همزمان با برگزاری گردهمایی نامزد حزب جمهوریخواه دونالد ترامپ در کلیولند، شبح سه چیز بر صحنه سایه انداخته است. آنها در تلویزیون حرفی از این سایه ها نمی زنند، ولی اگر دقیق تر نگاه کنید قطعا متوجه آنها خواهید شد.

به گزارش مشرق، همزمان با برگزاری گردهمایی  نامزد حزب جمهوریخواه دونالد ترامپ در کلیولند، شبح سه چیز بر صحنه سایه انداخته است. آنها در تلویزیون حرفی از این سایه ها نمی زنند، ولی اگر دقیق تر نگاه کنید قطعا متوجه آنها خواهید شد.

اولین سایه از آن راست جمهوریخواه افراطی است. از زمان انتشار یادداشت بدنام پاول در سال 1970 این حزب میلیاردها دلار روی اتاق های فکر، دانشگاه ها و سیاستمداران سرمایه گذاری کرده تا دستورکار  آز و طمع فردی آن را به خیر عمومی ترجمه کنند.

این تشکیلات حزب جمهوریخواه است. منافع آن را کسانی چون پل رایان، این برچسبک انسانی با صورت خندان و همراه با قلبی افراط گرا پیش می برند.

سایه دوم سایه بنیادگرایی جدید - هم سیاسی و هم مذهبی- است که طرفداران آن یک خدای سفیدپوست خشمگین را بابت خلقت خود می پرستند. آنها مذهبشان را به نفع ایدئولوژی سیاسی شان می خواهند اما با وجود این تمام سنت های معنوی را نمایندگی می کنند: سخاوتمندی، برابری و اشتراک!

ویلیام بلیک شاعر بزرگ می گوید: «تصویر مسیحی که تو در رؤیا می بینی، تصویر بزرگ ترین دشمن من است.»

در حالی که انجیل آنان با هم بودن را می آموزد، رهبرانشان درباره فردگرایی بی رحمانه موعظه می کنند. در حالی که انجیلشان عشق را می آموزد، موعظه گرانشان  از سر خشم فریاد می کشند. به جای نفرت از طمع و آزمندی، نفرت از دولت به آنها آموخته شده. خشم آنها منطقی است، ولی آنها از چیزهای اشتباهی خشمگنند. این است تی پارتی.

سومین سایه، خود ترامپ است، این خودشیفته که با کمک سفیدکننده ها موهایش را بور می کند، از مشاهده شبح خود مات و مبهوت شده است. همانطور که در یکی از ترانه های قدیمی باب دیلون آمده «او در یک برکه راکد پرستش می کند و با دیدن انعکاس تصویر خود، ارضا می شود.»

ترامپ با فراخواندن دنی ترین عواطف انسان به خصوص نفرت از دیگران، در پی دستیابی به قدرت است. این انزجار این هفته در یک میلیون چشم آبی برق خواهد زد. ترامپ بر عوام الناس تسلط دارد.

آنها از این سه هیولای سایه وار در تلویزیون های کابلی حرفی نمی زنند، ولی آنها همزمان حضور دارند: مشروب ها را در کت و شلوارهای گران قیمت مزه می کنند، با چهره سیاستمداران لبخند می زنند، و در گوشه و کنارهایی می پلکند که نور دوربین ها نمی تواند آنها را روشن کند. و در خیابان ها خواهند بود، آماده برای جنگ و دعوا.

تماشا کنید و بترسید.

کشور یک جعبه باروت است. در باتون راج، در دالاس، در مینیاپولیس و صدها محله دیگری که گزارشگران شبکه های خبری هرگز پایشان را آنجا نمی گذارند، خونریزی جریان دارد. آفریقایی- آمریکاییان همواره جان می بازند؛ مردم با شلیک گلوله و بسیاری شیوه های دیگر که به چشم نمی آید می میرند، زمانی که دچار محرومیت و سوء تغذیه شوند، زمانی که  از امنیت خانه ها  و اجتماعاتشان ، از فرصت های اقتصادی و مراقبت های درمانی مناسب مکفی محروم شوند.

 در آمریکا شاهد یک یأس جدید در میان سفیدپوستان طبقات پایین تر نیز هستیم که می توان رد آن را در افزایش نرخ مرگ و میرهای ناشی از الکل، مواد مخدر و خودکشی جستجو کرد. نابرابری و بی عدالتی طبقاتی آمیخته با موانع و محدودیت های دیرینه نژادپرستی و هایپرناسیونالیسم، آمیزه خطرناکی را تشکیل می دهد. این سفیدپوستان شاهد فروپاشی زندگی طبقه متوسط خود بوده اند. آنها از دنیای روزگار بزرگ شدنشان تبعید شده اند و برخی از آنها دنبال کسی می گردند تا نفرتشان را متوجه او کنند.

نژادپرستی و ترس همچون مارپیچ یک دی ان ای سیاه دور هم پیچیده اند. جمهورخواهان همواره مشتاق پاسخ دادن به این وضعیت بوده اند، با پیام های نژادی کدگذاری شده ای که برای منحرف کردن حواس سفیدپوستانی طراحی شده اند که زیر فشارهای ناشی از بهره کشی مالی از آنها دست و پنجه می زنند. نوآوری ترامپ این است که این کد را عریان کرده و پیام را مستقیم به مخاطب خود منتقل می کند.

تشکیلات جمهورخواهان از این امرنفرت دارد. ولی حتی در حالی که جب بوش نیز این هفته ترامپ را تقبیح کرده، او همچنان دروغ های پنهانی را که ترامپ جرأت به خرج می دهد و آنها را آشکار می کند، تکرار کرده است.

می توان گفت که لگن حزب جمهوریخواه پر از بنزین شده و ترامپ کبریت در دست گرفته است. نظم کهنه را بسوزانید و نظم جدیدی در اندازید.

آیا چنین اتفاقی نمی تواند رخ دهد؟ به صدای درونی تان گوش فرادهید. می شنوید که می گوید «این ماجرا به همین شکل شروع می شود.»

اگر نمی ترسید پس از تاریخ خودتان مطلع نیستید. مردم می گویند که ترامپ یک ابله است، یک احمق است. آنها اشتباه می کنند. او با هوش، مصمم و به شدت عاری از عذاب وجدان است؛ او یک مرد عوضی استثنایی است.

بله، جمله بندی های او ساده اند؛ چنان ساده که می توان آنها را با دکمه های مربوط به نمادهای روی صفحه کلید تایپ کرد، مثل کاری که کوکوی گوریل با صفحه کلیدی خود می کرد. به این شکل کلمات او یکراست وارد مغز مارمولک می شود: بزرگ. زیبا. برنده. عالی.

اگر می خواهید بخندید، ولی  خنده تان زیاد طول نخواهد کشید. هیلاری کلینتون در نظرسنجی ها فقط با حاشیه 5 درصد ترامپ را شکست می دهد. اگر ترامپ اینقدر خنده دار است، چرا آن 50 درصد نباشند؟ شاید به همین دلیل برخی از آمریکاییان قمار را دوست دارند. وقتی شانس انسان اینقدر مزخرف است، چرا برای تغییر دادن آن، طاس را بیشتر نچرخانید؟

اگردمکرات ها به عنوان حزب وضعیت موجود در انتخابات شرکت کنند، دورازذهن می تواند اجتناب ناپذیر شود. ترامپ می تواند پیروز شود. و برنده یا بازنده، او گفتمان سیاسی را شاید برای نسل ها آلوده کرده است.

در مورد جمهوریخواهان اخلاقیات آنها را در نظر بگیرید. در ماه دسامبر پل رایان، ترامپ را بنا به دلایل اخلاقی تقبیح کرده بود .

رایان سه شنبه شب در مجمع گردهمایی جمهوریخواهان سخنرانی خواهد کرد. و در این میان او استثنا نیست. همه آنها این هفته با شیطان معامله خواهند کرد.

چه کسی از این چهره های متوسط حمایت می کند؟ مردم را جنونی جمعی فرا گرفته است.  اگر فکر می کنید کشتی شما در حال سوختن است، برای به دست آوردن فرصتی جهت پریدن مبارزه می کنید.

موضوع روز نخست این گردهمایی «امنیت آمریکا را دوباره به آن برگردانید» است. بر این شعار تصویر کسی نفش بسته که در «ایام خوش» بازی می کرد. سه شنبه در شب «برای آمریکا کارکنید» دو تا از فرزندان صندوق تراست ترامپ برای جمعیت سخنرانی می کنند.

چهارشنبه شب «آمریکا را در اول قرار دهید» است. این زمانی است که ترامپ با مایک پنس که شهره به حمایت از قانونگذاری های ضد حقوق بشری در ایالت خود است ملاقات خواهد کرد. پنس همچنین انکار می کند که تغییرات آب و هوایی مسئله ای واقعی است. مثل سایر جمهوریخواهان تجاهل عامدانه او ، سیاره زمین را تهدید می کند.

به نوشته سوزان دان «آمریکا اول» اسم سازمان ملی انزواطلب، سرخورده و یهودستیزی بود که اصرار داشت ایالات متحده آدولف هیتلر را تحسین کند.

نوت گینگریچ نیز روز چهارشنبه سخنرانی خواهد کرد. او تاریخدان است. گینگریچ دقیقا می داند که «آمریکا اول» یعنی چه.

از جمله سخنرانان شب آخر میلیاردر سیلیکون ولی پیتر تیل است که پولی را که از فناوری ایجاد شده توسط دولت به جیب زده بود- یعنی اینترنت- صرف تلاش برای نابود کردن دولت کرده است. تیل زمانی نوشته بود: «من دیگر معتقد نیستم که آزادی و دمکراسی با هم سازگار هستند.» همچنین گفته بود که «بسط کمک مالی به زنان و اقلیت ها، دمکراسی سرمایه داری را به نوعی خیریه تبدیل کرده است.»

جهنم خالی است و شیاطین اینجایند.

نه اینکه طرفداران حامیان ترامپ نمی توانند آدم های خوبی باشند. من چند روز پیش با تعدادی از آنها در هتلی در سنت لوئیس دیدار کردم که برای شرکت در یک مهمانی آمده بودند. «صبح بخیر» و «معذرت می خواهم» از دهانشان نمی افتاد و حتی چمدان یک خانم سالخورده را برایش بردند. آنها می گفتند که از تعطیلاتشان لذت می برند، ولی می ترسند، برای خودشان و کشورشان.

آنها می گفتند که زمان تغییر است.

ترامپ احمق نیست. او یک دلقک است، ولی این چیز دیگری است. نفرت و ترس از دلقک ها دلیلی دارد: گریم دلقک ها نیاتشان را پنهان می کند. این مرد سخت، مرد مشت آهنین، غالبا لبه های زبرش را با شوخی کردن نرم می کند.

از مردی که صورتش را رنگ کرده بترسید. یک پرزیدنت ترامپ احتمالا از سیلویو برلوسکونی خوشش خواهد آمد: یک شرمندگی برای جامعه و یک فاجعه برای کشور. این سناریو بهترین مورد است. بدترین آن با «در ابتدا آنها به سراغ مسلمانان آمدند...» شروع می شود.

 پایان آن را هم که خودتان خبر دارید چگونه به آخر می رسد.

ورزشگاه کوئیکن لاونز خود را با عناوینی چون «خانه کاوالری ها»، «هیولاها» و «گلادیاتورها» تبلیغ می کند. البته این کلمات به تیم های ورزشی شهر کلیولند اشاره دارند، ولی چنانچه این هفته مردم این کلمات را با معنای دیگری اشتباه بگیرند، قابل فهم است.

کلیولند سرشار از نور و رنگ خواهد شد. سرها برای گفتگو به هم نزدیک می شوند. نورهای درخشان بر پوست نارنجی نامزد ما بازتاب پیدا می کند، در حالی که او نطق قابل قبولش را ایراد می کند، ایدئولوگ ها و ناظران حمام کرده به یکسان در  درخششی به رنگ آفتاب خواهند درخشید. حرفم را باور کنید، صحنه بسیار محشری خواهد شد.

ولی در زیر سالن یا در ابرهای بالای سر که جمعیت آنها را نمی بینند و دوربین ها تصویری از آنها نمی گیرند، سه شبح سیاهپوش بال خواهند گشود، در حالی که منتظر لحظه ورود خود به سر می برند.

نوشته: ریچارد اسکو[1]

ترجمه: هادی سعادت

منبع: http://www.alternet.org/right-wing/shadows-haunting-republicans

[1] . Richard (RJ) Eskow وبلاگ نویس، نویسنده و کارمند پیشین وال استریت.

منبع: فارس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha