به گزارش مشرق، علی کاکادزفولی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: نوشتن از ایران، سخن گفتن از یک موجود زنده باشکوه است که رگهایش در اعماق تاریخ ریشه دارد و نبضش در حوادث امروز میتپد. حقیقت روشن ما از تنگستان تا افقهای دور دست، در یک ایستادگی مداوم خلاصه میشود اما این ایستادگی، تکرار ملالآور گذشته نیست.
ملت ایران در گذر زمان، هنر عجیبی در «بازآفرینی خویشتن» نشان داده است. ما در نقطهای ایستادهایم که حافظه تاریخیمان با اراده معاصر گره خورده تا شکوهی نو پدید آورد. حیات یک جامعه، بیش از آنکه به داراییهای مادی و زرادخانههای نظامیاش وابسته باشد، به آن نیروی درونی و معنابخش تکیه دارد که در لحظات هولناک خطر، از اعماق آگاهی جمعی فوران میکند.
این نیرو همان «اسطوره» است. اسطوره برخلاف تصور رایج، یک شیء عتیقه و غبارگرفته در موزههای تاریخ نیست؛ خون جاری در رگهای یک ملت است که به کالبد جامعه جان میدهد و مانع از سقوط آن در لحظات سرنوشتساز میشود. جامعهای که قهرمانانش را صرفاً در لا به لای کتابهای کهن جستوجو میکند، ناگزیر به فرسودگی و تهی شدن از درون محکوم است.
اما حکایت ایران، حکایت زایش مدام است. ما میراث گذشته را میگیریم، آن را در کوره حوادث امروز صیقل میدهیم و قهرمانانی میسازیم که تداومدهنده و در عین حال، ارتقادهنده اسطورههای پیشین هستند.
در جنوب ایران، نام رئیسعلی دلواری نماد غیرت و وطنپرستی است. او زمانی برخاست که سایه استعمار، سنگین و خفقانآور بر این خاک افتاده بود و بسیاری، قدرت بیگانه را سرنوشتی محتوم و شکستناپذیر میدیدند. رئیسعلی با دست خالی اما قلبی سرشار از ایمان، معنای وطن را از یک جغرافیای ساده به یک آرمان متعالی تبدیل کرد. ماندگاری او از جنس معنا بود و به همین دلیل در وجدان تاریخی ما حک شد.
ما از از حماسه رئیسعلی الهام گرفتیم اما در آن متوقف نماندیم؛ روح جاری در تنگستان، در اعصار بعدی، کالبدهای تازهای برای ظهور یافته است.
با وقوع انقلاب اسلامی، این روح تاریخی مجالی وسیعتر برای تجلی پیدا کرد. اگر رئیسعلی در برابر استعمار عریان آن روزگار ایستاد، عصر ما شاهد ظهور مردانی است که در برابر پیچیدهترین شبکههای فشار، نبردهای چندلایه و محاصرههای امنیتی قد برافراشتهاند. شخصیت و زیست فرماندهانی چون شهید علیرضا تنگسیری را باید در همین امتداد فهمید. او فرزند همان خاکی است که رئیسعلی را پرورده اما میدان نبرد او، مختصاتی به مراتب دشوارتر دارد.
نگاه او بود که نیلگون خلیج فارس را کانون عزت ملی و نمایشگاه اراده ایرانیان تمدنساز قرار داد. جوهر غیرت رئیسعلی، حالا در کالبد اسطورهآفرینی تنگسیری خود را پیدا کرده است و اسطورههای آینده ما را شکل میدهد.
باید پذیرفت که چهرههای ماندگار، محصول تصادف نیستند. شهادت، لحظه به اوج رسیدن است اما تبدیل شدن به یک اسطوره ملی، فرآیندی است که در بستر زمان و در دل روایتهای یک ملت شکل میگیرد. جامعه باید فرصت یابد تا عظمت یک شخصیت را از میان هیاهوی خبرهای روزمره بیرون بکشد و در تراز بلند تاریخ تماشا کند. خون شهید، بلافاصله اثر خود را بر واقعیت میدان میگذارد اما شکوفایی اسطورهای آن به بازخوانی نسلها نیاز دارد.
نامهای قهرمانان امروز ایران است که کیستی «ما»ی آیندگان را شکل میدهد. راز اثرگذاری این شهیدان در همین نکته نهفته است: آنها ثابت کردند که ایران، معدن بیپایان زایش انسانهایی است که میتوانند بنبستهای تاریخی را بشکنند. در جهانبینی ایرانی، شهادت نقطه پایان نیست. شهید با عبور از مرزهای فردی، به بخشی از خودآگاهی جمعی مردم تبدیل میشود.
این حضور، آرامآرام در جان نسلهای بعدی نفوذ میکند و راه را برای آیندگان روشن میسازد. نامهایی که امروز در میدانهای سخت میشنویم، ستارههای راهنمای فردا هستند. زمان، لایههای پنهان این عظمت را آشکار خواهد کرد و آیندگان، این پیوند ناگسستنی دیروز و امروز را با تحسین نظاره خواهند کرد. راز دوام و بقای ایران در همین استمرار شکوه است.
این سرزمین هر بار که در معرض توفان قرار گرفته، از دل رنجهایش، مردانی بیرون آورده که زخم را به بیداری و تهدید را به فرصتی برای حماسه تبدیل کردهاند. از تنگستان تا امروز، از تفنگ سرپر رئیسعلی تا اقتدار دریایی دلیرمردان امروز در تنگه هرمز، یک خط سرخ و روشن امتداد یافته است؛ خطی که نشان میدهد غیرت ایرانی گرفتار خط سیر مستهلک زمان نشده و فرسوده نمیگردد، بلکه با هر چرخش تاریخ، سیمایی مقتدرتر و معنایی عمیقتر به خود میگیرد. ایران بزرگ، خاطرهای تمام شده در گذشته نیست که حقیقتی در حال صیرورت و زایشی مدام در متن تاریخ است.





۱۰:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۱