کد خبر 1847616
تاریخ انتشار: ۲ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۸
حسین شریعتمداری

فاطمه جان! امروز فدائیان تو، در مقابل یورش وحشیانه قدرت‌های استکباری به صلابت ایستاده‌اند و در دو جنگ ، پوزه کثیف آنان را به خاک مالیده‌اند.سقف تاریک جهان سلطه را شکافته‌اند و طرحی نو در انداخته‌اند.

به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

بخشی از یادداشت چند سال قبل نگارنده است و مناسب امروز که سالروز شهادت فاطمه زهرا(س) است، دختر بزرگوار رسول خدا(ص) که پرتو وجود مبارکش نه فقط دنیای اسلام بلکه سراسر جهان دین‌باوران و انسان‌دوستان را نورباران کرده است. برگ سبزی است تحفه درویش، چه کند بی‌نوا؟ ندارد بیش!. بخوانید!

«‌شب از نیمه گذشته است. دقایقی پیش، علی از دفن شبانه و پنهان فاطمه(س) که توصیه خود ایشان بود فارغ شده است. علی غمگین است و فرشتگان در آسمان نیز. همه پیامبران خدا و آدم و حوا هم‌. امیرالمؤمنین‌(ع) بر تربت پاک زهرا(س) که قرار است تا ظهور مراد غایبمان (ارواحنا له الفداء‌) بی‌نشان بماند نشسته است و با پیامبر خدا(ص) نجوا می‌کند؛

«‌ای رسول خدا... سلام من و دخترت را که به دیدار تو آمده و در جوار تو به خاک رفته‌، پذیرا باش... اکنون امانت به صاحبش رسیده، زهرا از کنار من دامن کشیده و نزد تو آرمیده است... بعد از او، آسمان و زمین زشت می‌نماید و اندوه دلم، هرگز نمی‌گشاید... رفتن فاطمه، دلم را خسته و غصه‌ام را پیوسته کرد و چه زود جمع ما به پریشانی کشید... شکایت خود به خدا می‌برم و دخترت را به تو می‌سپارم. زهرا خواهد گفت که پس از تو چه ستم‌ها بر او روا داشتند... آنچه می‌خواهی از او بجوی و هرچه می‌خواهی با او بگوی‌، تا راز دل نزد تو بگشاید و خون دلی که فرو داده است، برون آید... ‌ای پیامبر خدا... دخترت زهرا، پنهانی به خاک می‌رود و حال آنکه، هنوز چند روزی بیش، از رحلت تو سپری نشده و هنوز نامت از زبان‌ها نیفتاده است... ‌ای فاطمه!... اگر بیم آن نبود که ستمگران چیره شوند، برای همیشه در کنار مزارت می‌ماندم و در این ماتم بزرگ جوی اشک از دیده می‌راندم و...»...

علی را چه می‌شود؟! بر دختر رسول خدا چه گذشته است؟! که علی در دل آن شب غم گرفته بر مزار او این‌گونه با رسول خدا به نجوا نشسته است؟ و زبان به گلایه گشوده که «‌شکایت خود به خدا می‌برم و دخترت را به تو می‌سپارم. زهرا خواهد گفت که پس از تو چه ستم‌ها بر او روا داشتند و...‌» مگر آن روزها چه اتفاقی افتاده بود؟

«زهرا(س)، آن روزها، بعد از رحلت رسول خدا(ص) و پیش از آنکه، خود نیز چشم از جهان فرو بندد و در جوار قرب الهی به پدر چشم‌انتظار خویش بپیوندد، بارها کوچه‌های مدینه را کاویده بود و به دیدن برخی از «خواص» رفته بود، فاطمه(س) با دلواپسی سفارش‌های رسول خدا(ص) را به آنان گوشزد کرده بود و عهدی را که با خدا بسته و اکنون بی‌محابا شکسته بودند، به یادشان آورده بود. اما، دلشوره فاطمه(س) که اصرار او را در پی داشت، پاسخی جز سکوت برخی از خواص را به دنبال نداشت و چنین بود که صدای فاطمه(س) در سکوت سنگین و سؤال‌آفرین آن روزها گم شد. زهرای ما(س) می‌دانست که اگر مردم از ولایت علی(ع) دور شوند بی‌تردید به پذیرش ولایت حاکمان جور، مجبور می‌شوند. فاطمه(س) در محرومیت جهان اسلام از امامت علی(ع)، «فتنه جمل» را می‌دید، نعره مستانه معاویه در فریب صفین را می‌شنید، در «نهروان»، جهالت خوارج را می‌نگریست و در سحرگاه خونین نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در محراب مسجد کوفه بر فرق شکافته علی(ع) می‌گریست، اشرافیت بر باد رفته را می‌دید که بار دیگر به میدان آمده، حسن(ع) را که از محرومیت مردم گرفتار در چنگال معاویه خون دل می‌خورد و سر مطهر حسین(ع) را می‌دید که در هنگامه خون و فریب اشراف بر نیزه می‌رود، یزید را می‌دید که سر بریده فرزند رسول خدا(ص) را پیش روی نهاده، بر لب و دندان او می‌زند و اجداد به هلاکت رسیده خود در «بدر» و «حنین» را به تماشای انتقام می‌خواند! و... مردم مظلوم را که در چنگال خونریز «بنی‌امیه» و «بنی‌عباس» گرفتارند و جماعت مسلمانان را که انگشت پشیمانی به دندان می‌گزند و دست حسرت بر پیشانی می‌زنند که کاش ولایت علی(ع) آن دوستدار محرومان و حامی مظلومان را پاس می‌داشتند تا ولایت حجاج‌بن یوسف‌ها و منصور دوانقی‌ها که خونریز و انسان‌ستیزند را به زور بر گرده خویش نمی‌داشتند» فاطمه(س)، این همه را می‌دید که آن همه دلواپس بود.

گردونه زمان چرخید و چرخید تا به دورانی رسید که به قول رهبر معظم[و شهید] انقلاب، «‌عصر خمینی» شایسته‌ترین تابلو و بایسته‌ترین نام برای معرفی آن است. گردونه زمان که به عصر خمینی رسید، بار دیگر ماجرای صدر اسلام جامه تکرار پوشید. این دفعه اما با آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاده بود، تفاوت بنیادین داشت. امت اسلام، تجربه‌ای ۱۴۰۰ ساله را به دوش کشیده بود. چهره‌ها را از پشت نقاب‌ها می‌دید. سره‌ها را از ناسره تشخیص می‌داد. درپی آب به سوی سراب نمی‌رفت و... مردم این دوران از فاطمه‌(س) آموخته بودند که اگر از ولایت علی(ع) دور شوند بی‌تردید به پذیرش ولایت حاکمان جور، مجبور می‌شوند... با خدای خویش آن عهد که در «‌وادی ایمن‌» بسته بودند، «‌ارَنی گوی» به میقات بردند. با پای جان به دو فرزند فاطمه -خمینی و خامنه‌ای- پیوستند. سقف تاریک نظام سلطه را شکافتند و طرحی نو در انداختند و این قافله نورانی همچنان سنگر به سنگر پیش می‌رود تا به فرموده امام راحلمان سنگرهای کلیدی جهان را یکی پس از دیگری فتح کند... امروز در آوردگاه غرب آسیا فتح فلسطین اشغالی و سرنگونی رژیم وحشی صهیونیستی را پیش‌روی دارد. نگاه که می‌کنی و نقطه کنونی را که با نقطه آغاز به مقایسه می‌نشینی، به وضوح می‌بینی که سنگرهای فراوانی را گشوده است و در نزدیکی قله ایستاده است».

فاطمه جان! امروز فدائیان تو، از مردان و زنان و کودکان -و به ویژه زنان- در مقابل یورش وحشیانه قدرت‌های استکباری و دولت‌های ریز و درشت همسو با آنها به صلابت ایستاده‌اند و در دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان، پوزه کثیف آنان را به خاک مالیده‌اند. سقف تاریک جهان سلطه را شکافته‌اند و طرحی نو در انداخته‌اند.

راستی، فاطمه عزیز! تربت بی‌نشانت، نشانه راه ماست. چنین است که این روزها از فرزند تو به یک اشاره است و از خیل عظیم مردان و زنان به سر دویدن‌... آیا از امت آخرالزمانی خود راضی هستید؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 5
  • در انتظار بررسی: 2
  • طرفداران سعیدجلیلی IR ۰۸:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۲
    2 0
    پرونده‌ای که در مورد اپسین باز شد میگه مغز و قلب تمدن غرب و آمریکا دچار تعفن شده آینده‌ای در کار نیست یه جریان دانشگاهی توی غرب چند دهه است میگن غرب رو به افول است آینده‌ای ندارد این تاریخ رو به پایان است و این پرونده جزیره، معنای رو به پایان بودن رو نشان داده است. یعنی چی؟ یعنی تنها تفکر، ایده و طرحی که رو به آینده است آینده را می‌بیند چیزی از جنس تمدن و نگاه الهی است غرب قائل به این است که چنین آینده‌ای نباید وجود داشته باشد آینده ای نباید وجود داشته باشد تاریخ و باید در نقطه امروز و حال متوقف کرد مردم در جهان نباید به چنین آینده‌ای فکر بکنند در جنگ ۱۲ روزه روشنفکران مستقل در غرب دوربین روشن می‌کردند رو به موبایل می‌ایستادند و به جمهوری اسلامی خطاب می‌کردند ایران نه به خاطر خودت به خاطر ما مقاومت کن به خاطر ما که شده از پا در نیا، به خاطر انسان‌ها. حالا می فهمیم جواب این سوالاته. ناو آبراهام لینکلن ۱۰ میلیون دلار روزانه هزینه دارد چرا اینقدر هزینه می‌کنند؟ چه کار دارند با ما؟
    • ناشناس IR ۱۳:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۲
      2 2
      آقای شریعتمداری ،بفرمایید خود شما چند شب در میان این تجمعات حضور پیدا کردی ؟ قبول کنید که از مردم خیلی عقبید
  • ایرانی IR ۰۸:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۲
    0 3
    واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ می دانی مسلمانی به چیست صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت ، هم کلید بندگی‌ست گفت زین معیار اندر شهر ما یک مسلمان هست آن هم ارمنی‌ست !
  • IR ۰۹:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۲
    0 1
    چرا فکر میکنید فقط شما مبارزه کرده اید.شیعیان در طول تاریخ بارها و بارها انقلاب کرده اند .زیدیها و رافضیان بارها علم قیام برافراشته اند. در ایران خودمان سربداران نیم قرن حکومت هم کردند.صفویها هم مرام ما را داشتند و رجزهای ما را میخواندند.اگر می خواهید سرنوشتی متفاوت از آنها داشته باشیم.پس متفاوت عمل کنیم.اختلاس و فساد و تبعیض و فقر را از ریشه برکنیم.شهر و شعار کافی نیست. یا علی
  • IR ۰۹:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۲
    3 0
    فدای دختر رسول خدا ص وفدای فرزندان پاک ایشون

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس