زنان داعشی

پسر عمویم در رقه، شماره تماس زنی سوری از اهالی «ادلب» را به من داده و تاکید کرده بود، در ترکیه هرجا به بن بست خوردم از او کمک بگیرم. از طریق «واتس آپ» با او تماس گرفتم. مرا به خانه خود دعوت کرد.

سرویس جهان مشرق - «در رقه بودم»، حکایت جوانی آلمانی تونسی تبار به نام «ابو زکریا» است که پس از ظهور «داعش» فریب وعده هایش را خورده، راهی سرزمین «شام» می شود. اما خیلی زود می فهمد، این وعده ها سرابی بیش نبوده است. لذا از رقه فرار کرده، به تونس بازمی گردد و در آنجا دست تقدیر او را در مسیر «هادی یحمد»، نویسنده تونسی قرار می دهد. طی دیدارهایش با یحمد آنچه در رقه و نبردهای داعش بر سرش رفته را نقل می کند تا این نویسنده تونسی آن را به صورت کتابی چاپ و منتشر کند.

در قسمت اول «ابو زکریا» نحوه فرار از داعش به همراه سه تونسی دیگر را نقل می کند. اینکه چطور مجبور شده، سلاح های کلاشینکفش را برای تامین هزینه فرار در «منبج» به پشیزی بفروشد و برای عبور از ایست های بازرسی داعش «خواستگاری» را بهانه و نقش «داماد» را بازی کرده است.

و حالا ادامه داستان:

رویای شام/اواخر دسامبر ۲۰۱۴

رسیدن به سرزمین «شام» [سوریه] برایم آرزو شده بود و نهایت این آرزو ورود به اراضی «امارت اسلامی» داعش بود. چنان در تب «شهروندی» امارت اسلامی می سوختم که شب ها آن را به خواب می دیدم.

اعلام «ابوبکر البغدادی»، سرکرده داعش مبنی بر تشکیل امارت اسلامی برایم به مثابه اجرای دین الهی و اجرای شرع و تجسم یافتن معنی و مفهوم «توحید» و «یگانگی ذات باری تعالی» بود. 

اعلام تاسیس امارت اسلامی داعش در ماه رمضان سال ۲۰۱۴ میلادی توسط ابوبکر البغدادی مهمترین «نقطه عطف» زندگیم بود. نمی توانستم خوشحالی خود را پنهان یا کنترل کنم. از فرط شادی و سرور فیلم ها و کلیپ های تصویری جشن داعش در میدان «النعیم» شهر «رقه» به مناسب اعلام تاسیس امارت اسلامی در دستگاه پخش می گذاشتم و هم صدا با آنها نعره شادی سر می دادم.

خبر تاسیس امارت اسلامی را به دوستانم دادم. در جمع آنها تکرار می کردم: «از امروز ما هم دولت و امارتی داریم». نمی توانم، بگویم وقتی پای به سرزمین امارت اسلامی داعش گذاشتم، چه حس و حالی داشتم .. اینکه چقدر خوشحال بودم و احساس خوشبختی می کردم .. این بزرگ ترین آرزوی زندگیم بود.

در نوجوانی رویایم مهاجرت به آلمان و اقامت در آن بود، اما اکنون این آرزو برایم مضحک بود. دیگر برف و یخبندان های «دورتموند» در زمستان های سرد برایم جاذبه نداشتند و جای آنها را در دلم آفتاب شهر «طبقه» و گرمای سوزان بیابان «تدمر» و کوچه های «رقه» گرفته بودند.

ترور «شکری بلعید»، فعال تونسی در فوریه ۲۰۱۳ و درج گروه «انصار الشریعه» در فهرست گروه های تروریستی و ترور «محمد البراهمی»، نماینده تونسی در ژوئیه ۲۰۱۳ هرج و مرج امنیتی در تونس را به اوج رساند و این بهترین فرصت برای خروج از کشور به سمت ترکیه و شهر استانبول بود.

ساعت ۵ بعد از ظهر آخرین دوشنبه ماه دسامبر سال ۲۰۱۴ بود که با پرواز فرودگاه «معیتیقه» شهر طرابلس، پایتخت لیبی وارد فرودگاه «کمال اتاتورک» استانبول شدم.

کمی ته ریش داشتم. موهایم را کوتاه نکرده بودم. شلواری جین و ژاکتی سیاه به تن داشتم. وارد سالن شدم. مامور فرودگاه در حال چک کردن مدارک بود. نوبت من که شد، یک نگاه به من و سپس نگاهی به عکس پاسپورتم کرد. در عکس پاسپورت ریشم را زده بودم.

مامور فرودگاه نگاهی به وسایلم کرد و با لبخندی تمسخرآمیز پرسید: «تونسی هستی»؟! دلیل این لبخند تمسخر آمیز را می دانستم .. گفتم: بله. در آن مقطع زمانی روزی نبود که چندین جوان تونسی وارد فرودگاه استانبول نشوند و بالطبع مقصد همه آنها «شام» بود.

دولت ترکیه تمام گذرگاه های مرزیش با سوریه در «غازی عنتاب» و «اروفا» و «انتاکیه» و دیگر گذرگاه ها و شهرهای مرزیش را برای عموم مهاجران، به ویژه تونسی ها باز کرده بود.

آن مامور ترک مرا به دایره امنیت فرودگاه جهت بررسی بیشتر مدارکم هدایت کرد. نگران نبودم، چند روزی که در شهر «صبراته» بودم، اطلاعات لازم را به دست آورده بودم.

علاوه بر اینکه رابطه داعش و آنکارا در آن دوره زمانی در اوج بود و تا مدت ها ادامه داشت، اگر غیر از این بود، هیچ گاه داعش به ترک ها اجازه انتقال مزار «شاه سلیمان»، امپراتور عثمانی به خاک ترکیه را نمی داد.

آن روز را کامل به یاد دارم، روز یک شنبه مصادف با ۲۲ فوریه سال ۲۰۱۵ میلادی بود که نظامیان ترکیه وارد روستای «قره قوزاق» سوریه شدند که در تصرف داعش بود و مزار شاه سلیمان را به روستای سوری «اشمه» در ۲۰۰ متری مرز ترکیه منتقل کردند.

همانطور که تصور می کردم، در فرودگاه با مشکلی مواجه نشدم. حالا با سرزمین رویاهایم فاصله چندانی نداشتم، وقتی پاسپورتم مهر خورد و اجازه ورود به ترکیه را یافتم، تصور می کردم، درب های امارت اسلامی به رویم گشوده شده اند.

به خود می گفتم: به زودی در جنگ هایی بسیاری شرکت خواهی کرد. از دود باروت نفست بند می آید. جوی های خون خواهی دید. روی اجساد انسان ها راه خواهی رفت و گوش هایت از صدای بمب و توپ و موشک کر خواهد شد. این قانون جنگی بود که به خاطرش کیلومترها طی طریق کرده بودم. اگر نکشی، کشته می شوی.

هنوز پاسپورتم مهر نخورده بود که برادران در رقه با من تماس گرفتند. از زمان حرکت از شهر طرابلس مستمر با من تماس داشتند. وقتی گفتم، بدون مشکل وارد ترکیه شده ام، صدای تکبیر آنها بلند شد.

از من خواستند، گوش به زنگ باشم، چون آنها باید کارهای سفرم به سوریه را انجام می دادند. البته قبلا پسر عمویم در رقه، شماره تماس زنی سوری از اهالی «ادلب» را به من داده و تاکید کرده بود، در ترکیه هرجا به بن بست خوردم از او کمک بگیرم.

از فرودگاه خارج شدم و از یک تاکسی خواستم مرا به مسافرخانه ای در مرکز شهر ببرد. در مسیر تغییرات استانبول نگاهم را به خود جلب کرد. تمیزی خیابان ها، نظم و ترتیب حاکم بر شهر، مساجدش و اینکه هرچه اراده کنی، دست می یابی.

اتاقی در منطقه «لالیالی» کرایه کردم، بعد از خرید اقلامی که نیاز داشتم و یک دوش آبگرم، خود را روی تخت رها کردم. در شماره های تلفن همراهم دنبال شماره آن زن ادلبی، «ام المجاهدین» بودم، اما پیدایش نمی کردم.

به این دلیل به او ام المجاهدین می گفتند، چون پس از کشته شدن همسر داعشی اش، کمر به خدمت داعش و دشمنی با نظام سوریه بسته بود. ۳ دخترش را به عناصری در داعش شوهر داده بود و خود به کسانی که می خواستند، به داعش ملحق شوند، کمک می کرد.

از طریق «واتس آپ» با او تماس گرفتم. مشخصاتم را دادم. مرا بجا آورد، خواست تا زمان انتقال به سوریه در خانه اش اقامت کنم. درخواستش را رد کردم. گفتم اتاقی کرایه کرده ام، علاوه بر اینکه باران سیل آسای استانبول اجازه این نقل مکان را نمی دهد. نپذیرفت. راننده اش را به دنبالم فرستاد و من به خانه او منتقل شدم.

ام المجاهدین بجز سه دختر، سه پسر هم داشت که بزرگترین آنها ۱۴ ساله بود. آنها از من استقبال کردند. خانه اش محل اقامت خارجی هایی بود که می خواستند، به داعش ملحق شوند.

بعد از شام، با ام المجاهدین و پسرانش به گفتگو نشستم. من از سفرم گفتم و او کشته شدن شوهر و خروجش از سوریه و اقامت در استانبول و شوهر دادن دخترانش گفت. اینکه دختر کوچکش را به یکی از قضات شرع داعش شوهر داده است.

هنگام سخن گفتن از دخترانش احساس کردم، معذب است، برای آسودگی خاطرش گفتم که متاهل هستم و قرار است، همسرم نیز به من ملحق شود، اگرچه طبق قراری که داریم، مخالفتی با ازدواج مجدد من ندارد.

سه روز در خانه ام المجاهدین بودم. روز سوم راننده اش مرا به محله «اکسرای» در مرکز شهر برد. در ایستگاه مترو گروهی ۵ نفره از برادران منتظرم بودند(۴ الجزایری و یک سوری).

بعدها فهمیدم، ماموریت آنها انتقال افرادی بود که خواهان پیوستن به داعش بودند. همچنین متوجه شدم، داعش در استانبول دارای شبکه ای سازمان یافته و بسیار گسترده است که انتقال افراد به سوریه تنها بخشی از فعالیت های آنهاست.

در کافه «مادو» گوشه خلوتی پیدا کردیم. دور یک میز نشستیم. یکی از برادران الجزایری مسیر رسیدن به مرز را برایم توضیح داد. آنقدر برای عبور از مرز شوق داشتم که حتی نوشیدن چای و قهوه در کنار آنها را رد کردم.

برادر سوری که متوجه احساساتم شده بود، لبخندی زد و گفت، عجله نکنم، چون در این سفر یک خانواده ای الجزایری نیز مرا همراهی خواهند کرد. همچنین قرار شد، در ماشینی که ما را از استانبول به اوروفا منتقل می کند، با همراهان الجزایریم، هیچ حرفی نزنم.

براساس قرار آن برادر الجزایری به همراه خانواده اش به من ملحق شد. از ظاهرش جا خوردم. مردی با ریش های پر پشت و بلند و خانمی سر تا پا پوشیده در پارچه ای سیاه. در همان نگاه اول برای کسی ذره ای شک باقی نمی ماند که برای پیوستن به صفوف داعش راهی سوریه هستیم.

بابت این سفر نگرانی نداشتم، ام مجاهد خاطرم را آسوده کرده بود. پیش از سفر همه مدارک امان را ام مجاهد گرفته بود: «از شر آن مدارک شناسایی لعنتی راحت شدم. دیگر کسی بخاطر مو و ریش بلندم، مرا مسخره نمی کرد و از سوی نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی مورد بازجویی قرار نمی گرفتم».

کسانی که مدارک خود را حفظ کرده بودند، پیش از ورود به خاک سوریه باید مدارک شناسایی خود را به مراکز کنترل مرزهای داعش تحویل دهند. داعش به آنها مدارکی جدید با نام و هویتی جدید می داد. گویی صفحه ای جدید در زندگیت باز می کنی. باید نامی جدید و لقب یا کنیه ای برای خود انتخاب کنی.

نیمه شب از استانبول حرکت کردیم و ۱۲ ساعت بعد به اوروفا رسیدیم. در گاراژ یکی از برادران منتظر ما بود. او ما را به خانه ای اطراف شهر برد که بعدها متوجه شدم، محل اسکان افرادی است که خواهان پیوستن به داعش بودند.

در این خانه با برادرانی مواجه شدم که مانند من منتظر رسیدن نوبت آنها برای ورود به خاک سوریه بودند. تونسی، مصری، الجزایری، مغربی و ... در این میان جوانی تونسی نظرم را به خود جلب کرد، سبکسر و بی مغز نشان می داد. اما بیش از  سبکسری و بی مغزیش، پک های عمیقی که پشت سرهم به سیگار می زد، توجه ام را جلب کرد، گویی این پک ها در آخرین لحظات زندگی او را به آرزوهایش می رساندند.

پس از خوردن شام، یکی از برادران به ما اطلاع داد که مرزها باز است و باید سریع تر آماده رفتن شویم. دو خودرو منتظر ما بودند، ما را در یک خودرو جا دادند و به راه افتادیم. یکی از خودروها در جلو و خودروی ما درپی آن.

بعد از نیم ساعت طی مسیر در جاده های خاکی به مرز رسیدیم. از ماشین پیاده شدیم، قرار شد، دو قاچاقچی ترک که به سختی با چند کلمه عربی آشنا بودند، ما را از مرز عبور دهند.

برای من آنچه اهمیت داشت، این بود که از زمان ورود به استانبول تا رسیدن مرز داعش هزینه سفرم را تامین کرده بود. البته این شامل هر مهاجری نمی شد. فقط به افرادی تعلق می گرفت که یکی از عناصر داعش در رقه یا موصل ضمانت آنها را برعهده می گرفت یا آنها را کفالت می کرد.

ضمانت و کفالت یک مهاجر توسط یک انصاری یا همان عناصر محلی داعش به معنای تایید ایمان و اعتقادات او بود. در غیر این صورت باید توسط دایره امنیت و اطلاعات داعش مورد بازجویی قرار می گرفتید و «تزکیه» می شدید و تزکیه شدن به معنای مورد اعتماد بودن یک مهاجر بدون ضامن و کفیل بود.

بعد از مسافتی پیاده روی شبانه آن دو قاچاقچی ترک از دور کورسوی روشنایی هایی را به ما نشان داده و گفتند که آنجا سوریه است. رد این روشنایی ها را بگیرید، به مانع سیم خاردار می رسید، آن سوی سیم های خاردار خاک سوریه است.

در آنجا درب هر خانه را بزنید و بگویید، مهاجر هستیم، عناصر داعش از شما استقبال خواهند کرد.

ادامه دارد..

