به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران در مطلبی نوشت:
خطوط قرمز متضاد ایران و آمریکا بر سر غنیسازی شانس اندکی برای بهنتیجهرسیدن مذاکرات باقی گذاشته است. با این وجود، گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر حکایت از ابتکارهایی برای حل این مشکل دارند، همچون غنیسازی نمادین یا تعلیق غنیسازی برای ۳ تا ۵ سال. اگرچه به نظر میرسد حتی این ابتکارها نیز نتوانند لابی اسرائیل و جمهوریخواهان را قانع کنند؛ اما نشان میدهند مذاکرهکنندگان دو کشور تا حدی به یکدیگر نزدیک شدهاند. در این صورت ایران جهت حصول یک توافق پایدار که بتواند مانع از تصاعد مجدد تنش شود باید به چهار امر توجه کند.
انتفاع اقتصادی
آمریکا با موضع «امتیاز هستهای در ازای عدم حمله نظامی» وارد مذاکرات شد؛ اما ایران باید بر موضع «امتیاز هستهای در ازای امتیاز اقتصادی» پافشاری کند. حتی اگر دولت ترامپ به مذاکره صرفاً هستهای راضی شده باشد، جمهوریخواهان و لابی اسرائیل خواهان این هستند که ایران خواستههای موشکی و منطقهای آمریکا را بپذیرد و اگر ایران در این مرحله به عدم حمله نظامی راضی شود، این برداشت شکل میگیرد که ایران به دلیل هراس از حمله نظامی هرگونه امتیازی خواهد داد و آمریکا بلافاصله مسئله موشکی و منطقهای را نیز مطرح خواهد کرد. ایران باید در مذاکرات نشان دهد که برای درگیری نظامی آماده است و توافقی را خواهد پذیرفت که که شامل امتیازات تحریمی همچون آزادسازی داراییهای بلوکهشده یا کاهش برخی تحریمهای هستهای در حوزه مالی شود.
بازگشتپذیری هستهای
غنیسازی صفر و برچیدن (Dismantlement) دو امر مجزا هستند و ایران باید در برابر تحقق دومی مقاومت کند تا امکان آغاز مجدد برنامه هستهای –هرچند در مدت زمان طولانیتری در مقایسه با برجام- پس از نقض تعهد آمریکا فراهم شود. ایدههایی نظیر تعلیق چندساله غنیسازی، غنیسازی نمادین یا غنیسازی صرفاً در سطح زمین میتوانند بالقوه برای ایران قابل پذیرش باشند، اما باید از برچیدن برنامه هستهای جلوگیری کرد. در سناریوی برچیدن، تمامی تأسیسات زیرزمینی هستهای و تجهیزات کلیدی همچون سانتریفیوژها نابود شده و امکان تحقیق و توسعه هستهای وجود نخواهد داشت. درست است که ایران پس از جنگ ۱۲روزه دیگر نمیتواند بر بازدارندگی آستانهای خود اتکا کند (تهدید به تغییر دکترین هستهای نتوانست مانع بروز جنگ شود)، اما ایران نباید گزینه تغییر دکترین خود را بهصورت همیشگی برای خود حذف کند.
توافق گامبهگام
هرگونه توافق هستهای صرف نظر از کمیت و کیفیت امتیازات ردوبدلشده، باید گامبهگام باشد تا ایران از دریافت امتیازات تحریمی/اقتصادی مطمئن گردد. در این راستا، لازم است ایران فرآیند رقیقسازی/خروج ذخایر اورانیوم با خلوص بالا را به تدریج انجام دهد، بازرسیها را از مکانهای آسیبدیده (نخست مکانهای غیرکلیدی و سپس تأسیسات آسیبدیده) آغاز کند نه از تأسیسات جدید (کلنگگزلا و تونل اصفهان) و در نهایت برقراری مجدد سازوکارهای نظارتی ذیل پادمان و پروتکل الحاقی را بپذیرد.
امتیازات هستهای فرابرجامی
همانطور که ایران میتواند ذیل ابتکارهای مذکور بر حق غنیسازی خود پافشاری کند، لازم است شرایطی فراهم کند که امکان دستاوردسازی برای ترامپ نیز فراهم شود. ترامپ نخواهد پذیرفت که مجدداً توافقی همچون برجام با ایران منعقد شود؛ زیرا او همیشه منتقد آن بوده است. همچنین توافق باید به گونهای باشد که ترامپ بتواند آن را به جمهوریخواهان کنگره بفروشد. این امتیازات فرابرجامی میتواند در بحثهای فنی راستیآزمایی (اعم از دوربینهای نظارتی، کمیت بازرسیهای آژانس، تعداد سانتریفیوزها، درصدغنیسازی و میزان ذخایر اورانیوم) باشد.
البته اینکه این امتیازات فرابرجامی بتواند موضع جمهوریخواهان را -که متأثر از لابی اسرائیل هستند – تغییر دهد در هالهای از ابهام قرار دارد. این دو جریان مصمم هستند که پرونده برنامه هستهای، موشکی و منطقهای ایران را برای همیشه خاتمه دهند و بعید است به امتیازات فنی یا موقت قانع باشند. ایران برای دستیابی به توافقی پایدار در مذاکرات هستهای باید بر چهار اصل کلیدی پافشاری کند: دریافت منافع اقتصادی ملموس در برابر امتیازات هستهای، حفظ بازگشتپذیری برنامه هستهای از طریق جلوگیری از برچیدن زیرساختها، اجرای توافق بهصورت گامبهگام برای اطمینان از رفع واقعی تحریمها، و اعطای امتیازات نظارتی فراتر از برجام بهمنظور تسهیل دستاوردسازی سیاسی برای طرف آمریکایی. چنین رویکردی میتواند ضمن حفظ حق غنیسازی و گزینههای راهبردی بلندمدت ایران، امکان فروش توافق به بازیگران داخلی آمریکا را افزایش داده و از بازتولید چرخه تنش و نقض تعهدات جلوگیری کند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




