سالروز پیروزی امیرالمؤمنین(ع) در فتنه جمل

امام شهیدفرموده بودند: «در مبارزه حق و باطل، پیروزی با حق است امّا جبهه حق هزینه میدهد. در جنگ هشت‌ ساله در دفاع مقدّس، یک طرف ما بودیم، طرف مقابل یک ائتلاف جهانی بود پشت سر صدام!

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - حدیث زیر از دو جنبه بسیار قابل تأمل است. یکی از باب شرایط و توالی گویندگان حدیث که بسیار ویژه بوده است و دیگر از حیث موضوعی که در پایان حدیث مطرح گردیده است. به متن حدیث توجه کنیم:

عَن أَبِی حَمزَةَ اَلثُّمالِی عَنِ الاِمام مُحمّدٌالبَاقِر سَلامُ اللهِ عَلَیهِ: لَمّا حَضَرَتْ أبِی عَلیَّ ابنَ الحُسینِ عَلیهِ السَّلام اَلوَفاةُ ضَمَّنی إِلی صَدْرِهِ ثُمَّ قالَ: أیْ بُنیَّ، اُوصِیکَ بِما أوْصَانِی أبِی حِینَ حَضَرَتْهُ الوَفاةُ وَ بِما ذَکَرَ أنّ أباهُ عَلیهِ السَّلام أوصَاهُ بهِ: أیْ بُنَیَّ، اِصبِرْ عَلیَ الحَقِّ وَ إنْ کانَ مُرّا.

ابی حمزة ثُمالی از قول آقا امام محمّد باقر سلام الله علیه نقل نموده است که حضرت(ع) فرمودند: «چون هنگام رحلت پدرم علی بن الحسین علیهما السّلام فـرا رسید، مرا در آغوش گرفت و فرمود: فرزندم! من به تو همان سفارشی را می کنم که پدرم در هنگام فـرا رسیدن رحلتش به من کرد و فرمود که پدر او نیز به وی همان سفارش را کرده است: فرزندم! حقّ را تحمّل کن هرچند تلخ باشد». ۱

در اینجا اگر به شرایطی که برای حضرات ائمه ای که از ایشان نقل حدیث شده است دقّت نمائیم، می بینیم که هر سه امام علیهم السّلام، در لحظات پایانی عمر شریفشان، این وصیّت را به فرزندانشان فرموده اند. انسان وقتی در حالت احتضار قرار میگیرد، طبیعی است که با توجه به ضیق زمان، مهم ترین اموری که در زندگی اش باقی مانده از قبیل تسویة بدهکاری ها، طلبیدن حلالیّت، سفارش های لازم و امثالهم را به فرزندان و بازماندگانش مطرح نماید.

امّا در سیرة این سه امام معصوم علیهم صلواة الله می بینیم که مهم ترین وصیّتشان پایداری برای حق است و آن هم پایداری و تحمّلی که ممکن است با تلخی و سختی هم همراه باشد. این نشان دهندة این است که این موضوع از دیدگاه این بزرگواران به قدری مهم بوده است که در لحظات پایان عمر شریفشان به این موضوع پرداخته اند.

اگر تصوّر کنیم که در عصر روز عاشورا که آقا حضرت سیّدالشهـداء سلام الله علیه برای آخرین وداع با امام چهارم حضرت زین العابدین(ع) به خیمة آن حضرت(ع) تشریف برده بودند، به صورت طبیعی چون قرار بوده که اتّفاقات سخت و ناگوار بسیاری از سوی سپاه خشن و وحشی عمر سعد ملعون برای اهل بیت امام(ع) رقم زده شود، لذا از دیدگاه هر شخصی که این مطلب را می بیند یا میشنود، لازم بوده که امام حسین(ع)، مسائل مهمّی را راجع به حفاظت از اهل بیت مکرّمشان و هجوم دشمن به خیام و مباحث مربوط به اسارت آنان را با امام سجّاد(ع) طرح کنند.

امّا می بینیم که بر مبنای این حدیث آن چه که در آن ساعات و لحظات، بین این دو امام معصوم علیهما السّلام مطرح شده است، تحمّل حق و اصرار و پافشاری بر آن است و بر اساس همین روایت، وصیّت آقا امیرالمؤمنین(ع) هم به آقا امام حسین(ع) همین بوده و از سوی آقا امام سجّاد(ع) هم همین وصیّت به آقا امام محمّد باقـر(ع) شده است.

بررسی یک حدیث در باره پافشاری بر حق/به بهانه دهم جمادی الاولی، سالروز پیروزی و نصرت امیرالمؤمنین در فتنه جمل

امّا موضوع روایت:

موضوع مهم حدیث، تحمّل حق است. ولی تحمّل حق چگونه امکان پذیر میگردد؟ قدم اوّل این است که انسان حق را بشناسد و این شناخت صحیح از حق، تحمّل، درک و معرفت به آن را آسان تر خواهد نمود. شناخت حق از نوع افرادی که مدّعی آن هستند و تشخّص و جایگاه و منزلت اجتماعی آنها، برداشت نمیشود و اساساً شخصیت ها معیار واقعی شناخت حق نیستند. حق را باید به صورت اساسی، ذاتی و ماهیتی شناخت. حق را باید بر اساس مبناهائی که از آن متجلّی میگردد شناخت. حق را باید از آثار آن و ثمراتی که در جامعه برجای میگذارد شناخت. حق از ثبات و پایداری آن در جامعه شناخته میشود و حق با رؤیت غایت و نتیجة ماندنی و پایدارش قابل استفهام و درک میگردد، همانگونه که باطل سعی بی نتیجه و غایتش بی ثمری و بی ثباتی است.

حارث ابن حَوط قبل از آغاز جنگ جمل به محضر امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام رسید و به ایشان عرض کرد: «گمان می‌کنی که من اصحاب جمل را در ضلالت می‌دانم؟ ».

منظور او این بود که با توجه به حضور افرادی مثل طلحة ابن عبیدالله، زبیر ابن عوام، عبدالله ابن عامر، مروان ابن حکم، کعب ابن سور، عمیرة ابن یثربی و سعد ابن سود که از چهره های معروف عرب در لشکر جمل بودند و در رأس آنان عایشه همسر رسول مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم که عنوان امّ المؤمنین را نیز با خود به همراه داشت، طبیعی است که آنها را بر حق بدانم!

این شخص این حرف را در حالی به امام علیه السلام گفت که در میان سپاه آن حضرت(ع) میدید که حسنین علیهما السّلام و بزرگانی از صحابة رسول خـدا(ص) همچون ابوایّوب انصاری، ابوهیثم بن تیّهان، خزیمة بن ثابت، عبداللّه بن بدیل، عبداللّه بن عبّاس، عثمان بن حُنیف، عدیّ بن حاتم، عمّار بن یاسر، عمرو بن حِمَق خُزاعی، عمر بن ابی‌سلمه و هاشم بن عُتبه رضوان الله علیهم اجمعین حضور دارند و علاوه بر اینها نیز افراد سرشناسی از جامعة آن روز همانند اویس قرنی، جاریة بن قدامه، حجر بن عدی، زید بن صوحان، سلیمان بن صوحان، صعصعة بن صوحان، مالک اشتر نخعی، شریح بن‌ هانی، محمّد بن ابی‌بکر و محمّد بن حنفیه نیز درمیان سپاه حضرت(ع) حضور داشتند. اضافه بر تمام این بزرگان حضور پسر امّ سلمه دیگر همسر پیغمبر(ص) که او نیز شرف امّ المؤمنینی را دارا بود، در سپاه امام(ع)، دلیلی بود بر حقّانیّت جبهة امیرالمؤمنین(ع) توسط امّ سلمه و اگر چه این تأیید به منزلت و جایگاه حسّاس عایشه در جنگ جمل نمی‌رسید، ولی تأثیر بسیار و به سزائی در افکار عمومی داشت.

با وجود این برتری که سپاه امیرالمؤمنین(ع) از لحاظ وزانت افراد به همراه داشت، امّا امام(ع) به حارث ابن حَوط نفرمودند که برای مثال من وصیّ و داماد پیامبر(ص) هستم. اوّلین نفری هستم که به اسلام و پیامبر(ص) ایمان آورده و فرماندة بزرگ فتوحات در زمان رسول خـدا(ص) بودم و حسنین علیهما السّلام و این تعداد زیاد از صحابة بزرگوار رسول خـدا(ص) و بزرگان عرب هم همراه من هستند، پس تو باید تشخیص بدهی که حق با اهل جمل نیست و با من است!

چون وظیفة امام معصوم هدایت و روشنگری افراد است، لذا به او فرمودند: «یَا حَارِث إِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ إِنَّکَ لَمْتَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَباهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ الْباطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتاهُ؛ به پائین نگاه کردی و با رأی عالی و حق ‌گرا نگاه نکردی، لذا حیران شدی! تو حق را نشناخته ‌ای تا اهل حق را بشناسی و تو باطل را ندانسته ‌ای تا اهل باطل را بدانی! ». ۲

حضرت(ع) در حقیقت این روشنگری را در او ایجاد فرمودند که تو ابتدا باید خود ذات حق را بشناسی، و چون حق را شناختی، همراهان آن را نیز خواهی شناخت. این که چه کسانی بر حق و همراه آن هستند، به وسیلة شناخت حق به صورت ماهیتی معیّن میشود. پس باید اوّل خود حق را معیار قرار داد و سپس هرکس را که به سراغ آن رفت را بر حق دانست، چه آن شخص از کبار صحابه باشد و یا از افراد غیر معروف جامعه باشد. پس سوابق افراد هر چقدر هم درخشان باشد، نمی تواند مبنائی برای اثبات حقّانیّت آنها باشد.

رهبر شهید انقلاب حضرت آیة الله العظمی خامنه ای رضوان الله تعالی علیه در این خصوص فرموده بودند: «امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام فرموده بود: لا یَعرِفُ الحَقَّ بِالرِّجال؛ با چهره‌ ها نمیشود حق را تشخیص داد. یک چهرة موجّه محترم است، مورد قبول است، مورد تکریم است، امّا او نمیتواند شاخص حق باشد. گاهی چهرة موجّهی مثل بعضی از صحابة پیغمبر(ص)، راه را عوضی میروند، اشتباه میکنند. باید حق را شناخت، باید راه را تشخیص داد تا بفهمیم این شخص حق است یا باطل.

هر که از این راه رفت، حق است و هر که از راه حق نرفت، مردود است. حق را باید شناخت... ت. قدرت تحلیل باید پیدا کرد، قدرت تشخیص باید پیدا کرد. امام(ره) کسی که پدر همة این جریان بود، حقّ حیات به گردن جامعه و این حرکت عظیم داشت، فرمودند: اگر من از اسلام جدا شوم، مردم از من رو برخواهند گرداند. شاخص، اسلام است. شاخص، اشخاص نیستند. این حرف امام(ره) است. او به ما یاد داد که راه را تشخیص بدهیم، حرکت صحیح را تشخیص بدهیم، نقشة دشمن را بفهمیم و بخوانیم تا بتوانیم بفهمیم کدام کار در جهت دشمن و در خط دشمن است و کدام کار در ضد اوست. پس بصیرت، عنصر اوّل است. بصیرت را نباید فراموش کرد». ۳

بررسی یک حدیث در باره پافشاری بر حق/به بهانه دهم جمادی الاولی، سالروز پیروزی و نصرت امیرالمؤمنین در فتنه جمل

امّا تکلیف انسان در زمانی که حق شناخته شد، چیست؟

اگر مطلب حقّی برای شخصی اثبات شد، وظیفه دارد برآن مطلب حق، اصرار بورزد، پافشاری نماید و آن را تحمّل کنـد و طبیعتاً بنابر فرمودة آقا امام محمّـد باقـر(ع) در حدیثی که در ابتدای این یادداشت مطرح شد، لازمة تحمّل حق، پافشاری و ابرام و صبر بر آن، این است که تلخی هائی را باید پذیرفت و این تلخی ها اساساً ضمیمة خصلت حق گرائی است. زیرا ایستادگی بر موضع حق قطعاً برای انسان دارای تبعات و صدمات خواهد بود.

رسول مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «اَلْـحَقُّ ثَقیلٌ مُرٌّ وَ الْباطِلُ خَفیفٌ حُلْوٌ وَ رُبَّ شَهْوَةِ ساعَةٍ تورِثُحُزْنا طَویلاً؛ حق، سنگین و تلخ است و باطل، سبک و شیرین و بسا خواهش و هوا و هوسی که لحظه ای بیش نمی ماند، اما غم و اندوهی طولانی به دنبال می آورد». ۴

شناخت حق، تحمّل حق و پافشاری بر اجراء آن، قطعاً برای اهل حق هزینه خواهد داشت، زیرا معرفت به حق و شناسائی صحیح خود حق و مسیر آن و پایدار نمودن حق، در تعارض با منافع افراد دیگری در جامعه خواهد بود و این تعارض، مخالفان حق را ناگزیر میکند تا با اهل حق به جدال و مخالفت برخیزند. ولی پیروان راستین و پایدار حق، با دادن هزینه های لازم پافشاری بر اجراء حق را رها نمی کنند و با همین پایداری، در نهایت طعم شیرین جاری شدن آن را در رگهای جامعه خواهند چشید. باید برای اثبات حق و حفظ آن هزینه داد تا بتوان از ثمرات فیّاض و نورانی آن بهرة لازم را برد.

امام شهید انقلاب رحمة الله علیه فرموده بودند: «در مبارزة حق و باطل، پیروزی با حق است امّا جبهة حق هزینه میدهد. در جنگ هشت‌ ساله در دفاع مقدّس، یک طرف ما بودیم، طرف مقابل یک ائتلاف جهانی بود پشت سر صدّام! هشت سال جنگ طول کشید، بعد از هشت سال همة دنیا قبول کردند که ایران، ایران تنها و تهیدست، بر طرف مقابل پیروز شد. این را همه فهمیدند، این را همه گفتند، این را همه تصدیق کردند. امّا خُب ما در این پیروزی همّت‌ ها از دست دادیم، باکری‌ ها از دست دادیم، خرّازی‌ ها از دست دادیم، چمران ‌ها از دست دادیم. اینها خسارت است، اینها هزینه دادن است، لکن در راه پیروزی نهائی است». ۵

منابع:

۱- ثقة الاسلام کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۹۱، ح ۱۳/ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۱۰، ح ۵۸۹۱ / علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۰، ص ۱۸۴، ح ۵۲/ علی ابن حسن ابن فضل طبرسی، مشکاة الأنوار، ص ۵۸، ح ۶۷.

۲- شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت ۲۵۳.

۳- بیانات معظّم له در دیدار با بسیجیان استان قم در تاریخ ۰۲/۰۸/۱۳۹۸.

۴- حسن ابن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۴۶۵.

۵- بیانات معظّم له در دیدار با اقشار مختلف مردم در دیدار نوروزی در تاریخ ۰۱/۰۱/۱۴۰۴.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس