یکی از جریان‌هایی که در سال‌های اخیر نقش بسزایی در سیاست‌های منطقه‌ای ایفا کرده و هر روز بر دامنه گسترش نفوذ آن در منطقه افزوده می‌شود، جریان "سلفی" است. در این گزارش به بررسی نحوه شکل گیری این تفکر در جهان اسلام می پردازیم.....

گروه گزارش ویژه مشرق؛ یکی از جریان‌هایی که در سال‌های اخیر نقش بسزایی در سیاست‌های منطقه‌ای ایفا کرده و هر روز بر دامنه گسترش نفوذ آن در منطقه افزوده می‌شود، جریان "سلفی" است.

نظر به انحراف‌های گسترده اندیشه سلفیان در جهان اسلام که متاسفانه دامنه آن به حوزه عقاید دیگر مذاهب شناخته شده اسلامی نیز سرایت کرده، تلاش‌ می‌شود، در مطلب زیر به معرفی این جریان انحرافی و سیر تحول و اندیشه‌های آن بپردازیم.

"سلفیه" در لغت و اصطلاح

سلفی‌گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان، كهنه پرستی یا تقلید كوركورانه از مردگان است، اما "سلفیه" در معنای اصطلاحی آن، نام فرقه‌ای است كه تمسك به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می‌دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود سعی بر تابعیت از پیامبر اسلام(ص)، صحابه و تابعین دارند.

آنان معتقدند كه عقاید اسلامی باید به همان نحو بیان شوند كه در عصر صحابه و تابعین مطرح بوده است، یعنی عقاید اسلامی را باید از كتاب و سنت فراگرفت و علما نباید به طرح ادله‌ای غیر از آنچه قرآن در اختیار می‌گذارد، بپردازند. در اندیشه سلفیون، اسلوب‌های عقلی و منطقی جایگاهی ندارد و تنها نصوص قرآن، احادیث و نیز ادله مفهوم از نص قرآن برای آنان حجیت دارد.

 

آشنایى با مکتب "سلفیه"

از آغاز قرن چهاردهم هجری بود که مکتب "سلفیه" بر سر زبان‌ها افتاد و گروهى آن را به عنوان "دین" برگزیدند و خود را "سلفى" نامیدند و برخى آن را "روش فکرى" براى رسیدن به حقیقت اسلام دانستند.

سلفى‌ها خود را پیرو مکتب "اهل حدیث" مى‌دانند که در عصر عباسیان و پس از اختلاف با معتزله و اهل کلام و شیعیان پدید آمدند.

پس از درگذشت "احمد بن حنبل" در سال۲۴۱ هـ.ق که بنیانگذار مذهب اهل حدیث است، این شیوه در میان "حنابله" ادامه داشت. حنابله در اصول و فروع و عقیده و احکام، خود را پیرو اهل حدیث می‌دانستند و تا مدتى خلفاى عباسى به ترویج این مکتب پرداختند.

در سال ۳۰۵ "ابوالحسن اشعرى" تحت عنوان "احیاى مکتب اهل حدیث" بالاخص احمد بن حنبل، مکتبى را پاىه‌گذا‌رى کرد و خواست اصلاحاتى در عقیده اهل حدیث ایجاد کند، زیرا عقیده آنان با خرافات زیادى آمیخته شده بود و پیوسته مى‌گفتند "قرآن، قدیم است" و بشر در زندگى خود فاقد "اختیار" است و خدا دست و پا و چشم و دیگر اعضا دارد. او براى اصلاح این مکتب، قد علم کرد و تاحدى توانست اصلاحاتى انجام دهد، ولى متعصبین اهل حدیث او را از خود طرد کردند.

با پیدایش مکتب اشعرى شکاف عمیقى بین اهل حدیث و این گروه از اهل سنت پدید آمد و این دو پیوسته در جنگ و جدال بودند که گاهى به خون‌ریزى مى‌انجامید، زیرا همان‌طور که گفته شد، اشعرى اصلاحاتى در عقیده اهل حدیث انجام داد و براى خود در مسائل عقیدتى مقامى قائل شد.



ظهور ابن تیمیه حرانی

یکی از نقاط عطف تفکر سلف‌گرایی ظهور "ابن تیمیه حرانی" است. او بعد از آنکه به جای پدرش بر کرسی تدریس و استفتاء نشست، عقایدی در مسائل توحیدی و جانبداری از اهل حدیث و پیروی از سلف و مخالفت با سایر گروه‌های فکری و فرقه‌های کلامی و فقهی بیان کرد که در میان مسلمانان اختلاف شدیدی درباره افکار او پدید آمد تا جایی که برخی او را به عنوان رهبر فکری خویش پذیرفتند و برخی نیز او را به شدت انکار کردند و عقاید او را بدعت دانستند و فتوا به قتل یا حبس او دادند.

در تمام این دوران که اهل حدیث در یک طرف و اشاعره در طرف دیگر بودند، هرگز "سلف" و "سلفیه" به عنوان مذهب مطرح نبود تا اینکه ابن‌تیمیه دعوت به شیوه سلف را شعار مکتب خود ساخت، ولى در عین حال از کلمه "سلفیه" بهره نمى‌گرفت و مى‌گفت، ما تابع "اهل سنت و جماعت" هستیم که در سه قرن نخست (از سال ۱۱ تا ۳۰۰ هـ‌ ق) زیسته‌اند.

 

سلفیه پس از ابن تیمیه: احیا توسط محمد بن عبدالوهاب

پس از درگذشت ابن‌تیمیه و هجوم فقیهان همه مذاهب بر ضد او دعوت به پیروى از اهل حدیث، آن هم به شیوه این گروه محدود چندان رونقى نداشت و برخى از شاگردان او، مانند "ذهبى" و "ابن قیم" و "ابن کثیر" نتوانستند، شیوه او را ترویج و گسترش دهند و پیروانى فراهم آورند، زیرا او در نقطه‌اى این فکر را مطرح کرد که مرکز علم و دانش و قله فقاهت، مانند شام و مصر بود.


محمد بن عبدالوهاب پایه‌گذار مکتب سلفی در عربستان تحت عنوان وهابیت

چهارصد سال بعد از ابن تیمیه در اواسط قرن دوازدهم هجری شخص دیگری به نام "محمد بن عبدالوهاب" ساكن نجد حجاز مسائل ابن تیمیه و نظرات وی را پیگیری كرد. محمد بن عبدالوهاب چون از علم وافر ابن تیمیه بهره‌مند نبود، راه عمل و اقدام را برگزید و رساله‌های كوچك و قاطع پر از آیه و حدیث بدون اصطلاحات علمی برای تعلیم عوام به نگارش درآورد و به شمشیر متوسل شد و راه تندی و خشونت را پیش گرفت. وی تابعین برنامه‌اش را مسلمین و موحدین و مخالفینش را كفار و مشركین نامید و شروع به تبلیغ عقاید خود کرد كه آنها را "مُرّ قرآن و حدیث" می‌پنداشت و بر سر آن با قبایل همسایه خود به جنگ پرداخت.

محمد بن عبدالوهاب سرانجام به كمك و با امارت رئیس قبیله‌ای به نام "محمد بن سعود" دولت كوچكی را در شهر "درعیه" از شهرهای نجد بنا کرد و احكام شرعی را برابر نظریات خود كه از حنبلی‌ها و اهل حدیث آموخته بود، به اجرا گذاشت و تبلیغات خود را بر تبیین شرك و توحید متمركز كرد و به ویران كردن مقبره‌ها و بناهای ساخته شده بر قبور پرداخت. برخلاف ابن تیمیه كه به وحدت جهان اسلام بر گرد اندیشه‌های سلف می‌اندیشید كه مسلك ناب اهل سنتش می‌دانست، محمد ابن عبدالوهاب بیشتر به پیروزی گروه تحت فرمان خود می‌اندیشید.

بعد از ابن عبدالوهاب تا مدتی نزدیک به 26 سال اساس دستگاهی كه او به همیاری محمد بن سعود و عبدالعزیز پسرش پایه‌ریزی كرده بود، پابرجا بود و حتی در نقاطی از جهان اسلام چون یمن و آفریقا و و هند و عراق نیز به روش سلفیان تبعیت می‌کردند.

نام ابداعی "وهابی" كه از طرف معاندین این جماعت بر آنها نهاده شده بود، به عنوان بدعت‌گذار و بی‌دین و توهین‌كننده به مقدسات در سراسر جهان اسلامی آن روز شایع شد و لذا سلطان عثمانی و شاه ایران برای سركوب آنها لشكرها تدارك دیده و روانه كردند. سرانجام در سال 1232 یا 27 سال بعد از فوت محمد بن عبدالوهاب سپاهیان "محمد علی پاشا"، والی مصر به اشاره سلطان عثمانی مركز آنها یعنی شهر درعیه را به تصرف خود درآورده و كانون سیاسی و نظامی این جماعت را درهم شكستند، ولی پس از مدتی وهابی‌ها باز امارتی مجدد را در ریاض تاسیس كردند كه آن هم در سال 1250 با كشته شدن "تركی بن عبدالله" دچار ضعف و فروپاشی شد.

مقارن جنگ جهانی اول بار دیگر خاندان سعود طی كشمكش‌های سیاسی و قبیله‌ای بعد از یك دوره طولانی غیبت بیش از صد ساله دوباره بر اریكه قدرت حجاز تكیه زدند (1921) و این‌بار تمام شبه جزیره را به تصرف خود درآوردند و شهرهای مقدس مكه و مدینه را هم به تصرف خود درآوردند.

 

احیای مجدد سلفی‌گری

به این ترتیب بار دیگر نهضت سلفی رونق تازه‌ای گرفت و شیوخ سلفی و سلاطین آل‌سعود دست در دست هم به ترویج مسلك خویش پرداختند اولین سلطان سعودی (ملک عبدالعزیز) علی‌رغم تندروی‌ها و قشری‌گری‌های سلفی‌های احساساتی در قبال توازن نیروهای سیاسی در سطح عالم اسلام مشی مصلحت گرایانه‌ای در پیش گرفت.

سلفى‌گرى در نجد موجى از تند‌روى و سخت‌گیرى به راه انداخت و آنان کم کم به تکفیر همه مسلمانان پرداخت و گاهى براى ساکت کردن مخالفان، شیعه را تکفیر کرده و اشاعره و صوفیه و مذاهب دیگر را اهل بدعت ‌خواندند و مدعى ‌شدند که اسلام ناب محمدى در اختیار سلف بوده و فهم آنان از کتاب و سنت براى همگان حجت است و هر کس از این راه عدول کند، بدعت‌گذار یا خارج از اسلام است.

 

سلفی‌گری در مصر

مصر سرزمین‌ کهنی است که اواخر قرن دهم هجری عثمانی‌ها بر آن مسلط شدند و سال 1177 هجری شمسی به تصرف ناپلئون درآمد. هفت سال بعد عثمانی با کمک انگلیس ناپلئون را از مصر بیرون کرد و "محمد علی داودی" را حاکم مصر کرد تا مصر را آرام کند. او سلسله‌ خدیو‌ها (پاشاها)‌ را در مصر پایه‌گذاری و آرام آرام مصر را از عثمانی مستقل کرد.


حمله‌ ناپلئون به عثمانی و تصرف مصر ضعف امپراتوری عثمانی را آشکار و جنبش‌های اسلامی را فعال‌تر کرد. از اوایل قرن سیزدهم هجری شمسی هرچه نفوذ عثمانی در مصر کم می‌شد،‌ نفوذ اروپایی‌ها بیشتر شد تا جایی که حدود سال 1261 هجری شمسی انگلیس کنترل همه‌ امور مالی و اداری مصر را در دست گرفت و مصر را مستعمره خود کرد. در چنین دورانی "سید جمال الدین اسد آبادی" به مصر آمد و جوانان مصر را به مبارزه علیه انگلیس دعوت کرد.


سیدجمال الدین اسد ابادی
در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد،
قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود.


سید جمال مسلمانان را دعوت می‌کرد، به اسلام دوران پیامبر باز گردند. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد، قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. شیخ محمد عبده، سعد زغلول، ابراهیم هبلاوی، فتحی زغلول و بسیاری دیگر از نویسندگان لبنانی، سوری و مصری دور سید جمال جمع شدند و با مقالاتشان به خصوص در مصر جنبش‌های اعتراضی علیه استعمار انگلیس به راه انداختند که مهمترین آنها در تاسیس "انجمن وطنی" و قیام "اعرابی پاشا" نمود پیدا کرد.



محمد عبده از شاگردان سید جمال الدین اسدآبادی


عبده راه نجات مسلمانان را بازگشت به  اسلام دوران پیامبر و اسلام سلف می‌دید،
 ولی بر عقل و آگاهی تأکید می‌کرد


دولت مصر سید جمال را از این کشور اخراج کرد، تا بعد شاگردانش راهش را ادامه دهند. یکی از مهمترین شاگردان سید جمال در مصر "محمد عبده" بود. او که سال‌ها با سید جمال همراه بود، وقتی به مصر بازگشت روش انقلابی و حماسی سید را کنار گذاشت و برای رسیدن به آرمان‌های او روشی آرام را پیش گرفت.

عبده راه نجات مسلمانان را بازگشت به  اسلام دوران پیامبر و اسلام سلف می‌دید، ولی بر عقل و آگاهی تأکید می‌کرد و می‌گفت، اگر دین را درست درک کنیم، می‌بینیم در دین ملاک شناخت عقل است و ایمانی که بر عقل استوار نباشد، پذیرفته نیست. او می‌گفت باید بازگشت به گذشته یعنی سلفی‌گری دست برداریم و سعی کنیم، دین را همانگونه بفهمیم که گذشتگان می‌فهمیدند.

عبده با نص‌گرایی و تقدیرگرایی مخالف بود و تلاش می‌کرد، دین را با دنیای جدید مطابقت دهد و نظام خلافت را نظام مطلوب سیاسی در اسلام می‌دانست و می‌گفت، اگر مردم ببینند خلیفه اشتباه می‌کند، می‌توانند علیه‌ او قیام کنند.

محمد عبده شاگردان بسیاری تربیت کرد که "رشید رضا" از مشهورترین آنان بود. وی اهل سوریه بود و در مدارس دینی مخالفان خلافت عثمانی درس خوانده و با خواندن "عروه الوثقی" با سید جمال و عبده آشنا شده بود. زمانی که عبده از تبعید برگشت، رشید رضا به مصر رفت و شاگرد و همراه او شد.

رشید رضا، از پایه‌گذاران جریان سلفی در مصر


او از شاگردان مشهور عبده بود

رشید رضا سلفی متعصب و تا حدودی متمایل به وهابیت بود

 که مبارزه‌طلبی و انقلابی‌گری سید جمال را با روش فرهنگی و تربیتی عبده تلفیق کرد.


رشید رضا سلفی متعصب و تا حدودی متمایل به وهابیت بود که مبارزه‌طلبی و انقلابی‌گری سید جمال را با روش فرهنگی و تربیتی عبده تلفیق کرد. رشید رضا ابتدا تلاش کرد، نشان دهد خلیفه مقدس نیست و از ایده‌ چند حکومت اسلامی به جای یک امپراتوری اسلامی دفاع کرد.

 هنوز مدتی از بحث‌های رشید رضا نگذشته بود که امپراتوری عثمانی منحل و مقام خلافت برچیده شد و کشور‌های جدیدی شکل گرفتند که مهمترین سوال آنها سیستم حکومتی جایگزین خلافت بود.

در مصر آن زمان سه گرایش ملی‌گرا، غرب‌گرا و اسلام‌گراها با هم رقابت می‌کردند تا با کسب مقبولیت میان مردم خود را جایگزین مناسبی برای سیستم گذشته معرفی کنند. در این میان اسلام‌گراها می‌گفتند، باید از اسلام سلفی اطاعت کرد تا به دوران شکوه اسلام در صدر اسلام باز گردیم.

در میان شاگردان رشید رضا، "حسن البنا" 1927 در شهر‌"اسماعیلیه" مصر جمعیتی اسلام‌گرا بنیان گذاشت که خیلی زود از تأثیرگذارترین گروه‌های اسلامی در آفریقا، اروپا،‌ آسیا و حتی آمریکا شد.

 

حسن البنا، پایه‌گذار جماعت اخوان المسلمین در مصر

آغاز مهمترین تشکل سلفی

البنا در قاهره سازمانش را گسترش داد. برای سازمانش قانون اساسی و آیین‌نامه داخلی نوشت. نشریه‌ "الاخوان‌الملسمین" را منتشر و تشکیلاتش را تقویت کرد تا هر روز بر تعداد هوادارانش بیشتر شود.

اخوان‌الملسمین هدف اصلی خود را تشکیل حکومت اسلامی در مصر و تمامی کشور‌های جهان اسلام اعلام کرد، اما در این راه بر تشکیل حکومت اسلامی مسالمت‌جویانه تاکید و کودتا را رد می‌کرد. جوانان پرشور اخوان روش معتدل او را نمی‌پسندیدند و بارها از او انتقاد کرده و خواستند درباره‌ برخی مسائل مالی، کمک‌های دریافتی و روابطش با پادشاه و دولت و حتی انگلیسی‌ها توضیح دهد. توضیحات البنا هوادارانش را قانع نکرد و موجب شد در سال 1938 از اخوان جدا شده و گروه "جمعیت جوانان محمد" را تشکیل دادند.


درگیری‌های سلفی‌ها در مصر

اخوان در سال 1944 در انتخابات پارلمان مصر شرکت کرد، اما دولت با تقلب نگذاشت، هیچ‌یک از نامزد‌های اخوان رای بیاورد. این موضوع اخوانی‌ها را به شدت خشمگین کرد و آنها را به خیابان‌ها کشاند که درگیری آنها با هواداران حزب کمونیست "وفد" را درپی داشت.

برافروخته شدن آتش جنگ علیه اسرائیل تاحدودی درگیری‌ بین آنها را آرام کرد. اما پس از جنگ بار دیگر این اختلافات دوباره از سر گرفته شد، تا اینکه در سال 1948 دولت مصر اخوان‌الملسمین را منحل کرد.


البنا خیلی پیگیر قضیه انحلال جماعت نشد، اما اخوانی‌ها نمی‌توانستند انحلال جماعت را بپذیرند. آنها بیست روز بعد "نقراشی پاشا"، نخست‌وزیر مصر را به جرم خیانت به وطن و انحلال اخوان ترور کردند. دولت جدید از البنا خواست ترور پاشا را محکوم کند تا با هم مذاکره کنند، او این کار را کرد. این موضوع اخوانی‌ها را عصبانی‌تر کرد. در سال 1950 پادشاه مصر، البنا را ترور و تشییع را برای او ممنوع کرد، در مقابل اخوانی‌ها هم تلاش کردند، رئیس نمایندگان مجلس و نخست‌وزیر را ترور کنند که نتوانستند.


حسن البنا در غزه
در سال 1950 پادشاه مصر، البنا را ترور و تشییع را برای او ممنوع کرد


سال بعد دولت مصر استعفا داد و دولت جدید با اخوانی‌ها کنار آمد و این جماعت را قانونی اعلام کرد، اما اخوانی‌ها که اواخر دوران البنا متفرق شده بودند، دیگر نمی‌توانستند دور هم جمع شوند؛ به خصوص که مدتی مرشد هم نداشتند و این موجب بروز انشعاباتی در اخوان شد.

 

افراط‌گرایی سلفی‌های مصر

سید قطب معلم بود و دولت مصر او را به آمریکا فرستاد تا درباره شیوه‌های آموزش و پرورش در آمریکا تحقیق کند، او دو سال در آمریکا ماند و وقتی برگشت چنان عوض شد که خودش می‌‌گفت، دوباره متولد شده است. سید در آمریکا بود که حسن البنا ترور شد و از نزدیک خوشحالی مطبوعات آمریکایی از کشته شدن البنا را دید و تصمیم گرفت در بازگشت به اخوان بپیوندد.

قطب از گذشته با اسلام‌گراها و سلفی‌های متمایل به رشید رضا آشنا بود. وی در بازگشت از آمریکا از کارهای دولتیش استعفا کرد و مطالعاتش را درباره اسلام سلفی ادامه داد و از مودودی بسیار متأثر شد، هر چند از وهابی‌ها انتقاد می‌کرد که در عربستان به قدرت رسیده بودند.


سید قطب، از چهره‌های سرشناس جریان سلفی در مصر
دولت ناصر، سید قطب را دادگاهی و به اعدام محکوم کرد.


سید قطب در توحید و تفسیر قرآن از ابن تیمیه پیروی کرد و تقدیر‌گرایی و نص‌گرایی را پذیرفت و مانند البنا و مودودی مسلمانان را به تشکیل حکومت اسلامی دعوت کرد.

قطب برای رسیدن به حکومت اسلامی جهاد و انقلاب علیه حاکم وقت را توصیه می‌کرد و برای همین او را اولین کسی می‌دانست که مفهوم انقلاب را وارد ادبیات سیاسی اهل سنت کرد. به نظر قطب جامعه‌ای که خدا را قبول دارد، ولی به قوانین دینش عمل نکند جامعه‌ جاهلی است. او بر جهاد خیلی تأکید می‌کرد و می‌‌گفت، در چنین جامعه‌ای باید علیه حاکم جهاد کرد.

موضع‌گیری‌های سید قطب علیه آمریکا و صهیونیسم از تمایزات مهم سید قطب نسبت به دیگر اندیشمندان سلفی است. او اولین کسی بود که از اسلام آمریکایی گفت و مسلمانان را به اتحاد دعوت کرد و تفرقه را خواست استعمار دانست.

سید قطب توسط ناصر زندانی شد تا‌ پنج سال بعد با وساطت "عبدالسلام عارف"، رئیس جمهوری عراق از زندان آزاد شود. پس از آزادی از زندان مقالات سید قطب تند‌تر و انتقادی‌تر شد و سلفی‌ها هم جدی‌تر سخنان او را پی گرفتند. این موجب شد، دولت ناصر دوباره سید قطب را دادگاهی و به اعدام محکوم کند.

اخوانی‌ها که دوران البنا بارها منشعب شده بود، بعد از او هم چند بار دیگر منشعب شدند که مهمترین انشعاب‌هایش سازمان آزادیبخش اسلام، جامعه مسلمانان و سازمان‌ الجهاد بودند. این سه گروه به شدت از سید قطب متأثر بودند و هر کدام تعبیر و تفسیر خاصی از سخنان قطب داشتند و راهی متفاوت را در پیش گرفته بودند.

 

جامعه مسلمانان

"جامعه مسلمانان" با رهبری "شکری مصطفی" گرایش سلفی‌ شدیدی داشت و جامعه‌ امروزی مسلمانان را جامعه‌ کفار ‌نامید و می‌گفت، باید از چنین مسلمانانی کناره گرفت تا پاک شد و بعد برای پاک کردن دیگران جهاد کرد.

شکری مصطفی معتقد بود، تمامی جوامع اسلامی بعد از دوران پیامبر و چهار خلیفه کافر شده‌اند و نجات پیدا نمی‌کنند، مگر آنکه به گروه او بپیوندند. آنها که به "تکفیری‌ها" یا "گروه تکفیر و جهاد" هم معروف بودند، دیگر مسلمانان را تکفیر می‌کردند و می‌گفتند، بیرون از جمعیتشان راهی برای نجات نیست. آنها می‌گفتند، مسلمانان ‌باید با پیروی از پیامبر ابتدا یک هسته‌ نیرومند و قوی از مؤمنان تشکیل دهند و بعد با تمامی کفر مقابله کنند.



شکری مصطفی" گرایش سلفی‌ شدیدی داشت و
 جامعه‌ امروزی مسلمانان را جامعه‌ کفار ‌نامید !



سازمان آزادیبخش اسلامی


"سازمان آزادیبخش اسلامی" انشعابی دیگر بود که گرایش‌های سلفی معتدل‌تری داشت، اما از جامعه کناره‌گیری نمی‌کرد. رهبر سازمان "صالح سریه" فلسطینی الاصل بود که روش ملایم‌تری نسبت به شکری داشت و در شورایی دوازده نفره برای گروهش تصمیم می‌گرفت. آنها دنبال استقرار حکومت اسلامی در مصر بودند و برای رسیدن به قدرت بین اعضای ارتش نفوذ می‌کردند. این سازمان در سال‌ 1977 درصدد کودتا علیه دولت مصر برآمد که دولت آن‌ را منحل کرد. مطبوعات مصر این گروه‌ها را خوارج قرن بیستم نامیدند. بیشتر اعضای این دو گروه از فارغ التحصیلان دانشگاه بودند.



صالح سریه فلسطینی الاصل بود و
 روش ملایم‌تری نسبت به شکری داشت

 

سازمان جهاد

"سازمان جهاد" فرمانده و رهبر خاصی نداشت و به صورت شورایی اداره می‌شد و میان ارتشی‌ها، نیرو‌های امنیتی و مأموران دولتی نفوذ می‌کرد تا اهدافش را پیش ببرد. عدم تمرکز انعطاف‌پذیری آنها در تصمیم گیری و عملیات بالا را برده بود. جهادی‌ها به شدت از "خالد فرج"، مرشد روحی‌اشان که سلفی بود و همچنین ابن تیمیه و سید قطب متأثر بودند. خالد فرج می‌گفت چون حاکمان مسلمان را مسیحیان، کمونیست‌ها و صهیونیست‌ها آموزش داده‌اند، مسلمانان باید علیه آنها اعلام جهاد کنند. او همکاری با فرمانروای کافر را که ادعای مسلمانی دارد، حرام و مجازات او را مرگ و تنها شکل جهاد را مبارزه‌ مسلحانه و دیگر‌ راه‌های مسالمت‌آمیز مثل شعار دادن و حزب داشتن را نشانه ترس و حماقت می‌دانست و معتقد بود، اسلام تنها با نیرو‌ی اسحله پیروز می‌شود، اما برای پیروزی اسلام ابتدا باید با کفر داخلی (حکومت) و سپس با کفر خارجی مبارزه کرد.

 

سلفی‌ها در دوره انور سادات و حسنی مبارک

با روی کار آمدن "انور سادات" به جای ناصر فعالیت اسلامگراها علیه دولت و مسیحیان شدت گرفت. او با دستگیری اعضای التکفیر و نهضت آزادیبخش تلاش کرد، اسلامگراها و مساجد را کنترل کند. توجه غرب و اسرائیل به سادات، تهدید‌های او نسبت به ملی‌گراها واسلامگراها و سرانجام کنار آمدن با اسرائیل او را میان مصری‌ها و حتی اعراب منفور کرد و در نهایت سال 1980 "خالد اسلامبولی" از اعضای جهاد، او را اعدام انقلابی کرد.




 سادات و جانشین بعدیش (حسنی مبارک)
با کمک آمریکا و اسرائیل مبارزه‌ شدیدی را علیه اسلام‌گراها آغاز کرد
ند
 
با ترور سادات، حسنی مبارک، جانشین وی با کمک آمریکا و اسرائیل مبارزه‌ شدیدی را علیه اسلام‌گراها آغاز کرد که به درگیری و جنگ مسلحانه با آنها انجامید. اخوانی‌ها تا مدت‌ها در زمان مبارک سرکوب شدند، اما سرانجام بعد از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک اسلام‌گراها در 25 ژانویه 2010 شکست خورد و حکومتش برچیده شد.

ادامه دارد...
 
منابع و مآخذ:

1- المذهب السلفی: "ابن قیم الجوزیة و شیخه ابن تیمیة" فی النحو و اللغة

2- اﻟﺪﻳﻤﻘﺮاﻃﯿﺔ اﻟﺴﻠﻔﯿﺔ

http://www.talabanews.net/node/24907

3- الحركات السلفية في مرآة خبراء عرب وأوروبيين

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/356951

4- اللاتاریخیة السلفیة (مشاریع الأسلاف أم إفلاس المشاریع)

http://abdolkarimahwazi.persianblog.ir/post/15

5- الظاهرة السلفیة

http://www.alhiwaraldini.com/Portal/Cultcure/Arabic/CaseID/106839/71310.aspx

6- تامنهج السلفی الوهابی

http://mogradfekr.blogspot.co.uk/2011/07/blog-post.html

7- المصلح الكبير محمد رشيد رضا من الصوفية إلى السلفية

http://www.saaid.net/feraq/el3aedoon/17.htm

9- المقارنة بين السلفية والاخوان المسلمين

http://www.paldf.net/forum/showthread.php?t=430626

10- «الاخوان المسلمون» بين السلفية والصوفية

http://digital.ahram.org.eg/articles.aspx?Serial=632963&eid=891

11- ما بين الاخوان المسلمين والسلفية الجهادية

http://assawsana.com/portal/pages.php?newsid=124523

12- نشأة محمد بن عبد الوهاب والحركة الوهابية السلفية

http://asalafy.blogspot.co.uk/2011/10/blog-post_30.html

13- عقيدة الشيخ محمد بن عبدالوهاب السلفية وأثرها في العالم الإسلامي

http://majles.alukah.net/showthread.php?24745-%D8%AD%D9%85%D9%84-%D8%B9%D9%82%D9%8A%D8%AF%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%8A%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81%D9%8A%D8%A9-%D9%88%D8%A3%D8%AB%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%81%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF-pdf

14- دراسة: السلفية تخترق جماعة الإخوان المسلمين في أكبر هزة تنظيمية

http://www.alarabiya.net/articles/2010/11/27/127653.html

15- تاريخ نجد و دعوة الشيخ محمد عبد الوهاب (السلفية) 3.1.2

http://dar.bibalex.org/webpages/mainpage.jsf?PID=DAF-Job:72113&q=

16- عصر التکفریین الجدد

http://www.al-akhbar.com/node/140997

17- أمیرکا والغرب یقفان وراء التکفیریین فی سوریا

http://ar.jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=4014&Serv=1

18- هل تخلى الإخوان المسلمون عن أفكار سيد قطب؟

http://www.muslm.net/vb/showthread.php?463536-%D9%87%D9%84-%D8%AA%D8%AE%D9%84%D9%89-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86-%D8%A3%D9%81%D9%83%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%8A%D8%AF-%D9%82%D8%B7%D8%A8%D8%9F

19- قراءة في أفكار السلفية الإصلاحية ورؤاها

http://alghad.com/index.php/article2/33186/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A1%D9%87-%D9%81%D9%8A-%D8%A7%D9%81%D9%83%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%81%D9%8A%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D9%8A%D9%87-%D9%88%D8%B1%D8%A4%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%82.html?section_id=0

20- القاعدة بیدق بید السعودیة في سوریا

http://albadee.net/news/4823/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A9-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%A9-%D9%81%D9%8A-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7

21- أقوال العلماء السلفيين في حكم من حكَّم القوانين

http://www.al-sunan.org/vb/showthread.php?t=7005


نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 77
  • در انتظار بررسی: 2
  • غیر قابل انتشار: 2
  • امیرخان ۱۳:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    عالی بود مشرق ادامه اش دهید مفصل تر(لطفا)
  • علی روشن ضمیر ۱۳:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 4
    واقعا برای مشرق که یک سایت راست اصولگراست متاسفم.سلفی ها مسلمانان واقعی و متعصبی هستند که هرگز خودشون رو به نافهمی نمیزنند.و کوچکترین ارتباطی هم به وهابیت نداره،و به شدت هم ضد اسرائیل و غرب و پایبند به شریعت محمد(ص) هستند. این رو بدانید که فلسفه و عرفان آفت دین اسلام است و اسلام واقعی یعنی عمل دقیق به شریعت و نص صریح قرآن و سنت معصوم .اگر بنا بر این بود که عقل و فلسفه حجت باشند پس این آیه قرآن که میگوید ما هیچ چیز را در قرآن فروگذار نکردیم العیاذبالله بی معناست.
  • ۱۳:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 1
    جدی میگی چندتا عکس بفرست ببینیم
  • غلام امام حسن ۱۳:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    جالب بود
  • سید عبدالله ۱۴:۰۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    مقاله جامعه ای بود ... منتظر ادامه....
  • ۱۴:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    جناب آقاي سلفي اين خنجري كه دست اين جناب شيخ است براي دريدن شكم امريكا واسرائيل است يا بريدن گلوي مسلمانان ديگر مثل شيعه . حالا ديديم سلفيهاي مورد ادعاي شما درسوريه عراق وافغاننستان چه برسر مردمان مسلمان آنان آوردند حالا دم خروس را باوركنيم يا قسم حضرت عباس را. مي دانيد كه با اين عكس جناب شيخ مردمان حق وعدالت درهرديني كه باشد چگونه درمورد اسلام ومسلمانان قضاوت خواهد كرد .
  • ناظر ۱۴:۱۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    غرب از افراطی گری سلفی ها استفاده کردن وبا شاخوبرگ دادن به این فرقه توانسته اند این جمعیت را به سلطه خود در آورند و در سیاست خود بکار گیرند. و حالا در منطقه بین شیعه وسنی در (عراق و سوریه).
  • yaser ۱۴:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    1 0
    کاملا آشکاره که الان کیا دشمنان اسرائیل و کیا دوستان اسرائیلند
  • sad ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    سلفیا با هیچکس به جز خودشون کنار نمیان. دشمن شیعه هستن .حتی در ایران خودمونم در بعضی از مناطق جنوب و همینطور غرب کشور زندگی میکنن .
  • محمد ۱۴:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    فرق سلفی ها با وهابی ها و سنی ها چیست؟
  • رضا ۱۴:۴۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    "سلفی‌گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان، كهنه پرستی یا تقلید كوركورانه از مردگان است" آخه چرا از خودتون مینویسد؟سلف به معنای گذشته است و سلفی یعنی کسی که منسوب به گذشته است و هیچ ربطی به کهنه پرستی و تقلید کورکورانه نداره. وقتی مقالات رو همین جوری و بدون کارشناسی کپی و پست میکنید نتیجه اش همینه. نقد باید منصفانه باشد نه از همان ابتدا یک طرفه . شیعیان هم سلفی هستند ولی گذشته ما ائمه و پیامبر است.
  • بهنام ۱۴:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    مهم پشت پرده است که اینها از آخور کی میخورند دشمن شیعه است یا ظلم جهانی
  • واحد خبر روناش ۱۴:۴۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    لطفا نظر ما رو پاک کنید . اینو گذاشتیم که اگه شد و در صورت امکان منتشر کنید ! وگرنه نظر هیچ ربطی به این مطلب شما نداره!
  • ۱۴:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    چراازعقاید سلفی هاننوشته اید ؟؟
  • ۱۵:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    سلفی ها و وهابیها مسلمان نماهای خر مغز و متعصب و کج فهمی هستند که با حمایت غرب بزرگترین ضربه را به دین اسلام که دین مهربانی و عطوفت گذشت است میزنند.این احمق ها شیعه را کافر و مستحق مرگ میدانند ولی در مقابل آمریکا و اسراییل و استعمار انگلیس که بیشترین ضربات را به مسلمانان میزنند کر و لالند!اینها مردمان وحشی و اوباشی هستند که باعث ضربه و تفرقه به امت اسلامند.
  • کی شمس ۱۵:۵۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    1 0
    جامع
  • ۱۵:۵۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    البنا و قطب و مودودی که نامبردید خطری برای سایر مسلمین نبودند آنچه که امروز اسلام رو تهدید میکنه حاصل توحش، تحجر و دلارهای نفتی سعودی است که در 25 سال گذشته به شدت در گوشه کنار عالم اسلام نفوذ کرده
  • ناشناس ۱۶:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    و اینکه خالد اسلامبولی یک سلفی بود و اینکه پیرو مکتب سید قطب؛ جای تعمق بیش تری دارد.
  • امیرسجاد ۱۶:۳۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    نابغه روشن ضمیر نص صریح فرمایش معصوم میفرماید قرآن هفت بطن داره و تفاسیر امامان نشون میده ما بغیر از ظاهرش چیز زیادی ازش نمیفهمیم حکمت مربوط به بطون دیگر شریعت هستش ... سلفی ها گروه گمراه و احمقی هستن که دشمن آشکار شیعیان محسوب میشن ... .
  • ۱۶:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    سلام خیلی جالب بود خوب است سلفی گری معاصر را نیز بیشتر توضیح دهید
  • محمد ۱۷:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    لطفا در مورد سفياني وگرايش مذهبي او بنويسيد.
  • دانشکده شهید شمسی پور ۱۷:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    عقل رسول باطن و پیامبر رسول ظاهر است. عارف عاقل در تعادل است نسبت به عارف واحد یا عاقل واحد؛مانند حضرت امام خمینی(ره) که عاقلِ عارفِ عامل بود یا علامه حسن زاده عاملی.اگر فلسفه نبود فقه ناقص می ماند نظام استوار جمهوری اسلامی ایران به همراه توسعه پایدارش خبر از وثوق حکومت فقاهتی اسلامی می دهد.راه صلح و مذاکره را می پسندد و به وقتش شمشیر خود را بر فرق منحرفین می کوبد طوری که تکه های کاسه سرشان به اطراف پراکنده شود. سعودیِ نجاست خوار نفت ارزان به آمریکا می فروشد تا خون مسلمان بحرینی را برای او بریزد،حالا شده مسلمان واقعی،تو روشن ضمیر هستی؟تو علی هستی؟
  • ۱۷:۲۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    چند تا گلوله به سمت اسرائیل شلیک کردن تاحالا؟ اینهمه وحشیگری و خشونت "عمل دقیق به شریعت و نص صریح قرآن" هست؟ جز با "وحی و عقل" نمیشه به دینداری رسید بنده خدا. پس خدا برای چی بهت عقل داده؟
  • حسین ۱۷:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    کامل بود و نتیجه داره به این شرط که ترجمه بشه و منتشر بشه در کشورهایی که به این درد مبتلا هستند. ما در ایران تحلیلگرهای خوبی‌ داریم ولی‌ بزرگترین ایرادشون اینه که تحلیلهاشون فقط محدود به داخل کشور هست و این ایراد بزرگی‌ هست چون زحمتی که کشیده می‌شه به هدر میره و مخاطبی که به فرض در معرض عقاید سلفی گری هست هیچ تأثیری نمی‌گیره. دقیقا مثل اون مقالات در مورد انجیل بارناباس که باید به زبانهای جامعه مسیحیت ترجمه بشه که اثر کنه
  • ۱۷:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    آيه قرآن : محمد رسول الله و الذين معه اشدا علي الکفار رحما بينهم سلفي هاي مد نظر چقدر به اين آيه عمل کردند ؟ وقتي عقل را تعطيل کني نتيجه اش اين مي شود که شيعيان را دشمن بداني و صهيونيستها را دشمن نداني
  • ۱۷:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    عقايدشان را در فيلمها و کليپهايشان وقتي سر بي گناهان را مي برند مشخص است
  • محمد ۱۸:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    سلفی ها تا به حال یه قدم برای نجات قبله اول مسلمانان برنداشتند هرچی کشتند از مسلمانان کشتند باید احمق باشی که بخوای فکر کنی اینها دنبال شریعت پیامبر هستند
  • سوسان ۱۸:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    یا اهل البیت النبوه ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم نقطه فقط یک کلمه است حب علی ابن ابی طالب و این نقطه عطفیست که سلفیها دشمن علویان هستند پس اگر از روزه داری پوست واستخوان شوند و آنقدر نماز بخوانند که زانوهایشان زخم شود وآنقدر قران بخوانند که ضعف کنند باز دشمن خدا و رسول خداهستند ومن از آنها متنفرم چون حب علی ندارند و جایگاهشان جهنم است و بئس القرار -خسرالدنیا والاخره با صورت به جهنم سقوط میکنند در حالیکه صورتشان به خاطر بغض علی سیاه وکبود است
  • رهجو ۱۸:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    سید جمال الدین اسدابادی شروع کننده نهضت روشنفکری در قرن اخیر است که میرزارضای کرمانی( ناصرالدین شاه به در ک فرستاد) ودکتر شریعتی از شاگردن نیک اویند ؛ دقت کنید شاید شاگردن بیراهه رویی هم داشته اما حسابش از اونا جداست!
  • ۱۸:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    1 0
    از پی رد و قبول عامه خود را خر مکن. زانکه نبود کار عامی جز خری یا خرخری! گاو را باور کنند اندر خدایی عامیان. نوح را باور ندارند از پی پیغمبری.
  • ۱۸:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    سلام خیلی جالب بود خوب است سلفی گری معاصر را نیز بیشتر توضیح دهید
  • ۱۸:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    اینا همشون سنی هستند ولی از لحاظ تندرویی با هم فرق دارن!
  • ۱۹:۰۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    علی مطمئنی روشن ضمیری؟ الان این سلفی های مورد ادعای شما یک ذره بویی از اسلام محمدی برده بودن بجای فتنه در سوریه علیه اسرائیل اعلان جنگ میکردن
  • تامل ۱۹:۱۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    دلت اومدسیدجمال فقیه شیعی که موردتاییدعلماست روسلفی محسوب کنین؟
  • حسین ۱۹:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    همون بهتر به درک واصل شدند کثافتهای تکفیری تروریست خر مقدس که بجز سر بریدن وعملیالت تروریستی بر علیه مسلمانان چیز دیگری بلد نیستند ودر خدمت اسراییل وامریکا ووهابیون عربستان وقطر هستند
  • ۱۹:۲۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    این یارو جلوی دوربین داره با قمه حرف میزنه خدا میدونه پشت دوربین با چی حرف میزنه!!!!!!
  • احمد ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    تو که راست می گی!!!!!! به روح اعتقاد داری؟؟؟؟
  • ۲۱:۱۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    مقاله جالبی راجع به این جماعت الاغ بود.
  • بچه مشهد ۲۱:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    امیدوارم نفت منطقه خاورمیانه هرچی زودتر تمام شود.
  • ۲۱:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    من کلا از جماعت عرب و فرهنگش خوشم نمیاد
  • ۲۱:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    تو باید فامیلیتو عوض کنی چون خیلی تاریک ضمیری!
  • ۲۱:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    خودتم فهمیدی چی گفتی؟!
  • ۲۲:۰۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    تازه فهمیدیم اسدآبادی سلفی بوده بی دلیل نیست این همه با شاهان حشر و نشر داشته من احتمال میدم مامور انگلیسیها بوده در موردش بیشتر تحقیق کنید و مقاله ارائه بدید .متشکرم
  • ۲۳:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    درود بر رضا كه با دقت مطلب را خونده. ياعلي
  • علي ۲۳:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
    0 0
    جالب بود اما اون ريش پره كه خنجر دستشه چقدر شبيه جد خدا نيامرزش شمر ميمونه
  • ۰۰:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    نه برادر من سلفیه اولش خوب بوده بیچاره سید جمال چقدر زحمت کشید بعد یه عده نفهم و ادمای مشکوک اومدن توی سلفی ها
  • حسین ۰۰:۰۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    بسمه تعالی یکی از معدود مقالاتی است که در این چند ماه گذشته در یک سایت ایرانی خوانده و از آن انصافا استفاده کرده ام. بخصوص منایع و ماخد آن معتبر و از نظر علمی قابل استناد به نظر می رسند. چه خوب بود که دوستان "مشرقی" از این نوع مقالات بیشتر در دستور کار داشته باشند. تشکر بنده را به مولف یا مولفین آن برسانید. التماس دعا. حسین
  • شناس ۰۰:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    واس چی سو استفاده می کنی؟
  • فدایی امام سیدعلی ازآذربایجان ۰۱:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    چهره ای که سلفی گری ازاسلام ارائه می دهدچهره ای خشن ونادرست هست که موجب عدم گرایش بقیه انسانهابه دین اسلام میشه
  • ۰۲:۴۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    کجای مقاله نوشته جمال الدین سلفیه؟
  • ۰۲:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    کجا نوشته جمال سلفیه داداش؟
  • ۰۵:۳۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    از نظر تئوری اتفاقا ما شیعه ها خود را از همه سلفی تر می دانیم. اگر آنها قایل هستند مسلمانان بعد از سده اول منحرف شدند ما معتقدیم مسلمانان از همان روز شهادت رسول الله منحرف شدند. سلفی ها هیچ دلیلی ندارند اعمال و نظریاتشان بر مبنای سلف صالح است الا با استناد بر روایات و اخبار محدثانی که خودشان از مسلمانان سده های بعدی و به اعتراف هماین حضرات سلفی منحرف بودند!! اما شیعه تنها گروهی است که از شجره اش را تا خود زمان رسول الله می رساند. بنابر این سلفی واقعا شیعیان هستند و اگر با این معنا سید جمال را سلفی گرفته اید کاملا درست است. اما خواهش می کنم از مشرق نیوز و دیگران برای یکبار هم که شده از لاک درونگرایی بیرون بیایند و جهان را از دید ناظران عادی و ۶ میلیارد بشر روی زمین ببینند. این چیزی که ما سعی داریم با سلفی گرایی نامیدن از آن ابراز برائت کنیم در همه جای دنیا اسلامگرایی ناب و بازگشت به هویت اسلامی شناخته می شود. یک زمانی اسلامگرایی برای ما ارزش و قداست داشت و اگر کسی خود را اسلامگرا می نامید ما او را مورد احترام قرار می دادیم. اما امروز قضیه فرق می کند. عصر اسلامگرایی که مبنای آن حق طلبانه بودن و احترام به گروههای اسلامگرا بود تمام شد و دوره اش گذشت. امروز برای ما چاوز سوسیالیست مسیحی هزار بار مقدس تر از حسن البنا و یا عرعور است. از خواب بیدار شوید. عنوان اسلامگرایی در حالی که جمهوری اسلامی دیگر از گروهها و نهضتهای اسلامگرا حمایت نمی کند باید تلنگری باشد که ما بفهمیم کجای کار هستیم... از نظر تئوری ما اسلامگرای واقعی هستیم همانطور که سلفی واقعی هم هستیم. اما...
  • ۰۸:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    قرن چهارم سلفي بر سر زبانها افتاد نه قرن چهاردهم
  • ميثم ۰۹:۰۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    در ايجاد وهدايت محمد بن عبدالوهاب به مستر همفر انگليسي هم اشاره مي كرديد كاملتر مي شد.
  • محمد ۰۹:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    درسي كه اين جورمطالب به ماميده اينه كه روش فكريمون به دروازاونهاباشه
  • ۰۹:۳۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    ببينم عزيزجان مگه تو شمرو ديدي؟
  • ۰۹:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    بخاط خوش امد اين شخص لطفا اين بخش از تاريخ رو هم گل اندود كن وبگو سيدجمال هرچي كه تو وشماها دوست دارين بوده! حالا دلت خوشش اومد؟
  • ۰۹:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    تقلید از یک شخص ساده که فقط در دوران پیامبر بوده ، و شخص والا مقامی نیست ، تقلید بدون فکر و منطق و در نتیجه کور کورانه است
  • مجید ۱۰:۰۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    به نظر من شما باید اطلاعاتتون رو در زمینه مکتب و فقه شیعه افزایش بدهید . ما شما رو برادر دینی می دانیم ولی شما ما را کافر و مستوجب مرگ آیا خداوند به شما اجازه کشتار بندگانش را صادر نموده .
  • ۱۰:۱۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    برخورد با خشك مقدسی‌ یك جنبه مهم تاریخ زندگی پیامبر(ص‌) رعایت دقیق قوانین الهی و وحیانی است‌. پیامبر تابع قرآن ‌است و به هیچ روی مجاز به تخطی از آنها نیست‌. در این باره‌، بسان قرآن‌، از افراط و تفریط بیزار است و تلاش می‌كند، همان گونه كه به او دستور داده شده تا مستقیم حركت كند «و استقم كما امرت‌» همین رویه را میان مردم هم ترویج كند.حضرت می‌كوشد تا احكام را به مردم یاد بدهد و حدود دین و احكام شرعی را مشخص كند. در این‌میان‌، یك اصل مهم‌، تفهیم این نكته به مردم است كه دین را باید از خدا و رسول بگیرند و حلال و حرام را بر اساس قرآن و سنت بشناسند. در خود قرآن‌، از یهود به خاطر این كه بی‌دلیل برخی از حلالها را حرام‌كرده‌اند، چندین بار، گله شده است‌.قرآن و رسول و امامان دین‌، به همان اندازه كه از لاابالی‌گری متنفرند از خشك مقدسی كه ناشی از ضعف قوه عقلانی و تمسك به ظواهر است‌، هم بیزارند.در خبری آمده است كه پیغمبر (ص‌) به مسلمانان دستور دادند در سفر روزه نگیرند، ولی عده‌ای از روی خشك مقدسی همچنان روزه می‌گرفتند. حضرت از این رفتار مردم به خشم آمده‌، همان طور كه روی‌شترشان بودند، ظرف آب را سركشیده و فرمودند: ای خطاكاران‌، افطار كنید؟ افطروا یا معشر العصاة‌.(تهذیب الاثار مسند ابن عباس ج 1، ص 92). پیامبر (ص‌) بدون اجازه خداوند چیزی را حلال یا حرام نمی‌كرد، حتی اگر خودش از چیزی بدش‌می‌آمد. درباره سیر، حضرت از آن متنفر بود و می‌فرمود هر كس سیر خورده كنار من ننشیند با این حال‌، همان لحظه می‌فرمود: من حرام نمی‌كنم‌، زیرا اجازه تحریم آنچه را كه خداوند حلال كرده ندارم‌، اما من از آن بدم می‌آید.«یا ایها الناس انه لیس بی تحریم ما أحل الله و لكنها شجرة أكره ریحها». (امتاع 7.310) رعایت حلال و حرام الهی‌، جزو اصولی بود كه پیامبر به مردم آموزش می‌داد و بر آن تأكید می‌كرد. این‌مطلب را قرآن هم مكرر فرمود بود كه اینها حدود الهی است و تخطی از آنها بر هیچ كس روا نیست‌.آنچه هست‌، این كه قرآن و حدیث باید با درایت فهمیده شود و ظاهرنگری‌، انسان را به كج فهمی‌می‌كشاند. نقل یك روایت در این زمینه جالب است‌. امام حسین (ع‌) سر مسائل صفین با عبدالله پسر عمروبن عاص كه مانند پدرش در صفین بر ضد امام علی (ع‌) جنگید، حرف نمی‌زد. ابوسعید خدری بعدها در مدینه میان آنان واسطه شد تا با یكدیگر آشتی كنند. وقتی امام با او سخن گفت‌، از عبدالله گلایه كرد كه تو بر طبق احادیثی كه از پیغمبر (ص‌) نقل می‌كند، من را بهترین زمینیان نزد آسمانیان می‌دانی‌؛ پس چرا در صفین حاضر شدی و با پدر من كه از من بهتر بود جنگ كردی‌. پسر عمرو بن عاص درباره دلیل این مطلب گفت‌:من زمان پیامبر (ص‌) زاهد بودم و زندگی را به خود سخت می‌گرفتم‌. روزها روزه و شبها قیام اللیل داشتم‌. پدرم درباره افراط من به پیامبر (ص‌) شكایت كرد. حضرت به من فرمود: از پدرت اطاعت كن‌. وقتی پدرم‌ به صفین می‌رفت‌، من هم از او اطاعت كردم‌. حضرت فرمودند: این با «لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق‌» (عدم جواز اطاعت از كسی وقت معصیت خالق می‌كند) سازگار نیست‌؛ همینطور با آیه «و ان جاهداك ان‌تشرك بی فلا تطعهما» اگر والدین تو، تو را به شرك فرا خواندند، از آنان اطاعت نكن‌.بدین ترتیب عبدالله بن عمرو بن عاص نشان داد كه از جمله پیامبر (ص‌) كه او را موظف به اطاعت از پدر كرده بوده‌، تا چه اندازه بد برداشت كرده و ظاهر نگری كرده است‌.
  • ۱۰:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    فکرکنم این بنده خدا خودش سلفی
  • علی دادا ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    این حسن بنا اسم خیابون محله ماست
  • آرشام کهندل ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    عجب مقاله جالبی بود من واقعا اطلاعی از جریان سلفی نداشتم فقط به اون دوستمون بگم پیامبر عزیزیمون وفات یافتن نه ....
  • يه بنده خدا ۲۰:۳۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    مقاله جالب و كارشناسي شده اي بود. ممنون
  • يه بنده خدا ۲۰:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
    0 0
    ضميرت را روشن كن؛روشن ضمير!!!
  • جورجیس ۰۱:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    لعنت خدا بر وهابیون وسلفی های ناصبی و ابن تیمیه که با ال محمد و ال پیامبر دشمنی و عناد داشتن.
  • amin ۰۹:۰۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    اگه از عربا خوشت نمیاد مجبور نیستی به زبون بیاری . فراموش نکن که پیامبر اسلام و ائمه همگی عرب بوده اند. و خداوند سرزمین حجاز رو که محل عرب جاهلیت بود برای گسترش اسلام انتخاب کرد. شاید اعراب جاهل بوده اند اما در خیلی از مسائل از سایر ملت های هم عصرشون متمدن تر بوده اند. وفای به عهد جوانمردی و ماندن پای اعتقاد تا سر حد مرگ از ویژگی های اعراب جاهلیت بود. درست نیست که بر مبنای رفتار ابو سفیان و ابوجهل و سایر کافران صدر اسلام و سران امروز کشور های عربی تمام خدمت هایی که امثال ابوذر و مقداد و یاسر و مالک اشتر و مختار کردن رو فراموش کنیم. هر انسانی که به خدا نزدیک تر باشه و باتقواتر باشه نزد خدا و مومنان محبوب و لازم الاحترامه حالا چه عرب باشه و چه فارس. به امیده روزی که جهل و تاریکی و خرافات از سرزمین های اسلامی محو بشه و تمام مسلمانان زیر پرچم اسلام و ولایت با هم متحد بشن. یاعلی.
  • ۰۹:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    یکی نیست به این خالد المشعل بگه تو رو چی به سلفی های اخوان المسلمین. جمهوری اسلامی باعث شد پیروز جنگ 8 روزه بشید از محمد المرسی سلفی حمایت می کنی!!!! بدم بچه های سپاه قدس حالتو بیارن سرجاش؟!
  • بهشت بقیع ۱۰:۲۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    مشرق جان جواب ما رو ندادی؟ چی شد پس ؟ گفته بودیم این عکس یارو عبدالوهاب رو از کجا آوردی؟ آخه این یارو سیصد و اندی سال پیش بوده؟ اون موقع هم نطفه مخترع دوربین عکاسی ایجاد نشده بوده ؟ مشرق جان با ما مهربون باش؟ یا علی
  • علی رضا ۱۲:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    دلش خواسته ، عقیدشو بیان کرده ...
  • علیییییی ۱۵:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    لعنت بر وهابی و سلفی همشون از دم از زیر تیغ امام زمان رد میشند. اینها کثیفترین گمراهان روی زمینند.آبروی محمدو اهل بیتشو بردند.
  • حسن ۱۵:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    لعنت لعنت خدا و اهل بیتش به اینها. یعنی این کثافتا هرجا هستند کشورشون در عذابو جنگه.
  • حسن ۱۹:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۸
    0 0
    معذرت میخوام.با عجله نوشتم صحیحش اینه (لعنت خدا و پیغمبرو اهل بیتش به اینها) مایه ننگ اسلامند
  • جواد ۱۳:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۲
    0 0
    به قول دوستمون چجوری دلتون اومد سید جمال رو که مایه سرافرازی شیعه و ایرونی جماعته رو یه سلفی معرفی کنید.واقعااااااااااا که.......
  • حسین سرباز آقا ۱۰:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    0 0
    با سلام.لطفا راجع به اقدام عجیب حماس،خصوصا اسماعیل هنیه و خالد مشعل مقاله جامعی ارائه بدید.همچنین جلسه معروف حزب اردوغان که با حضور خالد مشعل م محمد مرسی همراه بود و صحبت های بی سابقه ای از آنان انتشار یافت.
  • مهدی ۲۳:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۲
    0 0
    لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
  • ۲۰:۴۸ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۸
    0 0
    من در کردستان زندگی میکنم تا 15 سال قبل جمعیت سلفی های کردستان به 15 نفر هم نمیرسید امروز به هزاران نفر میرسه میدانید چرا ؟ چون جمهوری اسلامی حتی یک بار تلاش نکرد جلوی تبلیغ اینها در مساجد را بگیره.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس