به گزارش مشرق به نقل از شبکه خبری قدس، پایگاه خبری عبریزبان «واللا» اعلام کرد که ارتش رژیم صهیونیستی طی چند هفته اخیر از افزایش رویارویی میان رزمندگان حزبالله و نظامیان اشغالگر در پیرامون تپه «علی الطاهر» در جنوب لبنان خبر داده و یک منبع نظامی صهیونیست اعلام کرده است که جنگی از روی تدبیر و اراده میان رزمندگان حزبالله و فرماندهی لشکر شمال ارتش اشغالگر پیرامون این تپه در جریان است.
این منبع نظامی افزود که حزبالله به رصد نظامیان اشغالگر و تلاش برای شناسایی مواضع استقرار آنها و انتظار برای تحرکاتشان جهت حمله به آنان میپردازد؛ چنانکه بامداد روز شنبه نیز گروهی از نظامیان با یک فروند پهپاد هدف قرار گرفتند که به زخمی شدن سه نظامی با جراحات وخیم منجر شد.
پایگاه عبری تاکید کرد که در حالی که ارتش اشغالگر در تلاش برای یافتن محل تونلهای حزبالله در منطقه است این جنبش همچنین تلاش میکند تا غذا و مایحتاج رزمندگان مستقر در تونلهای زیرزمینی را تامین کند.
در شرایطی که ارتش رژیم صهیونیستی به دنبال تثبیت نقاط پیشروی خود پس از رسیدن به پیرامون قلعه تاریخی «الشقیف» است، ارتفاعات «علی الطاهر» و محیط جغرافیایی مرتبط با آن به عنوان یک گره استراتژیک و سرنوشتساز برجسته شده که مقاومت در حال نبردی برای جلوگیری از سقوط آن است؛ امری که نشاندهنده تحولی چشمگیر در محاسبات میدانی و ترسیم معادلات جدید در درگیریهاست.
اهمیت نظامی و جغرافیایی تپه علی الطاهر ناشی از جایگاه آن به عنوان بخش اساسی از شبکه ارتفاعات مشرف بر بخش شرقی جنوب لبنان است.
این تپه که از اشراف بر ارتفاعات سر به فلک کشیده برخوردار است، به هر کس که بر آن تسلط داشته باشد، مزیت اشراف کامل آتش و نظارت بصری بر مساحتی وسیع شامل دشت مرجعیون و شهرک الخیام، در کنار کنترل شبکه راهها و محورهای نظامی پیونددهنده شهرکهای مرزی به یکدیگر را اعطا میکند.
کنترل نیروهای اشغالگر بر این قله به معنای دستیابی یک نقطه دیدهبانی و استقرار پیشرفته و بلندمدت است که عمق اراضی لبنان را تحت اشراف آنها قرار میدهد و این اشراف فقط به نوار مرزی محدود نمیشود؛ امری که برتری اطلاعاتی و میدانی دائمی برای اشغالگران به همراه خواهد داشت.
این تحول میدانی با مفهوم گستردهتری که اشغالگران به دنبال تحقق آن هستند یعنی ایجاد «محاصره همهجانبه» ارتباط دارد. از منظر نظامی، نفوذ رژیم اشغالگر در پیرامون قلعه الشقیف یک دستاورد کامل نیست، بلکه تنها یک نفوذ موضعی است، زیرا ارتش اشغالگر نیازمند تسلط بر زنجیره ارتفاعات پیوسته شامل تپههای علی الطاهر، الطهره در منطقه النبطیه، الدبشه و تا رسیدن به الجبل الرفیع در اقلیم التفاح است.
این ارتفاعات در مجموع یک کمربند جغرافیایی واحد را تشکیل میدهند؛ به این معنا که شکست در ساقط کردن هر یک از گرهگاههای این زنجیره، اشغالگران را از دستیابی به هدف مطلوب بازداشته و نیروهای نفوذکرده را در وضعیت در قابلیت رصد و آسیبپذیری میدانی رها میکند.
نبرد کنونی نیازمند بازخوانی پیشینههای تاریخی منطقه، بهویژه عملیات گسترده سال ۱۹۸۷ میلادی توسط مقاومت برای یورش به پایگاه علی الطاهر است؛ با وجود موفقیت مقاومت در تسلط بر آن در آن زمان، رزمندگان با طبیعت جغرافیایی پیچیده منطقه روبهرو شدند که آنان را در معرض آتش مستقیم تانکها و توپخانههای اسرائیلی مستقر در تپههای مجاور مانند الدبشه و الطهره قرار داد و در نتیجه به شهادت حاج جواد فرمانده برجسته مقاومت، انجامید. این واقعه تاریخی، پیوند کامل میان تپههای این زنجیره را به اثبات میرساند، بهطوری که وضعیت هر تپه بهطور مستقیم بر موقعیت تپههای پیرامونی آن تأثیر میگذارد.
در مقابل، موضع کنونی اتاق عملیات مقاومت بازتابدهنده تحولی استراتژیک و ریشهای در دکترین رزمی در مقایسه با جنگ ژوئن و ژوئیه ۲۰۰۶ است. به طوری که در گذشته، استراتژی مقاومت، مبتنی بر تاکتیکهای فرسایشی انعطافپذیر و بالا بردن هزینه بقای دشمن بدون چسبندگی حرفهای به جغرافیایی خاص بود. اما امروز معادله جدیدی به وجود آمده است که در آن رزمندگان مقاومت به صراحت از پایداری خود بر روی زمین و دفاع جانانه از تپه علی الطاهر به عنوان منطقهای نفوذناپذیر با هر بهایی خبر میدهند.
اگرچه این تصمیم مستلزم به چالش طلبیدن دشمن در سطح بالا، پذیرش ریسک خسارتهای جانی سنگین و واکنش وحشیانه و دیوانهوار رژیم اشغالگر در هدف قرار دادن شهر نبطیه و حومه آن است، اما فرماندهی میدانی مقاومت، آن را ضرورتی کامل برای قطع راهبرد زیادهخواهیهای اشغالگران میداند که به این تپه محدود نخواهد نشد و بهتدریج سایر ارتفاعات منطقه را هدف قرار خواهد داد.



