آیا اسپیلبرگ نقشه‌های پنهان پنتاگون را روایت می‌کند؟ فیلم «روز افشا» بحران هسته‌ای و دولت پنهان را چنان واقعی به تصویر کشیده که منتقدان را به شوک انداخته است.

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - تازه‌ترین فیلم استیون اسپیلبرگ، «روز افشا»، برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک او درباره موجودات فرازمینی، داستان خود را نه با شگفتی کشف حیات هوشمند، بلکه با کابوس یک جنگ هسته‌ای آغاز می‌کند.

در جهان فیلم، روابط آمریکا و روسیه به نقطه‌ای رسیده که سایه جنگ جهانی سوم بر سر جهان سنگینی می‌کند؛ بحرانی که بستر اصلی روایت را شکل می‌دهد و زمینه را برای وقوع رویدادی فراهم می‌کند که همه معادلات سیاسی و امنیتی را بر هم می‌زند.

شاید این برآورد نظامی-امنیتی، با توجه به شرایط کنونی، چندان دور از ذهن نباشد؛ چراکه هر محصول مهم هالیوود، در لایه‌های خود، حاوی راهبردهای آینده‌نگرانه دولت آمریکاست.

روزگاری این بینش وجود داشت هالیوود را ابزاری افسانه‌ای و بازدارنده می‌دانستند، اما در سال‌های اخیر باید آن را تصویرگر راهبردهای آینده دولت متخاصم به شمار آورد.

مشرق پیش‌تر و مبتنی بر راهبردهای پیشین، فیلم «تاپ‌گان» را در دو شماره بررسی کرد؛ آنهم در شرایطی که تنش‌های رسمی ایران و آمریکا در نقطهٔ صفر قرار داشت، اما سناریوهای خیالی این فیلم به‌صورت واقعی اجرا شد.

بیشتر بخوانید :

آمریکا و اسرائیل فقط در هالیوود می‌توانند به تاسیسات اتمی ایران حمله کنند! +عکس

دستان پنهان پنتاگون در ساخت فیلم ضدایرانی «تاپ گان: ماوریک» / ارتش آمریکا چگونه با همدستی هالیوود به دنبال احیاء وجهه نیروهای مسلح خود است؟ ‌+ سند

با پیش فرض ارائه شده، هر اشاره افسانه‌ای و دور از ذهن در افسانه‌های هالیوودی را با راهبردهای آینده دولت تروریستی ایالات متحده توصیف کرد. تقریباً همه منتقدان سیاسی و هنری، بحران هسته‌ای میان واشنگتن و مسکو را یکی از مهم‌ترین عناصر آغازین فیلم دانسته‌اند؛ هرچند معتقدند اسپیلبرگ این بحران را نه به‌عنوان موضوع اصلی، بلکه به‌عنوان بستری برای طرح پرسش‌های بزرگ‌تر درباره حقیقت، قدرت و آینده بشر به کار گرفته است.

وب‌سایت آرس تکنیکا (Ars Technica ) در گزارش خود می‌نویسد که نیمه نخست فیلم بیش از آنکه یک اثر علمی‌تخیلی باشد، به یک تریلر سیاسی شباهت دارد؛ جهانی که در آن تنش‌های میان قدرت‌های بزرگ، زمین را تا آستانه جنگ جهانی سوم پیش برده است. در چنین شرایطی، دولت آمریکا همچنان می‌کوشد اطلاعات مربوط به موجودات فرازمینی را مخفی نگه دارد و همین تلاش برای پنهان‌کاری، موتور محرک روایت را شکل می‌دهد.

بسیاری از منتقدان معتقدند اسپیلبرگ عامدانه «افشای حقیقت» درباره موجودات فرازمینی را با خطر جنگ اتمی هم‌زمان کرده است؛ گویی فیلم می‌خواهد این پرسش را مطرح کند که آیا بشر در لحظه‌ای که با حقیقتی بزرگ‌تر از همه اختلافات زمینی روبه‌رو می‌شود، همچنان درگیر رقابت‌های ژئوپلیتیکی باقی خواهد ماند یا سرانجام راهی برای همکاری پیدا می‌کند.

منتقد «راجر ایبرت دات کام» ( RogerEbert.com ) این فیلم را اثری درباره «قدرت حقیقت» توصیف می‌کند. از نگاه این رسانه، اسپیلبرگ از یک بحران جهانی استفاده می‌کند تا این پرسش را مطرح کند که آیا آشکار شدن حقیقت می‌تواند انسان‌ها را متحد کند یا حتی در چنین شرایطی نیز بی‌اعتمادی سیاسی بر جهان حاکم خواهد بود.

برخی دیگر از رسانه‌ها، فضای فیلم را یادآور اضطراب‌های دوران جنگ سرد دانسته‌اند. به باور برخی منتقدان، روز افشا بیش از آنکه ادامه‌ای بر حال‌وهوای خوش‌بینانه «برخورد نزدیک از نوع سوم» باشد، به یک تریلر سیاسی و امنیتی شباهت دارد که در آن رقابت قدرت‌های جهانی، پیش از هر چیز بر سر کنترل اطلاعات و مدیریت افکار عمومی جریان دارد.

در همین حال، پایان فیلم نیز نشان می‌دهد که اسپیلبرگ بحران هسته‌ای را در نهایت به ابزاری برای بیان پیام انسانی خود تبدیل می‌کند. وب‌سایت «دی سایدر» (Decider) معتقد است پیام پایانی فیلم نه درباره پیروزی نظامی، بلکه درباره ضرورت «شنیدن» و برقراری ارتباط میان انسان‌هاست؛ این ایده که شاید بزرگ‌ترین تهدید برای بشر، نه موجودات فرازمینی، بلکه ناتوانی انسان‌ها در اعتماد و گفت‌وگو با یکدیگر باشد.

این بحران بیشتر یک ابزار دراماتیک برای افزایش تنش داستان و فراهم کردن زمینه طرح پرسش‌های فلسفی و سیاسی فیلم توصیف شده است. از جهات مختلفی درباره این فیلم می‌توان نتیجه گرفت که «روز افشا» اگرچه روایت خود را در سایه خطر جنگ اتمی آغاز می‌کند، اما هدف نهایی آن بررسی این پرسش است که آیا بشر در مواجهه با حقیقتی فراتر از مرزهای زمین، قادر خواهد بود از رقابت، بی‌اعتمادی و تقابل عبور کند یا همچنان اسیر همان منازعات قدیمی باقی خواهد ماند.

«افشای حقیقت» در برابر «دولت پنهان»؛

چگونه اسپیلبرگ قدیمی‌ترین نظریه توطئه آمریکا را به هسته اصلی «روز افشا» تبدیل کرد؟

دیوید کپ، فیلمنامه‌نویس فیلم، در مصاحبه‌های تبلیغاتی تأکید کرده است که هسته اصلی داستان، واکنش انسان‌ها به افشای حقیقت است، نه صرفاً مواجهه با موجودات فضایی. او پرسش محوری فیلم را این‌گونه صورت‌بندی می‌کند: «اگر ناگهان ثابت شود که ما در جهان تنها نیستیم، دولت‌ها و مردم چگونه واکنش نشان خواهند داد؟»

استیون اسپیلبرگ نیز در گفت‌وگوهای خود بار دیگر همین ایده را تکرار کرده و از مخاطبان پرسیده است: «اگر بفهمید که ما در جهان تنها نیستیم، آیا این موضوع شما را خواهد ترساند؟» او در اظهارنظرهای خود بیش از آنکه بر ابعاد نظامی داستان تأکید کند، از تأثیر روانی و اجتماعی چنین افشایی بر جامعه انسانی سخن گفته است.

تازه‌ترین فیلم استیون اسپیلبرگ تنها یک اثر علمی‌تخیلی درباره موجودات فرازمینی نیست؛ بلکه بر یکی از قدیمی‌ترین و فراگیرترین روایت‌های فرهنگ عامه آمریکا بنا شده است؛ این ایده که دولت ایالات متحده دهه‌ها حقیقت مربوط به موجودات فرازمینی را از افکار عمومی پنهان کرده است.

بررسی گزارش‌ها، نشان می‌دهد که «پنهان‌کاری دولت آمریکا» نه یک عنصر فرعی، بلکه ستون اصلی روایت «روز افشا» است. قهرمانان فیلم نه صرفاً با یک تهدید فرازمینی، بلکه با ساختار پیچیده‌ای از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی روبه‌رو هستند که تلاش می‌کنند حقیقت هرگز به مردم نرسد.

بر اساس این گزارش، شخصیت‌های اصلی فیلم به مجموعه‌ای از اسناد فوق‌محرمانه دست پیدا می‌کنند که نشان می‌دهد دولت آمریکا بیش از هفت دهه اطلاعات مربوط به تماس با موجودات فرازمینی را مخفی نگه داشته است. این گزارش همچنین توضیح می‌دهد که مخالفان قهرمانان فیلم تنها مقام‌های دولتی نیستند، بلکه شبکه‌ای از پیمانکاران امنیتی و شرکت‌های خصوصی نیز در حفظ این محرمانگی نقش دارند؛ ساختاری که در روایت فیلم به‌عنوان «دولت پنهان» عمل می‌کند.

مأموریت اصلی شخصیت‌های فیلم انتشار اسناد محرمانه‌ای است که سال‌ها از مردم پنهان مانده‌اند. اوج داستان زمانی رقم می‌خورد که این اسناد برای نخستین بار به‌صورت عمومی منتشر می‌شوند و میلیون‌ها نفر از حقیقتی آگاه می‌شوند که دولت دهه‌ها آن را مخفی کرده بود.

هم‌زمان، برخی رسانه‌ها به این نکته پرداخته‌اند که اسپیلبرگ برای ساخت فیلم خود از یکی از مشهورترین روایت‌های فرهنگ عامه آمریکا الهام گرفته است. روزنامه گاردین در یادداشتی به قلم «ست شاستاک»، اخترشناس ارشد مؤسسه ستی (SETI )، توضیح می‌دهد که فیلم بر پایه این باور عمومی شکل گرفته که دولت آمریکا از دهه ۱۹۴۰ تاکنون اطلاعات مربوط به موجودات فرازمینی را پنهان کرده است. با این حال، نویسنده تأکید می‌کند که تاکنون هیچ مدرک علمی معتبر و تأییدشده‌ای برای اثبات این ادعا ارائه نشده و این ایده همچنان در حوزه گمانه‌زنی‌ها و روایت‌های عامه‌پسند قرار دارد.

واشنگتن پست نیز به هم‌زمانی اکران فیلم با موج تازه بحث‌ها درباره اسناد مربوط به پدیده‌های ناشناس هوایی (UAP) اشاره کرده است. این روزنامه می‌نویسد که در سال‌های اخیر، هم‌زمان با برگزاری جلسات استماع کنگره آمریکا و انتشار برخی اسناد دولتی، بار دیگر مطالبه عمومی برای «افشای کامل حقیقت» افزایش یافته و حتی اصطلاح «Disclosure» سال‌ها پیش از ساخت این فیلم به یکی از کلیدواژه‌های اصلی جامعه علاقه‌مندان به یوفو تبدیل شده بود.

در همین راستا، برخی برنامه‌ها و رسانه‌های علمی نیز کوشیده‌اند میان روایت سینمایی و واقعیت تفکیک قائل شوند. در یکی از قسمت‌های پادکست بیگ پیکچر ساینس ( Big Picture Science ) تاکید می‌شود که فیلم این فرض داستانی را مطرح می‌کند که دولت آمریکا دهه‌ها اسناد مربوط به موجودات فرازمینی را مخفی کرده است، اما اسناد منتشرشده رسمی درباره UAP تاکنون وجود موجودات فرازمینی را اثبات نکرده‌اند و صرفاً از مشاهده پدیده‌هایی سخن می‌گویند که منشأ آنها هنوز مشخص نشده است.

همچنین بسیاری از منتقدان به شباهت فضای فیلم با مستند «The Age of Disclosure» اشاره کرده‌اند؛ مستندی که مدعی است دولت آمریکا حدود هشتاد سال اطلاعات مربوط به فناوری یا موجودات غیرانسانی را مخفی کرده است. با این حال، حتی بسیاری از منتقدان این مستند نیز تأکید کرده‌اند که چنین ادعاهایی تاکنون با شواهد قابل‌راستی‌آزمایی پشتیبانی نشده‌اند.

از کنار هم قرار دادن این گزارش‌ها می‌توان دریافت که اسپیلبرگ در «روز افشا» بیش از آنکه بخواهد درباره موجودات فرازمینی سخن بگوید، به مسئله رابطه دولت آمریکا و حقیقت می‌پردازد. در جهان فیلم، بحران اصلی نه حضور موجودات ناشناخته، بلکه پنهان‌کاری نهادهای قدرت، انحصار اطلاعات و تلاش برای کنترل افکار عمومی است. به همین دلیل، «افشای حقیقت» در فیلم صرفاً آشکار شدن وجود حیات فرازمینی نیست، بلکه شکستن انحصار اطلاعاتی دولتی است که سال‌ها سرنوشت یکی از بزرگ‌ترین رازهای تاریخ بشر را در اختیار خود نگه داشته است.

در عین حال، مرور منابع معتبر نشان می‌دهد که این روایت در چارچوب داستان علمی‌تخیلی فیلم و برخی نظریه‌های رایج در فرهنگ عامه آمریکا مطرح می‌شود و می‌توان آن را به‌عنوان واقعیتی اثبات‌شده درباره عملکرد دولت ایالات متحده تلقی کرد. همین مرز میان تخیل سینمایی و ادعاهای اثبات‌نشده، یکی از محورهای اصلی بحث منتقدان و تحلیلگران درباره “روز افشا» بوده است.