سرویس جهان مشرق - جنگ ۶۰ روزهای که در پاییز ۲۰۲۴ میان حزب الله و اسرائیل درگرفت، اگرچه با مقاومت سرسختانه نیروهای مقاومت همراه بود و ارتش اسرائیل نتوانست به اهداف اعلامی خود برای اشغال جنوب لبنان دست یابد، اما برای رهبران حزب الله به مثابه آیینهای بود که نقاط آسیبپذیر یک سازمان نظامی را در برابر دشمنی با برتری اطلاعاتی و هوایی آشکار کرد.
حزب الله در آن نبرد برای نخستین بار با عملیاتی پیچیده و ترکیبی روبه رو شد که ضربات سنگینی به ساختار فرماندهی آن وارد کرد. با این حال، برخلاف تصور رایج، این ضربات به معنای شکست نبود؛ حزب الله توانست خطوط مقدم خود را حفظ کند و از فروپاشی جبهه جنوب جلوگیری نماید. اما آن نبرد نشان داد که ماندن در ساختارهای گذشته، دیگر پاسخگوی میدانهای آینده نیست.
نبرد ۲۰۲۴؛ مقاومتی پر هزینه اما روشنگر
در سپتامبر ۲۰۲۴، رژیم صهیونیستی با اتکا به یک رشته عملیات اطلاعاتی و هوایی گسترده، از جمله انفجار پیجرها و حملات هوایی سنگین غیر انسانی به مناطق گسترده جنوب و مرکز لبنان، تعدادی از فرماندهان ارشد حزب الله، از جمله سید حسن نصرالله، دبیرکل فقید این جنبش را به شهادت رساند. این ضربه برای سازمانی که سالها با الگوی سلسلهمراتبی و ارتباطات تعریفشده عمل میکرد، ضربهای سنگین بود.
با این حال، برخلاف معادلات صهیونیستها در رابطه با تبعات ترور فرماندهان و رهبر حزب الله، بدنه رزمی حزب الله از هم نپاشید و به نبرد به صورت کاملا موثر در برار تجاوزات رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان ادامه داد. آتشبس ۲۷ نوامبر در حالی برقرار شد که ارتش رژیم صهیونیستی حتی نتوانسته بود یک روستای راهبردی جنوب لیتانی را به طور کامل تصرف کند و عملاً از دستیابی به اهداف زمینی خود بازماند.
در نهایت، «روند بازسازی از ۲۸ نوامبر، یعنی تنها یک روز پس از آغاز آتشبس، شروع شد». فرماندهان ارشد و میانی حزب الله با نگاهی انتقادی به عملکرد خود، دریافتند که برای میدانهای آینده باید در سه حوزه اساسی تغییر ایجاد کنند.
تحول در ساختار فرماندهی؛ از هرم قدرت تا شبکههای نامرئی
مهمترین درسی که حزب الله از ۲۰۲۴ گرفت، آسیبپذیری ساختار متمرکز بود. سازمانی که فرماندهان ارشد آن شناختهشده و ارتباطاتش بر بسترهای قابل رهگیری استوار باشد، طعمهای آسان برای دشمنی با توان اطلاعاتی بالا است. حزب الله برای مقابله با این ضعف، ساختار فرماندهی خود را به کلی دگرگون کرد.
گزارشهای منتشر شده در رسانههای مختلف از روند تغییرات و تحولات در ساختار حزبالله از بعد از جنگ سال ۲۰۲۴، حاکی از «جایگزینی ساختار فرماندهی سلسلهمراتبی با ساختاری غیرمتمرکز، متشکل از واحدهای کوچک با دانش محدود از عملیات یکدیگر» است.
این الگو بر یگانهای پراکنده، نیمهخودمختار و ارتباطات محدود و غیرمتمرکز استوار است. در این ساختار جدید، حتی اگر رژیم صهیونیستی یک یگان را منهدم کند، کل شبکه دچار فروپاشی نمیشود و اینگونه یکی از ضعفهای جنگ در سال ۲۰۲۴ اکنون به نقطه قوت جنگ ۲۰۲۶ در برابر رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
چرخش تاکتیکی؛ بازگشت به ریشههای چریکی با فناوری مدرن
حزب الله تا پیش از ۲۰۲۴ عملاً به نیرویی کلاسیک با ساختار منظم، یگانهای تعریفشده و مواضع نسبتاً ثابت بدل شده بود. جنگ ۲۰۲۴ نشان داد که «ایستادن در نقطه» در برابر برتری هوایی رژیم صهیونیستی، به معنای پذیرش ریسک صدمات و ضربات جدی است.
در نتیجه، دکترین رزمی حزب الله در فاصله ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ چرخشی بنیادین را تجربه کرد: بازگشت به جنگ چریکی اما این بار با فناوری روز. منابع میدانی گزارش میدهند که «حزب الله اکنون بیش از هر زمان دیگری به تاکتیکهای جنگ چریکی متکی است و اصل «بزن و فرار کن» را با دقت اجرا میکند.
یگانهای رزمی پیشرو اکنون کوچک، سریع و کاملاً مستقل عمل میکنند و هرگز در یک موقعیت باقی نمیمانند». تاکتیک شلیک نیز تغییر کرده است: «در هر نوبت تنها چند موشک شلیک میشود، اما تعداد حملات بیشتر و شدت هر حمله کمتر شده است». این شیوه، نیروهای حزب الله را از تیررس حملات هوایی و توپخانهای خارج کرده است.
سلاحی که از اوکراین آموخته شد؛ پهپادهای فیبر نوری
در بعد تسلیحاتی، حزب الله یکی از مهمترین نوآوریهای تاکتیکی سالهای اخیر را به خدمت گرفت: پهپادهای هدایتشونده با کابل فیبر نوری. این فناوری که پیشتر در جنگ اوکراین آزمایش خود را پس داده بود، اکنون به کابوسی برای سامانههای دفاعی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
این پهپادها با رشتهای به نازکی نخ دندان هدایت میشوند و «نه سیگنال رادیویی ارسال میکنند و نه فرمان رادیویی دریافت مینمایند؛ بنابراین با ابزارهای اطلاعات الکترونیکی قابل شناسایی و با جنگ الکترونیک قابل اخلال نیستند».
هزینه تولید هر یک از این پرندهها بین چند صد تا نهایتاً ۴۰۰۰ دلار برآورد میشود، اما ارتش رژیم صهیونیستی که در حال حاضر هیچ راه موثری برای مقابله با آنها ندارد، در صورت رصد این پهپادها برای سرنگونی آنها ناگزیر است از سامانههایی استفاده کند که دهها میلیون دلار هزینه دارند. رسانههای صهیونیستی نیز اعتراف کردهاند که «در حال حاضر هیچ پاسخ مناسبی برای این تهدید وجود ندارد».
چرخش راهبردی در هدفگیری؛ از جبهه داخلی اسرائیل تا فرسایش ارتش
در ۲۰۲۴، راهبرد حزب الله عمدتاً مبتنی بر شلیک گسترده راکتها برای فلج کردن جبهه داخلی اسرائیل و وارد آوردن فشار روانی بود. اما در ۲۰۲۶، رویکرد به طور کامل تغییر کرده است. اکنون تمرکز اصلی بر شکار سربازان اسرائیلی در جنوب لبنان و تحمیل تلفات فرسایشی بر ارتش است.
پهپادهای انتحاری و موشکهای ضدزره کورنت، یگانهای در حال پیشروی یا حتی تیمهای تخلیه مجروحان را هدف قرار میدهند. گزارش شده که «در هفته گذشته، پهپادهای حزب الله یک سرباز و یک پیمانکار دفاعی اسرائیلی را در جنوب لبنان کشتند». این شیوه، جنگ را برای اسرائیل به باتلاقی پرهزینه و بدون چشمانداز روشن تبدیل کرده است.
حزب الله ۲۰۲۶، فرزند مقاومت ۲۰۲۴
حزب الله در نبرد ۲۰۲۴ نه تنها از هم نپاشید، بلکه با مقاومتی که ارتش اسرائیل را از پیشروی بازداشت، نشان داد که بنیانهای رزمی آن مستحکم است. اما رهبران این جنبش به درستی دریافتند که ماندن در ساختارهای پیشین، تضمینی برای پیروزیهای آینده نیست.
آنها ظرف کمتر از دو سال، خود را از یک نیروی شبهکلاسیک با فرماندهی متمرکز به شبکهای از واحدهای نامرئی، خودمختار و مسلح به سلاحهای هوشمند و ارزانقیمت تبدیل کردند. نبرد ۲۰۲۶ آزمون نهایی این دگردیسی است و شواهد میدانی نشان میدهد که حزب الله درسهای ۲۰۲۴ را نه فقط آموخته، بلکه به دقیقترین شکل ممکن به کار بسته است.