جرالدی

افسر اطلاعاتی پیشین سیا می نویسد ایرانیان نیز مانند ما از مردم عادی گرفته تا اندیشمندان با اقدامات دولت آمریکا مشکل دارند، نه خودش.

سرویس جهان مشرق- افسر اطلاعاتی پیشین سیا که حدود ۲۰ سال مأموریت های مختلف ضدتروریستی  را در کشورهای مختلف جهان تجربه کرده است، یکی از مهمانان کنفرانس افق نو در مشهد بود. وی که تحصیلات خود را در دانشگاه های لندن و شیکاگو گذرانده است متخصص امور امنیتی به ویژه مسائل خاورمیانه به شمار می آید. جرالدی به عنوان کارشناس حوزه تروریسم، منتقد جدی سیاست های دولت آمریکا به شمار می رود.

وی پس از بازگشت از کنفرانس افق نو، متنی را شامل تجربیات خود در ایران با عنوان «در میان ایرانیان» منتشر کرده که در اینجا با توجه به نکات جالب آن عیناً نقل می شود:

«من اخیراً حدود یک هفته در ایران، در مشهد و تهران گذراندم، در یک کنفرانس بین المللی پیرامون آینده بیت المقدس و سایر مسائل مرتبط سخنرانی کردم و با طیف گسترده ای از ایرانیان شامل روزنامه نگاران، دانشجویان و مقامات دولت دیدار داشتم. این کنفرانس از سوی یک سازمان غیر دولتی با نام افق نو سازمان یافته بود. البته ششمین کنفرانس از نوع خود بود که سخنرانانی را از کشورهای مختللف برای بحث پیرامون مسائل هویتی و امنیتی خاورمیانه گرد آورده است.

ایران از آنجا که از اطراف مورد تهدید قرار دارد، ابعاد ویژه ای از لحاظ امنیتی دارد. نظام ایران همچنین بخشی دموکراسی و بخشی نیز چهارچوب های مذهبی است و محدودیت های بسیار شفافی در زمینه رفتار مقبول دارد. اما به نظرم نمایندگانی از ۳۰ و بلکه کشورهای بیشتر که در این کنفرانس شرکت داشتند، در این زمینه موافق من هستند که هیچ تلاشی از بیرون برای محدودکردن آزادی بیان یا جهت دهی به مباحث وجود نداشت. تنها تلاشی که برای سانسور کنفرانس و مباحث آن انجام شد، بلاک کردن سایت افق نو در گوگل و احتمالاً در تمام حوزه سلطه رسانه ای صهیونیستی/آمریکایی و جستجوگرهای اینترنت است. در واقع داخل کنفرانس تنها اقدام هماهنگ که ممکن است توجه را جلب کرده باشد، «هیس کردن» شرکت کنندگان با صدای بلند در هر بار نام بردن از جان بولتون بود.

نظرات روشن و انتقادات علنی طی کنفرانس پیرامون موضوعات مختلف مطرح شد، از جمله ماهیت دولت ایران، هویت یهودیت، اسرائیل، فلسطینیان، وضعیت بیت المقدس و برجام. بسیاری از ایرانیانی که به آنها برخوردیم، آزادانه نظرات خود را مثلاً عدم تمایل به حاکمیت دینی و آرزویشان برای یک تغییر دراماتیک را بیان کردند، بدون اینکه ما چیزی به آنها گفته باشیم چون ما نمی خواستیم به کشور میزبان حمله کنیم که احتمال داشت برای سازمان دهندگان مراسم دردسر ایجاد شود.

نکته جالب این بود که زمان کنفرانس و فعالیت های وابسته با آن دقیقاً با خروج ترامپ از برجام و کشتار معترضان فلسطینی از سوی ارتش اسرائیل در غزه همزمان شده بود. ما با هیجان، پوشش زنده تلویزیونی از قتل ۵۸ غیرنظامی عرب و مجروحیت دو هزار نفر دیگر را توسط تک تیراندازها مشاهده کردیم. کودکی که در محلی بسیار دورتر از محل درگیری بود، به خاطر حرکت ابرهای گاز اشک آور به سمت او که توسط ارتش اسرائیل استفاده شده بود، درگذشت. این خیلی هولناک و زننده بود. مزدوران اسرائیلی چه در آمریکا و چه در اسرائیل، همان گونه که پیش بینی می شد قربانیان را در طرف متهم نشاندند و گفتند اصلاً کودک نباید این همه به محل «جنگ» نزدیک می شد.

و برای آنها که نگران بودند نکند ارتش اسرائیل گلوله کم بیاورد، اطمینان داده شد که تهمیدات لازم اندیشیده شده است. آوی دیچر عضو کنست در برنامه زنده تلویزیونی به مخاطبان اطمینان داد که ارتش «گلوله کافی برای همه دارد. اگر هر مردی، زنی یا بچه ای در غزه در مرز ورودی جمع شود، به بیان دیگر برای همه آنها گلوله وجود دارد. ممکن است همه کشته شوند و هیچ مشکلی نیست.»

من پیش از این به ایران دعوت شده بودم اما به عنوان افسر پیشین سیا دشوار بود که برای آن سفر ویزا بگیرم. این بار برگزارکنندگان  با تلاش بسیار برای من و بسیاری از دوستانم که پیشتر در پنتاگون کار می کردند این امکان را فراهم کردند که سخنرانی کنیم و در پنل های متعدد شرکت کنیم. شرکت کنندگان و مردم ایران با دیدن ما کمی جا خوردند، به ویژه اینکه بارها تصویر و مصاحبه ما در رسانه ملی پخش شد.

برای اینکه خیالتان را راحت کنم باید بگویم که بله، ممکن است کسی ما را کمی بیش از ساده لوح های قابل استفاده بداند، یعنی ما به ایران دعوت شدیم تا علیه آمریکا حرف بزنیم و حمایت و پشتیبانی برای دشمنانش فراهم کنیم، اما این در صورتی است که تلاشی در کنفرانس برای یکدست کردن سخنرانی ها و نظرات صورت گرفته باشد، اما همان طور که گفتم خبری از این برخوردها نبود. البته موضوع کلی کنفرانس مشخص بود، یعنی اینکه به رسمیت شناختن بیت المقدس از سوی ایالات متحده (به عنوان پایتخت اسرائیل) یک فاجعه و به معنای پشت پا زدن به رنج طولانی مردم فلسطین به شمار می آید زیرا عملاً تضمینی بر عدم امکان شکل گیری یک دولت فلسطینی برای همیشه بود. و دیگر اینکه ریشه اصلی این مشکل، حمایت همه جانبه آمریکا از اسرائیل و رهبر فاشیستش نخست وزیر بنیامین نتانیاهو است، موضوعی که تا حدودی در کنفرانس مورد کاوش قرار گرفت.

من نمی خواهم سخنرانی ها و سخنرانان را شرح دهم زیرا می دانم این مسائل در روزهای آتی به صورت مستقل در رسانه های آلترناتیو منتشر خواهد شد، اما برخی بیانات و نکات مهم در مورد منازعات کنونی و آتی خاورمیانه (که متأسفانه نشانه هایش آشکار شده) با شما به اشتراک می گذارم:

بسیاری از شرکت کنندگان در کنفرانس به این نتیجه رسیده بودند که ردکردن برجام از سوی کاخ سفید یک نقطه عطف بود. خشم اروپاییان به صورت شفاف در رسانه های ملی شان در هفته پیش بازتاب یافت مبنی بر اینکه آمریکا دیگر منافعی در همکاری با کسی برای کاهش خطر جنگ ندارد. اگر ملت های اروپایی بر اساس آنچه گفته اند عمل کنند باید تلاش هایشان رابرای افزایش فاصله با واشینگتن بیشتر کنند. این شامل سازوکارهایی برای دورزدن تحریم های آمریکا، خرید نفت ایران با یورو به جای دلار و فروش محصولات به ایران از راه هایی می شود که از کانال بانک های آمریکایی عبور نکند. نتیجه نهایی که قطعاً از سوی چین و روسیه حمایت می شود، ترک دلار به عنوان ارز مرجع جهانی است. کاهش مقبولیت دلار به نوبه خود به معنای این است که خزانه داری آمریکا دیگر نمی تواند به چاپ اسکناس برای پشتیبانی از مداخلات آمریکا ادامه دهد که این خود بازخوردهای جدی برای اقتصاد آمریکا خواهد داشت.

فیلیپ جرالدی و اسکات بنِت از کارشناسان سیا در سمت راست و الکساندر دوگین اندیشمند روسی و نزدیک به پوتین در چپ
طی یک پنل مشترک در کنفرانس افق نو

به نظر می رسد شرکت کنندگان در کنفرانس موافق بودند که دولت ایالات متحده بی اعتبار شده است، به معنای واقعی کلمه. این فقط به ترامپ مربوط نیست، بلکه بیشتر یک مشکل مربوط به ترامپ-اوباما-بوش است مثل زخمی که از یازده سپتامبر عفونت کرده باشد. ما شرکت کنندگان در کنفرانس، قتل عام فلسطینیان را مشاهده کردیم و همزمان در یک نمایشگر دیگر می دیدیم کسی که راج شاه نام داشت در کاخ سفید به خبرنگاران گفت که «مسئوایت این مرگ های تراژیک مستقیماً بر عمده حماس است که عمداً با خیره سری مردم را به واکنش تشویق می کند و این یک اقدام تبلیغاتی خطرناک و تأسف آور است». قطعاً کار راج، خود اصلاً شبیه این گونه تبلیغات نبود.

همزمان در سازمان ملل، نیکی هیلیِ بی مسئولیت که سفیر آمریکا خوانده می شود، پیش نویس روسیه برای انجام تحقیق در مورد این کشتار را وتو کرد و توضیح داد که حماس که از سوی ایران پشتیبانی می شود مسئول این خشونت است: «من از همکارانم در شورای امنیت می پرسم: کدام یک از ما این گونه اقدامات را در مرزهای خود برمی تابد؟ هیچ کدام. هیچ کشوری در این سازمان به اندازه اسرائیل نسبت به این گونه اقدامات خویشتن داری نشان نداده است.» هیلی وقتی که ریاض منصور نماینده دائمی فلسطین در شورای امنیت شروع به صحبت کرد، شورا را ترک کرد.

کنار هم گذاشتن دو واژه «اسرائیل» و «خویشتن داری» در یک جمله لحظه ای خاص بود و کار بسیار سختی بود که هیلی انجام داد، اما هیلی می توانست در یک لحظه خاص دیگر، کودکانِ کشته شده فلسطینی را نیز نه فقط به عنوان اهداف تک تیزاندازهای اسرائیلی بلکه به عنوان موجودات انسانی واقعی ببیند. هیلی می توانست در نظر بگیرد که این همه جمعیت در آنجا که کاملاً بی گناه بودند، دیگر از سرکوب های ایالات متحده و سگ دیوانه اش اسرائیل خسته شده اند.

بزرگترین درسی که من در ایران یاد گرفتم، این بود که علی رغم سالها سوءاستفاده (واشینگتن)، ایرانیان هنوز آمریکاییان را دوست دارند و احترام می گذارند. من بارها این مطلب را از سوی مردم عادی و اندیشمندان ایرانی شنیدم. آنها تمایل دارند رابطه خوبی برقرار کرده و یک سفارت آمریکا داشته باشند که از سوی دیپلمات های مناسب اداره شود، دیپلمات هایی که تمایل داشته باشند گفتگو کرده و بشنوند. تنها مشکل این است که ایالات متحده دیگر چنین کاری را نمی کند بنابر این بیان علاقه از سوی ایرانیان با مانع روبرو می شود (یعنی آمریکاییان سخنان ایرانیان را نمی شنوند).

ایرانیان البته نمی توانند آنچه دولت ایالات متحده در سراسر جهان انجام می دهد را بپذیرند. من هم نمی توانم و این را به آنها گفتم. حدود ۲۰ آمریکایی و یا بیش از این که در کنفرانس بودند نیز همین را گفتند. من همچنین به آنها گفتم که متأسفانه باب گفتگوی ایران با آمریکا در کنترل اسرائیل است که در سی سال گذشته به صورت تخصصی روی بدنام کردن ایران کار کرده است. این باب به این زودی ها باز نمی شود.

گاهی آنچه انتظار می رود، اتفاق نمی افتد. از جمله اینکه وقتی من به وطن برگشتم با دشواری و اذیت از سوی مقامات آمریکا روبرو نشدم. سایر شرکت کنندگان کنفرانس که سابقه طولانی در جنبش صلح دارند، داستان های آزاردهنده ای از بازداشت از سوی دولت فدرال در هر بار بازگشت به آمریکا تعریف کرده بودند. در مورد من، در طول برگزاری کنفرانس در رسانه های ایرانی و خاورمیانه به تیتر رسانه ها تبدیل شدم و قطعاً خودم با هر آنچه در ایران بر من گذشته است، در تور رصد دقیق و شدید دولت آمریکا افتاده ام. کاملاً آماده بودم که دو مأمور گردن کلفت با نشان و کارت رسمی در بدو ورود به سمت من بیایند اما فعلاً خودشان را نشان ندادند. شاید دفعه بعد.»

منابع

http://www.unz.com/pgiraldi/among-the-persians

http://www.councilforthenationalinterest.org/new/?page_id=29#staff

نظرات

  • انتشار یافته: 5
  • در انتظار بررسی: 1
  • غیر قابل انتشار: 3
  • IR ۱۵:۰۹ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۴
    11 0
    "بزرگترین درسی که من در ایران یاد گرفتم، این این از خارجی پرست بودن و غرب زدگی مزمن ایرانیانه نه حسن آنها. مگر امریکا بدون رضایت ضمنی مردمش این کارهای که می کند را می توانست انجام بدهد. من بارها امریکایی هایی را دیده ام که خلاصه کلامشان این است که سیاست خارجی و نظامی و جاسوسی و خرابکاری دولت امریکا اگر زندگی ما در امریکا و رفاهش را تضمین می کند مهم نیت سرویس های جاسوسی و ارتش در خارج امریکا چه کار بد و ظلمی انجام می دهند. غالب مردم امریکا یا بی خیالند یا همین نظر را دارند وگرنه این آقا به جای این که در ایران استقبال شود در خود امریکا استقبال از او می شد.
  • سید IR ۱۵:۲۵ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۴
    55 16
    منظور از نکات جالب: یک. بسیاری از ایرانیان حکومت دینی یعنی جمهوری اسلامی رو نمی خوان. دو. بسیاری از ایرانیان امریکا رو دوست دارند میگن سفارت خونه برامون بزنه داخل ایران.
  • FR ۱۵:۳۸ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۴
    31 35
    مرگ بر ایالات متحدا و لعنت بر سگ وحشی اش اسرائیل
  • ایرانی IR ۱۷:۵۴ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۴
    7 3
    این کارشناس جاسوس نبود؟
  • IR ۰۱:۴۷ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۵
    2 1
    اقای طالب زاده امریکا بوده؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس