استفاده از شیوه های اخوانی برای بازگشت به عرصه مدیریت کلان کشور این نسخه را تجویز می کند که همه تلاش ها باید «نرم» و بدون جنجال باشد!

گروه سیاسی مشرق- چند وقتی می شود که اصلاح طلبان و تئوریسین های شان سعی دارند به سمت اصلاحات نرم تر و حرکت بیشتر در چارچوب های سیاسی نظام روی بیاورند. بعد از «فتنه 88» و روی گردانی بخش قابل توجّهی از مردم نسبت به مجریان اصلاح طلبِ این پروژه ی خارجی- داخلی؛ برخی نظریه پردازان سیاسی جبهه اصلاحات متوجّه شدند در رابطه با تُند و رادیکالیزه کردن شیب رفّورم در «جمهوری اسلامی» دچار یک اشتباه و غفلت شده اند. این جمله که: "ما از اوّل گفتیم اصلاحات در ایران باید نرم و اجتماعی باشد" و جملاتی شبیه همین مضمون، دیگر کم شنیده نمی شود. برای مثال می توان به گفتگوی جنجالی «عبدا... نوری» با هفته نامه «آسمان» اشاره کرد، «نوری» می گوید: «ممکن است در جایی تُند یا جایی کُند، عمل کرده باشم. ممکن است گروه های معارض و برانداز راه حل را در درگیری، آشفتگی یا حتّی مبارزه مسلّحانه بدانند، لکن جریانی که منتقد وضع موجود است چه اصلاح طلب و چه مجموعه نیروهای جریان سبز!؛ مخالف افراطی گری و خشونت ورزی هستند. ما نباید اجازه بدهیم که هر روز شرایط کشور تُندتر شود، باید روی مواضع معتدل و منطقی خودمان بمانیم و تندروی جریان مقابل موجب تحریک جبهه اصلاحات و جریان سبز نگردد.» (27/8/1391). «حمیدرضا جلائی پور» نیز در تحلیلی می نویسد: «اصلاح جویان همچنان می توانند به انباشتن سرمایه های اجتماعی (و فرهنگی) خود در جامعه ایران ادامه بدهند تا پس از اوّلین گشایش ها از آن بهره بگیرند. آنها می توانند مثل گذشته، از طریق ارتباطات چهره ‌به ‌چهره، فعّالیت های افزون تر خیریه ای و آموزشی، ارتباطات جمعی و حلقه ها، افزایش آگاهی از وضعیت کشور، حل معضلات دوستان و همکاران فعّال مدنی، تقویت روابط مدنی و انسانی در میان اعضای خانواده؛ بر سرمایه های اجتماعی جامعه خود و قدرت مستقل از دولت این جامعه بیفزایند. هر چه این سرمایه اجتماعی افزایش پیدا کند با هزینه کمتری می توان جامعه را از این تونل تاریک بیرون آورد. سرمایه سیاسی و سرمایه اجتماعی مکمّل یکدیگرند. هر دانشجو و شهروند و نخبه ای باید ببیند با چه سرمایه ای می تواند به جامعه بحرانی ما کمک کند. به بیان دیگر، فعّالیت "اصلاح طلبِ سیاست محور" و "اصلاح طلب جامعه محور" با یکدیگر منافات ندارد.» («کنش جمعی هدفمند برای گشایش سیاسی»- «پایگاه تحلیلی برهان»- 27/10/1391).

سرمایه گذاری های مجدّد اصلاح طلبان در عرصه کادرسازی و شبکه سازی اجتماعی را نیز باید در همین رابطه تفسیر کرد. چندی پیش و قبل از «انتخابات مجلس نهم» اخباری شنیده شد که «ابراهیم نبوی» خواستار سرمایه گذاری اصلاحات در شهرستان ها شده است، بعد از آن نیز اخبار دیگری نشان می دادند که سرمایه گذاری های عناصر اصلاح طلب برای کادرسازی در مدارس زنجیره ای افزایش پیدا کرده است. به عبارت بهتر آنها خواستار بازگشت به متن توده های مردمی بودند. از منظر تئوریسین های اصلاح طلب آنچه باعث شد اصلاحات شکست بخورد این بود که بعد از «دوم خرداد» ارتباط خود را با مردم قطع کردند و فعّالیت های اصلاحی را به مبارزات درون حاکمیتی محدود کردند، لذا آنها بطور خاص به این نکته متوجّه شده بودند که باید یکبار دیگر کنش های اجتماعی اصلاحی را نیز در دستور کار قرار دهند. این گزاره ها چکیده مقاله «اصلاحات مُرد، زنده باد اصلاحات» («سعید حجّاریان»- مجلّه «آیین مهر»- مهرماه 1385) و گفتگوی تفصیلی «حجّاریان» با عنوان «سیاست ورزی جامعه محور» (روزنامه «شرق»- 29/2/1386) می تواند باشد.



مراسم ختم «سعد (احمد) حجّاریان»، بنیانگذار مدرسه نمونه دولتی رشد، مدیرسابق مدارس انرژی اتمی، بنیانگذار مدارس سلام- 20/3/1392

بر همین اساس «محمّدحسن آصفری» (دبیر کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی مجلس) در مصاحبه ای با «تهران پرس» مورّخ 31/1/1392 با تأکید بر ضرورت رصد کنش های اجتماعی اصلاح طلبان می گوید: «جریان اصلاحات مدّت هاست که کادر سازی برای جریان خود را در دستور کار داشته و با راه اندازی مدارس «سلام» با محوریت برادر «سعید حجاریان» تلاش کرده برای نقش آفرینی های آتی خود در سالیان آینده، برنامه ریزی کند.».


مراسم ختم «سعد (احمد) حجّاریان»، بنیانگذار مدرسه نمونه دولتی رشد، مدیرسابق مدارس انرژی اتمی، بنیانگذار مدارس سلام- 20/3/1392

همچنین فعّالیت های شبه آکادمیک برای "بازسازماندهی" بدنه دانشجویی این جریان افزایش می یافتند. در این زمینه مؤسّسات «رخداد تازه»، «ماه مهر» و «مطالعات سیاسی- اقتصادی پرسش» که پیشتر راه اندازی شده بودند با نزدیکی به فصل انتخابات به فعّالیت های "شبه آکادمیک" خویش شتاب دادند. گزارش ها تأیید می کردند اساتید سابق مرکز «آکادمی موازی» که با هدف آموزش دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل راه اندازی شده بود؛ نیز در دو مؤسّسه «رخداد» و «پرسش» فعّال شده اند. بر این اساس پوستر برنامه ها بصورت منظّم در دانشگاه ها توزیع می شدند و ثبت نام ها نیز با تخفیف صورت می گرفت («پایگاه خبری- تحلیلی رجاء»- 16/7/1391).


«مشرق» پيش از اين در خبری در این باره نوشت: «برخی مقالات منتشره در نشریات جریان تجدید نظر، توسّط دانشجویان «مؤسّسه پرسش» تهیّه و تدوین شده است.» (21/11/1391). گذشته از این اخباری شنیده می‌شد که تأکید می کردند روزنامه «اعتماد» به کادرسازی و سازماندهی شاخه جوانان اصلاح‌طلب در پوشش آموزش خبرنگاری مبادرت ورزیده است.


به موازات تمرکز روی جریان سازی های اجتماعی و استفاده از ظرفیت های نرم اصلاحی در جامعه ایران، رفته رفته اصلاح طلبان با تأثیر گرفتن از جریانات سیاسی بلوک اسلامی (بیداری اسلامی) به الگوی جدیدی از "اصلاح طلبی شبه اسلامگرایانه" دست یافتند. نظریه پردازها با کسب موفّقیت های ابهام انگیز «اخوانی» ها در مصر و تونس، سعی کردند با تعاریف جامعه شناختی و سیاسی خویش، موجودیت فعّال شده جدید در جهان اسلام را فرموله کنند. آنها مشخّصاً به این فکر می کردند که چطور می توان از ظرفیت ها و شیوه های جنبش «اخوانی» در دوره خفقان «حُسنی مبارک» و در دوره پساانقلاب برای ادامه راهشان در ایران بهره برداری نمایند.

در همین رابطه تحلیل و تئوریزه کردن «اخوان المسلمین» در مجامع نخبگی و آکادمیک اصلاح طلبان آغاز گردید. «داوود فیرحی» (استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) از تئوری پردازان فکری اصلاح طلبی ایران و از شاگردان «حسینعلی منتظری» جدیداً بطور خاص روی جریان «اخوان» تحقیق می کند و نتایج تحقیقاتش را در قالب تئوری پردازی نشر می دهد. وی مصر را «دیوار برلین اسلام» مفروض کرد و در مقاله ای با عنوان: «تحوّلات اخوان المسلمین و چهره جدید اسلام گرایی در خاورمیانه» (ششمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران) می نویسد: «در مانیفست اخوان با نام «حزب عدالت و آزادی» می بینیم در زمینه اهداف و در زمینه نمادهای فکری در حال انجام دگردیسی است ... اسلامگرایی جدید بر تئوری و مدلی از اندیشه سیاسی استوار است که اکنون با عنوان «جامعه شرعی و دولت مدنی» خوانده می شود. این اندیشه خصایص ویژه ای دارد، که عبارتند از: پرهیز از تقابل دولت دینی و سکولاریسم، التزام همزمان به دین و دموکراسی، پرهیز از دولتی کردن دین، فاصله گرفتن از اندیشه های پیشین، دوری جستن از تندروی و پررنگ شدن مفهوم دولت مدنی. ... یکی دیگر از تغییرات رخ داده در رویکرد و نگاه اخوانی ها به رابطه آنها با غرب باز می گردد اگر در زمان گذشته آنها رابطه ای سخت و خصم آلود را با غرب تعریف می کردند؛ امروزه نه خواهان دشمنی با غرب به مانند گذشته هستند و نه از اتحاد با آنها استقبال می کنند. "اخوان المسلمین جدید" دقیقاً در میانه این دو رویکرد، راه سومی را برگزیده است. پاسخ «محمّد مرسی» به سئوال خبرنگاران آمریکایی مؤیّد همین امر است، رئیس جمهوری مصر پرسشی که آیا شما همچنان متحد آمریکا باقی خواهید ماند را اینگونه جواب داد: ما با آمریکا همپیمان نیستیم اما دوست هستیم!».

«فیرحی» این تلاش ها را در قالب سلسله نشست های تخصّصی طیّ تمامی سال 1391 ه.ش در مؤسّسه «مطالعات سیاسی- اقتصادی پرسش» و نشست های پایگاه خبری- تحلیلی «دیپلماسی ایرانی» (به مسؤولیت «صادق خرّازی») ادامه داد تا جایی که به فرموله‌کردن "فقه سیاسی اخوان و بنیادگرایی اسلامی" منجر گردید. جالب اینکه وی کتاب خود با عنوان «فقه و سیاست در ایران معاصر/ فقه سیاسی و فقه مشروطه» (نشر نی) را در اوایل همان سال (1391 ه.ش) روانه بازار کتاب کرده بود. «فیرحی» در این کتاب با دغدغه مشروعیت بخشی به دموکراسی غربی و دولت- ملّت های دیوانسالار مُدرن و نیم نگاهی به نهضت مشروطه یک راست سراغ تعریف "فقه سیاسی اسلام" رفت. در واقع تئوریزه کردن "فقه سیاسی اخوان" و "فقه سیاسی مشروطه" با خوانش روشنفکری و تجدیدنظر طلبانه نسبت به فقه اسلامی را باید دو اقدام موازی برای مدلیزه کردن ادامه راه رفّرمیست ها در ایران تعبیر نمود.

اصلاحات پیش از سر برآوردن اخوانی های جدید در مصر امید واثقی به مُدل "اسلامگرایی اردوغانستی" در ترکیه داشت، ولی اخوان اثبات کرد که شیوه جدیدش برای پیوند میان مدرنیزم غربی و سنّت اسلامی بیشتر مورد نظر اصلاح طلبان در ایران است. این سازگاری مربوط می شود به "دیسیپلین سیاست ورزی اخوان" که در اینجا مجال پرداخت به آن نیست. شاید بتوان هر دو مُدل "مصری" و "تُرکی" را مکمّل یکدیگر دانست، "مُدل مصری" بیشتر می تواند برای کنش های اجتماعی اصلاحات و مبارزات سیاسی مورد استفاده قرار گیرد و "مُدل مصری" بیشتر برای دوران مبارزات درون حاکمیتی کاربُرد دارد. بنابر این الگو برداری اصلاح طلبان از "دیسیپلین اخوانی" بی شک نهله جدیدی یا حدّاقل یک پوست اندازی جدید را در پهنه سیاسی کشور پدید خواهد آورد که احیاناً ضمن ابراز وفاداری حدّاکثری به مقیّدات دینی و گرفتن ژست های ظاهراً انقلابی در حوزه سیاسی، خواستار عمل به شعار قدیمی اخوانی ها باشند: «جای هیچ نگرانی نیست؛ قرار نیست همه چیز یک شبه تغییر کند!»

و مسئله دقیقاً همین است که حتّی تُندروترین طیف های اصلاحاتی نیز حاضرند بنا بر جبر اجتماعی حال حاضر کشور به این مُدل متمایل شوند. امروزه ما بیشتر کُدهایی داریم که نشان دهیم، تئوریسین های اصلاح طلب در حال عُرفی کردن و اخوانی کردن جریان اصلاح طلبی و روشنفکری در «جمهوری اسلامی ایران» هستند. بعد از جادّه صاف کنی قهّارانه شخصیتی چون «فیرحی» در عرصه تئوریزه کردن "مُدل اخوانی" کسانی چون «حجّاریان» نیز وارد گود شدند.

در همین رابطه توجّه شما به یک مصاحبه مهم جلب می شود، روزنامه «روابط عمومی آرمان» در 31/5/1391 مصاحبه مختصری حول تکلیف اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری با «سعید حجّاریان» ترتیب می دهد که وی مطالب درخور توجّهی در آنجا مطرح می کند: «(سئوال: آیا هنوز اصلاحات زنده است؟) بله، اصلاحات زنده است. امّا اصلاحات مثل "هُلو بپر تو گلو نیست". باید خشت روی خشت گذاشت و کار کرد. براي اين كار هم تشكيلات و سازمان يك نياز ضروري است. نگاه کنيد، تشکیلات فقط حزب نیست. مگر کار تشکیلاتی فقط کار حزبی است؟ در كنار کار حزبی، فعّاليت N.G.O ها، کارهای عامّ المنفعه و نظاير آن نيز مي توانند بستري براي ايجاد سازمان و تشكيلات باشند. نگاه کنيد به «اخوان المسلمين» در مصر آنها همواره اصلاح طلب بودند. چه در زمان «ناصر» يا «سادات» و «مبارک»؛ صبر کردند و الآن ثمرش را بردند. یا در ترکیه، زمان «اوزال» و «اربکان» يا همین آقای «اردوغان». چقدر کار کردند؟ اصلاحات، کار فوق العاده می بَرد برادر من. باید کار کرد، کار نکنیم 100 سال دیگر هم اتّفاقي نمي افتد. (سئوال: فارغ از موضوع معرّفی کاندیدا، آیا فضای انتخابات سال آینده می تواند، باعث انسجام نیروهای اصلاح طلب شود؟) بالاخره انتخابات یک فرصتی است برای فعّالیت و سازماندهی. وقتی کاندیدایی در صحنه باشد، لاجرم ستاد اتنخاباتي ايجاد مي كند و در استان ها و شهرستان ها نيروها را دور هم جمع مي كند. (سئوال: فکر نمی کنید اصلاح طلبان بايد به شوراها بیش از ریاست جمهوری اشتیاق نشان بدهند؟) شاید؛ این کار از جنس فعّاليت هاي «اخوان المسلمين» است. الزاماً هدف از شرکت در انتخابات، پیروزی نیست. سال 76 اصلاً قرار نبود که پیروز بشویم، هیچ تصوّری هم نداشتیم، می گفتیم که 5- 6 میلیون رأی بیاوریم که بتوانیم بعد از انتخابات کار کنیم. بنابراین فعّالیت در انتخابات الزاماً با هدف پیروزی نیست. ... انتظار ما خیلی بالا نیست، اصلاً نمی خواهیم در انتخابات کاندیدا بشویم، مجلس هم نخواستیم برویم، به دولت هم نمی رویم؛ ولی کار خیریه که می توانیم بکنیم، به اندازه «اخوان المسلمين» که باید بتوانیم کار کنیم. تجربه نشان داده که راه تُندروانه و رادیکال ثمر نمی دهد، شما چه فکر می کنید؟».

«حجّاریان» همچنین در مقاله ای با عنوان «مرز فرزانگی در سیاست» سعی کرد با برشمردن تعاریف مختلف از "طبقه روشنفکری جامعه"، به قشر روشنفکر و دگراندیش ایران بفهماند آنچه اصلاحات در حال حاضر به روشنفکری احتیاج دارد؛ چه نوع روسنفکری نیست و چه روشنفکری هست، ضمن اینکه در انتهای مقاله به آسیب شناسی و خطرات موجود بر سر راه روشنفکری ایده آلش نیز اشاره کرد. وی در مقاله ای که برای ویژنامه روزنامه «اعتماد» فرستاده بود، می نویسد: «رويكرد سوم رويكرد " Class less Approach" است كه خصوصاً «مانهايم» در كتاب «ايدئولوژي و يوتوپيا» آن را مطرح مي كند. حرف اساسي اين رويكرد اين است كه روشنفكران اتميزه هستند و قاب و قالب به خود نمي گيرند و از اين جهت فاقد طبقه هستند، لذا تحرّك و مانور آنان بسيار است و مي توانند از اين گروه، از آن طبقه يا از اين قشر دفاع كنند. «مانهايم» مي گويد روشنفكران جهان بيني بازتر و گسترده تري دارند و به طبقه خاصّي متعهد نيستند، لذا قدرت مانور بيشتر و استقلال رأي مستحكم تري دارند. در ميان اين سه رويكرد به روشنفكري، منظور من از «فرزانگي»‌ به رويكرد سوم نزديك تر است. ... اگر مختصّاتي را در نظر بگيريم كه يك محور آن را "آن‌جهاني- اين‌جهاني" و محور ديگر آن را "مولّد- موزع" بودن روشنفكران در نظر بگيريم، آن جايگاهي از روشنفكران كه به بحث فرزانگي ما نزديك تر است، در ناحيه "اين جهانيِ مولّد" خواهد بود. تفاوت و فصل مميّزه روشنفكران و توده، موضوع "خردورزي نقّاد" است. كاركرد روشنفكر در مقام سياست ورزي از همين جا روشن مي شود و نسبت فرزانگي، روشنفكري و سياست ورزي نيز در اينجا معنا مي يابد: "روشنفكر فرزانه كه به هيچ طبقه اي متعهّد و وابسته نيست و با استقلال رأي خود و با بهره گيري از عنصر نقد اجتماعي تلاش مي كند تا بر عنصر اصلي ميدان سياست ورزي يعني قدرت تأثير بگذارد". مي كوشم يكي از آفات اين مسير و يكي از دام هايي كه در اين راه وجود دارد، را تبيين كنم ... بايد از دام ايدئولوژي ياد كرد؛ دام روشنفكران نقد ناتمام و گرفتار آمدن در دام ايدئولوژي است. خردورزي تناسب هدف و وسيله است. هنگامي كه اهداف آرماني مي شود و وسيله مناسب آن يافت نمي شود، روشنفكر نقد سنّت را ناتمام مي گذارد و دقيقاً و تماماً آن را نقد نمي كند و دچار پس مانده هاي سنّت مي شود. «ريمون آرون» در كتاب «افيون‌ روشنفكران» ‌مي‌گويد برخي روشنفكران آمال و آرزوهاي "اين دنيايي" خود را كه نمي توانند به آن برسند، در فضايي غبارآلود و موهوم فرافكني مي كنند. همانطور كه توده ها، براي خود بهشت برين متصوّر مي شوند، روشنفكران نيز مي گفتند با انقلاب جهاني، دنيا را بهشت مي كنيم و پدر سرمايه داري را در مي آوريم. اين مانعي جدّي براي فرزانگي است و از آن سياست ورزي بيرون نمي آيد.» (15/7/1391). این تئوری پرداز اصلاح طلب از روشفکران جامعه ایران می خواست که با گرفتار شدن در گرداب آرمان های بلند اصلاح طلبی و ایدئولوژی سکولاری همه چیز را از دست ندهند، وی بطور واضحی اینطور پیشنهاد می کرد که برای رسیدن به آرمان ها باید دوره ای از تسامح با جامعه و ارزش ها را نیز گذراند.

امّا «حجّاریان» برای تعمیق بخشیدن به تئوری های جدید خویش و افزایش ضریب نفوذ آن در قالب مقاله ای جدید در روزهای منتهی به انتخابات، بار دیگر بر "عُرفی شدن اصلاحات" تأکید می کند. در اینجا منظور این است که عُرف جامعه در حال حاضر سکولاریسم بی پیرایه و خالص را پس می زند و باید طبق عُرف مردمی کمی تسامح به خرج داد. وی در یادداشتی موشکافانه برای روزنامه «شرق» با عنوان «عُرفی شدن نظریّه های اخلاقی» مورّخ 12/3/1392، سعی می کند با توضیح روند عُرفی شدن اخلاق سیاسی در جوامع به یک مُدل پیشنهادی در رابطه با "اخلاق سیاسی اصلاحات" دست یازد. «حجّاریان» می نویسد: «به جز سه حالت فوق، می توان حالت چهارمی را نیز متصوّر شد که در آن سیاست و اخلاق دو حوزه متفاوت هستند که در بعضی از نقاط اشتراکاتی نیز دارند، مانند نسبت میان طب و اخلاق. در طب به عنوان یک حرفه، گاهی ممکن است مسائلی پیش بیاید که پای اخلاق نیز به میان کشیده شود ... در حالت چهارم، سیاست نیز مانند طب یک حرفه در نظر گرفته می شود، حرفه ای به معنای تدبیر امور و مدیریت. از این رو سیاست دارای وجهی مدیریتی (Managerial) است که در آن سیاستمداران می کوشند با عنایت به منافع ملی یا National Interest به امور جامعه رسیدگی کنند. در اینجا سیاست هم یک علم است و هم یک فن. ... «اخلاق سیاسی» در حالت چهارم عبارتی شبیه «اخلاق پزشکی»، «اخلاق کسب و کار» یا «اخلاق تجارت» خواهد بود. یعنی گاهی ممکن است تا در برخی از مسائل، درگیر حوزه‌ ارزش ها، بایدهاو نبایدها شویم. ... می‌توان ادّعا نمود که امروز نه دیدگاه "فضیلت گرایان" مطرح است و نه دیدگاه «ماکیاول» و «هابز» بلکه بحث ها در این حالت اخیر می گنجد، که در آن تمایزی اساسی میان اخلاق در حوزه فردی و اخلاق در حوزه جمعی وجود دارد. بعبارتی دیگر در این حالت، لبّ لباب اخلاق در حوزه عمومی، با توجه به مصلحت عام سنجیده می شود و سیاستمدار موظّف است تا امور را متناسب با آنچه خیر عام است، تدبیر کند: رِند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار، کار مُلک است آنکه تدبیر و تأمّل بایدش. با توجّه به چهار حالت بالا، نسبت میان اخلاق با سیاست، در حالت نخست از مرتبه‌ فضیلت که لاهوتی بوده، در مسیر ناسوتی و عُرفی شدن حرکت کرده، که در این بین «ماکیاول» در اوج قلّه قرار می گیرد و پس از آن تا به امروز از این قلّه کمی فاصله گرفته است، هرچند هنوز هم به دلیل وجود عنصر مصلحت، سکولار است.». بر این اساس «حجّاریان» دخیل کردن قسمتی از اخلاق و ارزش ها (اسلام گرایی) در شیوه های مدیریتی و کشورداری را نه تنها قابل تحمّل معرّفی می نماید بلکه آن را با توجّه به مصلحت عامّه تجویز می کند، وی سعی می نماید به همقطارانش بفهماند دخیل کردن پاره ای از ارزش ها و سنّت ها در سیاست در حال حاضر با سکولاریسم منافاتی ندارد، زیرا معنای سیاست ورزی مورد نظر دقیقاً همین است.


برنامه ریزی تیم مشورتی اصلاحات بر این تعلّق گرفته که به سوی دو تاکتیک کوتاه مدّت یا میان مدّت (یا حتّی استراتژی) خیز بردارند: اوّل عُرفی شدن اصلاح طلبی در فاز حاکمیتی و دوم اخوانی شدن اصلاحات در فاز کنش اجتماعی.

اصلاح طلبان در «فتنه 88» دچار یک اشتباه استراتژیک بزرگ شدند، و آن این بود که متأثّر از تجویزهای مستشاران انقلاب های مخملین، خیال کردند می توانند چنین کودتایی را در ایران به راه اندازند در حالیکه موفّق باشد. امّا امروز آنها فهمیده اند که اردوکشی های خیابانی در ایران به نفع جریان اصلاحات نیست زیرا نظام قدرت خاصّی در پای کار آوردن مردم در مواقع بحرانی- امنیتی دارد، این جمله واضحی است که توسّط خود عناصر سیاسی اصلاح طلب در بازخوانی وقایع سال 1388 ه.ش به کار رفته است. آنها همانطور که در ابتدای مقاله گفته شد خواهان یک کنش جدّی اجتماعی اصلاح طلبانه هستند تا روزیکه یک گشایش سیاسی واقعی برای آنها بوجود آید.

پُر واضح است که عملکرد اصلاحات در انتخابات پیشرو کاملاً با تجویز کسی چون «حجّاریان» تطابق داشته است، زیرا اصلاح طلبان با بکارگیری مهره «عارف» هم در انتخابات شرکت کردند و هم با کنار کشیدن به نفع «روحانی» بدلیل عدم رأی آوری کاندیدای پارادایم اصلاح طلبی؛ سعی کردند ظرفیت های فعّال شده در انتخابات را برای دوره 4 ساله آتی پای کار نگاه دارند. درباره نتایج انتخابات نه باید کاملاً بدبین بود و نه باید کاملاً خوش بین بود، لیکن این واقعیّتی است که باید برای مقابله با آن علاجی اندیشید؛ این واقعیّت که شکست بینابینی اصلاحات در انتخابات جاری می تواند زمینه ساز پیروزی بزرگ بعدی آنها باشد و این دقیقاً به واکنش سیاسی اصولگرایان مربوط است.

مدیریت میانی دولت همیشه بخش گسترده ای از پُست های حاکمیتی است که بدلیل حجم بالای آن و پنهان بودن عملکردش، بهترین جا برای لانه سازی اصلاح طلبان در این 4 سال است.

بدون شک کابینه اوّل روحانی تابلویی از عناصر فراجناحی است برای آنکه پالس های مثبتی به جناح ها و احزاب سیاسی داده شود؛ از همین رو اصلاح طلبانی که بازگشت به رده های بالای مدیریتی را پنهان شده در حضور در رده های میانی می بینند آماده خواهند شد تا در چهارسال آینده خود را به این جایگاه نزدیک کنند.

نظرات

  • انتشار یافته: 28
  • در انتظار بررسی: 4
  • غیر قابل انتشار: 2
  • مجتبی ۱۵:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    0 0
    یک موج سخت ترین سنگ ها را نیز به مرور زمان صیقل می دهد. حالا فکر می کنید چه کسانی در انتخابات پیروز شدند؟
  • برنجکوبان ۱۵:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    1 0
    با سلام و احترام به نگارنده مطلب بنده دو سال بصورت تمام وقت در یکی از شعب مهم مدارس سلام کار کرده ام. نه تنها حتی یکبار هم کوچکترین کار یا حرف سیاسی در برنامه های مدرسه ندیدم بلکه هیچ مانعی برای اشتغال من اصولگرا و برخی دیگر از همکاران همفکرم وجود نداشت. مرحوم سعد حجاریان نیز از سرمایه های آموزشی کشور بودند که متاسفانه بخاطر برخی کوته بینی های فکری مسئولین آنطور که باید از داشته ها و توانمندیهای ایشان برای عموم آموزش و پرورش استفاده نشد و منجر به خصوصی شدن فعالیت های ایشان و منافع وابسته به آن گردید. امیدوارم این نظر را برای اصلاح این بخش از مقاله در نظر عموم، تایید کنید. راجع به بخش های دیگر مقاله اطلاعاتی ندارم و شاید درست باشد.
  • مهدیار ۱۷:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    0 0
    از این مقالات و گزارش ها بیشتر کار کنیدگ بلکه اصولگراها بیدار بشوند
  • ۱۹:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    0 0
    ارگ نوشته های این مطلب درست باشد سوال این است که چرا از اصلاح طلبان اینقدر می تریبد چرا خود را اصل نظام و انقلاب می دانید و اصلاح طلبان را خائن به نظام؟ آیا نمی شود این جناح بندی ها و احزاب را در قالب نظام تعریف کرد و اجازه داد برادرانه برای رسیدن به قدرت و اجرای برنامه های مورد نظر برای سربلندی ایران باهم رقابت کرد؟!!!!
  • ۲۰:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    0 0
    تفکر غالب مردم امروز ایران نه اصلاح طلبیه نه اصولگرایی عزیزان .انقدر زور نزنید هر چقدر معتدل تر باشید به مردم نزدیک ترید .
  • ۲۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    0 0
    نمردیم یک مقاله درست و حسابی خواندیم
  • دانشجو ۲۳:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    0 0
    اصلاح طلبی راه و روشی است برای استحکام و بازسازی چهره دوباره نظام , مدرنیزه نظام و مهم تر از همه شکوفایی ظرفیت های موجود در قانون اساسی کشور برای رسیدن به یک جامعه دموکراتیک , به عبارتی اجرای کامل حکومت مردم سالار دینی اصلاح طلبی به دنبال براندازی نظام نیست . اصلاح طلبی به دنبال استحکام دوباره نظام است.
  • میترا ۲۳:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۸
    0 0
    هدف : عرفی کردن دین !
  • ۰۰:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    آقاجان! حقشونه! لیاقتش رو دارن چون مخشون کار میکنه چون لااقل با خودشون مشکل ندارن و زیرآب هم فکرای خودشون رو نمیزنن. چون شکمشون سیر نیست و قدرت خودشون رو متکی بر سرمایه اجتماعی که میسازن میدونن پس همیشه همراه این سرمایه اجتماعی هستن و دغدغه های اونا رو پیگیری میکنن. خداییش من یکی که از این همه شوتی و بی خردی و شکم سیری اصول گراها به تنگ اومدم...
  • ۰۰:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    آقاجان! حقشونه! لیاقتش رو دارن چون مخشون کار میکنه چون لااقل با خودشون مشکل ندارن و زیرآب هم فکرای خودشون رو نمیزنن. چون شکمشون سیر نیست و قدرت خودشون رو متکی بر سرمایه اجتماعی که میسازن میدونن پس همیشه همراه این سرمایه اجتماعی هستن و دغدغه های اونا رو پیگیری میکنن. خداییش من یکی که از این همه شوتی و بی خردی و شکم سیری اصول گراها به تنگ اومدم...
  • ۰۱:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    من یک اصولگرا هستم ، در فضای سیاسی اصولگرایان نیز فعالم ، اما واقعا به اصلاح طلبان به عنوان دشمنم نگاه نمی کنم اصلاح طلبان رویکرد متفاوتی با ما دارند اما نه مزدورند و نه دشمن در این مقاله با دید دشمنی به اصلاح طلبان نگاه شده است و دقیقا تلاش شده اصولگرایی و اصلاح طلبانی دو قطب و دو دشمن خونی جلوه گر شوند در ضمن واقعا اگر اصلاح طلبان با تاسیس مدرسه و تاسیس موسسات آکادمیک و سایت های خبری تحلیلی در حال کادر سازی هستند، به نظرم شایستگی به قدرت رسیدن را دارند چون من در 8 سال گذشته که اصولگرایان بر سر قدرت بودند نیز حتی کادرسازی و تئوری پردازی سیاسی و تفکر عمیق و استراتژیک از اصولگرایان ندیدم ، چه رسد به حالا که در مسند قدرت هم نیستند
  • ناشناس ۰۳:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    ممنون. مقاله ی خوبی بود ولی بهتر بود که به اقداماتی که در ترکیه توسط بنیاد فتح الله گولن که با ایجاد مدارس خصوصی در جهت مقاصدی شبیه به مدل اخوانی انجام شده است نیز اشاره می شد.
  • حسين ۰۶:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    جريان رفورم يا بقول آقايان اصلاحات در تئورى كه واضح ميگن كه مقيد به سكولاريسم هستند،خوب سكولاريسم چيزى هست كه انقلاب اسلامى بدليل تفكر اسلام ناب اون را براحتى حذف كرد و اينها اومدن اين را عملا به چالش بكشند،و ميبينيم مبنا فكرى اينها ١٠٠٪تئوريسينهاى غربى هست اصولگرايان هم كه به دليل ضعف عملكرد و خودخواهى عده اى از آنها به نفع جريان اصلاحات كار كردند بهترين شيوه مقابله با اصلاحطلبان كه بهتره گفت واپسگرايان،استفاده از نيروهاى فهيم و قوىاصولگرا در اداره كشور هست كه با حل مسائل اقتصادى و سياسى جاى مانور اصلاح طلبان از بين بره چون اينا ميگن به دليل عدم حضور ما مشكلات پيش اومده و ما يگانه دانا و حلال مشكلاتيم
  • rahim ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    شماها حاضر هستید مملکت دست یهودیها بیفته دست طالبان بیفته ولی دست اصلاح طلبها نیفته
  • ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    درمدارس سلام که اکثر واحدهای آن درشمال شهرتهران میباشد تمامی مسئولین آن اصلاح طلب بوده و کسی که باسیاستهای آنها هماهنگ نباشد آن را اخراج میکنند
  • مریم ۰۹:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    این روزها که سخن از گفتمان اعتدال است بیشتر از همیشه دلمان برای گفتمان انقلاب و نامزد انقلابیمان تنگ شده است اللهم عجل لولیک الفرج
  • ۱۰:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    بهتر است کمی به عقب برگردید و خیانت این به اصلاح اصلاح طلبان را ببینید
  • ۱۱:۰۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    به گواهی دشمنان رسمی این کشور در این انتخابات آیت الله خامنه ای، انقلاب و مردم پیروز شدند.
  • امیرتهرانی ۱۱:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    نظر شما درست است. اتفاقا این روش دقیقا مطابق روش اخوانی ها در دوران رکود فعالیتهاست. من با روش اخوان بنا بر مطالعاتی که داشتم تا حدودی آشنا هستم. آنها هم هیچ گاه به صورت رسمی و آشکار دنبال فعالیت سیاسی نبودند. اما تمامی فعالیتهایشان سیاسی بود. اصولا هرکس ادعای عدم فعالیت سیاسی داشته باشد و در ظاهر هم هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته باشد دقیقترین و ظریفترین فعالیت سیاسی را انجام میدهد. انجمن حجتیه هم دقیقا همین روش را دارد. یعنی هیچ فعالیت سیاسی آشکاری نکن، اما بیشترین کنش سیاسی را ایجاد کن!!
  • امیرتهرانی ۱۱:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    اصلاح طلبی در چهارچوب نظام پسندیده و خوب است، اما اصلاح طلبی برای دگردیسی در نظام یعنی براندازی. شما کدامیک را می گویید؟
  • امیر تهرانی ۱۱:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    این تعریف شماست، اما تعریف اصلاح طلبانی نظیر رجب مزروعی و الهه کولایی و فاطمه حقیقت جو و حتی افرادی چون فائزه هاشمی و مهدی هاشمی و کرباسچی و... با تعریف شما تفاوت فراوان دارد. مثلا کسی که صراحتا می گوید حزب ما یک حزب لیبرال دموکرات است، آیا واقعا در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی می خواهد کار کند؟! میان ماه من تا ماه گردون....
  • امیر تهرانی ۱۱:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    البته شما آزاد هستی که هرچه دلت می خواهی بگویی. ولی باید بدونی که اتفاقا یکی از حرفهایتان برایم خیلی خنده دار بود. آنجا که گفتی اینها شکمشون سیر نیست. شما می دانی هزینه ثبت نام در مدارس سلام چقدر است؟ لابد هر چی افراد تحت پوشش کمیته امداد هست در آنجا ثبت نام کرده اند!!! برو ببین بعدش حرف بزن عمو!
  • امیر تهرانی ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    آقا رحیم دروغ گفتی!! از نظر ما اتفاقا طالبان و یهودیها با برخی مدعیان اصلاحات تفاوتی ندارند. قبول نداری نگاه کن ببین چه کسانی از ملت می خواستند که با طالبان در افغانستان نرد عشق ببازیم و چه کسانی صدام حسین را خالد بن ولید زمان خواندند و چه کسانی الان با حمایت یهود (صهیونیست) و ارابابان طالبان (وهابیت سعودی) شبکه تلویزیونی ماهواره ای راه انداخته اند و چه کسانی در مراسم جشن سعودیها شرکت می کنند و در روزنامه های سعودی مقاله می نویسند و دلارهای نفتی به جیب می زنند؟!!!
  • ۱۲:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    هر کسی حق فعالیت سیاسی دارد مردم نیز اگاه و هوشیار هستند وحق انتخاب دارند لازم نکرده کسانی برایشان تعیین تکلیف کند.
  • ۱۳:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    با همه این تلاشها ،تفکر اصلاح طلبی برنده انتخابات نبود همانطور که اصول گرایان بازنده مطلق نبودند
  • خودمونی ۱۳:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    سلام اما بنده در مدرسه نمونه دولتی رشد تحصیل کردم که اعضای شاخص جبهه مشارکت در آن مدیر و کادر اصلی بودند و از رفقای حجاریان ها بودند. در آنجا ضمن اینکه بحث های سیاسی و حتی ضد اطلامی مانند ممانعت از برگزاری زیارت عاشورا یا بورد مربوط به شهدا می شد درباره کسی مانند شیرین عبادی تعریف های دهن پر کنی از طرف کادر اصلی مدرسه می شد حتی گاهی بطور کنایه علیه ولی فقیه بحث می شد. بنده از کسانی هستم که بدلیل پاسخ دادن به شبهه پراکنی های سیاسی مدیر مدرسه به مدت چندماه بصورت غیرقانونی از کلاسهای فوق العاده مدرسه حذف شدم چون فقط درباره شیرین عبادی طبق مقاله کیهان روشنگری کردم. در ضمن جلسات منظم جبهه مشارکت و خانه کارگر در مدرسه با امکانات دولتی برگزار می شد
  • ۱۳:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
    0 0
    کاندیدای مورد نظرشون که رای آورد , شما دیگه چی می خوای! عارف هم رای میاورد شما باز می گفتی اصلاح طلبی برنده نشد.
  • ۱۵:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۴
    1 0
    چی میگی؟؟؟ تو تا حالا یک روز دبیرستان سلام بودی؟ من چهار سال اونجا درس خوندم . این دبیرستان به هیچ وجه سیاست زده نیست

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس