منظور از Physician یا پزشک در این فیلم، اصلاً ابن سینا نیست بلکه منظور شخصیت «رابرت کول» است. و اما هدف فیلم این است که نشان دهد در ایران، علم در حال پیشرفت بود، اما مثلث «شاهان مست»، «امام و ملاها» و «سلجوقیان وحشی»، هر کدام به طریقی، مانع و مخالف با آن شدند.

گروه جنگ نرم مشرق- نقد کامل، نقدی است که در چارچوب یک نگاه کلی، به هر سه لایه‌ی تم، محتوا، و قالب و تکنیک اثر هنری بپردازد. در ادامه به بررسی فیلم پزشک (The Physician)، پرداخته می‌شود.

در این فیلم، یک جوان مسیحی آنگلوساکسون با نام رابرت کول، از انگلیس به راه می‌افتد و در پی آوازه‌ی جهانی ابن سینا، به اصفهان می‌آید تا از او درمان بیماری‌ها را یاد بگیرد. در بین راه عاشق دختری یهودی می‌شود به نام «ربکا» که او هم اتفاقاً به اصفهان می‌آید. پس از یک سلسله اتفاقات در اصفهان، این دو به هم می‌رسند.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

تـم فیلـم

تم فیلم، معمولاً ایده‌ی نخستینی است که در فکر هنرمند وجود دارد و به نوعی، همان غایتی است که قرار است در نهایت به مخاطب، القا شود. این تم، وقتی اثرگذار است که به صورت یک روح واحد و کلی، بر فیلم، حاکم شود. در فیلم پزشک، این روح حاکم، «تقابل علم و دین» و «مخالفت دین‌مداران با علم» است و غایت فیلم، القای این است که جریان کلیسا در دوران قرون میانه در منطقه‌ی اروپا و جریان Imam and his Mullahs در دوران بعد از قرون میانه در ایران، با علم مخالفند و به خاطر همین بوده است که روند تاریخی پیشرفت علم در ایران، شکست خورده و ادامه‌ی آن، به غرب، منتقل شده است.

خط قرمز در تصویر زیر، خط شکوفایی علم است که مبتنی بر فیلم پزشک، در دوران امپراطوری روم، غرب سردمدار آن بوده است (چنانی که در روایت ابتدای فیلم، گفته می‌شود) و پس از آن، به دلیل حاکمیت کلیسای مسیحی، این شکوفایی علمی، به ایران رفته است و پس از آن، با ظهور جریان‌های اسلامی در ایران، این شکوفایی علمی، از ایران به غرب، منتقل شده است.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

محتـوای فیلـم

محتوای فیلم، نسبتی است که میان تم فیلم و قالب و تکنیک آن، در جهت بیان درونیات هنرمند، برقرار می‌شود و در واقع، بسط هنری تم فیلم است. در فیلم پزشک، محتوای فیلم، نگاهی است که فیلم‌ساز به مفاهیمی هم‌چون علم، دین، بیماری، پزشک، تاریخ و ...، و نسبت میان آنها دارد. نسبتی که در باطن و در درون نَفْس هنرمند، میان این مفاهیم برقرار می‌شود، و در جهت همان تم فیلم قرار دارد و در قالب یک قصه و داستان، ظهور می‌کند و به مخاطب عرضه و القا می‌شود، محتوای فیلم است که به شدت با قالب فیلم، در هم تنیده است و هر گاه این امتزاج و در هم تنیدگی قالب و محتوا، کم باشد، اساساً کار هنری، صورت نگرفته است. این امتزاج و درهم تنیدگی، بایستی در نفس هنرمند، انجام بگیرد و قالب و محتوا، باید با هم بجوشند نه اینکه ابتدا محتوا را جدای از قالب، تصور کرده و سپس برای آن، قالب انتخاب شود؛ بلکه محتوا باید خود، قالب خاص خود را گزینش کند و هر محتوایی در هر قالبی، بیان نخواهد شد.

در فیلم پزشک، Physician به معنای پزشک است و نه طبیب. طبیب باید حکیم باشد و فقط چنین انسان‌هایی هستند که حق دارند امراض انسان را درمان کنند و این هم از عجایب و عبرت‌های این روزگار است که افرادی به صرف گرفتن یک مدرک دانشگاهی در حوزه‌ی جسم و بدن انسان و کمترین توجهی به نفس و روح انسان، در مورد وجود انسان، نظر می‌دهند. حکیم، کسی است که بدن انسان را مجزای از نفس و روح او نمی‌بیند (مانند منتقدی که تم و محتوا و قالب اثر هنری را منفک از هم نمی‌بیند) و طی یک سیر از کل به جزء و از عالم اجمال به عالم تفصیل، علت امراض را یافته و آن علت را علاج می‌کند، نه اینکه معطوف به جسم و فعل و انفعالات شیمیایی آن بشود. در پزشکی جدید، منظور از روان، همان فعل و انفعالات شیمیایی بدن و ترشحات غدد مختلف بدن است که منشأ رفتار انسان معرفی می‌شود و این پزشکی، اصلاً متعرض نفس و روح انسان نمی‌شود. مصداق تقریباً فعلیت‌یافته‌ای از روی‌کرد حکیمانه به طبّ، «ابن‌سینا» است که اساس طب او بر نسبت انسان با خلقت و تناسب أخلاط انسانی با فصول طبیعی است و اساساً طبیعت در این نگاه، طبیعت نامیده می‌شود چون چشمه و مخزن و منبع طبایع چهارگانه است. حد اعلای این نگاه در حکمت طب و طبابت، حضرت رسول اکرم (ص) است که در ادعیه، به عنوان «طبیب نفوس» خوانده می‌شود.

فیلم The Physician یا Der Medicus، البته دقیقاً همین نگاه به ابن‌سینا و نیز به علم را هدف گرفته است چرا که آن چیزی که تحت عنوان Medicine در جهان جدید شکل گرفته است، به لحاظ مبنایی با آن چیزی که در نزد تفکر ابن‌سینا به عنوان طبّ، شناخته شده است، متفاوت است و این پزشکی امروز، امتداد دقیق و کامل طبّ ابن‌سینا نیست. این فیلم، مقتبس از یک رمان آمریکایی است که توسط نوح گوردون یهودی، نوشته شده است و تبعاً به لحاظ تاریخی و استنادات واقعی، کاملاً مخدوش و تحریف‌شده است. منظور از Physician یا پزشک در این فیلم، اصلاً ابن سینا نیست بلکه منظور «رابرت کول» است. و اما هدف فیلم این است که نشان دهد در ایران، علم در حال پیشرفت بود، اما مثلث «شاهان مست»، «امام و ملاها» و «سلجوقیان وحشی»، هر کدام به طریقی، مانع و مخالف با آن شدند و البته، جریان امام و ملاها، با رویکرد تکفیر و حکم اعدام، به شدت با علم، دانشگاه و پیشرفت، مبارزه کردند و جریان شاهان دائم‌الخمر، اگر چه در نهایت، در کنار حامیان علم، قرار گرفتند اما در خاطر غربی‌ها، هم با عنوان «ستمگر» خواهند ماند و هم با عنوان «دوست».

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

علم در این فیلم، به معنای ساینس است و طب ابن سینا، یک پزشکی ساینتیستیک است و این در حالی است که اتفاقاً موفقیت ابن سینا در طب، به دلیل نسبتی بوده است که با حکمت و حقایق مجرد این عالم و اندیشه‌ی همان جریانی برقرار کرده است که در فیلم، ذیل نام امام و ملاها، با عمامه‌های نمادین سیاه، افراطی و خائن و ضد علم، نشان داده می‌شوند. ابن سینا، خود، ملا و مولا بوده است و اگر از سوی فقها و علمای دین نقدی به او وارد شده است نه در حوزه‌ی طب، که در حوزه‌ی دیدگاه‌های فلسفی او بوده است. در هیچ کجای تاریخ نیامده است که ابن‌سینا، مأموریت آینده‌ی تولید علم را به غربی‌ها داده باشد، چنانی که در انتهای فیلم، این مأموریت را به رابرت انگلیسی می‌دهد.

قالب و تکنیک فیلـم

قالب هنر، زمینه ظهور تم و محتوا در بیان هنری را فراهم می‌کند و خود به دو لایه، تقسیم می‌شود: ظاهر قالب و باطن قالب. ظاهر آن، مجموعه‌ی مراحلی مثل میزانسن، دکوپاژ، فیلم‌برداری، بازی‌ها، صدا، نور، مونتاژ و مسایل این‌چنینی است و باطن آن، قصه، موسیقی، جاذبیت‌های تعلیق، نمادها و سمبلیسم، زبان فیلم مثلاً جدی یا کمدی، ادبیات دیالوگ‌ها و مسایل این‌چنینی است.

قصه‌ی فیلم، یک قصه‌ی تکراری هالیوودی است و فیلم البته آلمانی است. فضای شهر اصفهان، و همچنین فرهنگ و پوشش مردمان این شهر، به شدت عربی و غیر ایرانی است و شاید یکی از دلایلش هم این باشد که بخش‌هایی از فیلم، در مراکش ساخته شده است و اکثر بازیگرانش هم عربند. از ایرانیت مردمان اصفهان، فقط چند دیالوگ پس‌زمینه، آن هم به زبان عامیانه‌ی امروز مردم ایران وجود دارد که همان هم از زبان بازیگران در صحنه، نیست و کاملاً در مرحله‌ی صداگذاری، اضافه شده است و خیلی هم ناشیانه. این قدر فیلم با تاریخ ایران، غریب است که حتی مرحوم ابن سینا، «ریش پروفسوری» دارد!.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

در این فیلم، چهار جریان در شهر اصفهان با هم درگیرند، حکومت یک شاه هوس‌ران و شراب‌خوار به نام علاءالدوله، جریان علمی و مدرسه‌ای ابن سینا، جریان اعتراضی شیعی خشن با نام Imam and his Mullahs و معترضان وحشی سلجوقی. این جریان‌ها، به شدت نمادین و امروزی هستند و دقیقاً در جهت انطباق با گزاره‌های امروز، طراحی شده‌اند. در نهایت، شاه پس از درمان نمادین توسط پزشک انگلیسی، فرماندهی سپاه مقابله با سلجوقیان را شخصاً بر عهده می‌گیرد، اما به دلیل خیانت جریان امام و ملاها از درون شهر و همکاری با سلجوقیان، شهر سقوط کرده و شاه و یارانش کشته شده و ابن‌سینا، با زهر، خودکشی کرده و در آخرین وصیتش، مأموریت ادامه‌ی روند تولید علم را به صورت نمادین، به رابرت کول انگلیسی، واگذار می‌کند.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

این فیلم، به شدت، صورتی نمادین و سمبلیک دارد و سوای تصویرسازی امروزی جریان‌ها، کنار هم قرار دادن قرآن و شمشیر در یک قاب، سجده‌ی نهایی امام در مقابل رئیس سپاه سلجوقیان و پاسخ «هر دوی» رابرت به این پرسش سلطان علاءالدوله که ما را ستمگر می‌دانی یا دوست، نمای هجوم بی‌انضباط سلجوقیان به لشکر کلاسیک علاءالدوله و انجام عمل جراحی شاه توسط رابرت انگلیسی، در ردیف نمادگرایی دیگر این فیلم قرار دارند. رابرت، مرگ افراد را پیش از مرگشان، متوجه می‌شود و در جهت نجات آنها از مرگ، تلاش می‌کند لذا حرکت او به سمت ایران و پی‌ریزی حرکت علمی جدید و در واقع، نجات حرکت علمی بشر از مرگ در ایران نیز، اشاره‌ای است تمثیلی به همین معنا. در نگرش سمبلیسم، نقد فیلم، نزدیک به مقوله‌ی تعبیر و تأویل خواب می‌شود به نحوی که گویی هر یک از گزاره‌های نمادین ارائه‌شده در فیلم، صورت‌های مثالی و نفسانی خوابی است که مخاطب، در سالن تاریک سینما، دیده است و با توجه به نوع سمبلیسم، می‌توان به تبیین و تعبیر آن پرداخت.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

رابرت، نماد انسان آنگلوساکسون مسیحی است که از انگلیس به اصفهان می‌رود و شاگرد زرنگ کلاس ابن سینای ساینتیست و نه ابن‌سینای عالِم، می‌شود و تمدن علمی جدید را شکل می‌دهد. تا قبل از چند دقیقه‌ی آخر، تعابیر حکیم و طبیب، در نسبت با درمان‌گران، استفاده می‌شود و در آخر فیلم، با استفاده‌ی هوشمندانه از واژه‌های «Physician» و «Hospital»، تغییر پارادایم صورت می‌گیرد به گونه‌ای که این‌چنین القا شود که روی‌کرد علمی به طبابت انسان در نزد رابرت کول در غرب، دقیقاً ادامه و امتداد همان نگاه طبی ابن‌سینا به انسان است.

یهودیان هم، در اصفهان هستند و در آنجا زندگی می‌کنند و البته امام و ملاها، مخالف آنانند و یهودیان هم مثل همیشه، مظلوم و سازگار! نشان داده شده‌‌اند. ربکا، معشوقه‌ی رابرت، دختری یهودی است که زن یکی از بزرگان یهودی می‌شود و در حالی که زن اوست، از معشوق خود یعنی رابرت، باردار می‌شود و در نهایت با او به لندن بر می‌گردد و بنیان پزشکی مدرن را می‌گذارد. فرزند حرام‌زاده‌ی یک مسیحی انگلوساکسون و یک دختر یهودی، همین تمدن مدرن است که به بیان این فیلم، حرام‌زاده و زنا‌زاده است. تمدن ساینتیستیک مدرن، مبتنی بر فیلم پزشک، محصول لقاح نامشروع تفکر مسیحیت انگلوساکسون و تفکر یهودی است، و رابرت و ربکا در این فیلم، دو صورت نوعی در قصه هستند که صورت مثالی دو جریان تاریخی فکری را تشکیل داده و بنیان‌گذاران تمدن نامشروع مدرن، خوانده می‌شوند.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

در فیلم زیر که از دقایق تقریبا پایانی فیلم انتخاب شده است، ابن سینای خیالی فیلم‌ساز، کتاب دست‌آوردهای خود را به رابرت کول انگلیسی می‌دهد تا راهش را ادامه دهد؛ این اتفاق در حالی می‌افتد که ابن سینا با خوردن سم خودکشی کرده و در میان شعله‌های آتش کتابخانه‌اش آماده مرگی است که آن را بی‌مقصد! می‌داند:


نقد کامل، نقدی است که در چارچوب یک نگاه کلی، تم، محتوا و قالب اثر هنری را با هم ببیند و به همین نسبت، هنر دینی، هنری است که هم محتوا، هم قالب و هم تِم آن، از دین جوشیده باشد و از این روی، سینما، هنر دینی نیست و نمی‌توان آن را ذیل این عنوان، طبقه‌بندی نمود؛ اما این به آن معنا نیست که نتوان آن را به خدمت دین در آورد. سینما، مصنوع و ابداع انسان مسلمان نیست، بلکه انسان ایرانی مسلمان، پدیده‌ی سینما را یا از دوران طاغوت، به ارث برده است و یا وارد ایران شده است و البته ابداعی است که وجه تبلیغی و بیانی دارد و به همین خاطر، قابلیت بیان حقیقت را نیز دارد و تنها با معرفت به ماهیت آن است که می‌توان نسبت آن را با حقیقت تبیین کرده و آن را به خدمت دین گرفت.

سینماگران غربی، مؤمن به انسان‌گرایی، قائل به لیبرالیسم، مسلمان به مدرنیته و مُؤدّی به لایف‌استایل آمریکایی هستند و در عین حال، تسلط کاملی هم بر تکنیک و قالب سینما دارند و به این دلیل، توانسته‌اند در خدمت هالیوود، صورت واحد و یک‌پارچه، و ساختار جهان‌گیری را ترتیب دهند.

ما هم اگر سینمایی در خدمت دین می‌خواهیم، باید سینماگرانی داشته باشیم که از یک سو، مسلط بر تکنیک، و غالب بر قالب سینما باشند و از سوی دیگر، مؤمن به حقیقت دین، سالک در طریقت حق و عامل به شریعت وحی. فقط در این صورت است که می‌تواند سینمایی، در حد سینمای تراز انقلاب اسلامی، ظهور کند. استراتژی سینمایی و حتی هنری جمهوری اسلامی، در حوزه‌ی هنرهای جدید، بایستی چنین جهت و ساختاری داشته باشد و اگر نه، سینما، اسب چموشی است که به این راحتی‌ها، سواری نمی‌دهد علی‌الخصوص به نابلدها.

سینما و کلاً هنر مدرن، فقط شأن و حیث فردی و شخصی دارد و به زبان رایج، بیان احوال و احساسات و حدیث نفس شخص هنرمند است؛ گویی هر اثر هنری، آیینه‌ای که برابر درونیات نفسانی هنرمند گرفته‌اند و برای همین خاطر است که در تعریف هنر جدید گفته‌اند: «Expression of Emotions». اثر هنری، نازله‌ی نفسانیات و احساسات باطنی هنرمند است و اگر ما می‌خواهیم سینما در خدمت دین قرار بگیرد، باید نفس اهالی هنر، مسلمان و مؤمن به دین شود و هیچ راهی هم به غیر از این وجود ندارد. در غیر این صورت، سینمای سفارشی و شعاری، ایجاد می‌شود. سینمای سفارشی، سینمایی است که در آن، فیلم‌ساز از چیزی سخن می‌گوید که در درون نفس خودش نیست و به آن، ایمان نیاورده است؛ یک نوع «ریای هنری و سینمایی» است و به شدت شعاری. شعار، فی‌نفسه، بد نیست و وقتی بد و زشت می‌شود که پیوندی با باطن و شعور نفسانی فرد، نداشته باشد. نفس هنرمند، میدان امتزاج تم، محتوا و قالب اثر هنری است و لذا، تنها جایی که می‌تواند چشمه‌ی جوشش اثر هنریِ در خدمت دین قرار بگیرد، نفس هنرمندان است. روی‌کرد انتزاعی به سینما، روی‌کرد اشتباهی است که در آن، این سه لایه که در واقع، یک ذات واحد هستند، منتزع و منفک از هم لحاظ می‌شوند، در حالی که تقرب به سینما، بایستی با روی‌کرد تجریدی، انجام بگیرد.


محمد شمس‌الدینی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 34
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 8
  • ۰۰:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    5 0
    متاسفانه ما همچین سینمایی در ایران نداریم سینمای ایران خود تخریبی رو خوب بلده ودیگر هیچ؟
  • محمود ۰۰:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    4 0
    بازم خواب بودن اساتید Zzzz
  • ۰۰:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    5 0
    کارمون به کجا رسیده که اینا میان تاریخ مارو تحریف میکنند!
  • هومن ۰۲:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    1 2
    من فيلم را ديده ام در ابتدا فكر مي كردم يك فيلم فانتزي باشد ولي بعد به قول شما ديدم كه فيلم بسيار سمبوليك مي باشد اما در بسياري جهات با تعابير شما موافق نيستم چون اولا اين مثلث مخالف علمي كه شما اشاره كرديد تا حدود زيادي واقعيت دارد به ياد داشته باشيد بوعلي سينا به خاطر ترس از خدمتگذاري سلطان محمود غزنوي به دربار آل زيار و بعد آل بويه كه ايراني تبار بودند پناه آورد او به روشني سلسله ترك تبار غزنوي را يك معزل براي پيشرفت علمي خود مي ديد اين در واقع يك پيشبيني براي آينده بودكه بعدها تعبير شد وسلسله هاي ديگر ترك تبار مثل سلجوقي،خوازمشاهي وجريانهاي تاتاري و مغولي به كل ريشه علم و دانش را در اين مملكت خشكاندند از طرف ديگر اين سعايت درباريان حسود و عالمان متحجر درباري بود كه باعث شد پورسينا در سالهاي آخر عمر به زندان علاءالدوله بيفتد پس تمام اين مشكلات سه گانه كمابيش براي شيخ الرئيس وجود داشته حالا نويسنده داستان با تخيل خود اين عوامل را در كنار هم آورده و در مورد بعضي از آنها إغراق كرده اين بيشتر به كمي آگاهي او از تاريخ بر مي گردد يا خواسته جنبه هاي رومانس قضيه را پررنگتر كند والبته اين را هم در نظر بگيريد بالاخره يك نويسنده منصف پيدا شد كه بگويد ريشه علوم جديده در اروپا به كشور باستاني ايران بر مي گردد ودر مورد يهوديان هم بايد بگويم شهر اصفهان از ديرگاه مهمترين محل زندگي يهوديان در ايران بوده و حالا اگر او خواسته معتقدين به سه دين ابراهيمي يهود و نصارا و اسلام را در كنار هم بياورد شايد خواسته ارتباط اين سه آيين را از اعصار گذشته نشان دهد و آنقدرها هم بوي توطئه نمي آيد
  • عزت ۰۲:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    3 1
    اگه نسازیم برامون می سازند پس بهتره از تاریخ و مفاخرمون فیلم باکیفیت در مقایس جهانی بسازیم تا دیگه نه دانشمنذامونو مصادره نشن نه سازمون ثبت جای دیگه شه و...
  • حسین ۰۲:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    2 0
    یادمه BBC اومد با چه آب و تابی گفت که یک فیلم در مورد ابن سینا درست کردند و یک عده‌ ساده لوو در ایران مثل همیشه اون لبخند خاص روی لب‌هاشون نشست و خوشحال شدن که ببینید غربی‌ها احترام گذاشتند و تقدیر کردند از فرهنگ و تمدن ما و چه قدر اینها خوبند! به جز مواردی که اینجاها نوشته شده من فیلم را کامل دیدم،کلا نمی‌شد تصویر بدتر و توهین آمیز تری در مورد ایران و فرهنگ ایرانی‌ ساخت. به جز مواردی که در این مقاله اومده و ایرانیها را یک عده‌ متعصب ضّد علم و وحشی نشون داده این فیلم اومده ابن سینا را یک فرد کند ذهن نشون میده که هیچ اطلاعی از اندامهای داخلی‌ بدن انسان نداره و ششها را به صورت دو جسم کره‌ای شکل و حتّی شکل قلب معده و دیگر اندامهای انسان را نمیدونه و صرفا چون سواد خوندن داشته از کتابها اطلاعاتشو گرفته نه اینکه خودش کشف و تجربه کرده باشه. در آخر اون مرد انگلیسی‌ میاد کالبد شکافی میکنه ا یک انگلیسی‌ میاد به ابن سینا یاد میده که داخل بدن چه خبره و اصلا چجوری جراحی کرد و ابن سینا با حیرت به اون نگاه میکنه و یاد میگیره!
  • ۰۶:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 1
    چه فیلم خوبی
  • ۰۸:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    2 0
    حالا کی گفته روم مظهر علم پزشکی از اول بوده!!! شواهد نشون میده روم دولت عقب مانده تری به نسبت ساسانی ها بوده و دانشگاه بین المللی جندی شاپور گواه همین بوده....
  • ۰۸:۵۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    1 1
    واقعا حالم گرفته شد. فقط ادعا داریم. شما هم اگه میتونید در مورد مفاخر آمریکا فیلم بسازید که نمی توانیددددددددددددددددد.
  • حسین ۰۹:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    2 0
    فیلم ظاهرا در مورد ابن سینا هست، ولی بیشتر در مورد یک جوان انگلیسی مستعد و باهوش هست که پا به قلمرو ملاهای تندرو و پادشاهان متکبر و مستبد و مردمانی که اصلا تو فیلم تعریف نمیشن میزاره. این فیلم هم مثل بقیه فیلمهایی که در مورد ایرانه، یه تحریف تاریخیه به همراه عقده گشایی و مفاهیمی ضد دینی و در کل یه سری چرندهای روشنفکر نمایانه... ای کاش این کارگردان ها و نویسنده ها اینقدر به جای مردم تصمیم نمیگرفتن و به بیان واقعیات تاریخ اکتفا میکردن نه اونطور که دلشون میخواد تو فیلم تنها ایرانی که یکم متعادل و عاقل هست ابن سینا هستش که اونم در آخر به صورت غیر مستقیم میشه مرشد همون پسر انگلیسی.اینه واقعیت ؟؟مردی به بزرگی و عالمی ابن سینا میشه مرشد یه جوون مثلا 30 ساله انگلیسی؟ تو این فیلم هیچ تصویر خوبی از ایران دیده نمیشه...نشون دادن یه سری برج و بارو ایران رو مهد تمدن میکنه؟؟بیشتر از اون برج و بارو و شهر اصفهان و علم ابن سینا، ملاهای متعصب و خشک مغز با شورشیان سلجوقی که خشک مغزتر از ملاها هستند نمایش داده میشه...بعد از تماشای این فیلم من که ایرانیم و از مشاهیرم و تاریخم با خبرم از همچین کشور عقب مانده ذهنی که تو فیلم تصویر شده خجالت کشیدم...تصور اون انسان غربی از این فیلم دیگه چی میشه خدا میدونه. ابن سینا یه حکیم مسلمان بود.واقعیتیه و هر کس دوست داره قبول نکنه.من از مسلمون بودنم و از تاریخ کشورم که با اسلام ترکیب شده خجالت نمیکشم و افتخار میکنم ، به کوروش هم افتخار میکنم. و اما در مورد پادشاه فیلم ... اگر نقش پادشاه رو به یه آفریقایی لخت میدادن که میشد 300 و دیگه تکلیفش معلوم بود.پادشاه ظاهری مرتب و متمدن داره ولی چطور پادشاهی دانا که اینطور اصفهان رو ساخته اینقدر متکبر و خودپسند و کوته نظره که همش باید دیگران تملقش رو بکنند ؟!عجیبه...نقش پادشاه تو فیلم تعیین کننده بود پس باید بهتر معرفی میشد ولی به راحتی از کنارش میگذرن کینه و بغضی هم که از مسلمونها دارن از چهارچوب فیلم بیرون زده و به اصل فیلم آسیب رسونده. تنها مسلمون فیلم یه جوون شراب خواره که سر کل کل با دوستاش از شهر طاعون زده فرار نمیکنه و آخر هم از طاعون میمیره. حرف آخر هم اینکه همون بهتر مشاهیر و بزرگانمون تو کتاب بمونن تا بخوان اینطوری بوسیله دیگران تصویر بشن
  • ۱۰:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    2 0
    تا وقتی که کارگردانهای ما برای خرس طلایی و شیر طلایی و هزارتا جونور طلایی به دنبال طلاق و طلاق کشی هستن و یا برای پول بدنبال کارهای طنز بی محتوا ، معلومه امپراطوری قدرتمند رسانه ای یهود و ثروتشون بایدم در مورد افتخارات ایران فیلم هایی بسازند که به نفع خودشون باشه و به ضرر ایرانی
  • کیمیا ۱۰:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    2 4
    عزیزم مجبورت کردن درمورد چیزیکه نمیدونی اظهار نظر کنی؟ یه سر این مثلث امام و ملاهای اون نامیده شدن اگه فقط ذره ای اطلاع از دین داشتی میفهمیدی که دین اسلام و امامانش نه تنها هرگز مخالف علم نبوده بلکه همیشه اونها بودن که راه علم رو برای مردم هموار کردن خود ابن سینا فقیه و عالم بوده پیغمبر و معصومین ده ها حدیث در باب فضیلت علم برای زن و مرد دارن برو یه کم طل الصادق و طل الرضا بخون پس دیگه نگو این مثل مخالف علم واقعیت داره
  • نیلوفر ۱۲:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    3 6
    وقتی فیلمهای مزخرف تو جشنواره جایزه می گیره ،نمیشه انتظار داشت کارگردانها کار درست رو درک کنند برای این غربزده ها متاسفم یعنی کارگردانهای ایرانی اینقدر عرضه ندارند که یه فیلم در حمایت از مفاخر کشورمون بسازند آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ۱۲:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    بخش زيادي از سينماي ايران منفعل هست
  • ۱۳:۱۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    1 0
    من از این قضاوت های نابهنگام درمانده ام!!! وقتی نوبت به افتخارات ایران زمین، به آثار و اماکن و ابنیه ها و آثار ماندگار از زمان غزنویان، سلجوقیان، ایلخانان و تیموریان و خوارزمشاهیان صفویان و افشار و تا قاجار ها که همهگی ترک بودند می رسد به آغوش می کشند و به به و چهچه می گویند و همزمان که با دست به آغوش می کشند با پا تیپا می زنند که عاملان این برماندهای تاریخی و این آثار گرانبها ترک ها بودند. براستی این چه قضاوت ناجوری است؟؟!!
  • ۱۳:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 11
    اگر بگوییم به خاطر این اظهار نظر شما کسانی که آثار عربی داشتند و اساسا در آن زمان زبان علم عربی بوده همشان عرب بودند درست است؟؟ ابن سینا از ترکستان، فارابی از فاراب و مولوی در قونیه و نظامی در گنجه، خاقانی و شیروانی، فضولی در عراق و ... به عربی و فارسی گفتند و نوشتند اما خود ترک بودند چون همانطور که زبان علم عربی بود زبان تصوف و عرفان فارسی بود و از ترکستان تا هندوستان و عراق استمرار داشت و الان هم در ترکستان و هند و عراق فارسی هم سخن می گویند. از نوشتن ابن سینا به نام پور سینا معلوم است که چقدر بدبخت شوونیسم هستی... که تحمل یه واژه اصیل و تاریخی به نام ابن سینا را نداری همان ابن سینایی که آثارش به زبان عربی است احمق جان!
  • ۱۳:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    1 0
    این هم یه فیلم 300 دیگه... این بار در حوزه علم و دانش... می گویند در فیلم 300 و این فیلم پزشک واقعیت تحریف شده ... می گویم مگر در فیلم 300 شما چیزی به نام واقعیت می بینید یک عده غول و دد و هیولا و پری و اجنه رو نام ایرانی گذاشته بعد میگه فیلم تاریخی ساخته این مگه واقعیتی هم توش هست که بگیم تحریف شده یا نه؟؟!!
  • ۱۴:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 7
    بدبختی اینجاست که امریکا مفاخر نداره،موسسینش که همه انگلیسی و غیره هستن،دانشمندان و محققینشم یا وارداتی هستن یا دزدیدنشون یا مهاجرند،حالا ما در مورد کدومشون بسازیم:خخ
  • مهران ۱۵:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    1 0
    ناراحتی نداره اگه عرضه داشتین یه فیلم باکیفین دربارش می ساختن حداقل جوونا دربارش بدونن خارجیا پیشکش
  • علیرضا ۱۵:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    مشهور است وقتی فرستاده سلطان محمود برای آمدن پورسینا به دربار سلطان محمود غزنوی اصرار داشت پورسینا با صراحت جواب داد"پارسی گویان زیبنده درگاه بخارایند(پایتخت سامانیان) ترکان اگر عالمان خواهند خود علم فراگیرند" کلا پورسینا نسبت به غزنویان و سلجوقیان روی خوش نشان نداد و پس از برافتادن سامانیان به دست سلطان محمود راهی دربار آل بویه شد که یک دربار ایرانی و شیعه مذهب بود کلا از اسامی پور سینا و اطافیانش برمی آید که او شیعه (احتمالا شیعه اسماعیلی)بود کلا در آن زمان بلخ و بخارا یکی از مراکز شیعیان اسماعیلی بوده و احیانا اگر با علمای دربار آل بویه مشکلی داشته احتمالا همین اختلاف مذهبی بوده باشد
  • مهران ۱۵:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    1 0
    ناراحتی نداره اگه عرضه داشتین یه فیلم باکیفین دربارش می ساختن حداقل جوونا دربارش بدونن خارجیا پیشکش
  • reza ۱۹:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    من کتاب حکیم گوردون نوا را خوانده ام این فیلم هیچ ربطی به آن کتاب ندارد واقعا برای عناصر سازنده متاسفم
  • reza ۱۹:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    من کتاب حکیم گوردون نوا را خوانده ام این فیلم هیچ ربطی به آن کتاب ندارد واقعا برای عناصر سازنده متاسفم
  • ۲۰:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    جناب علیرضا یا هومن پیشین... بله حق با شماست که ابو علی سینا شیعه بوده همانطور که فردوسی شیعه را غزنویان بر نتافته و او از دربار مطرود شد. سامانیان و هم غزنویان سنی بودند و هم اینکه ترک. درواقع سامانیان ترک برای استیلای دولت خود نیاز مبرم به تحریک احساسات ناسیونالیستی امثال شما داشتند تا با این اغوای سیاسی استمرار قدرت خود را ابقا کنند. احساساتی که در آن برهه از زمان نمود بیشتری یافته بود که نمونه اش فردوسی حکیم و شاعر حماسه سرای بزرگ شیعه هست. اما داشته باشیم که پایه گذار تشیع سلسله بزرگ صفویه است که پیش از آن بودند در ایران تک جزیره هایی کوچک که شیعه بودند اما کلیت مطلب شما با احساسات کوته فکرانه ناسیونالیستی همراه است که اختراع و ابداع واژه پورسینا به جای ابن سینا حاکی از آن است.
  • ۲۰:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    سینمای ایران فعلا که در مادینه بازی های فانتزی و فاخر شمال تهران خود محصور است، فیلم های تاریخی اش هم حاشیه ای است بر این نوع از عشق های مثلثی... سینمای ایرانی جماعت با توجه به تاریخ ادبیات اش گویا مفهومی به غیر از عشق به مادینه یا نرینه ندارد. هیچ تفکر علمی و فلسفی ندارد. هیچ سوژه تاریخی و باستنانی و حتی دینی ندارد. و اگر داشته باشد هم باز در حاشیه مادینه بازی قرار می گیرد. سینمای ایران زنی را سمبل نمایش و اکران خود ساخته که مادر نیست، خانه دار نیست، زنان شهر بزرگ تهران در سناریو های ایرانی «رفیقه»، «خانم قهرمان داستانهای عشقی و ادبی»، «عاشق آزادی کامل» چنین خانمی به جای اینکه اولاد داشته باشد، اختلالات روحی دارد! در این صورت مراسم ازدواج تقدس خود را از دست می‌دهد و به یک مراسم مبتذل تبدیل می‌شود... اما دلایلی که بر ضد بچه داری اقامه می‌کنند، چه از طرف آن خانم آمریکائی که حیفش می‌آید گردش فصلها را کاملا برگزار نکند و هر فصلی را در تفریحگاههای مخصوص همان فصل نگذراند، چه از طرف خانم پاریسی که می‌ترسد پس از زائیدن، عاشقش از او دست بکشد، چه از طرف آن خانم آزادی طلب که می‌خواهد متعلق به خودش باشد و زیر هیچ باری نرود، تمام اینها در یک ردیفند. همة این زنها متعلق به خودشان و همه هم بی ثمر و ابترند... شهر بزرگ کسی را که اولاد بسیار داشته باشد، وسیلة خوبی برای مسخره و کاریکاتور می‌داند...
  • امیر ۲۲:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
    0 0
    به نظر من هیچ جای گله نداریم . چون از ماست که بر ماست . ما می رویم فیلم می سازیم ؛ کشورهای دیگه هم می روند فیلم می سازند . وقتی ما توانایی ساختن بهترین فیلم ها رو داریم اون رو هم اثبات کردیم فیلم مختار یکی از بهترین ها بود اما ما دوست داریم فیلم هایی بسازیم که مثل غربی ها باشد کلا غرب زده هستیم و این کار یکی دو روزمان نیست وقتی کتاب غرب زدگی جلال آل احمد را بخوانید خواهید دید این یک مشکل اساسی است که همه توانایی تشخیص آن را دارند مثل جلال آل احمد ولی هیچ کس راه حلی پیشنهاد نمی کند . ما هم می دانیم امریکا و اسرائیل و کشورهای غربی همچین فیلم هایی رو می سازند اما چه راه حلی شما پیشنهاد می کنید . اینکه جواب اینگونه فیلم ها رو با نگاه نکردن بدهیم این که مشکل رو حل نمی کنه بلکه بدتر هم می شه . فقط را حل ؛ از این تحلیل ها زیاد دیدیم ، راه حل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ۰۱:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۲
    0 0
    جالب تر این فیلم اینه که یک پسر سبزه چهره دورگه (اتریشی و تونسی آفریقایی) جای یک پسر فارس دایم الاخمر و بی مصرف که شاگرد ابن سینا هست رو بازی می کنه (که می خواد نشون بده این نماد ایرانی های الآنه) و یک جا این پسره با اون هم کلاسیه انگلیسیش از کنار چند دختر قهوی ای پوست رد میشه و میگه شما تو انگلیس خوشگلتر از اینم دارین و اون انگلیسیه میگه آره بعضیاشونم موهاشون قرمزه!! و اون مثلا فارسه خیلی تعجب می کنه (انگار تا حالا آدم ندیده)!! کلی از زن و مردهای داخل فیلم هم یا سیاهپوست یا رنگین پوستند!! این فلسفه احمقانه اینا رو که وانمود کنن ایرانیها رنگین پوستن رو هنوز نفهمیدم! تو تمام فیلمای آمریکایی موج می زنه. ولی از جانب یک کشوری مثل آلمان با اون دروغهای جعلی که در مورد آریایی تحویل داد عجیبه!!
  • هومن ۰۳:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۲
    0 0
    جناب عليرضا كاملا حق باشماست ابن سينا مذهب تشيع اسماعيلي داشته است و اصطلاحا جزو فرقه باطنيه بوده و اين شعر معروف از اوست: باطنيم باطنيم باطني تا تو بميري ز غم اي ظاهري البته هيچ دليلي وجود ندارد كه اختلاف او با علماي دربار آل بويه كه شيعه اماميه بودند به خاطر اختلاف مذهبي باشد چون دلايلي وجود دارد كه در آن زمان ابن سينا براي تبليغ مذهب اماميه تلاش مي كرده است حتي در آن زمان شيعيان إسماعيلي و اماميه با هم متحد بودند از آنجاكه در طرف مقابل سلسله هاي ترك تبار مانند غزنوي و سلجوقي سني مذهبان متعصب بودند به عبارتي ترك زبانان تا قبل از سلسله صفوي تماماً سني مذهب بودند (حتي أكثر مورخان معتقدند خود شيخ صفي اردبيلي شافعي مذهب بوده است!) ودر عوض ايرانيان خراسان أكثرا شيعه اماميه و به طرف ماوراءالنهر به تدريج أكثريت با شيعه اسماعيلي بوده است
  • هومن ۱۳:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۲
    0 0
    در پاسخ به ناشناس٢٠:٢٥ بايد به اطلاع جنابعالي برسانم كه جد أعلاي سامانيان ، سامان خدا نام داشته است كه حاكم بلخ بوده فردي زرتشتي بوده و نسبش را به بهرام چوبين مي رسانده (احتمالا جنگهاي بهرام چوبين با تركان معرف حضورتان مي باشد) سامان خدا پس از دوستي با حاكم عرب خراسان مورد وثوق او قرار گرفته و ضمنا مسلمان مي شود و فرزندان او به تدريج پس از رسيدن به مدارج حكومتي خود سلسله سامانيان را تاسيس مي كنند كه با گرويدن أمير نصر دوم به مذهب شيعه اسماعيلي مشكلات اين سلسله با خليفه تازه شروع مي شود جهت اطلاع شما عرض مي كنم كه شش پادشاه آخر ساماني شيعه اسماعيلي بوده اند و كلا خود را ادامه حكومت ساساني مي دانسته اند و اولين حكومتي بوده اند كه خود را متعهد به اعتلاي زبان فارسي مي دانسته اند حال اگر شما و همفكرانتان سامانيان و حتي پورسينا را ترك مي دانيد احتمالا زياد تلويزيون الهام عليوف يا تلويزيون رجب طيب را نگاه مي كنيد در همين رابطه به شما توصيه مي كنم اگر به سراغ شبكه هاي مبتذل ماهواره اي نمي رويد و با زبان انگليسي هم آشنا هستيد از برنامه هاي شبكه history استفاده كنيد والسلام
  • یک ایرانی ۱۰:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۸
    5 0
    سلام،متاسفم که ما ایرانی ها همه چیز را به دید توطئه میبینیم.این فیلم کجاش بر کند ذهن بودن ابن سینا تاکید کرده؟ در حالی که تمام یهودیان و مسیحیان آن زمان بر توانایی ابن سینا اعتراف میکنن.اصلا سفر آن جوان انگلیسی به اصفهان و این همه تلاش در شاگرد شدن ابن سینا چه مفهومی دارد؟ خواهشا یه کم فکر کنیم بعد حرف بزنیم. من این فیلم را دیدم به یاد فرار مغزها در ایران افتادم .که چقدر جایگاه کشورها تغییر کرده... به امید شکوفا شدن دوباره ایران...
  • سلسبیل ۱۱:۱۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
    0 0
    نشستم چهار صفحه نوشتم منتشر نکردید ؟
  • ناشناس ۱۴:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۹
    0 0
    این فیلم عالی بود
  • علیرضا آذز ۰۸:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۱
    0 0
    این فیلم را دیدام و بسیار برایم سنگین بود، که طبیبی به بزرگی ابن سینا که هنوز هم عین کتابهایش بر خلاف ایران در دانشگاههای اروپا تدریس و مورد توجه قرار میگیرد اینچنین خرد و کوچک به تصویر کشانده شده و به حالت شخصی ضعیف و مستعسل در کنار کول در نقش کمک برای ساپورت شکاف جراحی نقش آفرینی میکند. نهایتا هم در پایان فیلم چنین القا میگردد که ابن سینا کتابهایش را برای اصلاح و غلط گیری به کول میدهد (و یعنی ابن سینا هیچ...) واقعا ننگ بر نویسنده این فیلم که چنین تاریخ دانشمند ایرانی را تحریف مینماید.!
  • حمید ۱۸:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۰
    0 0
    به نظرم نویسنده فیلم احمق بوده اگه پسر انگلیسی خودش حرفه ای بوده دیگه چرا اینهمه راه اومده تا از ابن سینا علم یاد بگیره به نظر من این فیلم نه تنها ابن سینارو بد جلوه نداده بماند که قستشون همین بوده بلکه داره میگه علم از ایرا ن به انگلیس راه پیداه کرده و همین بسشونه دوستان

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس