کد خبر 1787435
تاریخ انتشار: ۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۲۲

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی مصاف عقل و جهل نوشت:

هشت ماه پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، هفته‌ای نیست که برخی رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی، به شایعه حمله قریب‌الوقوع حمله آمریکا به ایران دامن نزنند. اگر شایعات برخی کانال‌های عبری و رسانه‌های غربی مانند رویترز، آسوشیتدپرس، وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، اکسیوس (باراک راوید) و... را جمع‌آوری کنیم، آمریکا در این هشت ماه، بالغ بر پنجاه بار به ایران حمله کرده است! و حال آنکه نوع این شایعات و خبرسازی‌ها، دروغ بوده است.

تولیدات مسموم و جهت‌دار رسانه‌های مرتبط با سیا و موساد، بلافاصله و عیناً از سوی کانال‌های زنجیره‌ای فارسی زبان در فضای مجازی بازنشر می‌شود تا به التهاب و بی‌ثباتی ذهنی نزد مخاطبان ایرانی دامن بزند. همزمان، کانال‌های دیگری هم هستند که با بهانه کردن همین فضاسازی‌ها، بازار ارز و کالا را تحت تاثیر قرار می‌دهند و به قیمت‌سازی کاذب به بهانه سایه جنگ می‌پردازند. این عملیات روانی چند لایه در حالی است که اسرائیل بر خلاف هیجان اولیه، ضربات سنگینی از ایران در جنگ ۱۲ روزه دریافت کرد و بازدارندگی‌اش با وجود هفت لایه پدافندی، در مقابل موشک‌های نقطه زن ایران در هم شکست.

بدین ترتیب، شکستی سنگین و راهبردی نصیب اسرائیل شد و این رژیم را واداشت تا از طریق واسطه‌ها درخواست آتش‌بس کند. با این وجود، حس حقارت و ناتوانی برای اسرائیل باقی ماند. چند ماه قبل، منوشه امیر تحلیلگر قدیمی صهیونیست به شبکه اینترنشنال گفت: «موضوع، بسیار بسیار بغرنج است؛ ایران غزه نیست و ۸۰ برابر اسرائیل مساحت دارد، اسرائیل اگر ضربه‌ای به ایران بزند، با واکنش متقابل روبه‌رو خواهد شد که برای اسرائیل، فرسایشی و بسیار خطرناک است.» همچنین برخلاف ‌هارت‌وهورت‌های دولت دروغگوی نتانیاهو، دکتر شموئل‌هارلاپ تحلیلگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی (INSS)، اخیراً در تحلیلی با عنوان «اردک‌ها در گالری تیراندازی: در نبود یک استراتژی ملی» نوشت: «اسرائیلی‌ها در مقابل موشک‌های ایران، مانند اردک‌هایی در گالری تیراندازی هستند.

ایران می‌تواند زیرساخت‌ها و مراکز جمعیتی اسرائیل را با موشک‌های بالستیک هدف قرار دهد و اسرائیل توانایی جلوگیری از پرتاب آنها را ندارد». یادآور می‌شود در روزهای میانی جنگ ۱۲ روزه، یک فایل صوتی از «مردخای کیدار» افسر سابق موساد منتشر شد که می‌گفت: «من نمی‌خواهم نگران‌تان کنم ولی اسرائیل نمی‌تواند بر ایران پیروز شود. پیروزی اسرائیل در مقابل ایران ممکن نیست و من به این خاطر از ایجاد آشوب در ایران حمایت می‌کنم. سؤال می‌کنند که چرا من اصرار دارم که مردم را در ایران به خیابان بکشانیم؟ و انتقاد می‌کنند که چرا تمرکز خود را بر جنگ نظامی نمی‌گذارم؟ پاسخ به این‌ها روشن است، از خودتان سؤال کنید آیا ما می‌توانیم به تنهائی در مقابل ایران پیروز بشویم؟ نمی‌خواهم نگرانتان کنم اما این کار غیر ممکن است.

خیلی خب‌، منتظرم باشیم آمریکا به کمک ما بیاید؟ آمریکا نتوانست جنگ با یمن را بیشتر از یک ماه ادامه بدهد و این انتظار، بیجا است. پس اگر این‌طور پیش برود ایران هر روز با حملاتش، زیرساخت‌های ما را می‌زند و ما به یک شکست بزرگ نزدیک می‌شویم. تنها موضوعی که می‌تواند ما را از شکست نجات دهد و جلوی فاجعه‌های بزرگ را بگیرد این است که افراد در ایران را علیه حکومت ساماندهی کنیم و آنها اقدام کنند. باید واقع بین باشیم، ایران، غزه نیست، حزب‌الله هم نیست، ایران، یک حکومت با ۵۰ سال قدمت است و وسعت و زیرساخت‌های قوی دارد.

من این اصرارم برای این است که فاجعه در اسرائیل رخ ندهد، این تأکید نخست‌وزیر نتانیاهو هم هست». بنابر آنچه گفته شد، باید پرسید هدف و مأموریت «باراک راوید»‌های صهیونیست و همکاران آمریکایی و انگلیسی (و پادوهای فارسی زبان‌شان) از پمپاژ فضای جنگی علیه ایران در رسانه‌ها چیست؟ پاسخ این سؤال را می‌توان در تحلیلی که «رز زیمت» (پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل)، آذر ماه گذشته برای این مؤسسه نوشته، پیدا کرد. او در تحلیلی با عنوان «جنگ تحمیلی دوم: جنگ اسرائیل و ایران»، هشدار می‌دهد که «انسجام ملی در ایران، بزرگ‌ترین تهدید علیه اسرائیل است». او می‌نویسد: «اسرائیل باید گزینه نظامی علیه ایران را نه به‌عنوان یک احتمال دور، بلکه به‌عنوان یک واقعیت دائماً حاضر در محاسبات تهران حفظ و تقویت کند. تجربه جنگ نشان داده که ایران، ظرفیت بازسازی توان راهبردی هسته‌ای، موشکی و پدافندی دارد. تهدید نظامی اسرائیل باید همچنان فعال، باقی بماند. هدف، جلوگیری از تثبیت این تصور است که مرحله تقابل نظامی پشت سر گذاشته شده است. آسیب‌های فعلی قابل ترمیم هستند و ایران همچنان از دانش فنی، نیروی انسانی و انگیزه لازم برای بازسازی برخوردار است».

این تحلیلگر صهیونیست ادامه می دهد: «اسرائیل باید به‌صورت مستمر، چندلایه و ترکیبی فرآیند بازسازی هسته‌ای را مختل کند و تهران را در وضعیتی از ابهام، فرسایش و عدم قطعیت راهبردی فرو برد. موضوع سوم، همکاری نزدیک‌تر با آمریکا به عنوان شرط موفقیت راهبرد مهار ایران است و اسرائیل نباید اجازه دهد جنگ اخیر به یک «اپیزود بسته‌شده» در نگاه واشنگتن تبدیل شود. قفل‌کردن آمریکا در مسیر مهار بلندمدت‌، ضروری است تا هم تهدید نظامی باورپذیر باقی بماند و هم ابتکارات دیپلماتیک آمریکا به کاهش ظرفیت‌های ایران منجر شود.

چهارم، بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی است. فشارهای اقتصادی، کاهش تاب‌آوری معیشتی، فرسایش اعتماد عمومی و اختلاف دیدگاه میان نخبگان سیاسی و امنیتی، ظرفیت تصمیم‌گیری منسجم در سطح کلان را تضعیف می‌کند و می‌تواند تمرکز حاکمیت را از اولویت‌های راهبردی خارجی منحرف سازد. چنین شکاف‌هایی اگر مدیریت و مهار نشوند، به‌تدریج به یک عامل بازدارنده درونی برای بازسازی توان راهبردی ایران تبدیل می‌شوند. لذا باید این شکاف‌ها به‌صورت پیوسته رصد شده و در سطح ادراکی، رسانه‌ای و غیرمستقیم مورد بهره‌برداری قرار گیرند، به‌گونه‌ای که از تبدیل فشار خارجی به انسجام ملی جلوگیری شود. خطر اصلی برای اسرائیل نه صرفاً نارضایتی‌های پراکنده، بلکه لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران می‌شود.

راهبرد مطلوب آن است که فضای داخلی ایران در وضعیت تنش مزمن، چندپارگی روایت‌ها و رقابت درون‌نخبگانی قرار گیرد؛ و انرژی سیاسی و اجتماعی کشور به جای تمرکز بر بازسازی قدرت منطقه‌ای و راهبردی، صرف مدیریت بحران‌های داخلی و مهار نارضایتی‌ها شود. اسرائیل باید بر اعتراضات در ایران تمرکز کرده و آن را حوزه‌ای حساس از نظر محاسبات امنیتی تلقی کند. هرگونه مداخله آشکار یا موضع‌گیری صریح می‌تواند به همبستگی اجتماعی و بسیج ملی در ایران منجر شود و نتیجه‌ای معکوس برای اسرائیل ایجاد کند. بهره‌برداری از نارضایتی‌ها باید به‌گونه‌ای انجام شود که ماهیت داخلی را حفظ کند.

هدف، تشدید تدریجی فرسایش اعتماد و افزایش فشار بر حاکمیت است، نه تبدیل به یک رویارویی آشکار میان ایران و دشمن خارجی. در اینجا مدیریت هوشمند فضای ادراکی اهمیت می‌یابد که اعتراضات نه واکنشی به تهدید خارجی، بلکه به‌مثابه پیامد ناکارآمدی‌ داخلی بازنمایی شوند. ... راهبرد حفظ فشار مستمر و فرسایشی به‌عنوان گزینه مطلوب‌تر نسبت به جنگ تمام‌عیار، قابل اجراست. جنگ گسترده، خطر انسجام داخلی در ایران و افزایش هزینه‌های سیاسی و امنیتی برای اسرائیل را در پی دارد. در مقابل، فشار چندلایه و مداوم، شامل ابزارهای نظامی محدود، اطلاعاتی، اقتصادی و ادراکی، می‌تواند توان ایران را ‌تدریجاً تحلیل برده و ابتکار عمل راهبردی را از آن سلب کند. هدف، حفظ ایران در وضعیت فرسایش دائمی است تا امکان بازیابی نقش راهبردی، انباشت قدرت و برنامه‌ریزی بلندمدت به‌طور مستمر مختل ‌شود، بدون آنکه تقابل به سطح جنگ فراگیر ارتقا یابد».

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس