به گزارش مشرق، شکست نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل در برابر ایران، یکی از موضوعاتی است که در گزارشها و تحلیلهای بسیاری از اندیشکدهها و تحلیلگران ترکیه تکرار میشود.
آنان میگویند، وضعیت تنگه هرمز بر مجموعهای از وابستگیهای ترکیه تاثیر مستقمی برجای نهاد و از دیگر سو، در دریای سیاه نیز، شرایط برای ترکیه دشوار شده است.
بر اساس یک سنت راهبردی مرسوم، دریای سیاه برای آنکارا یک دارایی ژئوپلیتیکی و زیرساختیِ حیاتی است و در همان حال، تنگه هرمز یک گلوگاه غیرمستقیم اما بسیار مهم کالا و قیمت انرژی است. در نتیجه آنکارا نمیتواند صرفاً به امنیت دریای سیاه اهمیت بدهد و خود را از پیامدهای تنش در تنگه هرمز مصون بداند.

ترکیه در دریای سیاه، هم ساحل دارد، هم تنگههای بسفر و داردانل را کنترل میکند و هم بخش مهمی از امنیت انرژی و تجارت خود را از مسیر روسیه و قفقاز تعریف کرده و میدان گازی ساکاریای ترکیه نیز در همین خط ساحلی قرار دارد.
به همین خاطر است که انستیتوی تحقیقات سیاست خارجی (FPRI) امنیت انرژی و جایگاه ترکیه در دریای سیاه را از ارکان راهبرد ژئواکونومیک آنکارا میداند.
به موازات آن، وابستگی ترکیه به تنگه هرمز عمدتاً از مسیر نفت و LNG خلیج فارس و اثر جهانی قیمت انرژی است. بر اساس گفتههای آلپ ارسلان بیرقدار وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه، تنها حدود ۱۰٪ وابستگی نفتی ترکیه مستقیماً به خاورمیانه مربوط است و بستهشدن تنگه هرمز لزوماً به معنای قطع فوری نفت ترکیه نیست، اما شوک قیمتی آن بسیار جدی است و هر یک دلار افزایش قیمت نفت حدود ۴۰۰ دلار به هزینه انرژی ترکیه اضافه میکند.
آمارهای متخصصین انرژی نشان داده که بحران در تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۸ میلیارد دلار به هزینههای واردات نفت ترکیه افزوده و هزینه واردات گاز را نیز با افزایشی ۶ و نیم میلیارد دلاری مواجه کرده است.
در اثنای اختلال در تنگه هرمز به خاطر رفتارهای قلدرانه و سرکشانه آمریکا و رژیم اسرائیل، ترکیه به مسیر جایگزین اتصال انرژی و تجارت آسیا–اروپا میاندیشد و این تنگه مهم، مستقیماً بر محاسبات ژئواکونومیک آنکارا اثر میگذارد.
بنابراین به طور خلاصه دریای سیاه برای ترکیه «حیاط استراتژیک و مسیر مستقیم انرژی و تجارت» و تنگه هرمز نیز «شریان بیرونی انرژی و تعیینکننده قیمت» است.
دکتر فرحان اورال سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی ترکیه و از تحلیلگران مطالعات استراتژیک، در تازهترین نوشته خود در موسسه تحقیققاتی «آنکاسام» ترکیه به بررسی این موضوع پرداخته است.
بخشهایی از تحلیل این کارشناس سیاسی – نظامی ترکیه را با هم مرور میکنیم:
دو حوزه حیاتی برای ترکیه
دریای سیاه و تنگه هرمز، اگرچه دارای بافتهای ژئوپلیتیکی متفاوتی هستند، اما تا سال ۲۰۲۶ به دو منطقه دریایی حیاتی تبدیل شدهاند که از نظر امنیت دریایی، تأمین انرژی و حفاظت از کشتیهای تجاری به طور فزایندهای به هم شبیه هستند.
در دریای سیاه، تهدیدات از کشتیهای جنگی به کشتیهای تجاری و از بنادر به زیرساختهای انرژی از طریق حملات پهپادی و موشکی در چارچوب جنگ روسیه و اوکراین گسترش یافته است. در همین حال در تنگه هرمز، تهدید اصلی، محدودیت شدید امنیت حمل و نقل در یکی از مهمترین مراکز انرژی جهان است.

تحولات اخیر در دریای سیاه نشان میدهد که جنگ محدود به اهداف نظامی نیست، بلکه حمل و نقل دریایی و زیرساختهای انرژی نیز به اهداف مهم درگیری تبدیل شدهاند، به ویژه با تشدید اخیر حملات پهپادی اوکراین علیه زیرساختهای انرژی و بندری در سواحل دریای سیاه روسیه و علیه کشتیهایی که اوکراین ادعا میکند متعلق به ناوگان سایه روسیه هستند.
یکی از مهمترین نمونههای این حملات، حملهای است که ترمینال دریایی کنسرسیوم خط لوله خزر (CPC) را در نزدیکی نووروسیسک هدف قرار داد، که نقش مهمی در انتقال نفت قزاقستان به بازارهای جهانی از طریق دریای سیاه ایفا میکند.
در ژوئیه ۲۰۲۶، حمله پهپادی به نفتکش نلسا که در ترمینال دریایی CPC نفت بارگیری میکرد، عملیات بارگیری را موقتاً متوقف کرد و باعث اختلالات قابل توجهی در صادرات نفت از طریق CPC شد.
به همین خاطر انتقال محمولههای نفتی CPC در ژوئیه تقریباً ۲۰ درصد در مقایسه با سطوح قبلی کاهش یافت. علاوه بر این، در ۱۴ آگوست ۲۰۲۶، حمله پهپادی به ترمینال نفتی شسخاریس در نووروسیسک، موقتاً حمل و نقل نفت خام را متوقف کرد. ترمینال شِسخاریس با ظرفیت تقریبی ۷۰۰۰۰۰ بشکه در روز، یک قطب کلیدی برای تحویل نفت روسیه و قزاقستان به بازارهای جهانی است.

حملات پهپادی که کشتیها و ترمینالها را هدف قرار میدهند، منجر به درگیری، لغو سفرها به بنادر دارای خطرات امنیتی، مشکلات در استخدام پرسنل برای کشتیها و افزایش هزینههای بیمه -عملیاتی شده است.
وزارت امور خارجه ترکیه نیز به این موضوع اهمیتی ویژه داده و اعلام کرده که جنگ به طور فزایندهای به دریای سیاه و کشتیهای غیرنظامی گسترش مییابد و باید اقدامات مشخصی برای ایمنی ناوبری اجرا شوند.
در دیگر سو و در تنگه هرمز، عملیات نظامی علیه ایران و تلافی ایران منجر به این شده که تانکرها و سایر کشتیهای تجاری با خطرات حمله، مین، موشک، حملات پهپادی و انسداد عبور و مرور مواجه شوند.
سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) اعلام کرده که حملات در اطراف تنگه هرمز خطری جدی برای دریانوردان و کشتیهای تجاری ایجاد میکند و خاطرنشان میکند که شرایط لازم برای عبور ایمن از بین رفته است.
کاهش چشمگیر ترافیک دریایی عادی تا تابستان ۲۰۲۶ در مقایسه با سطح قبل از جنگ به این معنی است که تهدید اکنون فراتر از حمله به کشتیها رفته و بر منابع انرژی و زنجیرههای تأمین جهانی فشار وارد میکند.
هنگام مقایسه دو منطقه از نظر ویژگیهای مشابه، اولاً، افزایش خطر حملات و درگیریها در هر دو منطقه، درک خطر در مورد حمل و نقل دریایی را افزایش میدهد و باعث میشود کشتیها از عبور و مرور اجتناب کنند.
ثانیاً، میتوان گفت که کشتیهای تجاری دیگر قربانیان غیرمستقیم درگیری نیستند، بلکه به عنصر اساسی بحران امنیت دریایی تبدیل شدهاند.
هدف قرار دادن کشتیهای متعلق به ترکیه در دریای سیاه، این وضعیت را برای ترکیه ملموستر میکند، در حالی که حملات به نفتکشها در تنگه هرمز بر حمل و نقل دریایی تجاری در مقیاس جهانی تأثیر میگذارد. در نهایت، سیستمهای بدون سرنشین اکنون ماهیت تهدید امنیت دریایی را تغییر دادهاند.
در دریای سیاه، قابلیتهای پهپادی و موشکی دوربرد اوکراین به آن اجازه میدهد تا کشتیهای جنگی، بنادر و زیرساختهای انرژی روسیه را که به طور متعارف قدرتمندتر است، تهدید کند، در حالی که در تنگه هرمز، قابلیتهای دفاعی ایران از جمله پهپاد، موشک، قایقهای تندرو و مین، میتواند با وجود برتری دریایی آمریکا، ترافیک دریایی را مختل و متوقف کند.
با در نظر گرفتن تفاوتهای بین حملات در دو منطقه، میتوان گفت که تنگه هرمز تأثیر سیستماتیکتری نسبت به دریای سیاه دارد. دلیل این امر محدود بودن ظرفیت مسیرهای دریایی جایگزین در تنگه هرمز است و اختلال جدی در عملکرد این تنگه به دلیل گزینههای محدود، مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر میگذارد.
تفاوت دیگر این است که در حالی که تهدید در دریای سیاه بیشتر به عنوان «محرومیت از دسترسی دریایی» قلمداد شده، در تنگه هرمز، به دلیل تأثیر جغرافیا، وضعیت دشوارتر و پیچیدهتری به نام «محرومیت از گلوگاه» به وجود آمده است.
در حالی که حملهای در دریای سیاه بر بنادر، کشتیها یا پایانههای انرژی خاصی تأثیر میگذارد، یک بحران امنیتی در تنگه هرمز میتواند به طور همزمان بر شبکه تجارت دریایی بسیار گستردهتری تأثیر بگذارد.
تفاوت دیگر این است که در حالی که حملات پهپادی در دریای سیاه، ایمنی کشتیها و خدمه را تهدید میکند و سطح ریسک بازدید از بنادر و در نتیجه هزینههای بیمه و عملیاتی را افزایش میدهد، در تنگه هرمز، درک ریسک بالای ایجاد شده توسط حملات و تهدید به حملات منجر به کاهش قابل توجه ترافیک دریایی میشود و در نتیجه پیامدهای گستردهتری برای تأمین انرژی و زنجیرههای تأمین جهانی به همراه خواهد داشت.



