کد خبر 1006905
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۷
متهمان

شاگرد قهوه‌خانه برای انتقام از خواهر پرستارش با طرح ادعایی دروغین او را به دادسرای جنایی کشاند.

به گزارش مشرق، چهارشنبه 8 آبان پسر 25 ساله‌ای به کلانتری 129 جامی رفت و مدعی شد در یک توطئه خانوادگی پدرش را با همدستی مادر و خواهرش به قتل رسانده‌اند. وی در تشریح ماجرا گفت: 11 سال قبل من و مادر و خواهرم، پدرم را در مشهد کشتیم و با صحنه‌سازی، قتل او را خودکشی جلوه دادیم. بعد هم به تهران نقل مکان کردیم تا کسی به راز ما پی نبرد.

بیشتر بخوانید:

او ادامه داد: پدر و مادرم همیشه باهم اختلاف داشتند. روز حادثه دوباره باهم دعوایشان شده بود. وقتی وارد خانه شدم پدرم با تکه پارچه‌ای داشت مادرم را خفه می‌کرد از دیدن این صحنه به قدری عصبی شدم که به طرف پدرم هجوم بردم و بعد از اینکه مادرم را از دستش نجات دادم ، همان پارچه را دور گردن پدرم پیچیدم بعد هم از مادر و خواهرم خواستم کمکم کنند تا او را خفه کنیم. وقتی او را کشتیم با پلیس تماس گرفته و از آنجایی که پدرم سابقه خودکشی داشت، با صحنه‌سازی و به دروغ مرگ او را خودکشی نشان دادیم. حدود دو سال بعد مادرم فوت کرد، در این مدت عذاب وجدان لحظه‌ای مرا رها نکرده است و تصمیم گرفتم با اعتراف به این حقیقت تلخ راز این جنایت 11 ساله را فاش کنم.

بازجویی از دختر خانواده

به‌دنبال اظهارات پسر جوان به‌نام میلاد، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی مأموریت یافتند تا صحت و سقم اظهارات میلاد را بررسی کنند. در نخستین گام کارآگاهان به سراغ خواهر میلاد رفته و وی را برای تحقیق و بازجویی به اداره آگاهی منتقل کردند. وی که از شنیدن ادعای برادرش شوکه شده بود، گفت: برادرم دروغ می‌گوید، پدرمان ناراحتی قلبی داشت. چند روزی در بیمارستان بستری شد و سپس فوت کرد.

در ادامه بررسی‌ها نیز کارآگاهان جنایی از پلیس و بیمارستان مشهد در رابطه با این حادثه استعلام کردند و بررسی‌ها نشان داد که اظهارات خواهر میلاد درست بوده و پدرش به خاطر بیماری قلبی در بیمارستان فوت کرده است.

بدین ترتیب به دستور بازپرس غلامی از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران بار دیگر میلاد احضار و تحت بازجویی قرار گرفت. وی که متوجه شد دروغش برملا شده گفت: از خواهرم کینه به دل داشتم. می‌خواستم از او انتقام بگیرم .

من یک کارگر ساده قهوه خانه هستم و شب‌ها نیز همانجا می‌خوابم.اما خواهرم پرستار است و برای خودش خانه و زندگی و کار آبرومندانه‌ای دارد.

چه اختلافی با خواهرت داشتی؟

وقتی پدرم فوت کرد، تأمین خرج و مخارج زندگی بر دوش من بود. دانشجوی نرم افزار کامپیوتر بودم اما بعد از چند ترم مجبور شدم دانشگاه را رها کنم. بعد از مدتی نیز به تهران آمدیم اما خواهرم به درس خواندنش ادامه داد و الان پرستار اتاق عمل است. او برای خودش خانه و زندگی دارد و مدام با دوستانش تفریح می‌کند. اما من چی؟ فقط کار کردم و هر چه پول درآوردم خرج زندگی و تحصیل او کردم. مدتی در خشکشویی کارگری کردم و حالا هم در قهوه خانه شاگردی می‌کنم. نه خانه دارم و نه پس انداز. خواهرم حالا که برای خودش کسی شده نه تنها به من کمک نمی‌کند بلکه تحقیرم نیز می‌کند و مرا به خانه‌اش راه نمی‌دهد.

به‌خاطر همین موارد از او کینه به دل گرفتی؟

بله البته یک مورد دیگر هم بود. چند سال قبل که خط تلفن همراه خیلی گران بود من یک خط با پیش شماره یک و گوشی تلفن همراه خریدم و به خواهرم دادم بعد از چند سال به او گفتم سیمکارت را به من برگرداند اما او قبول نکرد و من بیشتر از او کینه گرفتم.

حالا چرا سناریوی قتل را مطرح کردی؟

خواهرم در محل کار و بین دوستانش خیلی قابل احترام است فکر کردم اگر به او اتهام قتل بزنم نه تنها کارش را از دست می‌دهد بلکه آبرویش هم می‌رود. اتهام قتل بهترین راه برای گرفتن انتقام از خواهرم بود.‌

منبع: روزنامه ایران

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 15
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 1
  • IR ۱۲:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۳
    50 20
    ای خاک عالم بر سرت، با این عقل و فکری که تو داری لیاقتت از این بیشتر نیست، انتقام!!!!
  • IR ۱۳:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۳
    8 2
    درکش می کنم اما نباید چشم داشتی داشت. با چشم داشت تمام خوبی هایش را نابود کرد.
  • IR ۱۴:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۳
    18 5
    اشتباه کرده ,البته خیلی سخته!و این خواهر نیست یه آشغال تازه به دوران رسیده به تمام معناست! دنیا بالا داره ,پایینم داره!توهم اگر کاری برای خانوادت کردی ,کار خوبی کردی وخداعوضش رو بهت میده واونوم اگه قطع رحم کرده خداجوابشو میده.
  • IR ۱۴:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۳
    16 9
    این مصداق خشونت علیه مردانه؛میبرن ۲سال سربازی با حقوق مزخرف,دخترا بدون هیچ دغدغه ای درس میخوانند وحمایتم میشوند!میری جامعه با شهوتت بازی میکنن وتو باید تحمل کنی!میری خواستگاری ازت کار وپول میخوان ولی اولویت اشتغال وکار رو بهت نمیدن!هزینه میکنی درازدواج ,زنه تا به جایی میرسه از حمالی تو ,طغیان میکنه واستقلال خواهی وهیچ تعهد وتکلیفی هم نداره وتو باید از حقت بگذری وجدابشی.....این سیاستهای زنپرستانه عامل اصلی خشونت علیه زنانه ومن هم هیچ دلسوزی نسبت به این قشر ندارم!
  • IR ۱۴:۵۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۳
    9 6
    خب به خواهره بگویید اگه برادره واقعا راست میگه که با کمک اون پیشرفت کرده حتما باید الان باید کمک برادر بکنه تا اونم مثل خودش موفق بشه که اگه نکنه خدا حالشو میگیره چون زمانی برادرش کمک کرده و خودش عقب افتاده
  • IR ۲۰:۳۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۳
    3 2
    به نظرمن ادمی که چنین افکاری داشته باشد اگر هم موفق نیست خودش عامل است نه کسیدیگر
  • IR ۰۱:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
    2 0
    پسر بیچاره دلشو به گدایی که معتبر شده خوش کرده اون خواهر اندازه یک حیوان شرف و وجدان نداره
  • الاکه نور خدایی خداکند که بیایی IR ۰۷:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
    1 3
    واقعا که!نظرات شماهم مثل افکار پوچ این پسر بچه است!!!شماها کی میخواید بزرگ بشید؟
    • IR ۱۰:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
      0 0
      هروقت تو عاقل شدی!!!!!!!
  • حامد۵۲۷۹ IR ۰۸:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
    1 0
    خواهر بی معرفت
  • بینام IR ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
    1 0
    نظر همه دوستان محترم.. اما تا حقیقت موضوع آشکار نشده قضاوت نکنیم یکی از بستگان نزدیک بنده هم تقریبا وضعیت مشابه دارد.. اما هرکاری کردیم هرکمکی کردیم چون نالایق بود همه رشته های مارا پنبه کرده و الان خودش را به وضعیتی مثل این اقا پسر دچار کرده
    • IR ۱۲:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
      0 0
      دیگه خونش که میتونست جا بده!دیگه میتونست یه پولی بذاره کف دستش کمکش کنه!حداقل میتونست تحقیرش نکنه وحمایت عاطفی کنه.
  • اشغری IR ۱۰:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
    1 4
    بهتربود میرفت و صاحب قهوه خانه را میکشت!خخخخخخخخخخخ حالا پیداکنین پرتقال فروش را........
  • سید وحید UA ۱۷:۴۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۴
    1 2
    به ادمی که صاحب همچنین تفکریه اصلا نمیاد بفکر کسی جز خودش بوده باشه ولی اگه واقعا برادر بود میگفت خدا رو شکر تو این زمونه خواهرم از اب و گل در اومده و محتاج کس و ناکس نیست و البته حرفاشم بیشتر بنظر توجیه میاد تا دلیل کینه گرفتنش
  • DE ۰۰:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۵
    0 0
    وقتی پدرم فوت کرد، تأمین خرج و مخارج زندگی بر دوش من بود. دانشجوی نرم افزار کامپیوتر بودم اما بعد از چند ترم مجبور شدم دانشگاه را رها کنم...// با پول غذو آرایش و بیمه و دکتر یکی از سگهای این رانتخواران زالو صفت بیشخصیت لاکچری که در لاک خود مشغول چریدن هستند میشود چندین خانواده را اداره کرد.تصورمان از جمهوری اسلامی چیز دیگری بود.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس