دخالت های آمریکا در افغانستان به پیش از حوادث سال ۲۰۰۱ میلادی باز می گردد، به دوره ای که آمریکا و ناتو سعی کردند، با مشارکت دولت وقت افغانستان با پیچیدگی های امنیتی منطقه تعامل کنند.

سرویس جهان مشرق - سال هاست که آمریکایی ها برای خروج از افغانستان گفتگو و مذاکره می کنند، اما هر بار که گفتگوها به سطح معقوب و منطقعی برای دستیابی به توافقات می رسد، اتفاقی ناخوشایند رخ می دهد، تا وضعیت به شکل سابق خود بازگردد، در حالی که جامعه جهانی با دقت بسیار تلاش های ناکام خروج آمریکا از باتلاق افغانستان را رصد می کند، بدون اینکه کسی به اقتصاد افغانستان رو به فروپاشی و سقوط افغانستان پس از بیرون راندن آمریکایی ها از این کشور توجه کند.

نقشه خروج آمریکا

آمریکا به طور رسمی از ابتدای ماه مه خارج کردن آخرین نظامیان خود از افغانستان را با هدف پایان دادن به جنگ بی نتیجه ۲۰ ساله در حالی آغاز کرد که طالبان بیش از هر زمان دیگری بر مناطق مختلف افغانستان سیطره دارد و با قدرت و توانمندی خویش توانست مشروعیت بین المللی تسلط سیاسی، نظامی و اجتماعی بر افغانستان را بدست آورد.

براساس تصمیم «جو بایدن»، رئیس جمهوری آمریکا قرار است، آخرین گروه از نظامیان آمریکایی سپتامبر آینده از افغانستان خارج شوند، بدون اینکه برنامه شفاف و روشنی نه تنها برای آینده حضور آمریکا در افغانستان، بلکه ناتو بعد از سپتامبر وجود داشته داشته باشد.

دخالت های آمریکا در افغانستان به پیش از حوادث سال ۲۰۰۱ میلادی باز می گردد، به دوره ای که آمریکا و ناتو سعی کردند، با مشارکت دولت وقت افغانستان با پیچیدگی های امنیتی منطقه تعامل کنند.

آمریکا به خوبی می دانست، این منطقه از دنیا مالامال از خطرات و تهدیداتی است که می تواند، کل قاره آسیا را بی ثبات کند، چون بر سر تقاطع مهمی قرار گرفته بود که مناطق مختلف این قاره را به یکدیگر ارتباط می داد، به همین دلیل قدرت های بزرگ در گذشته به افغانستان حمله و آن را اشغال کردند.

اما قابل توجه اینکه هر قدرت بزرگی که به افغانستان حمله و آن را اشغال می کرد، کشور را در وضعیت هرج و مرجی رها می کرد و از آن خارج می شد که مشابهی برای آن یافت نمی شد. انگلیسی ها در قرن نوزدهم چندین بار به ظاهر برای جلوگیری از مداخله روسیه تزاری به افغانستان حمله و آن را کاملا ویران و نابود شده ترک کردند.

همچنین اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز دست به تلاش مشابهی زد. هدف اعلام شده شوروی ها به جنگی ۱۰ ساله منتهی شد که هدف از آن «حمایت از دولت نزدیک به اتحاد جماهیر شوروی» بود، اما در پایان وقتی که شوروی نتوانست به اهداف و منافع خود دست یابد، راهبرد زمین سوخته را در پیش گرفت تا کشور را به طور کامل نابود کرده باشد.

اتحاد شوروی سابق در قبال مردمی که در برابر آنها از تاکتیک های ساده و ابتدایی نبردها استفاده می کرد، جنگنده های پیشرفته، بمب افکن ها، نیروهای زمینی و نیروهای ویژه تخریب و نابودی زیر ساخت ها، روستاها، خانه ها، ذخایر دولتی و غیره را به خدمت گرفت.

اما هیچ یک از آنها نه تنها نتوانستند، پیروزی در خوری بدست آورند، بلکه افغان ها اشغالگران را در برابر شدیدترین و سخت ترین آزمایش قرار دادند، این تجربه با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و فروپاشی نظام دو قطبی در دنیا پایان یافت تا رهاورد آن، تشکیل نظام نوین جهانی و تک قطبی باشد.

شرایط امنیتی و اقتصادی

آمریکا در حالی از افغانستان خارج می شود که این کشور یکی از فقیرترین کشورهای جهان با سرانه تولید ناخالص داخلی حدود ۵۰۰ دلار است و با مشکلات بزرگی چون میانگین بالای بیکاری، شرایط بد بهداشتی و کمبود شدید زیرساخت های اساسی مانند بهداشت، آب، و برق و ناامنی مواجه است.

در این میان مهاجرت گسترده افغان ها به ویژه نیروی کار متخصص و کادرهای توانمند در سال های اخیر به کشورهای غربی نه تنها موجب تشدید این مشکلات شده، بلکه در دراز مدت آنها را تبدیل به خطر بزرگی مقابل رشد و توسعه افغانستان کرده است.

در مقابل، حواله های مهاجران افغان به دلیل همه گیری ویروس کرونا کاهش یافت، موضوعی که باعث شد، دولت خواستار افزایش هزینه های عمومی برای کاهش اثرات همه گیری ویروس کرونا شود.

این اقدام افزایش بدهی عمومی افغانستان از ۶.۱ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۷.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۰ را به دنبال داشت، همچنین باعث کسری کلان در تراز تجاری از ۱.۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ به ۲.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ شد.

برای فهم معنا و مفهوم این اعداد و ارقام کافی است، به اظهارات بازرس کل آمریکا و مسئول بازسازی افغانستان توجه کنیم که می گوید: میانگین فقر در افغانستان در سال ۲۰۲۰ به رقم وحشتناک ۷۲ درصد رسیده است، درحالی که این رقم در سال ۲۰۱۹ بالغ بر ۵۵ درصد بود.

همچنین میانگین بیکاری در این کشور از ۲۴ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۳۸ درصد در سال ۲۰۲۰ افزایش یافت و هم اکنون حدود ۱۱ میلیون نفر یا به عبارتی حدود ۳۰ درصد از جمعیت ۳۸ میلیون نفری افغانستان با خطر سوء تغذیه و با قحطی مواجه هستند.

فروپاشی تقریباً کامل صنعت ملی و در نتیجه آن، کاهش صادرات به پاکستان به عنوان اولین شریک تجاری افغانستان، در مقایسه با اواسط سال ۲۰۱۹ که حدود ۵۷ درصد کاهش صادرات را نشان می داد، همچنین کاهش ۴۴ درصدی واردات از پاکستان و سرانجام خروج آمریکایی ها باعث می شود، طبق برآورد برنامه توسعه سازمان ملل، افغانستان نیازمند ۶ میلیارد دلار کمک فوری باشد.

اما جمع آوری این مبلغ و پرداخت آن به افغانستان به راحتی ممکن نیست، به ویژه آنکه هم اکنون تمام کشورهای جهان با بحران همه گیری ویروس کرونا و پیامدهای مختلف آن از جمله پیامدهای اقتصادی مواجه هستند.

این درحالی است که بنابر اعلام بانک جهانی با خروج آمریکا و ناتو از افغانستان انتظار می رود، میزان کمک های خارجی به افغانستان ۲۰ درصد کاهش یابد، این در حالی است که طی سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ در این چارچوب ۱۵.۲ میلیارد دلار به بودجه افغانستان کمک مالی شد.

این بدین معنی است که افغانستان با چالش های بزرگ و خطرناکی مواجه خواهد شد که در صورت عدم مهار آنها، منجر به فاجعه ای بزرگ در کشور از جمله منازعات سیاسی و نظامی در جبهه های مختلف و فروپاشی مؤسسات و نهادهای حکومتی و مشارکت های اقتصادی با سازمان ها و نهادهای جامعه جهانی خواهد شد.

بر این اساس می توان گفت، آمریکا افغانستان را در وضعیت بسیار نگران کننده و ناآرامی رها می کند و واضح است که بازسازی افغانستان پس از جنگ روند بسیار دشواری است و پیش از هر چیز در ابتدا وابسته به تثبیت اوضاع داخلی است که آمریکایی ها ظرف ۲۰ سال در تحقق آن موفق نبودند و این بی تردید روی شرایط امنیتی کشور و امنیت ملی کشورهای همجوار افغانستان تأثیر می گذارد.