سرویس سیاست مشرق _ حفظ وحدت ملی، امنیتبخشی معقول به اذهان عمومی و شبههزدایی؛ ۳ تکلیف مهم خواص و رجال سیاسی در همه کشورها هستند.
۳ وظیفه و تکلیفی که البته در شرایط تهدیدات دشمن و در هنگامهای که یک کشور، جنگی بزرگ را از سر میگذراند ضروریتر هم خواهد شد و خواص سیاسی در این لحظات باید با عقلانیت و دلسوزی بیشتری نسبت به انجام این ۳ امر اهتمام داشته باشند.
گزینه عجیب اما اینجاست که عدهای در ایران ما هستند که در شرایط پیشگفته دقیقا خلاف این ۳ تکلیف را انجام میدهند و در مسیری راه میپیمایند که هیچ احتمال خوشبینانهای پیرامون آن وجود ندارد!
"علی ربیعی"، چهره اطلاعاتی جریان اصلاحات و از رجالی است که نامش در قضایای امنیتی دهه ۷۰، فتنه ۸۸ و... نیز به دفعات شنیده شده است.
او که در دولت رئیسجمهور پزشکیان سمتی با عنوان دستیار اجتماعی رئیسجمهور را به دست آورده است، اخیراً طی یادداشتی که خبرگزاری ایسنا آنرا منتشر کرد، نوشت: سرمایه اجتماعی را نمیتوان فقط با شاخصهای اقتصادی سنجید. این سرمایه، همان احساس تعلق، اعتماد و پیوندی است که مردم را به آینده، به کشور و به یکدیگر متصل نگه میدارد. جامعهای که مدام احساس کند صدایش شنیده نمیشود، سهمی در تصمیمگیری ندارد و باید هزینه تصمیمهایی را بپردازد که منطق آن برایش روشن نیست، به تدریج دچار خستگی روانی و بیاعتمادی عمیق میشود. این وضعیت آرام و بیصدا شکل میگیرد، اما آثار آن ماندگار است.
ربیعی سپس تصریح میکند: امروز میتوان نوعی خشم فروخورده، فرسودگی جمعی و ناامیدی از امکان تغییر را در لایههای مختلف جامعه مشاهده کرد؛ حسی که دیگر محدود به یک طبقه، نسل یا جنسیت خاص نیست. [۱]
قضیه واضح است...
در حالی که ایران و ایرانی درگیر یک جنگ نابرابر با دشمن آمریکایی_صهیونی است، پیکر بسیاری از شهدای جنگ هنوز تشییع نشده و اوضاع خلیج فارس هنوز به مرحله ثبات نرسیده اما کسی با عنوان دستیار رئیسجمهور به صحنه آمده و از ابتلای جامعه ایرانی به "خشم فروخورده و فرسودگی جمعی" حرف میزند. آنهم نه محدود بلکه فراگیر!
آیا واقعا فضای اکنون ایران اینگونه است؟

البته کارویژه ربیعی در سالهای اخیر اغلب همین تزریق ناامیدی و تباهی و فروخوردگی جامعه ایرانی بوده است و مقولاتی مثل حجاب و اینترنت و... بیشتر بهانه به نظر میرسند.
او پس از آشوبهای آبان ۹۸ و در حالی که سمت سخنگویی دولت را بر عهده داشت، طی یادداشتی به جای امید دادن به مردم و بیان راههای رفع خطر اما از این نوشت که "حکایت همچنان باقیست".
ربیعی همچنین در سال ۹۸ و در حالی که نرخ تورم بسیار کمتر و قدرت خرید مردم بسیار بیشتر از امروز بود اما مصاحبه و اظهار میکرد که: "این دوره بدتر از سالهای جنگ است. در دوران جنگ صادرات داشتیم و نفت و پتروشیمیمان را نیز میفروختیم. ولی الآن محدودیت داریم. "! [۲]
از این سابقه که بگذریم اظهارات ربیعی درباره خشم فروخورده و فرسودگی جمعی با عقلانیت و مقیاس واقعیت هم نامطابق است.
مردم ایران در طول درگیری اخیر با نشان دادن یک وحدت ملی عمیق و حمایتی گسترده از ایران و از نیروهای نظامی کشورمان نشان دادند که بر خلاف آنچه ربیعی مدعیست واجد هیچ خشمی علیه حاکمیت و کشورشان نیستند.
بله! البته که انتقاد وجود دارد و البته که مردم عزیز ایران با مشکلاتی بویژه در عرصه اقتصاد و معیشت مواجهاند. اما آیا این واقعیتها به معنی خشمگین بودن مردم سرافراز ایران و یا فرسودگی آنهاست؟
مشکل در کدام کشور جهان وجود ندارد که ربیعی اینطور به خود اجازه میدهد به بهانه مشکلاتی مثل اینترنت یا اقتصاد یا غیره ملت خود را خشمگین از حاکمیت و فرسوده بنامد!؟
در سرجمع این مقولات البته باید تصریح کرد که حرفهای ابراز شده از سوی ربیعی با مواضع رئیسجمهور پزشکیان و نجابتهای او نیز ناسازگار است. کما اینکه پیش از این هم دیدهایم که رئیسجمهور محترم نسبت به مواضع ناصحیح برخی همپیمانان اصلاحطلب خود موضع انتقادی شدیدی گرفته است.
لذا این انتظار زیادی نیست که از دولت محترم و نجیب ایران بخواهیم اجازه چنین رفتارهایی از جانب برخی منسوبان خود که موجب تضعیف وحدت ملی و خالی کردن دل مردم هستند را بگیرد.
حقیقتی بزرگ در واقعیت وجود دارد و آن اینکه خطرناکتر از دشمن خارجی و ددمنشی که به مرزهای ما حمله میکند؛ دشمن داخلی و رهزنان عقل یک ملت هستند. کسانی که در صورت موفقیت میتوانند حتی ساکنان بهشت را نیز به تصور زیست جهنمی بکشانند و هر سپیدی را سیاه جلوه بدهند.
خطر این افراد و تحلیلهایشان که مشخص نیست از سر ادراک ناصحیح است یا منشأ دیگری؛ حتما از دشمن بیشتر است و باید مقابل شبههپراکنیهای اینان ایستاد.
***
1_isna.ir/xdWpYh
2_mshrgh.ir/1772712





۱۶:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