به گزارش مشرق، هواداران استقلال، این روزها خوشحالترین هواداران فوتبال ایران هستند. آنها در چند سال گذشته به واسطه نتایج آبیپوشان، دلشان خون است و قبل از آغاز فصل جاری هم تصور میکردند شرایط تیم محبوبشان بدتر از قبل خواهد شد؛ چون استقلال از پنجره نقلوانتقالات محروم بود و نه تنها نتوانست بازیکنی جذب کند که ۱۱ بازیکن هم از این تیم جدا شدند. بدون تعارف، انتخاب سهراب بختیاریزاده هم از روی ناچاری بود.
پیشنهاد دو میلیون دلاری اسکوچیچ به مدیران استقلال باعث شد مربیای که سالها مهره کلیدی آبیپوشان بود و البته لقب پا به توپترین مدافع فوتبال ایران را یدک میکشید به عنوان سرمربی این تیم انتخاب شود. روزی که سهراب بختیاریزاده به عنوان سرمربی استقلال معرفی شد هواداران سینهچاک این تیم هم تکلیفشان را با تیم محبوبشان مشخص کردند؛ قرار نیست هیچ اتفاق خارقالعادهای رخ دهد. چون تیمهای پرسپولیس و تراکتور و سپاهان با هر چه بازیکن خوب بود قرارداد بستهاند و استقلال به واسطه محرومیت از نقلوانتقالات، حتی یک بازیکن هم جذب نکرد.

سهراب به استقلال آمد؛ اگر بسته بودن دست باشگاه در جذب بازیکن برای هواداران خبر ناگواری بود، اما برای او میتوانست بهانهای باشد که پس از هر ناکامی احتمالی عنوان کند. این مربی اما دنبال بهانه نبود و هیچ وقت، بسته بودن نقلوانتقالات را ابزاری برای توجیه ناکامیهای احتمالی نکرد.
استقلال لیگ را قدرتمندانه آغاز کرد و در همان هفته نخست مس شهر بابک را مثل یک تیم مدعی مغلوب کرد. در هفته دوم و سوم هم نساجی و سپاهان مدعی را شکست داد و این ۳ پیروزی پیاپی، باعث شد فوتبالیها به تیمِ بختیاریزاده، نگاه جدیتری داشته باشند؛ هر چند هنوز از این تیم به عنوان مدعی قهرمانی یاد نمیشود. هفتههای چهارم تا ششم، ۳ تساوی برای استقلال به همراه داشت. بازی با پیکان هم روز سختی برای سهراب و شاگردانش بود و اگر نبوغ ماشاریپوف نبود پیکان هم میتوانست از آنها امتیاز بگیرد.
استقلالیها در لیگ برتر، ۳ تساوی پیاپی به دست آوردند؛ اما باز هم سهراب دنبال بهانه نبود و از اینکه دستش در انتخاب بازیکنان بسته است صحبت نکرد. در این وضعیت، صالح حردانی را هم از تیم کنار گذاشت و میدانست که این تصمیم او چه عواقبی میتوانست برایش داشته باشد؛ اما باید یک ستاره را قربانی میکرد تا نشان دهد جایی برای فرمانروایی بازیکنانش در تیم نیست.

شخصیت بختیاریزاده در کنار زمین هم، ورژنی از یک مربی باشخصیت است. مربیای که نه داد و فریاد راه میاندازد و نه مدام تصمیمات داور را زیر سوال میبرد. چنین شخصیتی در فوتبال ایران محکوم به شکست است؛ اما سهراب میتواند این تابو را بشکند تا در آینده شاهد تکثیر چنین مربیانی باشیم.
استقلال و السد میتوانست مسابقهای باشد که واقعیتهای فوتبال را مقابل چشمان بختیاریزاده عیان کند. کدام مربی عاقلی با تنها یک مهاجم کلاسیک که شایستگی حضور در ترکیب اصلی را دارد شانس شکست تیم عربی پرستاره را برای تیمش قائل است؟ اما استقلال حتی در نیمه نخست که میدان را به تیم السد داده بود به دنبال برد بود. این تفکر سهراب را باید ستایش کرد؛ حتی اگر در بازیهای بعدی استقلال، نتایج به ضرر این تیم باشد.

حالا استقلال تبدیل به تیمی شده که بازیکنانش تا آخرین تهمانده انرژیشان میجنگند و به معنای واقعی، درست فوتبال بازی میکنند؛ به دور از همه اداهای رایج در فوتبال ایران. حالا کار برای سهراب سختتر شده؛ چون توقعات را بالا برده است؛ اما واقعیتها تغییر نکرده است. این تیم در بهترین حالت فقط ۱۵ بازیکن دارد که میشود روی آنها در لیگ برتر و لیگ نخبگان آسیا حساب باز کرد.
کار استقلال و سهراب بختیاریزاده برای ادامه فصل بسیار سخت است. آبیها در بهترین حالت، تیم چهارم لیگ برتر به لحاظ بازیکن هستند و در لیگ نخبگان هم جزو ارزانترین تیمها به لحاظ ارزشگذاری تارنمای ترانسفرمارکت. هوادار استقلال باید بپذیرد که توقعاتش با واقعیتها همخوانی داشته باشد و اگر غیر از این باشد یعنی اینکه سهراب بختیاریزاده علاوه بر زجری که بابت نداشتن بازیکنان باکیفیت روی نیمکت میکشد، باید فشار هواداران را هم تحمل کند و این یعنی خودزنی.



