به گزارش مشرق، در چارچوب ادامه تحلیلها درباره تحولات شش ماه گذشته و بنبستی که آمریکا و شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور در جنگ با ایران گرفتار آن شدهاند، روزنامه القدس العربی در مقالهای با استناد به منابع غربی و آمریکایی تحت عنوان «شش ماه پس از جنگ علیه ایران: ترامپ در جنگی خودساخته و ناتمام گیر افتاده است»، نوشت: پس از شش ماه، جنگ آمریکا علیه ایران به نسخه دیگری از جنگهای بیپایان آمریکا تبدیل شده است، البته با ویژگیهای منحصر به فرد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا: هیچ هدف مشخصی ندارد و پایانی در چشمانداز نیست.
ترامپ در باتلاقی که خودش ساخته دست و پا میزند
پیتر بیکر، خبرنگار کاخ سفید برای نیویورک تایمز در این زمینه اعلام کرد: اگرچه موضوع هنوز به پایان نرسیده، اما جنگ ترامپ علیه ایران که روز جمعه به شش ماه رسید، هنوز حل نشده است. این وضعیت به باتلاقی تبدیل شده که خودِ رئیسجمهور ساخته است، بدون هیچ هدف مشخص، هیچ استراتژی تعریفشدهای و هیچ پایانی در چشمانداز.
وی افزود: ترامپ که با شعار مخالفت با جنگهای بیپایان به قدرت رسید، ریاست جمهوری خود را با آغاز همین جنگها بنا نهاده است.
بر همین اساس، ترامپ امروز خودش را در یک بنبست و دوراهی بزرگ میان جنگ تمام عیار و صلح واقعی میبیند. او با وجود تهدیدهای شدید و مکرر خود توان بازگشت به جنگ را ندارد، اما با این وجود هنوز نتوانسته به توافق رضایت بخشی برای پایان این جنگ برسد.
ترامپ بعد از ۶ ماه به هیچگونه پیروزی واقعی نرسید
ترامپ برخلاف ادعاهایی که داشت، هیچگونه پیروزی واقعی به نام خودش ثبت نکرده و همچنین مجبور است بهای سیاسی این جنگ را در انتخابات آمریکا بپردازد؛ به ویژه با توجه به بار سنگینی که به اقتصاد این کشور در نتیجه جنگ با ایران تحمیل شد.
از نظر تئوری، این نوع بنبست میتواند برای مدت طولانیتری ادامه یابد که کاملاً در تناقض با محاسبات ترامپ هنگام آغاز این جنگ در پایان فوریه است؛ جایی که او ارزیابی کرده بود این جنگ نهایتاً ۴ هفته طول خواهد کشید و در این مدت کوتاه همه اهداف آمریکا محقق میشود.
در این میان تنگه هرمز تبدیل به یک معضل بزرگ نه تنها برای ترامپ و آمریکا، بلکه کل جهان شده است. در واقع، تنگه هرمز همچنان یک آبراه بیثبات است و تنها کسری از ترافیک دریایی که قبل از جنگ از آن عبور میکرد، بازارهای نفت را در نوسان نگه میدارد.
علاوه بر آن، همه دیدند که هیچ یک از اهداف اعلام شده آمریکا در این جنگ علیه ایران محقق نشد. نظام ایران با وجود فشارهای زیادی که متحمل شد همچنان پابرجا ماند، برنامه هستهای این کشور برچیده نشد و تهران همچنان بر محافظت از آن اصرار دارد و برنامه موشکی ایران هم همچنان به قوت خود باقیست.
ریچارد هاس، که در زمان حمله جورج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مدیر برنامهریزی سیاسی وزارت امور خارجه ایالات متحده بود، درباره جنگی که ترامپ علیه ایران به راه انداخت، گفت که این یک فاجعه بود و یک حقیقت تلخ است، هیچ نشانهای وجود ندارد که ثابت کند ما در وضعیت بهتری هستیم یا اینکه جنگ ارزشش را داشته است.
ترامپ از زمان آغاز دوره دوم ریاست جمهوری خود با تمایل بیشتری به اعمال قدرت در خارج از کشور و مصممتر به تغییر شکل جهان مطابق با دیدگاه خود به کاخ سفید بازگشت.
ربودن رئیس جمهور ونزوئلا و تغییر رژیم در آنجا، تهدیدهای ترامپ برای تصرف گرینلند، کانال پاناما و کوبا، و حتی تغییر نام دریاچه انتاریو به دریاچه آمریکا در این هفته، همگی نشان از تلاش وی برای ایجاد نفوذ خود در فراتر از مرزهای ایالات متحده دارد.
هدف ترامپ به خروج از باتلاق جنگ با ایران تقلیل یافته است
اما در مورد ایران، هرگونه امید برای پیروزی سریع و قاطع آمریکا و شخص ترامپ مدتهاست که از بین رفته و هدف اصلی او اکنون یافتن راهی برای خروج از این بنبست است و در واقع ترامپ اگر بتواند از باتلاق جنگ با ایران خارج شود، این را یک پیروزی برای خودش میداند.
استیون کوک، عضو شورای روابط خارجی آمریکا اعلام کرد که جنگ ایالات متحده با ایران اساساً تصمیم شخصی ترامپ بود و او این جنگ را به شیوهای بداهه و شرم آور مدیریت میکند.
اعدادی که نماد شکست آمریکا هستند
صرف نظر از تحلیلها، نیویورک تایمز یک روش ساده برای خلاصه کردن جنگ ترامپ پیشنهاد میدهد: اعداد ۶۳، ۱۲، ۱.۱۰، ۱۸ و ۷۵۹. اینها اولین شاخصهای مخالفت عمومی با جنگ هستند.
طبق آخرین نظرسنجی موسسه آیپیسوس تنها ۳۱ درصد آمریکاییها از این جنگ حمایت میکنند، در حالی که ۶۳ درصد با آن مخالفند - ارقامی که یادآور تاریکترین روزهای جنگ ویتنام است.
اما عدد ۱۲ نشان دهنده تعداد کشتیهایی است که روزانه از تنگه هرمز عبور میکنند، در حالی که قبل از جنگ ۱۳۰ کشتی عبور میکردند. عدد سوم نشان دهنده میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده است که حدود ۴.۰۹ دلار در هر گالن است که از زمان شروع جنگ ۱.۱۰ دلار افزایش یافته است. عدد چهارم به تعداد کشتهشدگان نظامی آمریکایی در جنگ اشاره دارد که تاکنون طبق آمار رسمی ۱۸ نفر است.
عدد پنجم هم، تعداد تخمینی موشکهای رهگیر پاتریوت باقی مانده در زرادخانه ایالات متحده است که طبق گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در واشنگتن، در ماه گذشته از ۲۳۳۰ به ۷۵۹ موشک کاهش یافته است.
از سوی دیگر، در مورد اهدافی هم که ترامپ در جنگ با ایران تعیین کرده بود هیچ یک از این اهداف محقق نشدهاند. او به نابودی نیروهای هوایی و دریایی ایران میبالد، اما تهران همچنان قادر به حمله به پایگاههای ایالات متحده و متحدانش در منطقه است.
تغییر نظام در ایران که ترامپ وعده آن را داده بود، اتفاق نیافتاد و توانایی این کشور برای حمایت از گروههای متحد خود در منطقه همچنان پابرجاست. برنامه هستهای ایران شاید آسیب دیده باشد، اما از بین نرفته و ایرانیها اصرار به توسعه آن دارند.
ریچارد هاس، که در زمان خدمت در دولت بوش نسبت به حمله به عراق تردید داشت و بعداً کتابی در مورد شکست آن با عنوان «جنگی از روی ضرورت، جنگی از روی انتخاب» نوشت، میگوید: عجیب است که هم جنگ آمریکا علیه عراق و هم علیه ایران، موجب تقویت تهران شد.
این مقام اسبق آمریکایی اظهار داشت: بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین در عراق، نفوذ ایران در عراق به شکل قابل توجهی گسترش یافت و بعد از جنگی که ترامپ ضد تهران آغاز کرد، میبینیم که ایران با فلج کردن کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، توانایی خود را در بهرهبرداری از بازارهای جهانی انرژی نشان داده است. در واقع ایران ذینفع استراتژیک هر دو جنگ است.
جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران هم مانند جنگ نظامی شکست میخورد
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی تصویری از وضعیت جنگ و خود ترامپ ترسیم و اعلام کرد که ترامپ بدون هیچ موفقیتی در این جنگ سعی در نجات خود دارد. او در باتلاق جنگی بدون استراتژی مشخص گرفتار شده است، روزانه مواضع خود را تغییر میدهد، ایران را به نابودی تهدید میکند و سپس عقبنشینی میکند.
اما در مورد جنگ اقتصادی که چند روز قبل اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا بعد از شکست جنگ نظامی علیه ایران اعلام کرد، به نظر نمیرسد که این جنگ هم بتواند اهداف آمریکا را محقق کند.
مجله اکونومیست در مقالهای در ۲۷ آگوست اعلام کرد: واشنگتن تاکنون فقط تهدید کرده که از قدرتمندترین سلاح اقتصادی خود علیه ایران استفاده میکند اما ممکن است این اتفاق هرگز رخ ندهد. علاوه بر آن، نظام ایران در نتیجه این تهاجم نسنجیده آمریکا هرگز از هم نخواهد پاشید.
ایران در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا مورد هجمه فشار حداکثری و تحریمهای اقتصادی بیسابقه قرار گرفت و در دوره دوم هم مورد حمله گسترده نظامی قرار گرفت، اما به مقاومت خود ادامه داد.
در این میان، تهدیدها و عقبنشینیهای مکرر ترامپ ضربه بزرگی به اعتبار آمریکا در جهان زده و توانایی آن را در دستیابی به اهداف آیندهاش تضعیف میکند. مهمترین این موارد، حل مسئله هستهای ایران است که به همراه بنبست در منطقه خلیج فارس به دلیل اصرار ایران بر کنترل تنگه هرمز، دشوارتر خواهد شد.
مجله آتلانتیک در ۲۶ آگوست در مقالهای اعلام کرد که هدف جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران منحرف کردن افکار عمومی ایالات متحده در آستانه انتخابات میان دورهای در ماه نوامبر است.
بر اساس این مقاله، مشاوران و متحدان ترامپ میگویند بخشی از این طرح، تلاش برای کماهمیت جلوه دادن مسئله ایران است، به این امید که قیمت بنزین حتی اندکی کاهش یابد و به جمهوریخواهان اجازه دهد تا توجه رأیدهندگان را قبل از انتخابات میاندورهای به مسائل سیاسی خوشایندتر معطوف کنند.
مجله آتلانتیک تاکید کرد که ترامپ از جنگ خسته شده است و دستیارانش از او میخواهند که برای تقویت نامزدهای جمهوریخواه، بر اقتصاد تمرکز کند. با این حال، او همچنان به کماهمیت جلوه دادن چالشهای توان مالی کشور ادامه داده، که این امر مشاورانش را ناامید کرده است.
آتلانتیک افزود: اما این استراتژی جنگ اقتصادی نمیتواند برای ترامپ به عنوان نوشدارو باشد؛ به ویژه اگر ایران محکم بایستد و پیامدهای جنگ به سراسر جهان از جمله خود آمریکا و اقتصاد آن گسترش پیدا کند.
اقدامات آمریکا علیه ایران نتیجه عکس میدهد
ترامپ ادعا میکند که ایران تحت فشارهای او از هم خواهد پاشید، اما چه تضمینی برای اثبات این ادعا وجود دارد؟ ایران نشان داده که ظرفیت بالایی برای تحمل چنین سختیهایی دارد و حتی بحران اقتصادی هم به معنای تسلیم این کشور نخواهد بود.
مجله فارن پالیسی هم در گزارشی به این منظور در ۲۵ آگوست اعلام کرد که فشار اقتصادی بار سنگینی به مردم ایران تحمیل میکند، اما هیچ گونه دستاورد سیاسی برای واشنگتن نخواهد داشت و آمریکا به جای این اقدامات نسنجیده باید به سمت یک توافق دیپلماتیک خوب حرکت کند.
نشریه فارن آفرز نیز به نوبه خود در مقالهای به این منظور اذعان کرد که سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران شکست خواهد خورد و استراتژی ایالات متحده را به بنبست خواهد رساند. این تکرار یک سیاست ۴۷ ساله ایالات متحده است که نتیجهای نخواهد داشت.
در ادامه این مقاله آمده است: آمریکا باید از این جنگ درس بگیرد، از اقدامات عجولانه دست بردارد و در مورد درسهای گذشته تأمل کند. بدون شک، کارزار فعلی به ایران و اقتصاد آن آسیب خواهد رساند، اما ناگزیر در وادار کردن تهران به تسلیم شدن شکست خواهد خورد.
تاریخ معاصر نشان میدهد که ایران به جای تسلیم شدن در برابر فشار، از برنامههای موشکی و پهپادی خود برای تحمیل هزینههای اقتصادی قابل توجه بر اقتصاد جهانی، چه در تنگه هرمز و چه علیه کشورهای خلیج فارس، استفاده خواهد کرد تا ترامپ را مجبور کند بار دیگر خطرات را محاسبه کند.
بر همین اساس، جنگ اقتصادی دولت ترامپ علیه ایران برای آمریکا و کل جهان عواقب زیادی خواهد داشت؛ دقیقاً مانند جنگ نظامی که ذخایر مهم سلاحها و موشکهای رهگیر آمریکا را از بین برد.
جنگ با ایران زرادخانه آمریکا را خالی کرد
روزنامه وال استریت ژورنال در گزارش جدید خود در ۲۸ آگوست اعلام کرد که ادامه استقرار مهمات ایالات متحده در منطقه خلیج فارس، ذخایر سلاحهای ضروری ارتش را که برای دفاع از منافع آمریکا در جنوب شرقی آسیا مورد نیاز است، کاهش میدهد.
همچنین واشنگتن پست در ۲۶ آگوست اعلام کرد که هزینههای هنگفت ایالات متحده برای مهمات در غرب آسیا، نگرانی فزایندهای را در میان متحدان آسیایی و مقامات پنتاگون ناظر بر منطقه هند و اقیانوس آرام ایجاد کرده است. آنها نگرانند که جنگ طولانی با ایران، آمادگی ایالات متحده برای مقابله با چین را که همچنان به تشدید فشار نظامی خود در منطقه ادامه میدهد، تضعیف کند.
نگرانیها در مورد ذخیره تسلیحات زمانی افزایش یافت که ایالات متحده، رزمایش آبی-خاکی برنامهریزی شده ماه سپتامبر با کره جنوبی را با اشاره به فشار جنگ ایران بر نیروهای آمریکایی لغو کرد.
بر همین اساس، کشورهای متحد آمریکا در آسیا نگرانند که دشمنان آمریکا از دخالت این کشور در درگیری ایران سود ببرند.
روزنامه تایمز در ۲۷ آگوست گزارش داد: با وجود ضرباتی که به ایران وارد شد اما این کشور در این جنگ نامتقارن، موضعی شجاعانه از خود به نمایش گذاشت. جنگ با ایران ارتش ایالات متحده را مجبور کرد تا پس از آنکه موشکهای ایرانی مرکز فرماندهی ناوگان پنجم را از کار انداختند، مقر آن را از بحرین به تامپا، فلوریدا منتقل کند.
از همه مهمتر اینکه امروز اقتصاد کل دنیا بهای جنگی نسنجیده را میپردازد که ترامپ با محاسبات غلط خود و تحریک اسرائیل آغاز کرد و هیچ چشم اندازی برای خروج از این بحران، دست کم در بازه زمانی کنونی وجود ندارد.



