کد خبر 892681
تاریخ انتشار: ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۲
پرستار

شوهرم کاظم کارگر روزمزد بود و هزینه روزانه زندگی‌مان هم به سختی تأمین می‌شد. چند نفر از دوستانش به تهران رفته بودند و اوضاع مالی‌شان بهتر شده بود.

به گزارش مشرق، مرد هوسران وقتی فهمید پرستار خانگی مادر پیرش حاضر نیست به رابطه با او تن دهد، نقشه بی‌آبرویی او را به اجرا گذاشت.


«نازنین» تازه 35 سالش شده بود اما سختی‌های روزگار او را پیرتر نشان می‌داد. آنقدر گریه کرده بود که چشمان پف کرده‌اش باز نمی‌شد. می‌گفت دلش برای دخترهایش تنگ شده اما هم آنها و هم شوهرش حاضر نیستند او را ببینند. می‌گفت تنها گناهش این بوده که تسلیم خواسته‌های مرد هوسران نشده است اما حالا باید تاوانش را با بی‌آبرو شدنش پس بدهد.


«شوهرم کاظم کارگر روزمزد بود و هزینه روزانه زندگی‌مان هم به سختی تأمین می‌شد. چند نفر از دوستانش به تهران رفته بودند و اوضاع مالی‌شان بهتر شده بود.

به همین دلیل پس از تولد دخترم، با اصرار او راهی پایتخت شدیم و کاظم در یک قنادی کار پیدا کرد. اما باز هم حقوقش کفاف زندگی‌مان را نمی‌داد. به اصرار او در یک مؤسسه خدماتی کار پیدا کردم و به‌صورت پاره وقت برای نگهداری از کودکان و سالمندان به خانه‌های مردم می‌رفتم. درهمین سال‌ها بود که دختر دومم هم به دنیا آمد. هر چه بچه‌ها بزرگتر می‌شدند تأمین هزینه هایشان سخت‌تر می‌شد به همین دلیل تصمیم گرفتیم به شهر خودمان برگردیم. مدیر مؤسسه‌ای که در تهران نزدش کار می‌کردم مرا به دوستش معرفی کرد و به این ترتیب در زادگاهم، پرستار یک پیرزن ثروتمند شدم. او زن مهربانی بود و چون از وضعیت کار همسرم خبر داشت، حواسش به من و بچه هایم بود و گاهی برای آنها هدیه می‌گرفت.

بیشتر بخوانید:

راز مسمومیت مشکوک در کرج برملا شد

تقلای زن برای فرار از چنگ شوهرش بی‌نتیجه ماند

همه چیز خوب بود تا اینکه پس از مدتی سر و کله «ناصر» پسر بزرگ پیرزن پیدا شد. مردی 60 ساله و متأهل که خیلی مهربان بود. او وقتی از وضعیت زندگیم باخبر شد خیلی هوایم را داشت. من او را جای پدرم می‌دانستم و دوستش داشتم. رفت و آمدهای «ناصر» به خانه مادرش هر روز بیشتر می‌شد. وقتی مادرش می‌خوابید و من سرم خلوت می‌شد مرا صدا می‌کرد و ساعت‌ها درددل می‌کرد و می‌گفت حرف زدن با من آرامش می‌کند. گاهی وقتی به خانه می‌رفتم هم تماس می‌گرفت و تلفنی حرف می‌زد.

تکرار این اتفاق اعتراض‌های همسر و دخترانم را در پی داشت. تا حدی که شوهرم به تلفن‌های هر شب این مرد حساس شد و گفت دیگر لازم نیست در آنجا کار کنی. اما نمی‌توانستم براحتی از خیر حقوق و مزایای این کار بگذرم. اما سعی کردم کمی از او فاصله بگیرم. کم کم حرف‌های ناصر از درددل به‌جملات عاشقانه رسید و سرانجام از من خواستگاری کرد.


نه جرأت داشتم موضوع را به مادرش بگویم و نه به همسرم. تنها کاری که کردم این بود که هر وقت او می‌آمد به بهانه‌ای از خانه بیرون می‌رفتم و سعی می‌کردم کمتر جلوی چشمش باشم اما نمی‌دانستم این رفتارم باعث می‌شود او از من کینه به دل بگیرد و نقشه انتقام از مرا اجرا کند.


آن روز شوم را فراموش نمی‌کنم. از بد روزگار دخترهایم را نیز به خانه پیرزن برده بودم، سرگرم کار بودم که ناگهان همسر «ناصر» آشفته و عصبی به آنجا آمد. با دیدن من به سمتم خیز برداشت و شروع به فحاشی کرد. داد می‌زد و می‌گفت: «با شوهر من چکار داری؟ تو باید به فکر شوهر دادن دخترهایت باشی؟ نکند به ثروت شوهرم چشم داری؟»دخترهایم و پیرزن از شنیدن این حرف‌ها شوکه شده بودند و خیره مرا نگاه می‌کردند. زبان در دهانم یخ زده بود و فقط اشک می‌ریختم. او پیش از اینکه از خانه بیرون برود رو به من کرد و گفت: «اگر پایت را از زندگی شوهرم بیرون نکشی، مطمئن باش اتفاق بدی برایت می‌افتد.» بعد هم به مادرشوهرش گفت: «تا وقتی این زن در خانه ات باشد اجازه نمی‌دهم نوه هایت هم به دیدنت بیایند...»وقتی او رفت همه سکوت کرده بودند. دخترهایم وسایل شان را جمع کردند و از خانه پیرزن رفتند. صاحبکارم هم فقط گفت: «دیگر اینجا نمان. زنگ می‌زنم پرستار دیگری برایم بفرستند.» و عصا زنان به اتاق خوابش رفت.


 هیچ کس مهلت دفاع به من نداد. در دادگاهی محاکمه شدم که متهمش من نبودم اما براحتی محکومم کردند. از آن روز به بعد رفتار شوهر و بچه هایم با من عوض شد و به تازگی فهمیدم همسرم درخواست طلاق داده است. زندگی‌ام در حال نابودی است و هیچ کس بیگناهی‌ام را باور نمی‌کند. سرگردان شده‌ام و کمک می‌خواهم...»


هیچ مردی پدر و برادر شما نیست
ریحانی، کارشناس مشاوره و مددکاری مرکز مشاوره آرامش پلیس اصفهان گفت: خانواده، کانون اجتماعی و مبدأ بروز عواطف انسانی و روابط و تعاملات بین فردی است و در برآورده کردن نیازهای افراد از اهمیت بالایی برخوردار است. در خانواده سالم، اعضای خانواده نه تنها به نیازهای مادی بلکه به نیازهای معنوی و روحی و روانی یکدیگر نیز توجه می‌کنند. در این پرونده زن جوان با اعتماد بیش از حد به مردی غریبه و باور کردن ابراز محبت‌های وی به دردسر افتاده است. متأسفانه زنان و دختران جوان تنها بواسطه اینکه مردی سن بالا باشد تصور می‌کنند آن فرد مانند پدر یا برادر بزرگتر آنها می‌تواند نقش حامی را برایشان ایفا کند اما غافل از اینکه بسیاری از این ابراز محبت‌ها از سر هوسرانی است و تبعات سنگینی در پی دارد.»

منبع: روزنامه ایران

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 17
  • در انتظار بررسی: 8
  • غیر قابل انتشار: 0
  • IR ۰۹:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    44 1
    اگر حقیقت همینه که تحریر شد خدایا کمکش کن...اشتباه کرده ولی فرصت جبران بهش بدید. ضمن اینکه مستحق مؤاخذه‌ی جدیه، اما انصاف نیست به نابود شدنش اصرار کرد.... فقر و نداری ریشه اکثریت مفاسد و مشکلاته. رونوشت: همه‌ی مسؤلین و مدیران جامعه که درد مردم رو نمیفهمن
    • NL ۱۲:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
      2 2
      چرا باید مواخذه بشه دقیقا؟
  • IR ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    24 1
    خیلی جالبه که در شهرها و شهرستان ها فکر می کنند تهران بیان دیگه مشکلاتشون حل می شه دیگه نمی فهمن اگر کار و پول باشه خط فقر هم 4 میلیون تومنه تورم در تهران بسیار بالاست آلودگی هوا صوتی بصری ترافیک عجیب و ... هزینه تامین سرپناه بسیار بالا بصورتی که اکثر مهاجرین مجبور می شن به حاشیه شهر و حتی سکونت های غیرمجاز با هزار مشکل دیگر بروند والبته دیگر احترامی هم وجود ندارد و تفاوت های فرهنگی و ... در حالیکه تهرانی ها کم کم دارن در می رن چون فهمیدن زمین در شهرستان ها ارزانه و می شه کلی کار راه انداخت تورم هم پایینه بسیار درآمدزاست حالا مثلا دستگاه عابربانک دقیقا سرکوچه اشان نباشد! مهم نیست .
  • ایرانی IR ۱۱:۰۵ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    56 0
    وقتی پیرزن میخوابید ساعتها با پسرش درد دل میکردی و بعد حتی دز خانه هم تلفنی با او حرف میزدی به نظرت شوهرت و زن آن مرد و پیرزن و دخترانت حق ندارند احساس کنند با آن مرد رابطه داری ؟
    • IR ۱۱:۵۴ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
      17 18
      اعتماد ، نیاز به شغلش باعث شده به درد دلهای اون پیرمرد گوش بده!!!
  • IR ۱۱:۲۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    18 6
    متاسفانه چنین نرینه هایی زیاد هست یا باید باهاشون راه بیایی یا بی آبرو فقیرت میکنن !!!
  • IR ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    50 3
    چرا وقتی شوهرت گفت دیگه اونجا نرو به حرفش گوش نکردی ؟ چرا وقتی جملات عاشقانه برات فرستاد بی خیال اون کار نشدی ؟ چرا وقتی ازت خواستگاری کرد از اونجا نرفتی ؟ خودکرده را تدبیر نیست
    • IR ۱۳:۴۱ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
      8 0
      دقيقا
    • IR ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
      10 5
      مرد نامرد هم مقصر بوده که آبروی این را برده
  • مشرقی IR ۱۲:۳۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    17 0
    این جمله را با طلا بنویسید و به همه خانم ها هم اطلاع دهید : " هیچ مردی پدر و برادر شما نیست "
    • تورک اوغلو IR ۱۷:۵۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
      6 0
      شاید برای اولین بار نظر یه شخصی این چنین به دلم نشست احسنت
  • IR ۱۳:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    11 1
    نامرد لجن چرا زندگی یک خونواده فقیر و ابروی یک انسان رو میبری نا لوطی
  • رضا IR ۱۳:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    9 1
    بعضی دوستان هم مثل اینکه در این وادی زندگی نمی کنند عزیزان من زندگی در شهرهای کوچک مساوی با گرسنگی است کاری وجود ندارد اکثر شرکتهای خصوصی توسط بانکها مصادره شده شرکتهای دولتی یا تعطیل شده اند یا در مرز ورشکستگی شهرهای کوچک فقط به درد بازنشستگانی میخورد که حقوق بازنشستگی داشته باشند یا باغ و کشاورزی ان هم فقط در چند استانی که هنوز آب دارند
  • احمد IR ۱۴:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    7 0
    چرایه زن شوهرداربایه مردغریبه بایددردودل کنه مگه بااون چه نسبتی داشتی.خودت دوست داشتی
  • IR ۱۴:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    7 0
    مقصر خودشه .چه درد دلی چه
  • IR ۱۴:۵۵ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    8 2
    یا ستار العوب!!
  • IR ۱۵:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
    4 4
    من دقیقا نقشه شوم مرد را براي زن پرستار متوجه نشدم

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس