به گزارش مشرق، صبح هنوز زنگ اول نخورده است. دانشآموزان یکییکی از در مدرسه وارد میشوند؛ بعضی با عجله خودشان را به صف میرسانند و بعضی چند لحظه بیشتر جلوی در میایستند. در میان وسایل مدرسه برخی دانشآموزان، یک وسیله کوچک اما پرحاشیه هم هست؛ تلفن همراه. وسیلهای که برای خانوادهها گاهی نشانهای از اطمینان خاطر است؛ برای دانشآموزان راهی برای ارتباط و سرگرمی و برای مدرسه، مسئلهای که باید برایش قاعده تعیین کرد.
تلفن همراه دیگر پدیدهای تازه در زندگی دانشآموزان نیست. بسیاری از کودکان و نوجوانان از همان سالهای ابتدایی مدرسه و گاهی چند سال قبلتر با تلفن همراه، اینترنت و شبکههای اجتماعی آشنا هستند و حالا با گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، تلفن همراه تنها وسیلهای برای تماس و پیام نیست؛ میتواند به دوربین، فرهنگ لغت، ابزار جستوجو، دستیار آموزشی و حتی دروازه ورود به ابزارهای هوش مصنوعی تبدیل شود.
همین تغییرات باعث شده مسئله تلفن همراه در مدرسه نیز از یک «ممنوعیت ساده» فراتر برود؛ پرسش امروز این نیست که فقط موبایل باشد یا نباشد، بلکه این است که اگر دانشآموز موبایل دارد، مدرسه چگونه باید حضور و استفاده از آن را مدیریت کند؟
تلفن همراه ممنوع است یا استفاده از آن؟
علیرضا کربلاییمیرزا عضو شورای عالی آموزشوپرورش، درباره تعیین تکلیف استفاده از موبایل در مدارس به خبرنگار فارس گفته است که در آییننامه اجرایی مدارس، موضوع موبایل به شکل امروز مطرح نبود، اما با گسترش هوش مصنوعی، تلفن همراه و فرایندهای جدید، بازنگری آییننامه تلاش کرده این موضوع را ساماندهی کند.

به گفته او، استفاده از موبایل در کلاس درس ممنوع است، اما درباره اینکه دانشآموز تلفن همراه را به مدرسه بیاورد، آن را تحویل دهد، چگونه از آن استفاده شود و ابزارهای مرتبط با آن چگونه مدیریت شوند، چارچوب مشخصی تعیین شده و تصمیمگیری به شورای مدرسه واگذار شده است.
این یعنی مدرسه قرار نیست با یک نسخه واحد برای همه دانشآموزان و همه مدارس تصمیم بگیرد. در یک مدرسه ممکن است تلفنهای همراه هنگام ورود جمعآوری و در محلی مشخص نگهداری شوند و در مدرسهای دیگر، با توجه به شرایط، شیوه دیگری برای مدیریت آن در نظر گرفته شود.
گوشی در کیف یا در اتاق مخصوص؟
موسیالرضا کفاش معاون دبیرکل شورای عالی آموزشوپرورش، نیز با اشاره به ضوابط جدید استفاده از فناوریهای نوین در مدارس گفته است بر اساس ماده ۱۲۰ آییننامه اجرایی مدارس، استفاده از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و فضای مجازی با رعایت قوانین جاری کشور و بخشنامههای وزارت آموزشوپرورش مجاز است.
اما این «مجاز بودن» به معنای آزاد بودن استفاده از موبایل در مدرسه نیست.
کفاش توضیح داده است که استفاده آموزشی از تجهیزات الکترونیکی مانند تلفن همراه در کلاس، برای تقویت و تکمیل فرایند آموزش و یادگیری، با تأیید شورای مدرسه بلامانع است و اختیار آن به ارکان مدرسه واگذار شده است.
در عمل، این یعنی ممکن است معلم در یک جلسه مشخص آموزشی به دانشآموزان بگوید گوشیهایشان را برای انجام یک فعالیت درسی آماده کنند؛ اما همین گوشی، اگر بدون هماهنگی روی میز دانشآموز باشد و توجه او را از درس به پیام، بازی یا شبکه اجتماعی ببرد، وضعیت کاملاً متفاوتی پیدا میکند.
نگرانی خانوادهها؛ «اگر گوشی همراهش نباشد چه؟»
در سوی دیگر ماجرا خانوادهها قرار دارند. برای پدر و مادری که فرزندش صبح از خانه خارج میشود و چند ساعت بعد برمیگردد، تلفن همراه فقط یک وسیله سرگرمی نیست. گاهی وسیلهای برای اطمینان از رسیدن فرزند به مدرسه، هماهنگی زمان برگشت یا برقراری ارتباط در شرایط اضطراری است.
کفاش نیز به همین دغدغه اشاره کرده و گفته است با توجه به نگرانی خانوادهها، فاصله خانه و مدرسه و لزوم رفع دغدغه والدین، برخی مدارس فضایی را پیشبینی کردهاند تا دانشآموز هنگام ورود گوشی خود را در محل مشخصی قرار دهد و هنگام خروج آن را تحویل بگیرد.
در چنین مدلی، گوشی نه در کلاس روی میز دانشآموز است و نه الزاماً از خانه تا مدرسه حذف میشود؛ بلکه برای چند ساعت از چرخه آموزشی مدرسه خارج میشود.
راهحل ساده به نظر میرسد، اما پشت آن پرسشهای زیادی وجود دارد: چه کسی مسئول نگهداری گوشیهاست؟ اگر گوشی گم یا خراب شود چه؟ دانشآموز در شرایط اضطراری چگونه با خانواده تماس میگیرد؟ آیا همه مدارس امکانات لازم برای نگهداری صدها تلفن همراه را دارند؟ و مهمتر از همه، آیا جمعآوری گوشی میتواند مشکل استفاده نادرست از فناوری را بهطور کامل حل کند؟
کلاس درس؛ جایی که یک اعلان میتواند تمرکز را به هم بزند
در کلاس درس، مسئله کمی پیچیدهتر است. یک اعلان کوتاه، یک پیام یا حتی روشن شدن صفحه گوشی میتواند بخشی از توجه دانشآموز را از معلم و محتوای درس جدا کند.

از طرف دیگر، تلفن همراه همان وسیلهای است که میتواند در شرایط مشخص به یادگیری کمک کند؛ دانشآموز میتواند از یک فرهنگ لغت، محتوای آموزشی، دوربین، ابزار جستوجو یا برنامههای یادگیری استفاده کند.
بنابراین مرز میان «ابزار آموزشی» و «عامل حواسپرتی» الزاماً خود گوشی نیست؛شیوه استفاده از آن و قواعدی است که مدرسه برای استفاده از این ابزار تعیین میکند.
کفاش نیز تأکید کرده است که ورود بدون ضابطه و محدودیت تلفن همراه به کلاس مجاز نیست، اما اگر معلم برای تکمیل مباحث آموزشی و تقویت یادگیری در زمان مشخصی به ابزارهای الکترونیکی نیاز داشته باشد، استفاده از آن با هماهنگی و کسب اجازه از شورای مدرسه و معلم مربوطه امکانپذیر است.
هوش مصنوعی معادله را عوض کرده است
تا چند سال پیش، وقتی از موبایل در مدرسه صحبت میشد، بخش مهمی از نگرانیها به بازی، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی مربوط بود. حالا اما یک متغیر جدید وارد این معادله شده است: هوش مصنوعی.
دانشآموز امروز میتواند با تلفن همراه، در چند ثانیه پاسخ یک پرسش را پیدا کند، متن تولید کند، تصویر بسازد، مسئلهای را توضیح دهد یا از یک ابزار هوش مصنوعی برای حل تکلیف کمک بگیرد.
همین مسئله باعث شده سیاستگذاری درباره تلفن همراه دیگر صرفاً موضوع «ممنوعیت یک وسیله» نباشد. مدرسه باید به دانشآموز یاد بدهد چه زمانی از فناوری استفاده کند، چگونه اطلاعات را ارزیابی کند، کدام استفاده به یادگیری کمک میکند و کدام استفاده صرفاً جای فکر کردن و تلاش کردن را میگیرد.
از این منظر، تلفن همراه میتواند هم بخشی از مسئله مدرسه باشد و هم بخشی از راهحل آن.
یک قانون برای همه مدارس؟
واگذاری بخشی از تصمیمگیری به شورای مدرسه، اگرچه میتواند به مدارس اجازه دهد متناسب با شرایط خود تصمیم بگیرند، اما در میدان عمل ممکن است تفاوتهایی میان مدارس ایجاد کند.
مدرسهای ممکن است امکان نگهداری امن گوشیها را داشته باشد و مدرسهای دیگر چنین فضایی نداشته باشد. یک مدرسه ممکن است استفاده آموزشی از تلفن همراه را در برخی کلاسها ساماندهی کند و مدرسهای دیگر ترجیح دهد ورود گوشی را کاملاً محدود کند.
به همین دلیل، موضوع فقط تدوین آییننامه نیست؛ مسئله مهمتر، شفاف بودن قواعد برای دانشآموز، خانواده و معلم است.
دانشآموز باید بداند چه زمانی گوشی ممنوع است، چه زمانی میتواند از آن استفاده کند و در صورت تخلف چه فرایندی اجرا میشود. خانواده نیز باید بداند اگر گوشی فرزندش به مدرسه میآید، مسئولیت نگهداری آن با چه کسی است. معلم هم باید بداند در چه شرایطی میتواند از تلفن همراه بهعنوان ابزار آموزشی استفاده کند.
تلفن همراه؛ مهمان ناخواندهای که باید برایش قانون نوشت
شاید دیگر نتوان مسئله تلفن همراه در مدرسه را با یک جمله «ممنوع است» یا «آزاد است» حل کرد. فناوری وارد زندگی دانشآموزان شده و هوش مصنوعی نیز شکل استفاده از آن را تغییر داده است.
از یک طرف، مدرسه باید حواس دانشآموز را از صفحهای که میتواند ساعتها او را درگیر کند، به کلاس و یادگیری برگرداند. از طرف دیگر، نمیتوان دانشآموز را برای آیندهای آماده کرد که فناوری در همه جای آن حضور دارد، اما خود فناوری را از فرآیند آموزش کنار گذاشت.
راه میانه شاید همان چیزی باشد که آییننامه جدید تلاش کرده دنبال کند؛ محدودیت در استفاده بیضابطه، امکان استفاده آموزشی هدفمند و سپردن بخشی از مدیریت به مدرسه.
در نهایت، مسئله اصلی شاید خود تلفن همراه نباشد؛ مسئله این است که مدرسه میخواهد دانشآموز با این ابزار چه رابطهای داشته باشد. اگر قرار باشد دانشآموز فقط یاد بگیرد گوشی را پنهان کند یا تحویل دهد، یک بخش ماجرا حل شده است؛ اما اگر یاد بگیرد چه زمانی گوشی را کنار بگذارد، چه زمانی از آن برای یادگیری استفاده کند و چگونه در برابر وسوسه دائمی صفحه نمایش مقاومت کند، آن وقت مدرسه یک مهارت واقعی برای زندگی به او آموخته است.



