کد خبر 623481
تاریخ انتشار: ۶ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۹

در قطب کشتی فرنگی ایران به دنیا آمده و به جسور بودن و جنگندگی بسیار معروف است. البته او یک مشخصه دیگر هم دارد؛ خیلی زود با ناداوری ها اشک می‌ریزد. سعید عبدولی که در المپیک لندن با ناداوری دستش از رسیدن به مدال کوتاه ماند، در المپیک 2016 برای جبران و کسب مدال، به ریو رفت. او در کشتی نخستش برابر مادسن دانمارکی مغلوب شد ولی در نهایت با فینالیست شدن این کشتی‌گیر اهل دانمارک، به شانس مجدد رفت و جنگید و به گردن‌آویز با ارزش برنز رسید؛ افتخاری که اولین مدال المپیکی خوزستانی ها در کشتی را رقم زد.

به گزارش مشرق، سعید عبدولی علی‌رغم تصمیم اولیه‌اش برای خداحافظی از دنیای کشتی، می‌گوید قصد دارد پس از چند ماه استراحت، بار دیگر کار خود را با هدف حضور در المپیک 2020 و کسب موفقیت در این رویداد آغاز کند.

*بالاخره المپیک هم تمام شد.

بله المپیک 2016 هم با تمام خوبی ها و بدی هایش به پایان رسید و خدا را شکر می کنم که توانستم از این میدان روسفید برگردم، هر چند که نتیجه می توانست بهتر از این باشد ولی متاسفانه بحث داوری ها که همیشه در کشتی ایرانی ها دخیل بوده است، باعث شد نتوانم به آن چه که می خواهم برسم.

*از کشتی در المپیک آن هم در وزن شلوغ 75 کیلوگرم بگویید.

برای دومین بار بود که در وزن 75 کیلوگرم مسابقه می دادم؛ بار اول در مسابقات جهانی لاس وگاس و بار دوم نیز در المپیک ریو بود. با تلاش هایی که صورت گرفت من توانستم در این وزن جا بیافتم. البته سختی هایی هم داشت و همه آزادکاران و فرنگی کاران دنیا می دانند که وزن 75 کیلوگرم چه وزن سنگینی است. در المپیک نیز همه عنوان‌دارهای این وزن آمده بودند که مدال کسب کنند ولی سعید عبدولی مدعی‌تر بود و اگر بحث داوری پیش نمی‌آمد رنگ مدال من خوشرنگ تر از این می شد. البته خوشحالم که توانستم مدال برنز را بگیرم چرا که این مدال اولین مدال کشتی مردم خوزستان و اندیمشک در المپیک است و آن را هم به شهدای مدافع حرم شهرستان اندیمشک و همچنین مردم خوزستان تقدیم می کنم.

*به یک شب قبل از شروع مسابقات بر گردید؛ وقتی قرعه‌تان را دیدید نظرتان درباره آن چه بود؟

وقتی قرعه را دیدم مطمئن بودم به فینال می رسم، چرا که زمانی که با نا آمادگی در لاس وگاس حضور پیدا کردم و با مادسن دانمارکی کشتی گرفتم، از او سر تر بودم و مطمئن بودم که در المپیک هم می توانم او را شکست دهم؛ ولی همان طور که گفتم داوری، کشتی را کاملا بسته بود و اجازه نمی داد آن چه که می خواهم اجرا کنم. داور من را اذیت کرد.

*وقتی که کشتی را به مادسن واگذار کردید، بازهم اعتراض بسیاری به داوران داشتید.

من فقط ناراحتیم را به داوران نشان دادم. از قبل با داوران هماهنگ شده بود و حق تمام ایرانی ها را خوردند و همان طور که دیدید در وزنه‌برداری و کشتی آزاد هم شاهد ناداوری بودیم و حق‌خوری‌های بسیاری صورت گرفت. ما برای حضور در المپیک تمرینات بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم و چندین ماه دوری از خانواده را تحمل کردیم ولی یک باره یکی می آید و حق ما را می خورد و باعث می شود یک عمر زحمت مان به فنا برود. این ها به خاطر دخیل بودن مافیایی است که در کشتی و دیگر رشته ها بی داد می کند.

*وقتی در کشتی اول شکست خوردید فکر می کردید به شانس مجدد بروید؟

از آن جا که مادسن کشتی‌گیر خوبی است، می‌دانستم که می تواند به فینال برسد. البته کمی هم ترس داشتم، چرا که در کشتی که با او داشتم خیلی او را تحت فشار قرار دادم و بدنش از هم پاشیده بود و دیگر جانی نداشت ولی بازهم خدا به من رحم کرد و ناراحتی و زجرهایی که طی این مدت کشیده بودم را دید و باعث شد مادسن، فینالیست شود و من به شانس مجدد بروم.

*در نهایت هم که روی سکو رفتید و نشان برنز المپیک را به دست آوردید.

مدال المپیک یک مدال بسیار با ارزش است و ارزش‌ آن از چندین مدال جهانی و آسیایی بالاتر است و اگر ورزشکاری چندین مدال داشته باشد ولی مدال المپیک در کارنامه اش نباشد، انگار نه انگار که کاری انجام داده است ولی با داشتن یک مدال المپیک، اسمش همیشه در تاریخ ثبت می شود و باعث می شود که به خودش ببالد. خدا را شکر من هم چنین حسی دارم، البته می توانستم رنگ خوش رنگ تری از مدال را به دست آورم اما همین که فکر می کنم اگر همین مدال را هم نمی گرفتم می خواستم چه کار کنم، باعث می شود از کسب مدال برنز هم احساس خوشحالی داشته باشم و خدا را شکر می کنم که توانستم با این مدال، راه را برای دیگر کشتی گیران خوزستانی برای کسب مدال در المپیک باز کنم.

*از تیم‌ملی هم بگویید؛ چرا نتوانست موفق عمل کند؟

المپیک میدان سنگینی است و این طور نیست که تمام مدال ها را یک کشور به دست آورد. به هر حال سایر کشورها هم زحمت می کشند و البته زحمت آن ها همراه با امکانات و داشتن یکسری افراد گردن کلفت در اتحادیه جهانی است که داشتن چنین افردی، 50 درصد به آن ها در کسب مدال کمک می کند. وقتی آذربایجان سه میلیون دلار به اتحادیه جهانی کمک می کند، طبیعتا آن‌ها هم به داوران می گویند که آذربایجان حتما باید دو مدال بگیرد.

این در حالی است که ما ایرانی ها با تعصب و غیرت مان کشتی می گیریم و چنین امکاناتی و آن آدم گردن کلفت را در فیلا نداریم و تازه حق مان را هم می‌خورند و حتی در مسابقاتی که کشتی، 60 به 40 به سود ما است، بازی به کشتی گیر حریف داده می شود.

ما ایرانی ها خاری در چشم سایرین هستیم، چرا که ایرانی ها از همه نظر از جمله دین، ‌تعصب و فرهنگ از همه دنیا بالاتر و بهتر هستند. ایران مهد تمدن بوده و هست و خوشحالم که یک ایرانی، خوزستانی و اندیمشکی هستم.

*به نظر می آید آقای بنا در المپیک ریو کمی بدشانس هم بود.

بنا بد شانس نبود؛ اگر به سال های خیلی قبل تر از المپیک لندن برگردیم، در کل تاریخ کشتی فرنگی، تنها دو مدال وجود داشت. در المپیک لندن هم همه چیز با ما یار بود و تیم با چهار سال تلاش، برای این رقابت ها آماده شده بود و تیم توانست موفقیت های خوبی را هم به دست آورد ولی برای المپیک ریو، تنها 9 ماه زمان جهت کسب آمادگی داشتیم و نتوانستیم آمادگی خوبی به دست آوریم. مثلا خود من وضع زندگی‌ام نا بسامان بود و یکسری مشکلات خانوادگی و مشکل اشتغال داشتم و همین باعث شد که نتوانم به خوبی و مداوم تمرین کنم. هر چند که با آمدن بنا توانستم کمی خودم را جمع و جور کنم. در نهایت هم با اصرار بسیار خانواده و مردم شهرستانم مجاب شدم که در تمرینات و اردوها و در نهایت در المپیک شرکت کنم و حالا هم خیلی خوشحالم که توانستم برای ایران، خوزستان و اندیمشک مدال بگیرم.

* بعد از مسابقات هم که یکباره حرف از خداحافظی زدید؛ هر چند که بعد از آن گفتید که به این صورت نیست.

من گفتم چند ماهی خداحافظی می کنم، چرا که می خواهم دوباره بیایم و همچنان برای ایران، خوزستان و اندیمشک افتخار کسب کنم. خوزستان از نظر امکاناتی شرایط خوبی ندارد و عبدولی هم با عدم امکانات توانست خودش را بالا بکشد و بارها و بارها هم می توانم مدال کسب کنم. فقط از مردم استان خوزستان می خواهم که من را مانند همیشه دعا کنند.

*پس حرف از خستگی بود نه خداحافظی؟

بله خسته بودم. اکنون هم خسته هستم و می خواهم چند ماهی را با بودن در کنار خانواده ام و همچنین تفریح کردن، استراحت کنم. به هر حال خداحافظی در کار نیست.

*برخی ورزشکاران با کسب مدال المپیک و تکمیل شدن افتخارات شان، اشباع می شوند؛ شما که اشباع نشده اید؟

نه اصلا اشباع نشده‌ام، چرا که آن مدال خوش رنگ که می خواستم، به دست نیاوردم. برخی خارجی ها می گویند همین که در المپیک حضور داشتیم، یک دنیا ارزش دارد و یک افتخار بزرگ است. من هم افتخار می کنم که مدال المپیک گرفتم ولی می خواهم به کسب مدال خوش‌رنگ‌تر المپیک 2020 فکر کنم.

*چه انتظاری از مسوولان دارید؟

از تمام مسوولان استان خوزستان قدردانی می کنم و باید بگویم اگر حمایت شوم و یکسری امکانات و رفاه 30 درصدی هم برای من فراهم شود، می توانم کارم را به خوبی ادامه دهم.

*استقبال مردم خوزستان از شما چطور بود؟

استقبال مردم و مسوولان بسیار عالی بود و من از همه مردم ‌اندیمشک، دزفول، شوشتر و کلا مردم خوزستان که به استقبال من آمدند تشکر می کنم. همچنین از مسوولان اندیمشک از جمله امام جمعه و فرماندار و آقای کیانی‌زاده، مدیرکل ورزش و جوانان خوزستان و همچنین مسوولان شهرستان دزفول قدردانی می کنم و از همین جا دست همه آن ها را می بوسم.

*پاداش ها و قول ها چطور بودند؟

هنوز اتفاقی نیفتاده است ولی قول هایی از سوی مسوولان داده شده است.

*برای حل مشکل اشتغال‌تان قول هایی داده شد؟

من شغلی ندارم ولی حتما اگر نماینده مردم اندیمشک را از نزدیک ببینم، درخواستی از او خواهم داشت.

*نظرتان را در خصوص این کلمات بگویید.

المپیک ریو:‌ کمی بی‌انصافی

اشک‌های بنا: دردآور

خداحافظی از کشتی:‌ محاله

اندیمشک: ‌کشتی فرنگی

المپیک 2020: ‌طلا

خانواده:‌ بهترین مکان برای آرامش

در پایان این گفت و گو از آقای عبدولی پرسیده شد که نظر همسرتان در خصوص حضور شما پس از مدت ها در خانه چیست؟ که او ترجیح داد جواب این سوال را همسرش پاسخ هد و همسر آقای عبدولی این گونه جواب داد.

واقعا سخت بود و بچه ها دائما بهانه او را می گرفتند و از من می پرسیدند چرا بابا در خانه نیست و چرا ما را می گذارد و می رود؟ در کل واقعا سخت بود ولی با گرفتن مدال المپیک، به نظرم تحمل این سختی ها ارزش داشت و ما این دوران را فراموش کردیم.

منبع: ایسنا