کد خبر 1827927
تاریخ انتشار: ۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۱

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:

اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن را نمی ‌توان صرفا در چارچوب یک اقدام تلافی ‌جویانه در پاسخ به حملات اخیر سعودی به صنعا تحلیل کرد. اکنون، در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا تنگه هرمز را به کانون بحران انرژی و امنیت دریایی تبدیل کرده است، باب‌المندب نیز در حال تبدیل شدن به یک اهرم فشار ژئوپلیتیک است؛ اهرمی که ظرفیت آن را دارد تا منازعه یمن را از یک جغرافیای منطقه‌ای، مجددا به بخشی از یک معماری گسترده‌تر برای فشار جهانی تبدیل کند.

بازگشت یمن به جنگ با عربستان؟

تحولات یک دهه گذشته در یمن نشان داد که نه مداخله نظامی توانست انصارالله را از معادلات قدرت حذف کند و نه روندهای دیپلماتیک توانستند به یک توافق سیاسی جامع منجر شوند. در این وضعیت، عربستان به‌تدریج از راهبرد مداخله مستقیم فاصله گرفت و تلاش کرد از طریق مذاکره و مدیریت تنش، هزینه‌های پرونده یمن را کاهش دهد. در مقابل، انصارالله توانست کنترل خود بر صنعا و بخش عمده‌ای از شمال و غرب یمن را تثبیت کند و از یک بازیگر محلی به یک بازیگر شبه‌دولتی تبدیل شود.

رصد تحلیل‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که روند صلح در یمن در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد و تنش‌های نظامی و سیاسی بار دیگر افزایش یافته است. از این منظر، اعلام محاصره دریایی را می‌توان نوعی بازدارندگی نامتقارن دانست. انصارالله در برابر برتری نظامی عربستان و ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، از جغرافیای یمن و موقعیت خود در ساحل دریای سرخ به‌عنوان یک مزیت استراتژیک استفاده می‌کند. منطق این بازدارندگی ساده است: اگر فشار نظامی و اقتصادی بر مناطق تحت کنترل حوثی‌ها افزایش یابد، هزینه آن می‌تواند از طریق تهدید امنیت تجارت و انرژی به رقیب منتقل شود.

تبعیت از ایران یا تصمیم‌گیری مستقل؟

ساختار تصمیم‌گیری جنبش انصارالله نشان می‌دهد که این گروه را نمی‌توان صرفا یک نیروی نیابتی کاملا تابع تهران تلقی کرد. انصارالله منافع، محاسبات داخلی و اهداف سیاسی خاص خود را دارد و در بسیاری از موارد، از پیوند با ایران برای ارتقای جایگاه منطقه‌ای و داخلی خود استفاده می‌کند. این تمایز برای فهم بحران کنونی اهمیت زیادی دارد. انصارالله با محاصره دریایی همزمان سه هدف را دنبال می‌کند: حمایت از متحد راهبردی خود، افزایش هزینه‌های منطقه‌ای جنگ و تقویت جایگاه خود در معادلات داخلی یمن. تبعاً در این سناریو، ایران از افزایش فشار کنترل شده بر عربستان و همزمان ایجاد یک جبهه جدید در برابر آمریکا منتفع می‌شود؛ انصارالله نیز از این وضعیت برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک بازیگر منطقه‌ای بهره می‌گیرد.

دو گلوگاه در یک معادله انرژی

بعد اقتصادی بحران شاید از بعد سیاسی آن نیز مهم‌تر به‌نظر برسد. تنگه هرمز و باب‌المندب دو گلوگاه متفاوت، اما مکمل در شبکه انرژی جهانی محسوب می‌ ‌شوند. در فضای اختلال همزمان هر دو گلوگاه، مسئله صرفا کاهش عرضه نفت نیست؛ بلکه افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه، زمان انتقال و اختلال در زنجیره تامین است که به چرخه تراکم بحران اضافه می ‌شود. رویترز برآورد کرده است که در صورت اختلال جدی در باب‌المندب، حدود سه میلیون بشکه در روز از نفت عربستان ممکن است مجبور به تغییر مسیر شود؛ مسیری که می‌تواند زمان حمل را تا حدود یک ماه افزایش دهد.

در سناریوهای شدیدتر، برخی تحلیلگران احتمال افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار را مطرح کرده‌اند، هرچند وجود مسیرهای جایگزین مانند خط لوله سومد و مسیر دماغه امید نیک می‌تواند بخشی از شوک را جذب کند.الجزیره گزارش داده که در سال ۲۰۲۴ حدود ۴.۱ میلیارد بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این آبراه عبور کرده است و همزمانی اختلال در باب‌المندب با تداوم بحران هرمز می‌تواند فشار بسیار شدیدی بر بازار جهانی وارد کند.

برآورد نهایی درخصوص احتمال سرایت بحران یمن به سطح منطقه‌ای تا حد زیادی به سه متغیر بستگی دارد: نخست، میزان تداوم جنگ ایران و آمریکا؛ دوم، سطح واکنش عربستان به تهدید دریایی انصارالله؛ و سوم، توان تهران و ریاض برای جلوگیری از پیوند خوردن پرونده یمن با رقابت دوجانبه خود. اگر این سه متغیر همزمان در مسیر تشدید حرکت کنند، نه جنگ، نه صلح یمن می‌تواند به پایان خود از مسیر بازگشت منازعه به یک الگوی جدید از بازدارندگی متقابل، جنگ نامتقارن و رقابت بر سر گلوگاه‌های دریایی نزدیک شود. در چنین سناریویی، باب‌المندب صرفا یک جغرافیای یمنی نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از معادله امنیت انرژی جهانی و یکی از حساس‌ترین نقاط اتصال میان بحران یمن، رقابت ایران و عربستان و جنگ گسترده‌تر خاورمیانه تبدیل خواهد شد.


*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.