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 45
  • در انتظار بررسی: 1
  • غیر قابل انتشار: 15
  • روح الله US ۱۶:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    60 43
    آقا فارغ از هر چیزی بالاخره یکسری از این جوانان داعشي به خاطر خستگی از دنیای پوچ غرب و افسردگی ناشی از مدرنیته و صنعت و دل بریده از گناهان عریان جهان و جدایی جهان اسلام فکر میکردند که میتوانند حکومت نبوی را تشکیل بدهند و جهان اسلام را بازسازی کنند اما خدا رو شکر هم مسلمانان واقعی فهمیدند هم این رادیکال ها که اتحاد و برقراری سرزمین واحد اسلامی با خشونت بدست نمیاد بلکه با اتحاد درون دینی بدست میاد
    • IR ۲۱:۰۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
      27 5
      دوستان مغرضانه موضع نگیرید و رد نکنید. من چند تا کتاب در مورد علت رجوع جوانان کشورهای عربی به داعش خوندم. واقعا یکی از دلالیش رویای حکومت اسلامی و انتقام از غرب هست. داعش هم از این ایده ال این جوانان غربی نهایت سو استفاده را میکند.
    • ناشناس IR ۲۳:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
      36 2
      خرتر از اینا گیر نمیاد
    • IR ۰۰:۴۹ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      19 7
      چرا دوست عزیز هزار از اینا گیر میاد.منظورم همونایی که میگن بامذاکره میشه مشکل سوریه رو حل کرد.
  • روح الله US ۱۶:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    30 27
    فارغ از هر چیزی بالاخره یکسری از این جوانان داعشي به خاطر خستگی از دنیای پوچ غرب و افسردگی ناشی از مدرنیته و صنعت و دل بریده از گناهان عریان جهان و جدایی جهان اسلام فکر میکردند که میتوانند حکومت نبوی را تشکیل بدهند و جهان اسلام را بازسازی کنند اما خدا رو شکر هم مسلمانان واقعی فهمیدند هم این رادیکا‌ل‌ها! که اتحاد و برقراری سرزمین واحد اسلامی با خشونت بدست نمیاد بلکه با اتحاد درون دینی بدست میاد
  • IR ۱۶:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    21 10
    برف و یخبندان های «دورتموند» در زمستان های سرد برایم جاذبه نداشتند و جای آنها را در دلم آفتاب شهر «طبقه» و گرمای سوزان بیابان «تدمر» و کوچه های «رقه» گرفته بودند
    • اذری US ۰۵:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      7 0
      وقتی که جو زیاد شد انوقت خوشی زیر دلت را میزند
  • IR ۱۷:۰۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    79 37
    داعش در استانبول دارای شبکه ای سازمان یافته و بسیار گسترده است قابل توجه پان تورکهای احمق عاشق اردوغان تروریست
  • IR ۱۷:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    29 6
    ترکیه بعد از اینکه مطمئن شد مرزهایش یکی پس از دیگری به کنترل نیروهای کرد در می آیند برای جلوگیری از بسته شدن آخرین گذرگاه مرزی خود دست به کار شد و وارد خاک سوریه شد و چند شهر را به تصرف خود درآورد تا ارتباطش با آن جوانان عصبانی! و برادران دینی اردوغان کماکان برقرار باشد اما با پیشروی ارتش سوریه به سمت جنوب شهر باب و مسدود شدن راه ارتباطی ترک ها با داعش همه چیز برای ترکیه تمام شده بود بنابراین ماموریت گذشته ی خود که جلوگیری از ایجاد منطقه ی حائل میان ترکیه و داعش توسط کردها بود را به ژست مبارزه با داعش تغییر داد اما تا به امروز هم کماکان گرفتار بن بستی است که خود برای خود در سوریه درست کرده است و برای خلاصی از آن هیچ راه دیگری به غیر از باج دادن به روسیه ندارد.
  • IR ۱۸:۳۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    24 3
    "دولت ترکیه تمام گذرگاه های مرزیش با سوریه در «غازی عنتاب» و «اروفا» و "انتاکیه» و دیگر گذرگاه ها و شهرهای مرزیش را برای عموم مهاجران، به ویژه تونسی ها باز کرده بود."
  • IR ۱۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    40 2
    نکته ای که در مورد داعش برای من جالبه اینه که اونا چطور تونستن یه عده رو متقاعد کنن که اگه خودتو منفجر کنی و یه عده رو هم بکشی میری بهشت ولی ما نتونستیم جوانان را متقاعد کنیم که اگه گناه نکنی دروغ نگی و.. میری بهشت آیا منفجر شدن و آدم کشتن کار سخت تریه یا مثلا رعایت حجاب
    • علی IR ۰۱:۴۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      2 1
      دوست عزیز.سلام.من شصت ماه در جنگ هشت ساله بصورت داوطلبانه بودم.به فرموده حضرت امام (ره )سلاح تبلیغات برنده تر از سلاح شمشیر است..اگر عقیده باشه هیچ چیز جلودار نیست.باچشم .خود تهور وبیباکی در جنگندگی دیدم.وبارهم نیز شنیدم(رفتن چندین رزمنده به روی مین تا دیگران عبور نمایند.مثال واقعی عملیات رمضان ) در بسیاری از عملیات ها وقتی به مشکل میدان مین برمیخوردیم.رزمنده ها برای بازکرده معبر چنان التماس میکردند و از یکدیگر پیشی گیرند که واقعا اونجا حوری نشسته..منتظره. یا آگه روی مین بری معبر باز بشه وباقی رزمندگان رد بشن مستقیم به بهشت..میرویم.یا وقتی فرزند ارشد سید حسن نصرالله اولین شخص انتحاری در محور مقاومت درجهان اسلام .فرزند خویش را در جهت ارمانهاوعقیده به بمب بسته وبسیاری از دشمنان را میکشد.وخودنیزبه شهادت میرسد.ویا در ساختمان تفنگداران دریایی امریکا در لبنان توسط کامیون های انتحاری لبنانی منفجر ودویست سیصد نفر کشته واز همان لحظه آمریکا بساط را از لبنان جمع میکند..یا به قبل تر در جنگ جهانی دوم.خلبانان هواپیمای ژاپنی به ناوها آمریکا انتحاری..بنابر این عقیده .هرکس راجع به دین.مذهب.کشور.و.....انسان را چنان از خود بیخود ومتهور وبی باک میکند .انگار واقعا بعد از کشته شدن انتحاری آنچه از عقیده وامیزه دینی خودش باور دارد بدست میآورد. واین در همه ادیان.ملی گرایی.میهن پرستی..عقیده.ومذهب و..جریان دارد ...که کشور ها با داشتن چنین انسانهایی ایثارگران واز جان گذشته به خود میبالند..ودر این راه داعش از این منظر استثنا نیست.وانان به اعتقاد بعد از هر انتحاری مستقیم نهار یا شام را با حضرت رسول ص وده بسیت حوری منتطرقدوم آنان است.تا به سعادت ابدی برسند.
    • سلامی IR ۰۸:۴۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      7 0
      جواب:ساده سازی!اتفاقا منفجر کردن خود کار راحت تری است تا اینکه بخواهی یک عمر خودت را در برابر زرق و برق جهان نگه داری مخصوصا اینکه به دلایل اقتصادی و غیره بدانی که به بسیاری از این زرق و برق نخواهی رسید.مثلا امروزه در کشورمان افرادی هستند که سنشان بالا رفته بدون اینکه بتوانند ازدواج کنند در حالی که داعشی ها اعتقاد دارند بعد از منفجر کردن خود نزد زیباترین زنان خواهند رفت! امروزه اگر نتوانی کار و کسب خوبی داشته باشی در عذاب خواهی بود اگر نتوانی ازدواج کنی در عذاب خواهی بود اگر از نظر فیزیکی در وضعیت ایده آل نباشی در عذاب خواهی بود. خلاصه اینکه ما راه سخت را پیش روی جوانان قرار داده ایم بدون اینکه امکانات آن را فراهم کنیم در حال که داعش راه آسانی را معرفی میکند! همچنین داعشی ها به شدت کینه ای هستند و طوری تربیت یافته اند که تمام مشکلات خود و جهان اسلام را گردن شیعه ها و غربی ها و...بیندازند در نتیجه از نظر روانی برای کشتن دیگران آماده هستند! اما ما اینطور نیستم جوانان شیعه اگر ناامید شوند به الحاد و سکولاریسم و دشمنی با جامعه خود روی می آورند و اینطور نیست که عقده خود را بر سر مردم کشورهای دیگر خالی کنند!!! مشرق انتشار لطفا!!!
    • IR ۱۲:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      1 0
      دربرخی مردم کشورهای دیگر کشته شدن برای رفتن به بهشت، به عنوان هدف وسیله را توجیه میکند، امری رایج وپذیرفته شده است ،مثلا چندسال پیش خبرگزاری ها اعلام کردندکه مردحاجی پس از اعمال وپایان مناسک حج،خودش را از طبقات بالای هتلش در مکه ،به پایین پرت کرده و مرده بود، در وصیت نامه اش نوشته بود حالا که از گناه پاک شده و خدا توفیق حج نصیبش کرده ، بهترین وقت برای ملاقات الهی و رفتن به بهشت است !! تا مگر وقتی به کشورش باز گردد دوباره آلوده میشود!لذا راسا و شخصا با شجاعت تصمیم گرفته بود که مستقیم از خانه خدا به سمت خدا پرواز کند که ناگهان به زمین گرم خورد....
    • بنده خدا IR ۰۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۳
      1 0
      به نظر من هم آقا یا خانوم سلامی درست میگن. یک عمر گناه نکردن اون هم توی این دنیای پر از گناه و مشاهده کسان دیگه که گناه میکنن انسان رو سست میکنه و قبول و انجامش بسیار سخت میشه. اما با منفجر شدن و مردن دیگه مقایسه ایی در کار نیست و به نظر اونها فاصلشون تا خوشی و سعادت ابدی همین بمبیه که باید منفجر کنن و خودشون هم بمیرن. پس قطعا این راحت تره
  • رضا IR ۲۰:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    38 24
    مرگ بر داعش پ ک ک پژاک و حامیانشان
    • IR ۲۱:۴۹ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
      29 18
      خدا همه مریضها رو شفا بده.
    • IR ۲۲:۲۰ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
      48 6
      ایضاً ترکیه
    • IR ۲۲:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
      47 11
      تنها کسانی که قبول ندارند ترکیه با داعش همکاری می کند ترک ها هستند.
    • IR ۲۳:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
      36 10
      حامی اصلی داعش و بقیه تروریستهای تکفیری ، دولت تروریست ترکیه بود، پس لعنت بر دولت تروریست پرور ترکیه(حامی داعش)
  • IR ۲۲:۲۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    25 6
    ترکیه کارخانه ی بزرگ داعش سازی در جهان است و برای از بین بردن این غده ی سرطانی باید تمام کشورهای دنیا با هم همکاری کنند.
  • سعید IR ۲۲:۲۵ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    5 11
    واقعا براتون متاسفم بابت تیتری که زدید
  • IR ۲۳:۰۹ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۸
    55 16
    بنظر شما پانترکهای عاشق ترکیه فرصت طلب وخطرناک وسفاک نیستند????
    • US ۰۲:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      2 32
      ، برادرکشی و قاچاقچی و تروریست شماهایید
    • نسق IR ۰۳:۱۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      6 0
      به نظر من 95درصد از بیسوادی ونفهمی و5درصد هم که ازخارج برنامه میگیرن برای اغفال کردن اون 95درصد.به نظر من از منافقین هم کثیفتر و رذل تر و وطن فروش تر هستن و نباید به هیچ عنوان بهشون رحمی کرد . چون اگه فرصتی گیرشون بیاد اون موقع هست که ضربه به کشور خواهند زد
    • وثوق IR ۱۰:۲۷ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      3 26
      بنظرتان این حرفها نشانه مزدور بودن و موجب تفرقه نیست بین مردم ایرانی که چندین قومیت و نژاد و زبان متفاوت دارند و همگی بنام ایران زنده اند. شعور اکتسابی نیست انتصابی است.
    • ایرانی اذری US ۱۱:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      8 3
      گفتم پانترکهای عاشق کشور بیگانه ترکیه.!!!!..من خودم اذری و اهل تبریز هستم ...مگه شما عاشق کشور بیگانه ترکیه وحشی هستید که بهتان برمیخورد
    • وثوق IR ۱۴:۰۲ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      0 1
      دوتا انگشت در یک دست مثل هم نیستند چرا باور و تحمل نمی توانیم بکنیم که آنکس که مثل ما فکر نمی کنه دشمن مانیست و چرا اجبار می کنیم مثل ما فکر کند و به اندیشد و در غیر این یا توهین می کنیم و یا خوار و پست و یا دشمن خطابش می کنیم . دگراندیشی از برکات خداوند است و اگر چنین نبود مثل تک حزبی که حالا داریم به فساد کشیده می شویم.
  • IR ۰۰:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    8 2
    تورقیه=پدر معنوی داعش (در ترکی استانبولی ک وجود ندارد مثلن به آمریکا میگویند آمریقا)
  • مهدی IR ۰۱:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    3 0
    دوستان کتاب 10 روز با داعش نیز جالب است .نویسنده یک خبرنگار آلمانی است که همراه پسرش پس از دریافت امان نامه از خلیفه 10 روز میهمان داعش بوده است.
  • مهدی IR ۰۱:۱۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    2 0
    کتاب 10 روز با داعش نیز جالب است خاطرات و مشاهدات خبرنگار آلمانی از رقه تا موصل.آقای تودنهوفر همراه فرزند و دوستش پس از دریافت امان نامه از دفتر خلیفه 10 روز میهمان داعش بوده اند .دیدگاه هاو نظرات بسیار تند افراد داعشی اعم از عرب وغیر عرب در خصوص شیعیان وایرانی ها تعجب آور است.
  • IR ۰۲:۰۹ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    10 4
    جمیل بایک قدرتمندترین فرد در پ.ک.ک : تا زمانی که‌ پ‌.ک‌.ک هست خلافت دوباره‌ عثمانی‌ها در جهان رویایی بیش نیست.
    • IR ۱۱:۴۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      7 5
      پ ک ک و عثمانی ها جفتشون با هم غلط کردن؛ تروریست تروریسته و فرقی برای ما نداره؛ لعنت به هر چی تروریسته
  • US ۰۲:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    2 12
    چه دختر خوشگلیه ، کورده؟
    • US ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      7 1
      خودت تورچی؟خخ
  • IR ۰۳:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    1 2
    همونه
  • فاطمه IR ۰۸:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    5 0
    داعش کثیفترین و پلیدترین اتفاق قرن هست
  • حامد IR ۰۸:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    3 0
    خیلی جالب بود.قسمت اولش رو هم خوندم خیلی خوب بود.لطفا ادامه بدید.ممنون
  • IR ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    1 1
    تیتر چه ربطی به محتوا داشت. به شما هم می گن خبرنگار و نویسنده متاسفم .
  • محمد IR ۰۹:۴۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    3 0
    پیشنهاد می کنم برای دسترسی سریعتر مخاطب به قسمت های بعدی این مستند ، مطالب فقط با یک عنوان خاص و بصورت سریالی به اشتراک گذاشته شود. مثلا: روایت .... داعش (قسمت سوم)
  • ۱۱:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    3 0
    بسیار مطالب جالبی را منتشر کردید متشکر .اگر می تانید نقشه کل سوریه ودرصد اشغال توسط تروریستهای مختلف را منتش رکنید
  • رضا IR ۱۱:۵۰ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    9 7
    داعش به همراه پ ک ک بزرگترین جنایت کاران قرن هستند.
    • IR ۱۲:۳۷ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
      16 0
      در قرن 21 شاهد جنایتکاران بزرگتری همچون عردوغان و جرج بوش بوده ایم
  • رضا کورد IR ۱۹:۰۲ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    5 2
    من خودم یک کوردم ولی از داعش و پژاک و پ ک ک که دستشان به خون مردم بیگناه آلوده هستن متنفرم زنده باد ایران زنده باو انسانیت
  • IR ۲۱:۴۲ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
    1 1
    تاسیس داعش به نظرم دو هدف عمده دارد _ اگر موفق شود حکومت تشکیل دهد یک حکومت عجیب و خشک مذهبی مساوی است با ضربه به اسلام _ عدم تشکیل حکومت یعنی ضربه روحی که به جوانان مسلمان میزنه،یعنی اگر فردا روزی حضرت مهدی آمد با این سابقه شکست، کسی دیگر دنبال حمایت از خلیفه نامی نکند چون تجربه قبلی را داشتن

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس