گفتگو با خانم زهر رضایی - همسر شهید احمد گودرزی

گفتم دیروز تو داخل این تابوت بودی و ما الان کنار یک تابوت خالی‌ایم. غریبه‌ها همه رفتند دست به تابوت زدند و صورت تو را دیدند اما ما حق این کار را نداشتیم. خیلی سخت بود...

گروه جهاد و مقاومت مشرق - دلم پاره پاره بود. تابوت شوهرم را در خیابان اصلی محله تشییع می‌کردند و من حق نداشتم به آن نزدیک بشوم! همسر شهید بودم اما نباید کسی خبردار می‌شد. باید جلوتر از تابوت می‌رفتم تا کسی متوجه حضورم نشود. حتی دخترم چهل‌روزه‌ام «مهنا» هم در مراسم تشییع پدرش سهمی ‌نداشت. دقیقه‌ها مثل روز و ماه می‌گذشت. همه فکر و ذکرم این بود که احمد را خاک می‌کنند و من حتی برای آخرین بار،‌ حق ندارم صورتش را ببینم!

تنها چیزی که صبورم می‌کرد،‌ نگرانی برای آبروی احمد بود. دست خودم نبود؛ بغضم که می‌ترکید، بعضی‌ها در دلشان می‌گفتند این خانم چه‌کاره شهید است که اینطوری گریه می‌کند؟! تعجب را توی نگاه‌هایشان می‌دیدم... نمی‌دانم توی این دنیا کسی این شرایط را تجربه کرده یا نه. تمام زندگی‌ام برای همیشه می‌رفت و من حتی به اندازه غریبه‌هایی که برای تشییع آمده بودند هم از آن سهمی ‌نداشتم...

این برشی از روایت زن مقاومی ‌است که در گل‌تپه ورامین، سه ساعت روبروی ما نشست و برایمان از خودش و همسر شهیدش گفت. حرف‌ها از نیمه گذشته بود که دخترش مهنا هم از خواب بیدار شد. دختری ۵ ساله با موهای بلند و لَخت و چشمانی مشکی که ۵ سال پیش، چهل روز قبل از شهادت پدرش به دنیا آمد و فقط توانست تابوت خالی پدرش را درک کند.

شهرک شهید مدرس در گل‌تپه (جایی بین ورامین و قرچک) را بیست سال قبل دیده بودم و حالا کوچه‌ها و خیابان‌هایش را به این امید گز می‌کردم که خانه حیاط‌دار و نُقلی شهید گودرزی را پیدا کنم. گل‌تپه همه چیزش در این بیست سال فرق کرده بود و بزرگترین تفاوتش این که حالا حدود ده خانواده شهید مدافع حرم در کوچه پس کوچه‌هایش زندگی می‌کردند... و من با پیچ گمراه‌کننده خیابان اصلی، آنقدر گشتم تا بوستان ۲۱ را پیدا کنم.

در این دیدار، خانم‌ها زمانی و شمسایی از محققان و پژوهشگران دفاع مقدس که قبلا هم خانم رضایی را دیده بودند، همراهی‌ام کردند. آنها قله‌های زندگی این همسر صبور را می‌دانستند و سئوال‌ها را به سمتی بردند که در گفتگوی سه ساعته‌مان اندازه شش ساعت، مطلب خالص و مفید دستگیرمان شد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت بی‌واسطه زهرا رضایی، بزرگترین دختر خانواده رضایی از اقوام هَزاره افغانستان است که سال ۱۳۶۵ به دنیا آمد در حالی که پدر و مادرش ۵ سال قبل از آن به حکومت اسلامی ‌آیت الله العظمی ‌امام خمینی پناه آورده بودند...

***

یک هفته از حاج احمد خبری نبود. اخلاقم عوض شده بود و ناراحت بودم. خودم هم نمی‌دانستم چه خبر است. گمان می‌کردم این حالم برای روزهای آخرِ بارداری است. حاج احمد چند روز قبل گفته بود ماشینم را به برادرم سپرده‌ام، برو ببین جلوی خانه است یا در پارکینگ لشکر.

از یکی از تاکسی سرویس‌های محله که آشنا بود خواستم من را جلوی خانه پدر حاج احمد ببرد. شلوغ بود. همه سیاه پوشیده بودند. گمان کردم برای پدر یا مادر حاج احمد اتفاقی افتاده. راننده آژانس، ‌یکی از برادرهای سپاهی را شناخت. وقتی پرسید «این آقای پاسدار اینجا چه کار می‌کند؟» بند دلم پاره شد. یک لحظه به خودم گفتم نکند برای حاج احمد اتفاقی افتاهده و بی‌خبرم.

مادر و خواهرم چون تنها بودم شب‌ها پیش من می‌ماندند. موضوع را برای مادرم تعریف کردم. توی خیابان‌ها خبری از بنرهای شهادت نبود و خودم را دلداری می‌دادم. آقای راننده تاکسی بعد از این که من را رسانده بود به منزل پدر حاج احمد، برگشته بود تا خبر دقیق‌تری بگیرد. آمد و به مادرم گفت که حاج احمد شهید شده.

مادرم بعد از آن ماجرا سکته کرد. همیشه می‌گفت حاج احمد پسرِ بزرگ من است. حاج احمد بیشتر از من به فکر خانواده‌ام بود. حتی بها فامیلم هم رسیدگی می‌کرد. کل فامیل با ازدواج ما مخالف بودند اما بعد از مدتی طوری شد که حال حاج احمد را قبل از حال من می‌پرسیدند.

خبر پیچید و اقوام و همسایه ها همه می‌آمدند خانه ما برای تسلیت. کار من شده بود گریه و زاری. همسایه مادرم گفت چرا بی‌تابی می‌کنید؟ قبل از این که حاج احمد را خاکسپاری کنند برو بنیاد شهید و خودت را معرفی کن. من نمی‌دانستم چه کار کنم. به زور چادر را سرم کردند و با مادرم راهی بنیاد شهید ورامین شدیم.

عقدنامه و گواهی تولد مهنا را برده بودم. از نظر روحی وضع بدی داشتم. گفتم من همسر شهید گودرزی هستم. این هم دخترش است. کارمند بنیاد شهید خبر نداشت. خیلی جا خورد و از جایش بلند شد. مدارک را که دید، ‌اعتماد کرد. دو سه روز طول کشید تا پیکر حاج احمد را بیاورند و آماده بشود برای تشییع. آن بنده خدا راننده آژانس هم یک کپی از مدارک ما برای آن برادر پاسدار برده بود تا سپاه هم حواسشان به ما باشد.

خبر ازدواج حاج احمد مثل بمب ترکید. خیلی‌ها جا خوردند. قرار بود پس فردایش حاج احمد را تشییع کنند. خیلی دوست داشتم حاج احمد را ببینم. برای مراسم‌هایش که اجازه حضور نداشتیم. بنیاد شهید اعلام کرد ساعت ۲ بعدازظهر ماشین می‌فرستیم تا شما را به معراج شهدا ببرد تا شهیدتان را ببینید.

خانه شهید گودرزی مرکزی برای توزیع بسته‌های ارزاق به مستمدان گل‌تپه است...

وقتی آمدم خانه، برادر بزرگ حاج احمد را در خانه دیدم. آمده بود تا از من بخواهد فعلا حرفی درباره ازدواج با حاج احمد نزنیم. گفت:‌ آبروی حاج احمد می‌رود و من را قسم داد که جایی نروم و چیزی نگویم... من هم به خاطر حاج احمد قبول کردم. زنگ زد به بنیاد شهید و رفتن به معراج شهدا را کنسل کرد. من هم سکوت کردم... پیکر حاج احمد را ندیدم و هنوز هم پشیمانم.

به ما اجازه ندادند پیکر حاج احمد را ببینیم. برای تشییع هم مجبور بودم سکوت کنم. البته دست خودم نبود. حالم آنقدر بد شده بود که دو نفر زیر بغلم را می‌گرفتند. جلوی تابوت راه می‌رفتم که کسی من را نبیند. رمقی توی پاهایم نبود. مقداری که می‌رفتم باید می‌نشستم تا جان به پاهایم بیاید. یکی از کاسب‌های محله، مهنا را گرفته بود و به تابوت پدرش مالیده بود.

در حالی که تشییع شوهرم بود، من مثل غریبه‌ها باید دور می‌ایستادم و چیزی نمی‌گفتم. از دور دیدم پیکر حاج احمد را داخل آمبولانس گذاشتند و مردم هم با اتوبوس به بهشت زهرا رفتند. چشم‌هایم سیاهی رفت و دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی به هوش آمدم، دیدم وسط هال خانه دراز کشیده‌ام و همه دور تا دورم نشسته‌اند.

دلم پاره پاره بود. نمی‌دانستم صلاح است سر مزار حاج احمد بروم یا نه. به یکی از دوست‌هایش سپردم آمار بگیرد تا اگر کسی از خانواده حاج احمد سر مزار نبود، ‌ما به بهشت زهرا برویم.

توی فکرم برنامه داشتم اگر از سوریه آمد مهنا را به راحتی نشانش ندهم. چون مشتاق بود اما ما را تنها گذاشته بود می‌خواستم اذیتش کنم. اما حالا با مهنا، سر مزار حاج احمد نشسته بودم. تابوتی که حاج احمد را آورده بودند کنار مزار بود. مهنا را انداختم توی تابوت. دلم گرفته بود. گفتم دیروز تو داخل این تابوت بودی و ما الان کنار یک تابوت خالی‌ایم. غریبه‌ها همه رفتند دست به تابوت زدند و صورت تو را دیدند اما ما حق این کار را نداشتیم. خیلی سخت بود. نمی‌دانم می‌توانید حال دلم را درک کنید یا نه. ما به اندازه غریبه ها هم از حاج احمد حق نداشتیم.

***

همسایه بودیم. وقتی آمد خواستگاری من، مادرم قبول نکرد. فکر می‌کردم چند ماه که بگذرد یادش می‌رود. حدود ده سال گذشت که دوباره حاج احمد سراغم آمد. هر چه شرط و شروط گذاشتم، قبول کرد. مادرم باز هم قبول نداشت. می‌ترسید برایش مشکلی پیش بیاید. خبر داشت که مادر و پدر حاج احمد هم با این ازدواج موافق نیستند. آنقدر اصرار کرد و واسطه فرستاد که دل مادرم نرم شد. روز خواستگاری قرار بود با دایی‌اش بیاید اما تنهایی آمد. دسته گل و شیرینی گرفته بود. هر چه گفتیم قبول کرد. ما رسم شیربها داریم. وقتی این‌ها را گفتیم، گفت: ‌اصلا حرف پول را نزنید. من همه زندگی‌ام را فدای همسرم می‌کنم...

۲۸ روز از دی‌ماه ۹۲ گذشته بود که عقد کردیم. روز عقد هم نظر ما برای مهریه روی ۱۴ سکه بود اما قبول نکرد و گفت صد میلیون تومان وجه نقد باشد و بنا بر قیمت روز محاسبه شود. عاقد تعجب کرده بود. کارمند محضر هم اصرار داشت همان ۱۴ سکه باشد اما حاج احمد یک باب خانه را هم به مهریه اضافه کرد! البته این چیزها برای من مهم نبود. مهم این بود که حاج احمد من و زندگی‌اش را دوست داشت...

ادامه دارد...

مطلع شدیم موسسه فرهنگی ۲۷ بعثت تحقیقات زیادی درباره زندگی شهید گودرزی انجام داده و قرار است درباره زندگی این شهید مدافع حرم، کتابی را منتشر کند.

اگر مایلید ادامه ماجرای این زوج ایرانی _ افغانستانی را بخوانید، نظراتتان را در بخش نظرها منعکس کنید...

*میثم رشیدی مهرآبادی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 176
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 28
  • IR ۰۷:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    67 1
    سلام خدا بر شهیدان
    • US ۱۰:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      32 3
      امام حسین زنده است.
    • دوست نزدیک شهید IR ۰۷:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
      16 0
      ایشان همسر اول و تنها همسر شهید بزرگوار بوده و هست . پدر و مادر و برادرای شهید هم از روز اول خبر و حتی ارتباط داشتند ولی بعد شهادت به نوعی کسر شان شون شده و البته مقداری هم اموال بالای این شهید و سادگی و مظلومیت همسرشون باعث این مشکلات شده است در ضمن تمام مدارک قانونی ایشون به تایید بنیاد شهید رسیده و خودش و بچش ثبت رسمی هستند . خدا خودش حق مظلوم و یتیم و شهید رو بگیرد و حافظ خانوادش باشد
    • IR ۱۵:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
      7 1
      بله لطفا ادامه ماجرا را بگذارید به نظر ماجرای عبرت آموزی می آید برای افرادی که فکر می کنند ایرانی از افغانستانی برتر است!! از برخی نظرات هم مشخصه
  • معلم IR ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    30 4
    سلام ،چرا مخفی کاری؟ چرا نباید معلوم می شد ایشان همسر شهید است؟
    • DE ۰۹:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      32 5
      آخه همسر شهید مهاجر افغانستانی بوده... البته که هیچ ایرادی ندارد.
    • DE ۱۱:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      9 32
      مثل اينكه متوجه نشدي، خانواده افغانستاني با ازدواج مخالف بودن، بايد ديد جايگاه ايراني به كجا رسيده كه حتي يك مهاجر افغانستاني هم حاضر به ازدواج با يك ايراني نيست!
    • IR ۱۴:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      9 15
      حتما زن دوم بوده. افغانی ها براشون عیب نیست که زن دوم بشوند ولی برای ایرانی ها زشته. اگر مردم بفهمند فلانی زن دوم گرفته بوده از چشم مردم میافته
    • IR ۰۲:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
      0 0
      ظاهرا ازدواج سپاهی با اتباع خارجی ممنوعه
  • الهی US ۰۸:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    24 0
    شهادت بالا ترین فیض است
    • دالوند از خرم آباد IR ۱۷:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      18 0
      سلام به همسر محترمه این شهید والامقام اگر سر مزار شهید عزیز رفتید برای ما هم دعا کنید خاک پای همه شهداییم اجرتان با حضرت زینب (س)
  • جاهد IR ۰۸:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    40 1
    چقدر مظلومانه .مگه عقد نکرده ؟دیگه چه آبرو ریزی.؟ خانم شهید هم یه جورائی شهید شده.
  • IR ۰۹:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    12 32
    سلام، جناب نويسنده ايا مطمئنيد كه والدين شهيد راضي هستند كه ماجراي ازدواج و زندگي پنهاني شهيد رو نوشتين؟ خداكنه راضي باشن
    • IR ۱۰:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      34 3
      مگه کار خلاف کرده؟ رفته ازدواج کرده مشروع، حالا پدر و مادرش راضی نبودند. دلیل می شه بگید زندگی پنهانی؟ یه جوری حرف می زنید انگار نعوذ بالله خلاف شرع انجام داده! ان شاءالله خداوند بیامرزدش و خانواده اش رو در پناه حضرت زهرا سلام الله علیها حفظ کنه.
    • دوست شهید IR ۱۴:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      14 0
      من از نزدیک این خانواده و همسرش رو می شناسم خیلی از واقعیت ها رو تازه همسرش از ترس نگفته این پدر و مادر و برادرای شهید خون به دل این همسر و فرزندش کردن خدا خودش اه شهید و یتیم رو بگیره
    • amin IR ۱۴:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      8 1
      فرزند شهید حق نداشته مادر شهید حق داشته حالا گیریم زنش هم افغانی باشد که هیچ عیبی ندارد رضایت خدا را فراموش کرده ای رضایت والدین شهید را ملاک کرده ای کجا در دین ما نوشته برای ازدواج مرد باید رضایت پدر و مادر را بگیرد و بعدا" هم مخفی کاری کنند.
  • رضا IR ۰۹:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    16 0
    خدایا به حق این شهیدان,عاقبت همه ی مارا ختم بخیر بگردان
  • CA ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    13 0
    درود خدا بر تمام شهدا و خانواده ایشان
  • جابر IR ۰۹:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    27 0
    بسوزه پدر عاشقی به تو که به خاطر وطن بهترین سرمایه خود را از دست دادی و همسری که عاشقش بودی را تنها گذاشتی درود و سپاس خدا ترا رحمت کند
  • میثم IR ۰۹:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    22 1
    سلام.منظورتون از بحث آبروریزی رو نمی فهمم.مگه کار خلاف شرع کرده بوده؟
  • IR ۱۰:۰۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    9 0
    خدا به همه خانواده های شهید صبر و اجر عنایت کنه
  • IR ۱۱:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    21 0
    عجب دنیای هست برادر شهید به چه حق مانع شده فردا پاسخ‌ این دلتنگی‌ را چه خواهد داد
    • مسعود IR ۲۳:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      2 1
      شاید به خاطریکه مانع شده که این خانم نگه من خانمش هستم که اگه کدام حق وحقوقی به خانواده اش بدن زنش خبر نشه همه چی رو بدن به پدر و مادر و برادرش من فک میکنم که شاید نظرشون همین بوده
  • IR ۱۱:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    20 0
    یک قطره از دریای مشکلات همسران شهدا. اون هایی که با اطلاع خانواده و اعلام رسمی بوده دچار مشکلات عدیده هستند. وای به روزگار این بندگان خدا. همیشه خیلی شیک و مجلسی درباره خانواده شهدا صحبت می شود که عموما خلاف واقع است. یا حد اقل بخش کوچکی از واقعیت این خانواده های مظلوم است. الهی مدیونشون نباشیم.
  • پرورده لرم ایلام خاکمه IR ۱۱:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    23 0
    واقعاًچرا نزاشتن چی میشد میدیدن شماومحنا خانوم همسروفرزندشونین مگه زن وشوهر نبودین واقعاً تسلیت میگم
  • مرتضی DE ۱۱:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    23 1
    داستان زندگی این خواهر بسبار بنده را منقلب کرد همسر و همدمش به فیض شهادت نائل شده سختی و تنهایی با شهادت همسر و کتمان واقعیت از طرف بستگان نشان از مظلومیت مضاعف این خواهر ویادگار شهید است،ما ایرانی ها به انتخاب هموطنمان افتخار میکنیم و خود را وامدار شما میدانیم.
  • حصیبی IR ۱۱:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    7 0
    خداوند به همسر محترمش صبرعنایت فرماید خیلی سخته .دوست دارم ادامه ماجرا را بدانم واینکه آیا پدر و مادر این شهید عزیز نوه خودشان را دیده اند یا نه؟
  • مهلا مهسا دخترام IR ۱۱:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    10 0
    درود بر شهیدان مدافع حرم حتما پدر و مادر شهید اجازه ندادن ولی فکر نکردند با این کارشون روح شهیدان توی عذابه
  • IR ۱۲:۱۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    4 4
    به نظرم صرف جذب خواننده نباید هر ماجرایی رو علنی کنید شهید والامقام همسر و فرزند و والدین داغدیده هستند به هر حال نباید بگذارید دل هرکدام از اینها که صاحب حق هستند بشکند.
    • IR ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
      0 0
      احسنت
  • محسن DE ۱۲:۲۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    5 1
    سلام این مصاحبه خیلی جالب است واینکه آیا ایشان همسر دوم شهید گودرزی بوده اند که این مخالفتها شده یا خیر
    • IR ۰۱:۱۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
      0 0
      میگه عقد کردیم.پس زن دوم نبوده.اگه صیغه بود چرا
  • FR ۱۲:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    8 0
    شهیدان زنده ان الله اکبــــــــــر
  • IR ۱۲:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 3
    خدایا چقدر ظلم به زنان ....
  • رباب IR ۱۲:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    7 0
    سلام.کاش اول قضیه ازدواج شهید را وعلت مخالفت خانواده را میگفتید ومینوشتید..مخاطب خیلی سردر گم میشود...مشتاقانه منتظر بقیه داستان زندگی این شهید والامقام هستم...خدا به مجاهدان راه ارباب بی کفن اجر زیاد و به خانواده هایشان صبر جمیل عطا کند.....
  • IR ۱۲:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    من به رزمندگان فی سبیل االله وبی ادعای بی چشم داشت بی ریا برادران افغانی ایمان کامل دارم وبخصوص بانوان مهربان وتکیه به عشق زندگی افتخار میکنم.امروز چه حاج احمد چه حاج شیرممد هردو رزمنده ومبترزه بااستکباران هستند. درود بر بانوی همسر حاج احمد که اهل افعانستان هستند. درودبه شما.
    • زهره IR ۱۵:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
      0 0
      بله دقیقا ،اینجوری قضاوت هایی هم پیش میاد
  • حسن IR ۱۲:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    6 0
    درودوصلوات به ارواح شهدا و این شهید بزرگوا وهمسروفرزند صبورش بردار شهید چه جوابی رادر برابربرادر خواهد داشت وچرا خانواده برادرش راازحقش در دیدن شهیدش محروم آیا خواهد توانست به درگاه خداوند پاسخ گو باشد
  • سید ابوالحسن IR ۱۲:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    6 1
    شما هم ثواب شهید رو دارید شما رو حضرت زینب نگهدارتون باشه مرگ بر آمریکا و اسرائیل
  • ..... IR ۱۳:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    7 0
    اصلا برادرشوهرش به چه حقی گفته که درباره ازدواجش چیزی نگه مگه مگه خلاف شرع کرده واقعا که به جای اینکه تسلی بدن بهش اینطوری رفتار میکنن
  • سیامک IR ۱۳:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    7 0
    درود بر همه دلاورمردان افغانستانی که در نبرد سوریه رزمیدند و درود بر زنان افغان که اینگونه مردانه زندگی می کنند.
  • محمدی تبار IR ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    5 0
    دم شهید گودرزی گرم که مردانه راه زندگی اش را انتخاب کرد
  • حسن IR ۱۳:۱۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    5 0
    سلام. ادامه داشته باشید. خصوصا اینکه میخواهیم بدانیم چرا فاش شدن ازدواج شهید بزرگوار با این خانم تهدیدی برای آبروی شهید تلقی شده؟
  • سمیه IR ۱۳:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    4 0
    عالیه
  • منصوره احمدآبادی IR ۱۳:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    4 0
    به نام خدا احسنت به این صبر وایستادگی، حتی برای حفظ آبروی شهید،عمری را در حسرت گذرانده است، خدا به خانواده اش، برکت وشادکامی بده
  • Salimi IR ۱۳:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    خداوند توفیق شهادت رو نصیب عاشقان شهادت کنه ان شاء الله
  • رها IR ۱۳:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    باورم نمیشه مگه ما شهدا فاطمیون نداریم که دوش به دوش برادران و شهدا مدافع حرم از ایران عزیز عاشقانه میجنگند برایم بسیار مبهم بود مختصر داستان این شهید عزیزوهمسر گرامیشان وبیصبرانه منتظرم تا حقایق زندگی عاشقانه ی این دو زوج روشن شود برای مخاطبان خواهش میکنم داستان پیگیری نمایید تا حداقل درحق ان شهید بزرگوار و همسرشان و صد البته کودک خردسالشان که حتی نتوانست با پیکر پدر بزرگوارش اخرین عکس یادگاری اش را بگیرد ظلمی نشود چرا که در ایران عزیز ما تمامی کودکان شهدا بر سر پیکر ویا تابوت پدر اخرین عکس خود را درحالی میگیرند که تا سالها بعد ان عکس الام دردها وفقدان پدرشان خواهد بود وچه خوب و سپاس ازشما عزیزان که پیگیر و تصمیم گیرنده برای زندگی نامه ی این شهید خواهید بود
  • زینب میرزایی DE ۱۳:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    6 0
    میخواهم ادامه این داستان رابدانم
  • ی .ح IR ۱۳:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    سلام خدا برشهیدان راه حق چرا که نه
  • زهرا IR ۱۳:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    5 2
    خدایا چقد ناراحت شدم از این همه تبعیض جنسیتی. واقعا تمایل دارم ادامه داستان زندگی این زوج را بخوانم.
  • IR ۱۳:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    4 1
    چرا آبروریزی میشده؟ زن دوم این آقا بوده یا زن صیغه ای بوده که خانواده آقا خبر نداشتند؟
  • همرزم شهید IR ۱۴:۰۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    5 0
    متاسفانه پدر و مادر و برادران این شهید در حق فرزند و همسرش خیلی ستم کردند خدا خودش به همسر و فرزندش صبر دهد .
    • زهره IR ۰۷:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
      0 0
      سلام علی آل یاسین ... سلام و خدا قوت برادر عزیز همه ی اینها امتحان و ازمونی است از طرف خداوند
  • IR ۱۴:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    دوست دارم ادامه زندگیشون را بخوانم
  • دوست IR ۱۴:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    5 0
    من از نزدیک این شهید و خانوادش رو می شناسم و واقعیت ظلم و آزار این خونواده رو خبر دارم خانواده شهید از ازدواج خبر داشتند ولی ته دلشان راضی نبود چون شهید یک آپارتمان چند طبقه و ماشین و زمین داشت همسرش رو ترسوندند و تهدید کردند و بعد از فروش وکالتی و صوری اموالش خودشون از ورامین اومدند تهران بعد حتی به انکار ازدواج و فرزند افتادند و چون عقد نامه رسمی داشت و حتی به اصرار پدر و برادرش از بچشون آزمایش دی ان ای گرفتن و با ثابت شدنش هنوز حتی نمیان شناسنامش رو که به بهونه ای گرفتن پس بدن حتی غرامت بنیاد شهید رو هم گرفتن و همسرش رو تهدید می کنن
    • IR ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      1 1
      سلام خدا هدایتشون کنه چطور دلشون اومد این کارو با یادگاران این شهید بزرگوار بکنند یعنی خانواده ان متاسفم خدا به این خواهر عزیز صبر بده خدا پشت پناه خودش دخترش باشه انشالله
    • خیرالله IR ۲۲:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      0 0
      خدا جای حق نشسته. حق به حقدار می رسه. بالاخره همسر و فرزند شهید هم به حق وحقوقشون می رسند ان شا الله
    • محمود IR ۰۰:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۵
      0 0
      کسی که حق یتیم رو بخوره مکافات سنگینی پس میده. خدا البته این خانوم و دخترشو تنها نمیزاره و یاریشون می کنه انشالا
  • amin IR ۱۴:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    4 0
    مسئولیت برادران شهدا خیلی سنگین است وای به حال آن هایی که فقط از برادر شهید استفاده کردند تا خود را بالا بکشند بعضی هم به ناحق به همسر شهید برادر خود و فرزندش ظلم کردند که چوب آن را را روزی خواهند خورد یک نمونه اش این است نمونه دیگری هم سراغ دارم که بدتر از این کردند .
  • IR ۱۴:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    بله میخواهیم ادامه زندگی شهید را بدانیم.درود خدا بر شهیدان
  • سید طاها IR ۱۴:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    مایلم ادامه این زوج ایرانی وافغانی ادامه بدم
  • IR ۱۴:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    4 1
    درود براین شهید ودرود بر همسر صبور شون خداوند اجرشون بده خیلی دلم میخاد بدونم ادامه ی این خبر چیه
  • IR ۱۴:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    شهادتش مبارک خوب همون اول ماجرای ازدواجش بایه خانم افغانی رو مینوشتید خدایا هی گفتم چرا گفتند نباید کسی از ازدواج با خبر بشه نگو طرف ایرانی نبوده
  • محمدرضا IR ۱۴:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    داستان این خانواده و همسر محترم شهید تلنگری به همه ماست ، تلنگر به جامعه بظاهر مسلمانی که احکام اسلام را گزینشی برداشت می کنند . خیلی از مشکلات ایران امروز ناشی از کمرنگ شدن فرامین الهی و جایگزین شدن عرف بجای شرع است . فلان کار را انجام دادن یا ندادن بستگی به این دارد که مردم چه قضاوتی درباره آن دارند نه اینکه رضایت خداوند در چیست ؟ این همسر بزرگوار شهید بخاطر خیلی از بایدها و نبایدهای خاله زنکی محکوم است اما خوشا بحالش که در پیشگاه رب الشهدا سربلند است . مبارکتان باشد خواهرم
  • IR ۱۵:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    جایگاهش بهشت برین باشد
  • حمیدی IR ۱۵:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    دوست دارم باقی داستان شهیدرابدانم شهداگلچین هستن
  • IR ۱۵:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    جایگاهش بهشت برین باشد
  • DE ۱۵:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    حق همسر وفرزند شهید این نیس برادر شهید درحقشون بد کرد .....
  • r IR ۱۵:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    4 0
    چرا اجازه نداشتن خودشون معرفی کنن؟ دلم میخواد سریع تر ادامش بخونم.
  • IR ۱۵:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 1
    خدا لعنت کنه شیطان رو که باعث ایجاد تفرقه بین بندگان خدای یکتا میشه... چه فرقی میکنه که خانمش افغانی باشه چرا باید ابروش بره واقعا ناراحت کننده است..
  • اصغر زمانی IR ۱۵:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    تا نادان در دنیا هست،،،مفلس در نمیماند،،،
  • Rk IR ۱۵:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    قطعا پر از سوال شدیم.... چرا نباید علنی کنن یا.... لطفا ادامه داستان رو بذارید
  • IR ۱۵:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 1
    یه جورایی زندگی این خانم محترمه مبهمه البته خدا میدونه ولی شاید زن دومش باشه..البته این شهید گرامی وعزیزباید رضایت خانواده را جلب میکردوازواج میکرد اخه وقتی گفتین پنهان کاری وکسی نفهمه کل ماجرا ادم را به شک میندازه ومیره زیرسوال!!
  • الهام IR ۱۵:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    درودبه روان پاک شهداخصوصااین شهیدوالامقام ولی ازاین که بایدهمسرش مخفی میماندنمیفهمم چرا.درهرصورت ایشان ازعشقش همسرعزیزش گذشته به خاطرامنیت وطنش خدایش بیامرزد
  • محمر IR ۱۵:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    خدا رحمتش کنه واقعا سخته
  • IR ۱۵:۴۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    دوست دارم ادامه ی ماجرا رو بدونم
  • ..... IR ۱۵:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    من مایلم ادامشو بدونم لطفا بزارید
  • IR ۱۵:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    سلام،باید ادامه داستان رو شنید تا بشه قضاوت کرد، ولی در هر حال خیلی درد داره که نتونستن برای آخرین بار شهیدشون رو ببینن
  • فاطمه IR ۱۶:۰۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    0 2
    کاش تا رضایت پدر ومادر شهید صبر کرده بودین ازدواج بدون دعای اونا واطلاعشون قشنگ نبوده ونیس واگه شماهمسر دومشون شدین که دیگه کارتون اشتباه بوده زندگی یک زن دیگه رو به هم ریختین ولی به هر حال همسر قانونی شهید هستین وکسی نباید از حقوق مسلمتون محرومتون کنه دخترتون رو نزد پدر ومادر شهید ببرین ورضایتشون رو جلب کنین دعای شهید پشت سرتونه موفق میشین دیگه فقط به خوشبختی وآینده فرزندتون فکر کنین روح شهید شاد وراهش پر رهرو باد
    • مجیدیان IR ۲۲:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      4 0
      ایشون اولین و تنها همسر قانونی شهید بوده اند و شهید گودرزی هیچ همسری قبل از آن نداشته است
  • خورشید IR ۱۶:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    توچنین شرایطی بوده ام و دوست دارم ادامه اش را بخوانم
  • عبدالله IR ۱۶:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    به نام خدا جالب بود خانواده شهید باید بدانند که خلاف جوانمردی و دین عملی نکنند از خطاهای خود در حق فرزند شهید وهمسرش ونوه شأن باید استغفار کنند و چیزی را که بر مبنای شریعت و علاقه شهید گودرزی بوده‌است عاقلانه بپذیرند ولز روز واپسین بترسند.والعاقبت للمتقین
  • ناشناس IR ۱۶:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    چرا زن شهید اجازه دیدن همسر شهیدش رانداشته؟به خاطر ازدواج شهید با تبعه کشوری دیگر،از پدر و مادر شهید خیلی جالب نیست اینطور اخلاقیات.
  • فاطمه IR ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    دوس دارم بدونم بقیش چی میشه
  • زکیه IR ۱۶:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    0 3
    وای خدای من چفدسخت ایانوه یشان رادیدن یانه وهمسردوم بوده یانه وادامه داستان راکجابخوانم
  • کربلای IR ۱۶:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    رحمت خدابه این مردان بی ادعا
  • IR ۱۶:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    برترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. حال این تقوار را شما در این حرکت زشت خانواده و برادر شهید معنا کنید. یکی برای خدا یکی برای دنیا
  • وحید IR ۱۶:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    5 0
    چرا اینقدر مبهم نوشتید.ماجرارو یا کامل بکید یا نصفه نیمه نذارید. چون کلی ظن و گمان ناحق تولید میکنید بدون اینکه حقی بیان بشه. مسلمتگا اون شهید گرامی هم رضایت نخواهند داشت. علت مخالفتها، اینکه آیا این پنهانکاری بخاطر عدم موافقت خوگامواده بوده یا قضیه ازدواج دوم در میان بود. خب درست نیس دیگه. تمام خوانندگان مطلبتون رو بدهکار شهید میکنید...والله اعلم
  • حسین IR ۱۸:۰۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    سلام دوستان زندگی نامه را تا آخر بخوانید در قضاوت عجله نکنید
  • یاسی IR ۱۸:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    برای من خواندن زندگی نامه شهدا جذاب ترین داستان هاست
  • فرهادفرجی IR ۱۸:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    خیلی جالب و سوزناک
  • مهتاب IR ۱۸:۲۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    خداصبربده اونهایی که نزاشتن شماشهیدروببینید درحق شماظلم کردن
  • زهرا IR ۱۸:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    واقعا ایشون خیلی خانمی کردندکه تونستن به رویه خودشون نیارند
  • IR ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    بسیار تکان دهنده بود و تاسف بار
  • IR ۱۹:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    چرا؟ گناه این زن چه بود؟
  • باران IR ۱۹:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    واقعأ سخته
  • فاطمه صاعدوند IR ۱۹:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    بسیار جالب وجذاب بود که هر خواننده را سر شوق ورغبت میاورد که بقیه زندگی این شهید بزرگوار به کجا میرسد وعلت این همه غریب بودن همسر وبچه اش بعد از شهادت چیست؟
  • زهرا IR ۱۹:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    چرا واقعا اجازه نداشتند شهیدشون رو ببینند؟
  • امیر US ۱۹:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    دنبالش بیزار
  • حمیدرضا طیبی IR ۱۹:۵۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    بنظرم ایثار این شهید بزرگوار و اینکه نشان دهد فقط تقواست که مایه برتری است نه نژاد و مال و. . . با این خانم ازدواج کرد و داستان زندگی این شهید علی الخصوص ازدواجش باید برای همگان ترویج شود تا درک کنند شهدا ویژگیهای خاص داشتند و بنده هم به همین خاطر مایلم از این ماجرا مطلع شوم ، اجرکم عندالله
  • IR ۱۹:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    عالی بود
  • IR ۲۰:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    سلام و درود خدمت شهیدان وخانواده گرامیشون برادر شهید هیچ حقی نداشت این همسر وفرزند شهید رو از دیدن شهید خودداری کنه حقش این بود که خودش میامد واینها رو به خانه حالا نه به بنیاد‌شهید میبرد خیلی بی انصافی در حق این عزیزان کرده است
  • IR ۲۰:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    سلام به نظرم ازدواج اول بوده حتما چون خانواده با ازدواج پسرشون با دختر افغانی مخالف بودند خانواده ی شهید این ازدواج را مخفی کردند
    • حمید IR ۲۰:۱۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      1 0
      خداوند متعال شاهد وناظر ما دراین جهان است این دنیا مزرعه اخرت است چطور به یکدیگر ظلم کنیم ...خدایا شاهد باش انشاالله صبر جمیل به همسر وفرزند این شهید واالا مقام دهد ..امین یارب العالمین..
  • حسین IR ۲۰:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    خدا رحمتش کنه
  • علی IR ۲۰:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    0 1
    کاش خانواده را مطلع میکردندتاحسرت به دل نباشند
  • IR ۲۰:۱۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    سلام. ادامه ی ماجرا را کجا دنبال کنیم؟
  • IR ۲۰:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    سلام. جالبه. ادامش را کجا دنبال کنیم.
  • IR ۲۰:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    اشتباه کرری خانم عزیز..میرفتی جلوی جمعیت وبچتو همومیبردی ایشون که شهیدشده بودند دیگه باقی مسایل چه ارزشی داشتند تواشتباه کردی...توحقت ازایشون اولی ترازهمه بود
  • IR ۲۰:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    اگر عدالت باشه وتبعیض نباشه وبه یکی زیادی بدهندکه ازسر سیری،مازادشو انفاق کنه یا نکنه وبه یکی هیچی ندهند)نیاز به نفقه دادن به مردم نبود-اصول های اسلام وهمین شهدا، یکیش مثل اینکه عدالت هست
  • رفیق شهید IR ۲۰:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    برادران و خواهران اولا این شهید برای اولین بار با این خانم قانونی ازدواج کرده و زن دومی درکار نبوده دوما پدر و مادر شهید کاملا از این موضوع خبر داشتند سوما مشکل از اونجا بوده که ظاهرا بعد از شهادت متاسفانه پدر و مادر و برادران شهید کسر شانشون بوده که همسر شهید افغانی باشه و از حجب و حیای همسرش سواستفاده کردند
  • زهراموسوی IR ۲۰:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    سلام بله ماهم درجریان این موضوع بودیم.
    • حسام IR ۲۲:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      1 0
      واقعا سخت درک کردن همچین شرایطی دلم سوخت
  • زینب کریمی IR ۲۰:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    3 0
    بنظرم باید میرفت و شوهرشو میدید
  • زهره IR ۲۰:۵۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    خدا روح شهید رو قرین رحمت خودش قرار بده... به شدت کنجکاو ادامه ماجرام
  • رضا IR ۲۱:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    خدا صبربده
  • ES ۲۱:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    سلام برشهیدان
  • معصومه IR ۲۱:۳۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    سلام زندگی شهداخیلی برایم جذاب است ودوست دارم بدانم چه فرقی باافرادعادی دارندکه خداانتخابشان می کند،دنبال باقی قصه هستم
  • IR ۲۲:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    انشالله تو بهشت میبینیش التماس شفاعت
  • IR ۲۲:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    چرا خانواده راضی نبودن؟؟؟
  • ستاره IR ۲۲:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    0 3
    روح شهیدشادویادش همیشه گرامی بنظرمن نبایدهیچ زن افغانستانی خواستگاری مردایرانی راقبول کندوبرعکس..زیراهم کف نمیشوندونیستند
    • هموطن IR ۲۳:۵۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
      1 0
      کفویت رو در چی میبینید؟ صرفا هموطن بودن متاسفم برای کسانی که فهمشون از دین ایییینقدر پایینه
  • IR ۲۳:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    دو بار خوندم ولی هنوز نفهمیدم چه طوری که زن داشت و خونوادش بی خبر بودن مگه می شه پدر و مادر تا این حد از پسرش غافل
  • صالح کعب IR ۲۳:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    جوانها شهید شدند وجان خودشنه دادند تا مردم در اسایش باشند بعد یکی میاد میگه زنه دوم اول توی ایرا ن عیب صبر بدید به خانوادی شهدا نه حرفهای بی ربطبت ان زن افغانی همه انساها از یک نطفه هستند چه خارجی واروپایی وپه اسیایی ان که بزرگ است تقوا بزرگ مرگ بر تبعیض افغانی میاد شهید میشه برای ما وما دنبال پول وکارهای دیگه
  • سهراب رضائی IR ۲۳:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    2 0
    می خواهم بدانم چرا زن و فرزندش را نمی ذاشتن شهید رو ببیند
  • IR ۲۳:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    الم یعلم ب آن الله یری
    • گل محمدی IR ۰۰:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
      2 0
      خداشهیدان راه بیامرزد وبه همسرش صبربدهد
  • DE ۲۳:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 1
    خدارحمت کند شهیدعزیزرااگه اینا نبودن ماالان راحت نبودیم
  • سمیه اسماعیل پور IR ۲۳:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    بله دوست دارم درباره زندگی شهید بیشتربدانیم
  • مسعود IR ۲۳:۴۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    ازخداوند متعال برای آن مرحوم جنت فردوس وبرای بازمانده گان صبر جمیل تمنا دارم.
  • مریم IR ۲۳:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۸
    1 0
    خوشا به سعادت شهدا وهمچنین همسر عزیز این شهدا. ان شاءالله خداوند توفیق شهادت درراه خدارو نصیب ماهم بکند
  • کریمی IR ۰۰:۰۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    علاقه دارم به شنیدن داستانشان.
  • زهرا IR ۰۰:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    به نظرمن به همسر شهیدوفرزندش جفا شده
  • بابایی IR ۰۰:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    همسر گرامی شهید شما هم شریک ثواب آن شهید بزرگوار هستید
  • فریبا IR ۰۰:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    اخه چرا پنهان کاری.وقتی بچه دار میشد حداقل باید به خاطر بچش هم که شده موضوع رو علنی می کرد خصوصا این شهید که هرلحظه احتمال مرگش بوده.پس حق این بچه چی میشه که بعد بیان ازش تست دی ان ای بکیرن.خدا خودش گفته از شهید درباره حق الناس مواخذه میکنم.شاید هم زن دوم بوده
  • ناشناس IR ۰۰:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    جالب بود
  • نوید IR ۰۰:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    روحشان شاد ویادشان گرامی . بسیارزیباست
  • IR ۰۰:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    3 0
    با سلام با خواندن این مطلب راحب این همسر شهید بزرگوار .واقعا قلبم به درد امد ‌درود خدا بر این شهید وهمسر محترم ایشان با این همه صبوری .انشالله خداوند خانواده وبرداران به ظاهر مسلمان را به راه راست هدایت کنند که به همسر بردار وبچه ای برادر که از خون بردارخودشان هستند این طور ازار میرسانند .خداوند جای حق است .وخانه ای ظلم خراب .
  • IR ۰۰:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    4 0
    عالیست.خود شهید شفیع همسر فداکارش خواهد بود.
  • IR ۰۰:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    سلام خوشا به حال شما دعا گوی ما هم باشید
  • ناشناس IR ۰۱:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    0 0
    روحشان باشهداری کربلا محشور باد . لابد برادربزرگتر میخواسته هم به عنوان برادر وهم خانواده شهید حق وحقوق اون زن بیچاره وطفل معصوم رابالا بکشه بنیاد شهید باید حمایتشون کنه بندگان خدارا ... تنها کسانی که آسیب دیدند از نبود این شهید والا مقام همسر و دخترشونند چرا حمایت نشدند . نباید به حرف خانواده شهیدی گوش بدهند که حاضر نیستند دختربچه ای که خون شهید در رگهاش هست را بعنوان یادگاری بپذیرند پس شهید را برای خودش نمیخواهند فقط حقوق و امتیازات خانواده شهدایی براشون مهمه ازاین نهاد انقلابی خواشمندیم خدایی زن وفرزندش را حمایت کنید .
  • محمد حسین شفیعی IR ۰۱:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    درود به شرف شهدای مدافع حرم ان شاءالله روز قیامت ما رو هم شفاعت کنید هر چی عزت داریم به برکت وجود شما عزیزان است ان شاءالله خداوند متعال همه ما رو رهرو راه شهیدان عزیز قرار بدهد
  • IR ۰۲:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    این شهید بزرگوار رو قسم میدم به همون شهادتی که نصیبشون شد به ما هم نظری کنن.برای سلامتی امام زمان صلوات
  • زهرا IR ۰۳:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    ادامه زندگی شهید لطفا
  • معصومه IR ۰۳:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    خدا بهتون صبر بده
  • کاظم اکبری چالش تری US ۰۵:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    سلام ودرود بر این خواهرم که زینب وار سوخت تاشاید کسی بغرورش برنخورد درود بران شهید میدانست همسر عزیز است فرق ندارد کجای دنیا بدنیا امده باشد بوسه ام بر کفش پای مهنا خانم که بجای گهواره بر تابوت پدر خوابید همسر شهید میدان مهنت زیاد کشیده ای اما داستان تلخ شیرین زندگیت برایم جالب بود زهر داشت که هنوز خود را نشناخته ایم که حتی برای دیگران زنگی کردن سخت زجر اوراست که مبادا برادم ابرویش میرود اگر بفهمن همسر برادر یک خانم بزرگوار وزینب وار افغان هست نزد خدا عزیز باشی خواهرم چنان زندگیت زهر دارد که بغض خانواده ام در هم شکست نور چشمان ماست یادگار احمد وشما
  • نسرین IR ۰۶:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    عالی
  • یدالله اسدالهی اوان IR ۰۷:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    2 0
    واقعا دردناک بود از این جهت که خانواده شهید عروس قبول نداشتند خیلی سخت هست
  • نازی IR ۰۸:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    لطفا ادامه اش رو هم بزارین
  • IR ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    2 0
    سلام و درود به روح پاک همه شهدا وصلحا ودرود به همه خانواده های شهدا من هم برای پسرم یه دختر افغانی گرفتم وبه هر دوشون افتخار میکنم چون عروسم تو یه خانواده سنی بدنیا اومده وشیعه شده ان اکرمکم عندالله اتقاکم دعا کنید پسر منم عاقبتش به شهادت ختم بشه
  • s n IR ۰۹:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    روحشون شاد.
  • آسمان IR ۱۰:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    درود و رحمت خدا بر ارواح طیبه شهدا قضاوت کار ساده ای نیست و کار هر کسی نیست ولی بیشتر مشکلات ما بخاطر قضاوت های عجولانه و ناآگاهانه مان است.همین که این همسر شهید قبول کرده که غریب بماند نشان از بزرگ منشی ایشان دارد و بسیار سخت است.
  • تارایی IR ۱۳:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    بنظرم چون از دوستان افغان ما بودن و نگاه قشنگی جامعه ما نسبت ب اینها ندارن،باعث این همه کم لطفی و ظلم بهشون شده،و الا وقتی سند رسمی به عنوان همسر و مادر فرزندشون داشتن باید پای تابوت رو میگرفتن و مردانه جلو میرفتن اونوقت خانواده ان شهید والا مقام چکار میتونستن بکنن،،،،، بنظرم نباید از ابتدا کوتاه میومدن
  • لیلا IR ۱۶:۳۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    خدا رحمتش کنه و به این خانم صبور اجر بدهد
  • حمیده IR ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    خیلی غم انگیز است خدا به همسرش صبر بدهد
  • IR ۱۷:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    خیلی جالب بود ،میخواهم ادامه اش را بخوانم
  • داود IR ۱۷:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    سلام عزیزان بزرگوار چرا ادامه زندگی این شهید بزرگوار و همسر محترمه اش را نیمه تمام گذاشتید؟!
  • گرام IR ۱۸:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    بسیار ناراحت کننده بود.اجرتان با امام حسین
  • ناشناس IR ۱۸:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    0 0
    احسنت به شما بانوی بزرگوار به خاطر ابرو شهید یک عمر حسرت را تحمل میکنید ودرک میکنم شما را چه قد سخت است خدا ان شالله اگه حقی از شما و فرزند تون ضایع شده رو و ان کسانی که موجب اذیت وازار شما شدن رو درهمین دنیا پس بدن وعذاب بکشن
  • محمد طاها IR ۱۹:۵۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    0 0
    اجر این خواهر ایثار گر با حضرت زهرا (س) واقعا مظلومه واقع شدند خدا خودش کمک کنه یادگار شهیدشان را بزرگ کنن سربلند هستی خواهر... بیشتر باشی
  • ناشناس IR ۲۲:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۹
    1 0
    خیلی جالب بود.فقط چرا برادربزرگ حاج احمداجازه ندادند این ازدواج بعدازشهادت علنی شود.‌کارغیرشرعی که نبوده همه موازین رعایت شده بودمسلما
  • DE ۰۲:۰۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۰
    0 0
    خوب
  • پرنیا IR ۰۲:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۰
    0 0
    سلام ب شهیدان سرزمینم
  • IR ۰۳:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۰
    1 1
    جالبه خیلی و پند آموز
  • م حسینی IR ۱۳:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۳
    0 0
    بسیار عالی لطفا ادامه بدهید
  • فری IR ۱۸:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۵
    0 0
    هرروز سر میزنم بقیه اش را بخوانم خواهش میکنم ادامه بدید
  • IR ۱۰:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۸
    0 0
    دوست دارم ادامه این ماجرا رو تعریف کنید. خداوند میگوید بهتر شما با تقوا ترین شما هست .
  • IR ۱۱:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۸
    0 0
    وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ و کدامین کس در عالم از آن کس که به آیات خدا پند و تذکّرش دادند و باز اعراض کرد ستمکارتر است؟ البته ما از بدکاران انتقام خواهیم کشید.
  • الهه IR ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۸
    0 0
    واقعا دردناک بود اما این قسمت مه داداش شهید نگذاشت خانم خودشو معرفی کنه واقعا ظالمانه و به دور از انصاف بود
  • فرحدخت IR ۱۶:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۸
    0 0
    این شهدای ما از اول شهید، مرد و حماسه مقاومت بدنیا اومدن ،سختی هایی که همسر بزرگوار شهید هم کشیدن واقعا تحمل ناپذیر بوده ، اما اینکه عاشقانه زندگی کردن ارزشمنده ، شهادت همسرشون هم سایه ای از الطاف خداوند بر سرشون بوده قطعا لیاقت همسری این شهید رو داشتن. ان شاالله ارزش واحترام خانواده شهدا رو بتونیم بدرستی بجا بیاریم .
  • IR ۲۲:۰۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۸
    0 0
    امیدوارم این دختر کوچولو که حتی پدرشو ندیده به حقش برسه امیدوارم.........
  • IR ۲۲:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۸
    0 0
    ای خدا این چه مصیبتی بود حداحقل میزاشتن شوهرش را برای آخرین بار میدید ۹۲۷۸
  • IR ۲۲:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۸
    0 0
    حداحقل میزاشتن برای آخرین بار همسرش را میدید
  • کیارش IR ۰۱:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
    0 0
    الان اسم شوهر ای بنده خدا تو شناسنامش نیست...اسم پدرم که رودخترش نیست...تکلیف چی میشه اونوقت...خدارحمت کنه همه مدافعان ایرانو
  • IR ۰۶:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
    0 0
    سلام خدا حاج احمد را رحمت کند لطفاً ادامه زندگی نامه شهید با همسرش را بگذارید خیلی جالب بود پدرش عبرت برای ما ادمها
  • IR ۰۷:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
    0 0
    درود بر صبر زینب گونه همسر این شهید خدا با شماست از هیچ کسی نترس از حقوق فرزند شهید دفاع کن.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس