کد خبر 279846
تاریخ انتشار: ۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۷

گاهی با برخی افراد مواجه می شویم که توانایی ها ومکاشفات و کرامات خاصی از خودشان نشان می دهند. سوال این است آیا چنین توانایی های دلیل حقانیت اوست وباید حرفها و دستورهای اورا باور کنیم یا نه؟

به گزارش وبلاگستان مشرق، علی حسنوند در وبلاگ پاتوق بچه شیعه ها نوشت: یک نکته کوتاه عرض کرده وسپس جواب اصلی را به نوشته ای از علامه طهرانی واگذار می کنم.

روح از نظر تمرین کردن وقوی شدن همانند جسم است و همانطور که اگر جسم را درست ورزش و ریاضت دهیم قوی میشود واعمال خارق العاده انجام می دهد اگر روح را هم ورزش و ریاضت دهیم قوی شده توانایی هایی فرای حالت عادی پیدا می کند. ولی این توانایی ها لزوما دلیل بر الهی شدن روح نیست بلکه ممکن است کسی منکر خدا باشد ولی با ریاضت روحش را قوی کرده باشد.

علامه طهرانی در حاشیه ای که بر کتاب رساله سیر وسلوک دارد چنین فرموده است:

مکاشفات برچند گونه‏ اند:
أوّل: مکاشفات مادیّه و طبیعیّه و آن اطلاع بر مخفیّاتى است که براى انسان در عالم طبع حاصل مى‏ شود. مانند علوم طبیعى و ریاضى و هیئت و أمثال آن.

دوّم: مکاشفاتى است که براى سالک بعد از عبور از عالم طبع و ورود در عالَم مثال حاصل مى‏ شود و آنرا مشاهدات قلبیّه گویند. چون تجسّم بعضى از معانى به صورتهاى مثالى و آن در بیدارى نظیر خوابها و رؤیاهائى است که انسان در خواب مى‏بیند.

سوّم: مکاشفاتى که براى سالک بعد از عبور از عالم مثال و ورود در عوالم روح و عقل حاصل مى‏گردد. و آنرا مشاهدات روحیّه گویند، که بواسطه قدرت روح و سیطره او در عالم بسیار مى‏شود، چون احاطه بر خواطر و افکار و طىّ الارض و طىّ در هوا و عبور از آتش و اطّلاع از آینده و تصرّف در نفوس به مرض یا صحّت و تصرفّ در افکار عامّه.

چهارم: مکاشفات سرّیّه است. و آن مکاشفاتى است که براى سالک در عالم خلوص و لاهوت بعد از عبور از روح و جبروت حاصل مى‏شود؛ و آنرا مکاشفات سرّیّه گویند. چون کشف اسرار عالم وجود و اطّلاع بر معانى کلّیه، و کشف صفات و اسماء کلّیّه الهیّه.

پنجم: مکاشفاتى است که براى سالک بعد از کمال و عبور از مراتب خلوص و وصول به مقام توحید مطلق و بقاء بالله پیدا مى‏شود، و آنرا مکاشفات ذاتیّه گویند. چون ادراک حقیقت هستى و آثار آن و ترتیب نزول حکم بر عالم امکان، و مصدر قضا و قدر و مشیّت الهیّه و مصدر تشریع و وحى و احاطه برجمیع عوالم نازله و کیفیّت تحقّق حادث و ربط آن به عوالم ربوبى و اتّحاد وحدت و کثرت و أمثال آن. و این را مکاشفات ذاتیّه گویند.

بنا برآنچه گفته شد معلوم مى‏شود که مکاشفات روحیّه قبل از ورود به عالم الهى و توحید حاصل مى‏ شود و مشترک بین مؤمن و کافر است؛ و به هیچ وجه اثباتاً دلالت بر کمال و نفیاً دلالت بر عدم کمال ندارد.

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • عرفان ۱۳:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۶
    0 0
    کل مکاشفات و کرامات فقط تجربه تغییر فاز از تعصب های ذهنی و توجه به زوایای دیگر وجود بطور شخصی و منحصر بفرد برای فرد است. این موارد تا زمانی که همه بشر بطور فراکل به این امور و حقایق ادراک پیدا نکنند ، تنها بهانه ها و توجیه هایی جهت فریب و خود نمایی مادی و یا معنوی بیش نیست! عالم های مطرح نیز تنها گزارش ناظر است که فقط ذهنی و توهمی است و لاغیر! این بازی ذهنی را عده ای جدی گرفته و به آن جنبه تقدس و معنویت ویژه داده اند که همه فریبکار و خود پرستی و برتری طلبی و سلطه بر دیگران را اشاعه می دهد. آزمون چنین مراحلی را همه انسان ها می توانند داشته باشند ولی در نهایت بشر باید بدون کرامت و مکاشفات به حقیقت وجودی و معرفت جمعی اعتراف و موحد و دین الهی دار شود. ان شاالله

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس