کد خبر 429518
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۵

روایت مستندات شاهدان، سند تلخی از اتفاقاتی است که ممکن است در هر جامعه رخ دهد اما زمانی فرا می رسد که باید از مرز کتمان گذشت؛ عبور از این مرزها به قول بعضی ها، « تاوان دارد» ممکن است گزارش، بهانه دست دیگران بدهد که در این مملکت، فلان اتفاق افتاده است؛ یا شاید بسیاری معتقد باشند که گفتن این وقایع ، چه دردی دوا می کند؛ آنها که باید ، می دانند.

 به گزارش مشرق، روایت ها واقعی هستند. زمان و مکان دارند. تصویر مستند موجود است. هیچ قصدی از انتشار خبر تجاوز و شكنجه به کودک کار وجود ندارد مگر آنکه تلنگری باشد به دست اندرکاران؛ آنها که خیال می‌کنند تمام دغدغه، ترک و پینه‌های دستان کوچکی است که در کوره‌پزخانه‌ها،خشت آجر می‌زنند، بدانند تاول‌های بزرگی که این روزها بر بدنه جامعه می خورد، بیشتر از این‌ها چرک کرده است.

دغدغه گاهی کوره‌پز خانه است، گاهی چهار راه هاست، گاهی کودکان دستفروش و گدایان مترو است و گاهی هم کف خیابان است.آنچه رقم خورده به کابوس شاهدان تبدیل شده است. کابوس اینکه حقیقت محض است؛ هرچه دیده اند واقعیت داشته است.

روایت مستندات شاهدان، سند تلخی از اتفاقاتی است که ممکن است در هر جامعه رخ دهد اما زمانی فرا می رسد که باید از مرز کتمان گذشت؛ عبور از این مرزها به قول بعضی ها، « تاوان دارد» ممکن است گزارش، بهانه دست دیگران بدهد که در این مملکت، فلان اتفاق افتاده است؛ یا شاید بسیاری معتقد باشند که گفتن این وقایع ، چه دردی دوا می کند؛ آنها که باید ، می دانند.

روایت تجاوز به کودکان کار از زبان شاهدان عینی

نوشتن لحظات تلخی که بر شاهدات این ماجرا گذشته است که اتفاقا آدم های معمولی جامعه نیستند و هر کدام در جایگاهی خاص قرار دارند و با پدیده های شوم اجتماعی هم بیگانه نبودند، گواه آن است که حتی زمانی که با چشم خود هم دیدند باور نمی کردند اتفاقی چنین سخت گریبان کودکان کار را گرفته باشد. روایت های غریبی که با وجود مستندات نمی توان باور کردو به نظر اغراق آمیز است. بارها از شاهدان سوال شده است که مطمئن هستید و تلخ تر آنکه سر افکنده موضوع را تايید کرده اند.

   روایت اول

حادثه را در میان جمعی اعلام کرده است. فشار ناشی از آنچه دیده است، راهی برایش باقی نگذاشته جز اینکه پرده از این حرف مگو بردارد. روایت خردادماه امسال است. شبانه با جمعی دیگر در شهر پرسه می زدند. در جریان بازدید به یکی از پل های یکی از بزرگراه ها رسیده اند. توانی برای تعریف آنچه دیده ، ندارد.

روایت تجاوز به کودکان کار از زبان شاهدان عینی

برای بیان هر کلمه مکث می کند تا ببیند با چند واژه می تواند عمق فاجعه را بگوید. 6 نفر بوده اند كه تجاوز كردند. 6 معتاد شیشه ای که شرایط و قرائن گواه آن بود که در جریان ارتکاب عمل شنیع خود در شرایط طبیعی نبوده اند و از حالت عادی خارج شده بودند. قربانی 6 مرد ، دختری 11 ساله بوده است. راوی مي‌گوید: شاهدان دو نفر دیگرشان آنجا بودند . حال‌شان بد شد، شوک آنچه مقابل چشمانشان رخ داده بود، هنوز هم هست. نمی‌تواند بيشتر بگوید.

   روایت دوم

از همان ابتدا سراغ عکس می رود . گوشی همراهش پر از تصاویر آسیب های اجتماعی کف خیابان است. روی یک عکس متوقف می شود. تصویر بزرگ می شود. دختربچه ای زانوهایش را  بغلش گرفته و در گوشه ای از فضای ماشین چمباتمه زده است. لباس‌هایش آنقدر چرک است که به سختی می توان رنگ صورتی لباسش را تشخیص داد. او را در چهار راه قيطريه پيدا كرده اند. كودكي كه دو، سه نفر ديگر مثل او بوده اند. چشمانش را معصومانه به دوربین دوخته است. عادت نداشته ازاو عکس بگیرند و شاید همین سبب شده نگاه منگی به تصویر داشته باشد. لحظات سیاه زندگی او را آخرین گوشی مدل آیفون ثبت کرده است و شاید همین هم برایش عجیب بوده؛ در یکی از شب هاي شهر او را شناسایی کرده اند. اینکه کجا بوده است بیان نشد. اینکه چه ساعت از شب بود گفته نشد. بررسي‌هاي پزشكي حكايت از جسمي شكنجه شده داشت. شنیدنش هم حس بدی دارد. صدا آرام می شود؛ سخت از میان جمله ادا شده واژه چند‌بار شنیده می شود. باورش آنقدر سخت است که دوباره و سه باره ، عدد پرسیده می‌شود. اطمینان دارد.

و این بار برای آنکه بتوان باور کرد بلندتر می‌گوید: چند بار در طول یک روز دختر شكنجه شده است. هنوز تصویر دختر بچه بر صفحه گوشی تلفن همراه موجود است. فقط 6یا 7 سالش بوده ، یعنی اگر مدرسه می رفت اول دبستان بود. اگر بچه ای مثل بچه‌های دیگر شهر بود حتما دلش پیش کتاب ها و درس‌هایش بود. حتما جایی از وقتش جلوی تلویزیون بود و بخشی دیگر را با همسالانش می گذراند. اگر کودکی معمولی بود شاید در این سن و سال دوست داشت ادای کارهای مادرش را درآورد. شاید از پدرش می خواست برای تولدش چیز خاصی بخرد. پذیرفتن و باور آنچه رخ داده، سخت است.

شبیه فیلم های ترسناک آمریکایی می ماند که می ترسی اما می دانی دروغ است. ترس آمده است. با همه وجود،ذهن، از پذیرش آنچه گفته شد سر باز می زند، کاش نه او 7 ساله بود و نه این تصویر حقیقت داشت. کاش دروغ بود اما تصویر خط بطلانی بر خیال پردازی‌های ذهن مغشوش است. پرونده اش لای پوشه های مددکاری است. شاهد حادثه، همه کابوس هایش را نگفت. بعضی حرف ها را نمی شود گفت. بعضی حرف را نمی‌شود نوشت.

روایت تجاوز به کودکان کار از زبان شاهدان عینی

   باور کنیم

زمانی که دکتر مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات ایدز به ایسنا اعلام کرد طبق مطالعه‌‌ای  روی یکهزار کودک کار در تهران بیشترین میزان شیوع ایدز در کودکان کار و خیابان بین سنین 10 تا 18 سال است و بیشترین راه ابتلا در بین این کودکان، تجاوز جنسی هم بین دختران و هم بین پسران بوده است،باور کردن مطالعه علمی هم سخت بود . هشدار این محقق برای اینکه اگر کاری نکنند امکان تجاوز جنسی و اعتیاد در این کودکان زیاد شده و به ‌تبع آن ابتلا به ایدز در میان آنها افزایش می‌یابد، جدی بود. این مطالعه‌ نشان داد 4تا 5 درصد این کودکانHIV مثبت بودند. یعنی 50 کودک که بیشترشان در جریان یک اتفاق شوم،سلامت‌شان تباه شده است.

 یافته‌های پژوهش «سنجش رفتارهای پر خطر در کودکان کار و خیابان در ایران »که توسط «سازمان بهزیستی» انجام شده حاکی از آن است که این کودکان از سنین پایین با روابط جنسی آشنا می‌شوند به گونه ‌ای که میانگین سن شروع روابط جنسی در دختران، 12/5 و در پسران 13/7سال است و در مجموع، ٢١ درصد این کودکان رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند . اهانت و خشونت از سوی مردم، «کتک خوردن»، «خفت شدن»و «آزار جنسی» از جمله تجربه‌های کودکان کار در زندگی خیابانی‌شان است که در گزارش «سازمان بهزیستی» به آن‌ اشاره شده است.

روایت تجاوز به کودکان کار از زبان شاهدان عینی

   دست ما کوتاه است

مولود بشنوایی، عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان است.انجمن حمایت از حقوق کودکان با بیست و یک سال فعالیت در زمینه کودکان کار و خیابان، قدیمی ترین نهاد مدنی است که در این زمینه فعالیت می‌کند. این انجمن آمارهای جامع و گزارش‌های مستندی دارد که برای کودکان کار رخ داده است.

بشنوایی  می‌گوید: گزارش های مراکز پزشکی، گزارش خود کودکان و مردم نشان می‌دهد کودکان ما حدود تعرض و تعدی به خود را نمی شناسند ؛ دايم باید به آنها گفته شود کسی حق ندارد به مسائل خصوصی شما دست بزند. اجازه ندارند به شما دست بزنند. دست زدن هم نوعی تعرض است اما متاسفانه تجاوز به کودکان هنوز یک مسئله غایی دیده می شود.

روایت تجاوز به کودکان کار از زبان شاهدان عینی

عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان می‌گوید: خواهش می‌کنم جامعه را حساس کنید. دولتمردان را حساس کنید . هر چقدر هم چشم‌ها را بست و ندید باز این مسائل هست و ممکن است مخاطرات آن در آینده گریبان این جامعه را بگیرد.

یکی از کارهای انجمن حمایت از حقوق کودکان، آموزش مهارت ها به دختران است. به آنها یاد داده شده است وقتی در خیابان هستند اگر کسی خواست آنها را اذیت کند ، داد و فریاد کنند؛ چند روز قبل یکی از دخترهای 12 ساله مرکز،  اول با گریه و بعد با خوشحالی گفته است یک موتور سوار قصد داشته او را بدزدد اما او آنقدر جیغ کشیده که مرد موتور سوار رهایش کرده و مردم به دادش رسیده اند.

بشنوایی می‌گوید: یاد گرفتن مهارت‌ها در پیشگیری تاثیر اصلی را دارد. باید مرکزی باشد که به این بچه‌ها بها دهد. کودک باید بفهمد کسی هست که از او حمایت کند و تنها نمی‌ماند. اگر یک شماره سه رقمی باشد که دايم در برنامه های تلویزیونی گفته شود، بچه احساس امنیت می کند که مامن و پناهگاهی دارد و آن‌وقت تن به اتفاقات ناگوار نمی‌دهد.

کلام آخر این فعال حقوق کودک تلخ است؛ می‌گوید: ما دائم در این مرکز التیام آلام می‌دهیم. مددکارهای ما در تنهایی‌شان به خاطر فشارهایی که به این کودکان می‌آید گریه می‌کنند. باور کنید در خیلی از مواقع، دست ما کوتاه است. ما می توانیم بچه را التیام دهیم اما او به همان چرخه باز می‌گردد و تغییری در کار نیست. کودکان کار در خیابان‌ها بی‌پناه هستند، تعرض به کودکان کار هزینه‌ای برای متجاوز ندارند چرا که کودک کار سر و صاحب ندارد و خدا کند قانون، مردم و هر کس که دستش می‌رسد به داد بی‌کسی آنها برسد.

منبع: قانون

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 19
  • در انتظار بررسی: 2
  • غیر قابل انتشار: 8
  • sadeghi ۰۹:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    2 0
    وای وای وای وای. خدای من اینجاکشورمنه؟نه باورنمیکنم
  • ۰۹:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    0 0
    در کشور ما که اینقدر پول زیاده که پورشه ومازراتی به تعداد دهها هزار وارد میشود میلیارد ها تومان دستمزد مربیان ورزشی وفوتبالیستها ست بانکها هرروز شعبه ها ی شیکتر ومجلل تر میزنند وهزاران مورد دیگر واقعا مسئول این کودکان کار کیه شهرداری یا بهزیستی یا کمیته امداد یا تشکلهای مردمی خود جوش ایا بهتر نیست پولهایی که در ایام مذهبی هزینه نذری واطعام میشود که اکثرا هم به ان غذا ها احتیاج ندارندیا هزینه جشنها ومراسمهای ختم پر خرج برای کودکان بی سرپرست خرج شود وانها سر وسامان گیرند واقعا چند سال دیگر انها در سطح شهر ول خواهند بود
  • ۰۹:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    1 0
    تف به این کسایی که حق اینا رو میخورن
  • مسعود ۱۰:۵۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    0 0
    دراین وادی گشتم انسانی تدیدم ازخودم بدم اومدازهمه چیزنفرت دارم گاهی اوقات فکرمیکنم بشرامروزهیچ راه دیگه ای برایش نمانده الا طوفان نوح دیگری که همه بشریت رابشویدوببردوزمین پاک شودازوجودموجودکثیفی به نام انسان خدایاتوچیزهایی میدانی که مابی خبریم امادرظهورش تعجیل کن همه خسته هستیم دیگرطاقت نداریم
  • سعید ح ۱۱:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    0 0
    این همه نهاد های بی خاصیت تو این جامعه هست . چرا یه نهاد در این رابطه درست نمی کنند و این بیچاره ها رو جمع کنن و تحت سرپرستی قرار بدن؟ این همه پول تو این مملکت خرج میشه یه کم هم خرج اینها کنند. بابا ( خدا )راسته و وجود داره باور کنین
  • ۱۱:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    0 0
    آخ ...آخ ..آخ امان از بي تفاوتي...! امان از بي غيرتي...! امان از اين همه پوست كلفتي! امان....
  • حسين ۱۱:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    0 0
    اينا كه بچه هستند.من با چهل سال سن در سر كار 10 نفر ريختن سرم و تا جايي كه راه داشت زدنم و توهين عالم رو هم بهم كردند و بدليل عدم تماس با 110 حرفم هم بجايي نمي رسه.خدا بداد اين بچه ها برسه.
  • ۱۳:۵۲ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    0 0
    امان از عملیات " مانور تجمل " که جامعه را بسویی برد که یکی اینقدر داره که نمیدونه چطور دیگه خرج کنه ؟ و در مقابل هزاران وجود دارن که از نانوایی نون نسیه میخرن !
  • سید ۲۲:۳۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۶
    1 0
    یاد اوایل پیروزی انقلاب افتادم و با مقایسه با آنچه امروز می شنوم و می خوانم و ...... نگاهی به آلبوم عکس و همرزمان و برادرشهیدم ...... که طاقت دیدن کوچکترین رنجی حتی در اردوگاه های جنگ زدگان رانداشتند و اما امروز .......................... خدایا مارا چه شده است .
  • اللهم عجل لولیک الفرج ۲۲:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۸
    0 0
    همه مقصریم. یا امام زمان دعامون کنید خواهش میکنم غصه نخورید من با شما همدردی میکنم
  • علی امین فر ۱۰:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۹
    0 0
    با سلام هر چه فکر کردم چه بنویسم به ذهنم نیامد به کوروش کبیر شکایت کنم یا یاد شهدای جنگ افتادم که جانشان را برای جان و مال و ناموس دادند ولی در دل این مملکت چه اتفاقی می افتد .اقایان اسوده بخوابید و هروز از اخبار همه جای دنیا برای ما بگویید . مرگ بر انگلیس
  • ۱۶:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۹
    0 0
    جامعه اسلامی واین همه درد....کجاییم ما
  • فرهاد ۱۰:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۰
    0 0
    لعنت خدابرکسانیکه حق این بچه های مظلوم ویتیم رامی خورن وبرای خودشون ثروت اندوزی میکنن این وظیفه ی دولته به این بچه های بیچاره رسیدگی کنه
  • ۱۰:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۰
    0 0
    اقایان خدایی ناکرده ناراحت نشویدها بفکرجیب خودباشید
  • یک ایرانی ۱۲:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۰
    0 0
    با این اخباری که از کشور عزیزمون شنیده میشه آقایون مسئول مدعی که فقط آمار کشور های غربی رو میدن که تو فلان جای آمریکا یا اروپا تجاوز شده کلاهشون رو بزارن بالاتر
  • ایرانی ۱۸:۱۶ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۷
    1 0
    خوب مردم هم توقع زیادی دارن . میشه آقازاده ها پورشه سوار نشن و از شاهزاده های عرب جا بمونن؟ مردم باید کار کنن و آقازاده ها واسه کشور افتخار آفرینی کنن و رکورد ثروت بزنن.
  • ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۷
    0 0
    حرف حق زدی
  • ۱۲:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۴
    0 0
    روز جمعه به بازار هفتگی برای خرید رفته بودم متاسفانه تعداد زیادی زنان ودختران موسوم به کولیها به همراه تعداد زیادی بچه های با سن زیر یکسال وزیر افتاب به تکدی وگدا یی مشغول بودند که وضعیت بچه ها واقعا ناراحت کننده وزجر اور بود ونکته جالب اینکه این بازار زیر نظر شهرداری تشکیل میشود واز فروشندگان وبساط اندازها پول گرفته میشود وکولیها هم در همان جا وزیر چشم ما موران اونیفورم پوش شهرداری سرگرم تکدی بودند واقعا این سازمانهای عریض وطویل متعدد مثل بهزیستی کمیته امداد شهرداریها بنیاد مستضعفان وغیره فکری به حال این کودکان کار ویا هراسم دیگری که دارند بکنند واگر نمتوانند یا نمیخواهند کاری بکنند حداقل کنار بروند تا هر کسی که دلسوز است این کاررا انجام دهد
  • بی نام ۲۳:۱۰ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۷
    0 0
    خدا خودش,جواب این گلبولهای وحشی روباه ایشالله-

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس