به گزارش مشرق، شهید «محمد بروجردی» و یارانش تشکیلات بسیار وسیع مخفی و گمنامی داشتند به نام «گروه توحیدی صف»، این تشکیلات سازماندهی شده بود و از معدود تشکیلاتی بود که ساواک نتوانست در آن نفوذ کند. جالب این بود که خود کسانی هم که عضو این تشکیلات بودند، از رده دوم به بعد، نمیدانستند که در این تشکیلات با بروجردی کار میکنند.
برخی علت این عدم نفوذ را در آن زمان را بسته بودن تشکیلات در برابر نفوذ نیروهای رها شده از سایر گروهها و نیروهای بازداشت شده توسط ساواک میدانند که ردزنی این گروه را برای ساواک مشکل کرده بود. شهید بروجردی در راس چنین تشکیلاتی توانست یکی از کارآمدترین فرماندهان سپاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی باشد.
برای فهم بهتر موضوع، باید ماجرای تحویل مسئولیت حفاظت از حضرت امام در بدو ورود به کشور را دانست. هرچند بروجردی بعد از این مسئولیت مهم خیلی شناخته شده نبود و شناخت دقیق از دو سه ماه بعد در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، زمانی که او گروه توحیدی صف را منحل و همه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوستند و او در پادگان ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تهران مستقر شد.
شهید مهدی عراقی به نمایندگی از حضرت امام از شورای انقلاب خواسته بود تا برای حفاظت از ایشان در بدو ورود به کشور طرحی ارائه دهند. بر این اساس توسط دو طیف شورای انقلاب دو گروه معرفی شدند، توحیدی صف و مجاهدین خلق، که هر دو گروه از تشکلهای منسجم پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بودند.

نگاه محمد بروجردی به حقیقت مبارزه را در نامگذاری گروهش میتوان به خوبی مشاهده کرد، اما در مقابل سازمان مجاهدین خلق با انحرافات فکری و ایمانی مواجه بود و هر روز که به خرداد سال ۶۰ نزدیک میشویم، ابعاد این انحراف برای جریانات اصیل انقلابی عیانتر میشود.
نگاه عمیق حضرت امام در عدم استقبال از این گروه در دیدار فرستادگان این تشکیلات به نجف، عمق این انحرافات را در تشکیلات این سازمان نشان میدهد.
جلسه شورای انقلاب
در جلسهای که به این منظور تشکیل میشود. هر دو گروه طرح خود را مطرح کردند. شهید مطهری، شهید بهشتی، مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی و دیگر اعضای شورای انقلاب در جلسه حضور دارند. نمایندگان دو گروه هم دعوت شدهاند. در ادامه ماجرای انتخاب گروه توحیدی صف برای این ماموریت را میخوانید:
موسی خیابانی و مسعود رجوی از سازمان مجاهدین خلق طرح خود را ارائه کردند: ما ضمانت کتبی میدهیم که هیچ اتفاقی برای امام نیفتد. همه نیروهایمان را به کارخواهیم گرفت و اگر شما به ما اسلحه بدهید، ما ۱۵۰ نفر را مسلح خواهیم کرد و کلیه مسیرهای حرکت را پوشش خواهیم داد.
هیچ کس حق دخالت در تصمیمات نظامی ما را نخواهد داشت. فرودگاه را کاملاً در اختیار میگیریم. از پای پلکان هواپیما، آیت الله خمینی را تحویل خواهیم گرفت و تا پایان مراسم ایشان را همراهی خواهیم کرد.
ما غیر از چند تفنگ و کلت اسلحه چندانی نداریم. در جریان خیانت تقی شهرام کلیه امکانات ما به دست ساواک افتاد. غیر از درخواست اسلحه دو شرط دیگر هم داریم.
از ابتدا تا انتهای مراسم غیر از خودم هیچ کس همراه آیت الله خمینی (ره) نخواهد بود. در مسیر حرکتمان، مکانهایی را برای استقرار اعضای سازمان انتخاب کردهایم که پرچم و آرم سازمان مجاهدین و عکس شهدای سازمان را نصب خواهند کرد.»
طرح دوم متعلق به گروه توحیدی صف بود؛ شهید بروجردی و دوستش مصطفی طرح و شرایط را به این منوال توضیح دادند: ما روی جزئیات این طرح کارکردهایم. حتی نحوه نشستن هواپیما را که در صورت پیاده شدن امام کسی نتواند از برج مراقبت تیراندازی کند. نحوه بردن اسلحه به عهده ماست. ده دستگاه اتومبیل ضدگلوله پیش بینی شده و علاوه بران آمادگی داریم در صورت لزوم چهار نفر را مسلح کنیم.

تهیه اسلحه هم به عهده خودمان است. فقط یک شرط داریم و شهید با صدای آرام به شهید بهشتی پیشنهاد داد: «هیچ کس متوجه نشود که ما افتخار این مسئولیت را به عهده گرفتهایم. میخواهیم، چون گذشته ناشناخته باشیم. ترس از آن را داریم که تمام زحمات ما نزد خدا بی اثر شود. ما قصد نداریم سهمی برای خود قائل شویم.»
آیتالله بهشتی به شهید بروجردی با نگرانی در کنار گفت: «مسئله حیثیت انقلاب است. شرایط ما آنها را نگران کرده است. آنها میخواهند خودشان را مطرح کنند. در این صورت امام وام دار آنها خواهد شد. هنوز هم حاضرند هر نوع ضمانتی بدهند.»
شهید بهشتی به آنها گفت: شما چقدر به طرح خودتان اطمینان دارید؟ این چهار هزار نفر مسلح را از کجا خواهید آورد؟ نیروهای ویژه خود را چگونه وارد فرودگاه خواهید کرد؟ آن همه موشکانداز، آرپیجی را چگونه تهیه و با خود حمل میکنید که در برابر مقاومت احتمالی تانکها با آنها درگیر شوید؟ من سر درنمیآورم محمد! اعضای جلسه باورشان نمیشود که شما توان انجام این کار را داشته باشید. من آمدهام با شما اتمام حجت کنم.
مصطفی به آیتالله بهشتی بود، گفت: «اجازه بدهید خودمان به آنها توضیح دهیم که روی این طرح چقدر کار شده است. بیشتر اسلحه تهیه شده است. اجازه بدهید خودمان به آنها توضیح بدهیم که روی این طرح چقدر کار شده است. بیشتر اسلحه تهیه شده است.»
شهید بهشتی گفت: «اینها هم برای حفظ جان امام ضمانت میدهند. با این تفاوت که هیچ شرطی ندارد و کلیه کارها هم به عهده خودشان خواهد بود. در این صورت ما نمیتوانیم طرح سازمان مجاهدین را بپذیریم.»
آیتالله طالقانی نگاهی به مسعود رجوی انداخت. از آنها انتظار چنین ضعفی را نداشت. با این وجود برای او حفظ جان امام مهم بود. آیتالله مطهری در سکوت ایجادشده نگاهی به حاضرین در جلسه انداخت. از چهره دکتر مفتح و باهنر مشخص بود که با پیشنهاد او موافق هستند. مهندس بازرگان سعی میکرد در این مورد مخالفت نکند.
آیتالله بهشتی لبخند زنان شهید بروجردی و مصطفی را در آغوش گرفت و گفت: «محمد آقا شما پیروز شدید.» شهید هم جواب داد: «ما متعهد میشویم که نور چشم ملت را صحیح و سالم تحویل ملت ایران بدهیم.»
البته این تنها مواجه شهید بروجردی با مجاهدین خلق پیش از آغاز شورشها نبود و در جریان حفاظت از نماز جمعه تهران هم یک تقابل جدی بین شهید بروجردی که اینبار یک مقام رسمی و از فرماندهان سپاه بود و اعضای کادر سازمان مجاهدین برای تحویل مسئولیت حفاظت از نماز جمعه تهران اتفاق افتاد.




