به گزارش مشرق، علی تتماج فعال رسانه در تلگرام نوشت:
کوشنر داماد ترامپ در سفری رسمی با ادعای پیگیری روند صلح و آنچه اجرای طرح ترامپ نامیده راهی غرب آسیا شده و در مصر با سران حماس دیدار و سپس در سرزمینهای اشغالی با نتانیاهو و برخی مقامات رژیم صهیونی ملاقات داشته است. این سفر در حالی صورت گرفته که در باب چرایی آن چند نکته قابل توجه است:
نخست آنکه برخلاف ادعاها و تقلای رسانههای غربی که دیدار کوشتر با سران حماس را نشانهای بر تغییر مواضع و دوری حماس از مقاومت و نشانهای بر پیروزی رژیم صهیونی و آمریکا در تضعیف جبهه ایران مینامند، این دیدار سندی آشکار بر شکست سیاست نابودسازی مقاومت غزه است. این دیدار نشان داد که ادعای نتانیاهو که نابودی حماس را سر میداد دروغی بیش نبوده است، چنانکه اکنون آمریکا گزینهای جز دیدار با سران حماس برای بررسی تحولات غزه و منطقه نداشته است. این دیدار نشان داد که اولا حملات نظامی نتوانسته حماس را تضیعف نماید و این اقتدار با پشتوانه افکار عمومی جهان چنان است که حتی آمریکا را به تسلیم شدن در برابر حماس وادار کرده است. ثانیا این دیدار تهی بودن ادعای تضعیف مقاومت و جبهه پس از تجاوز امریکایی- صهیونی را آشکار می سازد. بر این اساس دیدار کوشنر با سران حماس یک اجبار است که خود یک رسوایی بزرگ برای رژیم صهیونی و آمریکایی که ادعای خاورمیانه جدید به سبک خود با حذف مقاومت را سر میدادند.
دوم آنکه ترامپ در حالی با وعدههای بسیار وارد کاخ سفید شد که امروز او و جمهوریخواهان با زنجیرهای از بحران مواجه هستند که بخش عمده آن ناشی از جنگ افروزی علیه ایران بر اساس اصل اول اسرائیل است. تبعات این جنگ افروزی و اقتدار ایران در برابر متجاوزان بویژه اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز چنان است که میتواند تاثیرات زیر بنایی بر انتخابات آمریکا خواهد داشت.
در یک سوی معادله تبعات اقتصادی این جنگ هزینههای معیشتی مردم آمریکا را افزایش داده است در حالی که همزمان بدهیهای دولت نیز به شدت بالا رفته است. در سوی دیگر معادله اصل اول اسرائیل صدای مردم آمریکا را در آورده چنانکه در انتخابات درون حزبی افرادی با نگاه ضد صهیونی دارند پیروز شدهاند. در همین حال رسوایی هزینههای سنگین جنگ و ته کشدن ذخایر تسلیحاتی که سالها زمان برای جایگزینی آن نیاز است، بحران در ناو آبراهام لینکلن و شدت اعتراضات به ترامپ را در پی داشته است. در این شرایط ماموریت کوشنر آن است تا ادعای پیشبرد صلح خاورمیانه از یک سو بر شکستهای ترامپ در سایر حوزهها از جمله در برابر ایران سرپوش گذارد و از سوی دیگر با القای اقدام قاطع ترامپ برای فشار بر رژیم صهیونی و اجرای صلح، دوری ترامپ از اصل اول اسرائیل را به نمایش گذارد. به عبارتی دیگر سفر کوشنر بخشی از بازی انتخاباتی ترامپ است تا شاید از شکست شکست جمهوریخواهان کاسته شود.
سوم آنکه هر چند که جامعه آمریکا نگاه ضد صهیونی دارد اما همچنان برای سران آن از جمهوریخواه و دموکرات، وابستگی به لابی صهیونی اصلی جدایی ناپذیر است. اقدام دو حزبی برای تغییر ماهیت کمک به رژیم صهیونی از رقم ۸/۳ میلیارد دلار در سال به مشارکت نظامی و فنی، اصرار کمیته صلح غزه بر خلع سلاح حماس پیش از خروج رژیم، اقدام سنتکام در انتشار نقشهای که کرانه باختری و غزه را در سرزمینهای صهیونیستی قرار داد، طرح صلح لبنان که عملا برای خلع سلاح حزب الله و نیز تثبیت اشغالگری صهیونیستهاست، تحریک عربستان به جنگ علیه یمن، استمرار محاصره دریایی و تهدید نظامی علیه ایران و... هر چند در ظاهر تحولات متفاوتی است اما در نهایت آنها را در چارچوب این خدمت رسانی می توان ارزیابی کرد. بر این اساس سفر کوشنر را میتوان نوعی پرده پوشی برای پنهان سایر سایر خدمات به این رژیم ارزیابی کرد.
در نهایت آنکه سفر کوشنر نه اقدامی در جهت صلح طلبی بلکه به دلیل مجموعه بحرانهای داخلی و جهانی ترامپ است که او را اجبارا به دستاورد سازی در فلسطین وادار ساخته است. این امر خود سندی بر این حقیقت است که طراحی آمریکا برای نابودی مقاومت در منطقه با شکست مواجه شده و ترامپ جز دل بستن به حرکتهای نمایشی گزینهای در پیش رو ندارد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




۱۷:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۷