به گزارش مشرق، پس از روزهایی که بازار طلا و سکه در ایران رکوردهای تازهای ثبت کرد، ورق برگشت و قیمتها در مسیر اصلاح قرار گرفتند. با این حال، آنچه در معاملات اخیر دیده میشود بیشتر شبیه «کاهش کنترلشده» است تا ریزش سنگین.
همزمان در بازار جهانی نیز اونس طلا از سقفهای تاریخی فاصله گرفته و معاملهگران بینالمللی دوباره به متغیرهای آشنا برگشتهاند؛ از یک سو نگرانیهای تورمی ناشی از شوکهای انرژی و از سوی دیگر احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی در آمریکا که معمولاً به تقویت دلار و افزایش هزینه نگهداری طلا منجر میشود.
این تغییر فضا در جهان، زمینه عقبنشینی طلا را فراهم کرد، اما بازار داخلی ایران مثل همیشه با تاخیر و فیلترهای خودش واکنش نشان داد. سکه امامی که در میانه شهریور به رکورد تاریخی حدود ۲۴۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده بود، در معاملات سهشنبه ۲۴ شهریور در محدوده ۲۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان گزارش شد. طلای ۱۸ عیار هم که رکورد ۲۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان را ثبت کرده بود، به محدوده ۲۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برگشت. این اعداد به زبان ساده میگویند بازار از قلههای اخیر فاصله گرفته، اما هنوز بخش بزرگی از رشد قبلی در قیمتها باقی مانده است.
دلیل اصلی این «همراهی ناقص» را باید در تفاوت سازوکار قیمتگذاری داخل و خارج جستوجو کرد. در بازار جهانی، طلا بیشتر به دلار و نرخهای بهره حساس است، اما در ایران علاوه بر اونس، نرخ ارز و انتظارات تورمی نقش تعیینکننده دارند. حتی زمانی که دلار در ظاهر جهش تازهای ندارد، سطح بالای آن و مهمتر از آن فضای انتظاری بازار میتواند مانع افت تند طلا و سکه شود. معاملهگران داخلی معمولاً فقط به عدد امروز نگاه نمیکنند؛ به ریسکهای پیشرو و روایت غالب در اقتصاد هم وزن میدهند و همین وزن دادن، سرعت کاهش را کم میکند.
از طرف دیگر، بازار سکه به طور خاص یک لایه اضافه دارد که در دورههای التهاب پررنگتر میشود و آنهم فاصله قیمت معاملاتی با ارزش ذاتی است. پس از رکوردزنیهای پیاپی، این فاصله معمولاً یکباره تخلیه نمیشود و کاهشها بیشتر به شکل مرحلهای اتفاق میافتد. به همین دلیل است که در دورههای پس از جهش، سکه گاهی دیرتر از انتظار آرام میگیرد و به جای سقوط ناگهانی، وارد فاز رفت و برگشت میشود.
عامل دیگری هم که به محدود شدن افت کمک میکند، رفتار معمول بازار در دورههای نااطمینانی است. وقتی ریسکهای اقتصادی یا سیاسی در پسزمینه پررنگ باشد، بخشی از تقاضا به شکل «احتیاطی» در بازار میماند. این تقاضا الزاماً به معنای رونق نیست، اما میتواند مانند ترمز عمل کند و اجازه ندهد کاهش قیمتها شتاب بگیرد.
در کنار آن، چسبندگی قیمتی در بازار خرد نیز موثر است؛ یعنی سرعت پایین آمدن نرخها در ویترینها و معاملات روزمره معمولاً از سرعت بالا رفتن کمتر است، بهخصوص وقتی بازار هنوز خاطره رکوردهای چند روز قبل را بهتازگی پشت سر گذاشته باشد.
در مجموع، وضعیت فعلی بازار را میتوان مرحلهای از تعدیل پس از یک دوره جهش توصیف کرد؛ مرحلهای که در آن، افت اونس جهانی اثر خود را گذاشته اما به دلیل متغیرهای داخلی، این اثر به شکل کامل و فوری منتقل نشده است. مسیر پیشروی بازار هم بیش از هر چیز به برآیند همین متغیرها وابسته میماند، روند دلار در داخل، شدت و ضعف انتظارات تورمی و جهتگیری سیاست پولی در آمریکا.
تا زمانی که این قطعات پازل تصویر شفافی نسازند، بازار طلا و سکه هم احتمالاً بیشتر از آنکه یکدست و یکطرفه حرکت کند، درگیر نوسان و واکنشهای محتاطانه خواهد بود.



