودی هویت یک گروه قومی، مذهبی یا ملی نیز اطلاق میشود.
«جنایت جنگی» به اعمالی اطلاق میشود که در جریان جنگ و در نقض قوانین و مقررات بینالمللی بشردوستانه رخ میدهند. این جنایات میتواند شامل حمله به غیرنظامیان، شکنجه، قتل اسرای جنگی، استفاده از سلاحهای کشتار جمعی، نابودی زیرساختهای غیرنظامی بدون دلیل موجه، تجاوز جنسی و آزار و اذیت جمعی باشد. طبق کنوانسیونهای ژنو و محاکم بینالمللی، جنایتهای جنگی از جنایاتی هستند که مسئولیت فردی برای انجام آنها وجود دارد و مسئولان سیاسی و نظامی در صورتی که چنین جنایاتی را مرتکب شوند، باید پاسخگو باشند.
مصداقهای نسل کشی و جنایت جنگی در تاریخ معاصر
با توجه به تعاریف فوق، اکنون به بررسی برخی از مصداقهای نسل کشی و جنایت جنگی در دنیای امروز میپردازیم. این موارد نشان میدهند که کدام کشورها و رهبران سیاسی در عمل، با اقدامات خود، ناقض حقوق بشر و مرتکب جنایات جنگی شدهاند.
الف- بمباران هستهای هیروشیما و ناکازاکی
هیچگاه نباید از تاریخ فراموش کرد که ایالات متحده در جریان جنگ جهانی دوم تنها کشوری بود که از سلاح هستهای علیه غیرنظامیان استفاده کرد. بمبارانهای هستهای در هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵ باعث کشته شدن بیش از ۲۰۰ هزار انسان بیگناه و مسموم شدن نسلها از ژنهای مردم آن مناطق شد. این اقدام نه تنها یکی از بزرگترین جنایات جنگی تاریخ بود، بلکه عملاً نسلکشی بود، زیرا در یک لحظه تمام یا بخشی از یک ملت را به نابودی کشاند. این جنایت علیه بشریت از سوی جامعه جهانی مورد بررسی و محکومیت قرار نگرفت، بلکه برخی از کشورها همچنان از آن دفاع کردهاند.
ب- جنگ ویتنام و میلیونها کشته
جنگ ویتنام یکی از بزرگترین فجایع انسانی در قرن بیستم بود که آمریکا به عنوان عامل اصلی آن شناخته میشود. طی این جنگ، بیش از ۳ میلیون نفر جان خود را از دست دادند، از جمله غیرنظامیان بیگناه که قربانی بمبارانها و عملیات نظامی شدید آمریکا شدند. استفاده از بمبهای خوشهای و سموم شیمیایی مانند «آگارین» برای از بین بردن جنگلها و مناطق مسکونی، یکی از جنایات جنگی عمده ایالات متحده در این جنگ بود که آثار آن هنوز در منطقه باقیمانده است.
ج- جنگ عراق و بیش از یک میلیون قربانی
جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ به رهبری ایالات متحده آغاز شد، به عنوان یکی دیگر از جنایات جنگی تاریخ معاصر شناخته میشود. حملات بیوقفه هوایی و زمینی، استفاده از سلاحهای ممنوعه و کشتار گسترده غیرنظامیان، علاوه بر ایجاد شرایط انسانی بحرانی، منجر به کشته شدن بیش از یک میلیون نفر شد. هیچگونه مسئولیتی برای مقامات ایالات متحده در برابر این جنایات در محاکم بینالمللی مشخص نشده است، گرچه این جنگ را میتوان به عنوان یکی از بزرگترین جنایات جنگی و نقض حقوق بشر در تاریخ معاصر دانست.
د- تأسیس و حمایت از گروههای تروریستی مانند داعش
یکی دیگر از مصداقهای جنایات جنگی و نقض حقوق بشر، تأسیس و حمایت از گروههای تروریستی نظیر داعش توسط دولتهای غربی به ویژه ایالات متحده است. سازمان سیا در دورههای مختلف با تجهیز و پشتیبانی از گروههای افراطی در منطقه خاورمیانه، به ایجاد یک بحران جهانی کمک کرده است. یکی از نمونههای بارز این جنایت، عملیات سیکلون در دهه ۱۹۸۰ است که در آن ایالات متحده از گروههای تندرو برای مبارزه با شوروی در افغانستان حمایت کرد، اما این گروهها بعدها به داعش و طالبان تبدیل شدند و فجایع انسانی عظیمی را به بار آوردند.
هـ - تحریمهای فلجکننده علیه کشورهای مستقل
تحریمهای اقتصادی که ایالات متحده علیه کشورهای مستقل اعمال میکند، به ویژه ایران، ونزوئلا و کره شمالی، میتواند به عنوان یک نوع "جنگ اقتصادی" و "مجازات دستهجمعی" علیه غیرنظامیان بیگناه تلقی شود. سازمان ملل متحد بارها اعلام کرده است که تحریمها باعث رنج و فقر مردم میشود و در برخی موارد، آنها را به مرگ یا بیماریهای غیرقابل درمان مبتلا میکند. این تحریمها را میتوان مصداق دیگری از جنایات جنگی و نقض حقوق بشر دانست.
و- پشتیبانی از رژیمهای آپارتاید و اشغالگر
یکی دیگر از مصداقهای جنایت جنگی، حمایت بیچون و چرا از رژیمهای آپارتایدی همچون رژیم اسرائیل است. دیوان بینالمللی کیفری درخواست بازداشت نخستوزیر اسرائیل را به اتهام جنایت جنگی صادر کرده است. در این راستا، حمایت ایالات متحده از اسرائیل و عدم پاسخگویی این رژیم در برابر جنایاتش، یکی از بزرگترین موارد نقض حقوق بشر است.
ز- دخالت در امور سیاسی کشورهای دیگر
ایالات متحده در بسیاری از کشورهای جهان، به ویژه در منطقه خاورمیانه، دخالت سیاسی، اقتصادی و نظامی کرده و با حمایت از گروهها یا حتی دولتمردان فاسد، به تخریب زیرساختهای دموکراتیک و حقوقی این کشورها پرداخته است. این مداخلهها معمولاً با هدف منافع اقتصادی و استراتژیک ایالات متحده انجام میشود، اما به شدت به حقوق بشر آسیب میزند.
ح- بمباران مدارس و بیمارستانها در غزه و لبنان
یکی دیگر از جنایات جنگی بزرگ، بمباران مدارس، بیمارستانها و مراکز امداد در مناطق اشغالی مانند غزه و لبنان، ایران و کشورهای دیگر است. این اقدامات به طور مکرر توسط نیروهای نظامی امریکا و اسرائیل تحت حمایت ایالات متحده صورت گرفته است و عملاً هزاران نفر از غیرنظامیان را کشته است. این عمل نه تنها جنایت جنگی است، بلکه به وضوح نقض اصول انسانی و بینالمللی در شرایط جنگ است.
با بررسی موارد فوق، به وضوح میتوان دید که ایالات متحده و مقامات آن در بسیاری از موارد، از جمله بمبارانهای هستهای، جنگهای ویرانگر، حمایت از گروههای تروریستی و تحریمهای فلجکننده، مرتکب جنایات جنگی و نقض حقوق بشر شدهاند. بنابراین، وقتی از جنایتکاران جنگی سخن به میان میآید، باید نگاهی جامعتر و دقیقتر به تاریخ و سیاستهای این کشور داشته باشیم.
علتیابی تغییر مصداقها توسط حکومتها
یکی از پدیدههای نگرانکننده در سیاستهای بینالمللی معاصر، تلاش برخی دولتها برای تغییر مصداقهای حقوق بشری و حتی تحریف مفاهیم پایهای، چون «نسلکشی» و «جنایت جنگی» است. این تلاشها در بسیاری از مواقع هدفی جز منحرف کردن افکار عمومی و فرار از پاسخگویی در برابر جنایات انجام شده ندارد. در این میان، کشورهایی مانند ایالات متحده و رژیم اسرائیل تحت رهبری ترامپ و نتانیاهو، از جمله بازیگرانی هستند که سعی دارند با تغییر معانی این اصطلاحات، خود را از مصداقهای شناخته شده جنایات جنگی و نقض حقوق بشر دور نگه دارند.
حال باید بپرسیم چرا برخی حکومتها به چنین تلاشهایی دست میزنند؟ پاسخ به این سوال در پیچیدگی سیاستهای جهانی و منافع راهبردی این کشورها نهفته است. دولتهای مستکبری مانند آمریکا و اسرائیل به دلیل نقش محوری که در سیاستهای جهانی برای خود ایجاد کردند و تاثیرگذاری بر اقتصاد، رسانهها و دیپلماسی بینالمللی را با زور اسلحه و جنایات مختلف سامان گرفته، همیشه در معرض نگاههای دقیق و انتقادهای حقوق بشری قرار دارند. به همین دلیل، حذف برچسبهای منفی همچون «جنایتکار جنگی» و «مجرم علیه بشریت» از روی خود، برای آنها یک اولویت استراتژیک محسوب میشود.
این تغییر مصداقها نه تنها به دلایل داخلی دارد، بلکه برای کاهش فشارهای بینالمللی و حفظ جایگاه آمریکا در جهان است. در رژیم اسرائیل نیز شاهد چنین رویکردی هستیم. نتانیاهو همیشه در تلاش بوده است تا از بازتاب جنایات جنگی ارتکابی رژیم صهیونیستی در فلسطین و لبنان و... جلوگیری کند. این تلاشها به ویژه در زمینههای حقوق بشری و بینالمللی بسیار پررنگ بوده و رژیم اسرائیل همواره در تلاش است تا با استفاده از حمایتهای گسترده آمریکا، خود را از اتهاماتی، چون نقض حقوق بشر و ارتکاب جنایات جنگی پاک کند. اسرائیل در مواجهه با انتقادهای جهانی از کشتار غیرنظامیان در غزه و لبنان، سعی دارد که این جنایات را تحت پوشش اقدامات دفاعی و مقابله با تروریسم قرار دهد تا از مسئولیتپذیری در برابر این جنایات شانه خالی کند.
چرا این تغییرات مصداقها صورت میگیرد؟
دلایل این تلاشها چندگانه و پیچیده است. در درجه اول، از آنجا که این کشورها بازیگران اصلی در سیاست جهانی و تصمیمات اقتصادی و نظامی هستند، هرگونه برچسب منفی میتواند تأثیرات گستردهای بر روابط دیپلماتیک و اقتصادی آنها بگذارد. در دنیای امروز، کشورهای قدرتمند باید برای حفظ جایگاه خود در عرصه جهانی، از فشارهای حقوق بشری اجتناب کنند.
در دومین مرحله، تغییر مصداقهای حقوقی، به این کشورها این امکان را میدهد که از مجازاتهای بینالمللی و اقدامات قانونی همچون محاکمه در دیوان کیفری بینالمللی دور بمانند. اگر مصداقهایی، چون «جنایت جنگی» یا «نسلکشی» بر روی اقدامات آنها زده شود، میتواند منجر به تحریمها، انزوا و محکومیتهای جهانی شود. این اتفاقات به خصوص برای کشورهایی مثل ایالات متحده و اسرائیل که به شدت به تصویر عمومی خود در عرصه جهانی توجه دارند، عواقب جدی به همراه خواهد داشت.
تاثیر رسانهها و پروپاگاندای سیاسی
در دنیای امروز، رسانهها و پروپاگاندای سیاسی نقش بسیار مهمی در تغییر مصداقها دارند. این کشورها با استفاده از رسانههای گسترده، از جمله شبکههای خبری، رسانههای اجتماعی و تحلیلهای بینالمللی، سعی دارند تصورات و ذهنیت عمومی جهان را تغییر دهند. به این ترتیب، اصطلاحاتی مانند "جنایت جنگی" و "نسلکشی" ممکن است به راحتی تحت تاثیر این دایرههای رسانهای و سیاستهای تبلیغاتی قرار بگیرند و به نفع منافع این کشورها تحریف شوند.
به طور خاص، ترامپ و نتانیاهو، دو فرد سیاسی در دنیای معاصر، به خوبی از این تاکتیکها بهره بردهاند. ترامپ، با لحن معروف خود و استفاده از رسانههای اجتماعی، همواره سعی داشته تا تصویری از خود به عنوان یک مدافع از حقوق بشر و دموکراسی بسازد، در حالی که واقعیتها نشان میدهند که دولت او، با اقداماتی، چون تحریمهای فلجکننده علیه مردم ایران، بمبارانهای بیرحمانه در خاورمیانه و حمایت از رژیمهای سرکوبگر، خود مرتکب نقضهای عمده حقوق بشر شده است. به همین ترتیب، نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیلی نیز به همین شیوه از رسانهها برای دفاع از سیاستهای خود استفاده کردهاند و در تلاش هستند تا جنایات جنگی ارتکابی توسط ارتش اسرائیل را به عنوان «عملیات دفاعی» توجیه کنند.
در نهایت، تغییر مصداقهای حقوقی مانند «نسلکشی» و «جنایت جنگی» از سوی قدرتهای جهانی نظیر ایالات متحده و رژیم اسرائیل، تلاشی است برای پاک کردن چهره خود از اتهامات جهانی و اجتناب از مسئولیت در قبال جنایات جنگی و نقض حقوق بشر. این کشورها با استفاده از رسانهها، فشارهای دیپلماتیک و حتی اقدامات قانونی، سعی در تحریف واقعیتها دارند تا برچسبهای منفی را از خود دور کنند و در عین حال، بر ائتلافهای جهانی و منافع استراتژیک خود حفظ کنند. این رفتارها نه تنها بر حقایق تاریخی تاثیر میگذارد، بلکه پیامدهایی عمیق برای آینده حقوق بشر و عدالت بینالمللی خواهد داشت.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.