کد خبر 1837169
تاریخ انتشار: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۱
چرا کنش‌های دکتر حدادعادل مقوم انسجام اجتماعی است؟

حمیدرضا مقدم‌فر، استاد دانشگاه از سیاست‌ورزی انسجام‌بخش آقای غلام‌علی حدادعادل تقدیر کرده است.

به گزارش مشرق، متن کامل یادداشت آقای حمیدرضا مقدم‌فر در شماره امروز (شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵) روزنامه فرهیختگان به‌شرح ذیل است:

آقای دکتر غلام‌علی حدادعادل از جمله چهره‌های محترمی است که برای آحاد مردم و نخبگان کشور در حوزه‌های فرهنگی و سیاسی مرجعیت داشته است؛ ایشان به‌ویژه طی یکی دو ماه اخیر حضور فعالانه و ارزشمندی در جهت تبیین و تقویت مسئله انسجام از خود به‌جای گذاشته است؛ آن‌هم در زمانه‌ای که بعضی نزاع‌های ناضرور آسیب‌زا در جبهه انقلاب می‌تواند به یک رکن راهبردی پیروزی ایران بر جبهه دشمن آسیب بزند و این رکن چیزی جز همان انسجام مقدس ملی نیست. صورت‌مسئله ظاهراً چندان پیچیده نیست؛ اما آنچه در واقع اتفاق افتاده، بسیار حائز اهمیت و نیازمند انذار و هشدار است؛ یعنی دقیقاً همان دغدغه‌ای که امام سیدمجتبی خامنه‌ای را طی هفته‌ها و ماه‌های اخیر بر آن داشته است که تقریباً در تمام پیام‌های خویش بر این امر راهبردی، یعنی انسجام تأکید و اصرار کنند، ماجرا ازاین‌قرار است که برخی ادعا می‌کنند از طریق تشدید نزاع در داخل می‌خواهند مسئله‌ «بازدارندگی» و تثبیت پیروزی بر دشمن را حل کنند؛ آنها مدعی هستند ساختار تصمیم‌سازی یا تصمیم‌گیری در کشور به‌اندازه کافی مدبّرانه عمل نمی‌کند؛ لذا باید با جنگ لفظی در داخل، مسئله بازدارندگی در خارج را پیش برد و بر دشمن ضربه نهایی را (از نظر بازدارندگی) در این جنگ وارد کرد.

این‌که این جمع خودمرجع‌پندار، خویشتن را همیشه کاتولیک‌تر از پاپ تصور و فرض می‌کند که به‌سادگی می‌تواند اصول اساسی رهبری یعنی اصرار بر انسجام را کنار بگذارد و خود را در زمینه نزاع و دعوای داخلی «رفع ‌القلم» بداند، یک مشکل عمده ماجراست؛ اما مسئله دیگری هم در میان است و آن اینکه اساساً خود این «نزاع» که آفریده می‌شود، ضدبازدارندگی است؛ یعنی به‌بهانه‌ بازدارندگی، از طریق نزاع‌آفرینی به ضدبازدارندگی کمک می‌کنند.

تذکر یک نکته بدیهی اینجا اهمیت دارد؛ منظور از نزاع‌نکردن، خزیدن به انفعال و تماشاچی‌گری و کنارگذاشتن «تضارب آرا» هم قطعاً نیست؛ اما تفاوت تضارب آرا با نزاع اینجاست که تضارب آرا غیر از «انگیزه»، ایده و توجه به اصول هم می‌خواهد، اما نزاع، تازه آنجا که مشکوک نباشد (چراکه برخی تحرکات نزاع‌آفرین حقیقتاً مشکوک هم است)، فقط نیازمند انگیزه ظاهری و ادعایی(!) است و پس از آن نیز همه‌چیز «سکولار» و «مباح» می‌شود! و این یکی از مشکلات جدی برخی‌ها در دوره حاضر است، اما کنار اینها که تصور می‌کنند برای بازدارندگی باید نزاع ساخت، برخی هم به‌دنبال غنیمت‌اندوزی سیاسی از وضعیت حاضرند؛ عده‌ای رادیکال به‌اصطلاح اصلاح‌طلب که فکر می‌کنند باید «فشار دشمن از خارج» را به «چانه‌زنی سیاسی در داخل» ترجمه کنیم و ساقدوش جشن ترامپ باشیم! حال‌آنکه الآن فرصت تقسیم غنیمت و ساقدوشی نیست، و بعضی نیز البته خوش‌باورانه تصور می‌کنند پیروزی نهایی حاصل شده است و حالا وقت غنیمت‌گیری سیاسی ازسوی‌دیگر است،

اینها هم تصور می‌کنند انسجام مسئله فرعی است و آنچه اهمیت دارد همین غنیمت‌گیری است، حال‌آنکه اینها هم اشتباه بزرگی مرتکب می‌شوند. نقش‌آفرینی امثال آقای دکتر حدادعادل طی روزها و هفته‌ها و ماه‌های گذشته در این چهارچوب ارزش بیشتری پیدا می‌کند. آقای حدادعادل، پدر شهیده سرافراز و عالی‌قدر زهرا حدادعادل (همسر رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای) بدون آنکه از این نسبت برای خود امتیازی دست‌وپا کند و نیز بدون اینکه به سیاق و روش «اصحاب خبربساز و آتش‌بیارمعرکه» عمل کند، تلاش زیادی در جهت تبیین و تقویت انسجام به‌عمل آورده است. او که به‌عنوان یک شخصیت محترم، سخنانش بین مردم مسموع و قابل‌توجه است، بدون اینکه از انتساب‌هایش با مقام عالی‌رتبه نظام برای خود امتیازی جست‌وجو کند، در چندین نوبت حضور در صداوسیما و همچنین در سخنرانی‌های مختلف، بر اساس آشنایی دیرینه خود با امام سیدمجتبی خامنه‌ای و همچنین آگاهی صادقانه‌ای که از اصول دارد، مباحث مختلف را تبیین و تلاش کرده است که فارغ از رقابت‌های سیاسی، آنچه را برای مردم و ایران و جمهوری اسلامی مفید است، بازگو کند،

و البته طی چند وقت اخیر، هزینه‌هایی هم در این راستا پرداخته است که احتمالاً برای خود او چندان غیرقابل‌پیش‌بینی نبود؛ «اصحاب ستیزه» که برخی از آنها با محاسبات غلط و البته برخی نیز به‌صورت مشکوک، به ترامپ هدیه می‌دهند، آقای حدادعادل را نیز به‌همراه برخی دیگر در این روزها نواختند و باز هم نشان دادند سخن‌گفتن از انسجام در این ایام نه یک اقدام تنزه‌طلبانه و عافیت‌طلبانه؛ بلکه عملیاتی ایثارگرانه و فداکارانه است و شجاعتی مضاعف می‌طلبد.

و آقای حدادعادل نشان داده واجد این شجاعت است؛ او از جمله چهره‌های علمی و فرهنگی و سیاسی در ایران است که شخصیت علمی و فرهنگی‌اش به‌دلیل مسائل سیاسی کمتر موردتوجه قرار گرفته است؛ دانش‌آموخته لیسانس و فوق‌لیسانس فیزیک از دانشگاه‌های تهران و شیراز و سپس فارغ‌التحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه تهران که سال‌هاست معلم دروس یکی از دشوارترین و بااهمیت‌ترین فیلسوفان تاریخ، یعنی ایمانوئل کانت در دانشگاه تهران است.

کانت را برخی به‌دلیل اهمیت ویژه‌ای که در تفکر غرب در دوران حاضر دارد، به‌کنایه «پیامبر غرب» در سده‌های اخیر توصیف می‌کنند؛ فیلسوفی در تراز افلاطون و سقراط و ارسطو که بسیاری از اندیشه‌های غرب را تکان داد؛ به‌نوعی که بدون شناخت کانت، اساساً فهم غرب جدید امکان‌پذیر نیست. ترجمه‌ای که آقای حدادعادل بر کتاب دشوار «تمهیدات» اثر کانت نوشته، همچنان بهترین ترجمه بر این کتاب است و دقت این ترجمه حتی از سوی مخالفان آقای حدادعادل نیز تأیید شده است؛ ترجمه‌های این‌چنینی علاوه بر آنکه به اشراف خوب مترجم به اندیشه‌های آن فیلسوف نیازمند است، قدرت ادبیات‌سازی را نیز می‌طلبد. درس‌گفتارهای آقای حدادعادل درباره تاریخ اندیشه غرب (که برخی از آنها در فضای وب نیز قابل‌دستیابی است) از تسلط خوب ایشان در این زمینه، علی‌رغم اشتغالات زیاد او حکایت می‌کند.

آقای حدادعادل علاوه بر این، به حوزه قرآنی نیز تسلط بسیار خوبی دارد؛ به‌نوعی که ترجمه ایشان بر قرآن کریم، یکی از ترجمه‌های بسیار خوب و دقیق در این حوزه است که فردی مانند آقای عبدالکریم سروش که از مخالفان سیاسی جدی آقای حدادعادل است، در درس‌گفتارهای خود درباره انجیل و قرآن، از ترجمه آقای حدادعادل به‌عنوان یکی از بهترین ترجمه‌ها نام می‌برد و از آن برای توضیح برخی مفاهیم و عبارات استفاده می‌کند و بازهم ناگفته پیداست ترجمه کتابی همچون قرآن، صرفاً به دانستن واژه‌ها و کلمات محدود نیست؛ بلکه به یک تسلط معنایی و محتوایی بر قرآن کاملاً نیازمند است.

تسلط خوب بر مثنوی مولوی و تدریس چنددهه‌ای آن و همچنین حضور ایشان در جرگه شعرای به‌نام دوره معاصر کشورمان و... از نشانه‌هایی است که از ارزشمندی شخصیت فرهنگی و سیاسی آقای حدادعادل حکایت می‌کند. تجربه سیاسی آقای حدادعادل نیز از چند دهه قبل تاکنون، تجربه‌ای قابل‌احترام است؛ آقای حدادعادل مانند هر فعال سیاسی دیگری، عاری از نقد نیست؛ اما نمی‌توان این مسئله را انکار کرد که تمام تلاش او بر این بوده است که در تعارض میان منافع فردی و ملی، بر منافع ملی تأکید کند و آن را پاس بدارد.

حضور آقای حدادعادل در رقابت‌های انتخاباتی سال ۱۳۹۲، مثالی از یک رقابت نجیبانه و اخلاقی در انتخابات است، چه‌آن‌که در شرایطی که برخی نامزدهای انتخاباتی، از جمله فرد پیروز آن انتخابات، برای پیروزی شخصی در انتخابات، منافع ملی را قربانی می‌کردند یا از اصول چشم‌پوشی می‌کردند، حدادعادل از جمله افرادی بود که با ایثار، از اصول دفاع منطقی می‌کرد و یک رقابت سالم را به نمایش گذاشت.

به‌هرصورت آقای حدادعادل مانند هر فعال سیاسی دیگری خود را عاری از نقد نمی‌داند؛ اما تخریب شخصیت‌هایی مانند او که مورداحترام و جزو مرجعیت‌های سیاسی و فرهنگی هستند و سرمایه‌ای برای فرهنگ و سیاست در کشور به‌شمار می‌روند، حتماً هیچ وجهی و نفعی برای منافع کشور ندارد. ستیزه‌جویی با امثال حدادعادل و تلاش برای حذف او، بازی کردن در زمین دشمن و صاف‌کردن جاده برای نوکیسه‌ها در سیاست یا رادیکال‌هایی است که سیاست را بیشتر منفعت خود می‌کاوند نه مصلحت ملت و البته دشمنانی که سال‌هاست به‌دنبال مرجعیت‌زدایی از شخصیت‌هایی مانند آقای حدادعادل هستند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس