کد خبر 1839727
تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۳

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:

بحران یمن مدت‌هاست که از یک نبرد دوقطبی ساده به یک شطرنج پیچیده با بازیگران محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است. در جبهه مقابل صنعا، با یک دولت منسجم روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با موزاییکی از گروه‌های شبه‌نظامی و سیاستمدارانی مواجهیم که نقطه اشتراکشان، دشمنی با انصارالله و وابستگی به سعودی است. تبلور سیاسی این ائتلاف ناهمگون، در شورای ریاست‌جمهوری مستقر در عدن دیده می‌شود که همزمان با آتش‌بس ۲۰۲۲، برای تجمیع بازیگران زیر یک نهاد قانونی شکل گرفت. اما یک قانون نانوشته و بی‌رحمانه در سیاست امروز یمن وجود دارد: شما تنها به اندازه‌ای در سیاست سهم دارید که جغرافیا در اختیار داشته باشید.

جغرافیا؛ بلیت ورود به کلوپ قدرت در عدن

شورای ریاست‌جمهوری که با فشار ریاض و ابوظبی جایگزین دولت عبدربه منصور هادی شد، یک شرکت سهامی است که بیشتر سهام آن نه با پول، بلکه با جغرافیای تسلط خریداری شده است. حضور اعضای این شورا در ساختار قدرت عدن، مستقیماً به تسلط آن‌ها بر یک جغرافیای خاص گره خورده است.

طارق صالح، به عنوان فرمانده نیروهای موسوم به مقاومت ملی، تمام وزن سیاسی خود را از تسلط بر نوار ساحلی غربی، به‌ویژه المخا و بخش‌هایی از الحدیده، به دست آورده بود؛ جغرافیایی که به دلیل تسلط بر آبراه مهم دریای سرخ و باب‌المندب، به او اهرمی برای حضور در شورای ریاست‌جمهوری داده بود.

در تعز، بخش مهمی از شهر و مناطق اطراف آن در کنترل نیروهای حزب اصلاح، شاخه اخوان‌المسلمین در یمن است؛ جریانی که گرایش‌های قدرتمندی به محور دوحه-آنکارا دارد. تسلط بر جمعیت متراکم و جغرافیای کوهستانی تعز، کارت بازی این جریان برای بقا در معادلات جنوب و مرکز است.

در مأرب، سلطان العراده، استاندار و عضو شورای ریاست‌جمهوری، قدرت خود را مستقیماً از چاه‌های نفت و گاز و حمایت ریاض می‌گیرد. این جغرافیا، تنها دلیل حضور قدرتمند اخوان‌المسلمین هم‌سو با عربستان در ساختار قدرت عدن است.

در مناطق مرزی نیز عثمان المجلی با نفوذ بر قوات الطواری، نقش سپر امنیتی مرزهای جنوبی عربستان را ایفا می‌کند. ابوزرعه المحرمی و نیروهای سلفی او نیز با حمایت عربستان در حال گسترش تسلط جغرافیایی خود در استان‌های جنوبی بوده و قدرت او در شورا، معادل پادگان‌هایی است که در جنوب کنترل می‌کند. در لحج نیز نیروهای قبایل الصبیحه، با نفوذ چهره‌هایی چون محمود الصبیحی، نقش مهمی در امنیت عدن دارند. حضرموت نیز به دلیل مساحت، منابع و خطوط ساحلی طولانی، وزن مستقلی در شورای ریاست‌جمهوری دارد.

ساحل غربی و سقوط طارق صالح

انصارالله با پیشروی استراتژیک در منطقه ساحل غربی و تسلط بر باب‌المندب، طارق صالح را از یک فرمانده قدرتمند میدانی به یک ژنرال بدون ارتش و بدون زمین تبدیل کرد. تمام هویت سیاسی طارق به پادگان‌های او در المخا و حمایت‌هایی وابسته بود که به بهانه نظارت بر جنوب دریای سرخ از عربستان و آمریکا گرفته است.

نیروهای او با از دست دادن ساحل متلاشی شدند؛ بخشی به مناطقی چون عدن عقب‌نشینی کردند، بخشی به انصارالله پیوستند و یا به اسارت درآمدند. با از بین رفتن جغرافیای ساحل غربی، کارت طارق صالح در شورای ریاست‌جمهوری سوخت و او اهرم فشار خود بر انصارالله را از دست داد.

دومینوی فروپاشی

این منطق مرگبار، یعنی «از دست دادن جغرافیا = مرگ سیاسی»، تنها مختص طارق صالح نیست. استراتژی انصارالله بر این اصل استوار است که با فشردن گلوی جغرافیایی هر بازیگر، شریان حیات سیاسی آن در عدن را قطع کند.

انصارالله با تسلط بر مأرب، تعز، نوار مرزی و لحج، شرایط را بر حزب اصلاح، اخوان‌المسلمین، قوات الطواری و نیروهای درع الوطن سخت کرده و با این کار می‌تواند به حیات سیاسی هر یک از این بازیگران در شورای ریاستی پایان دهد.

نتیجه گیری

برای انصارالله، پیشروی‌های جغرافیایی کارکردهای چندگانه‌ای دارد. از یک سو، تسلط بر سواحل و منابع، موقعیت ژئوپلیتیک و اقتصادی این گروه را برای دوران پساجنگ تثبیت کرده و اهرم‌های فشار بین‌المللی آن را افزایش می‌دهد.

در لایه پنهان‌تر، هر پیشروی انصارالله یک عملیات مهندسی معکوس برای فروپاشی شورای ریاست‌جمهوری مورد حمایت عربستان است. انصارالله نیاز ندارد به عدن حمله مستقیم کند؛ کافی است زمین زیر پای بازیگران آن را در المخا، مارب، تعز و لحج خالی کند. در ساختاری که قدرت با خط‌کش مساحت تحت کنترل اندازه‌گیری می‌شود، پیشروی انصارالله به معنای باطل شدن بلیت حضور بازیگران ضد انصارالله در سپهر سیاسی آینده یمن است. با هر کیلومتر پیشروی صنعا، یک بازیگر در عدن به تاریخ می‌پیوندد.



*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.